کشورهای جنوب آسیا و خلیج فارس ممکن است بهویژه در زمینه انرژی، ارسال پول و کشاورزی به شدت تحت تأثیر قرار گیرند. اینگونه است.
راهاندازی حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران میتواند منجر به اختلالات اقتصادی و مالی شود که در کشورهای جنوب جهانی با اثرات ویرانگر گسترش یابد. و در حالی که پایان سریع جنگ میتواند این اثرات را کاهش دهد، وزیر دفاع پیتر هگست به این نکته اذعان کرده است که جنگ ممکن است حتی تا ۸ هفته به طول بینجامد و اسرائیل اکنون بهطور گزارش شدهای انتظار یک جنگ “چند هفتهای” با ایران را دارد.
مسئله اساسی در اینجا به نظر میرسد که دیدگاه فزایندهای از اهداف جنگی آمریکایی — و بهویژه اسرائیلی — وجود دارد. این اهداف اکنون فراتر از پیشنهاد ایران برای خلع سلاح هستهای قابل توجه رفته و به تغییر رژیم رسیده است، و برخی از محافل حتی دیدگاههای افراطیتری مانند احتمال تجزیه ایران به چندین دولت کوچک را مطرح کردهاند. چنین گسترش مأموریت از سوی ایالات متحده و اسرائیل به نوبه خود ساختارهای انگیزشی در ایران را به سمت گسترش درگیری برای هدف قرار دادن هر دو کشور خلیج فارس و بازارهای جهانی نفت تغییر داده است، داینامیکی که تهدید میکند تا درگیری را گسترش دهد و آن را طولانیتر کند، با تأثیرات عمیق بر اقتصاد جهانی.
تنگه هرمز و بحران بیمه
کانال غالبی که از طریق آن این تأثیرات احساس خواهد شد، البته قیمت نفت است. و در اینجا، مسئله کمتر از دست دادن تولید ایران (صادرات به طور تقریبی ۱.۵ میلیون بشکه در روز است) است و بیشتر به خصومتها مربوط میشود که منجر به بسته شدن مؤثر تنگه هرمز میشود، که ناشی از ترکیبی از حملات به کشتیها و ناپدید شدن پوشش بیمه خصوصی برای نفتکشهایی است که از تنگه عبور میکنند. تا زمان نگارش این مطلب، گزارش شده است که ۸ کشتی توسط ایران مورد حمله قرار گرفتهاند و صدها کشتی دیگر در هر دو طرف تنگه در انتظار هستند. در همین حال، بیمهگران دریایی خصوصی پوشش خود را لغو کردهاند و احتمالاً (اگر هم دوباره پوشش دهند) با نرخهای بهمراتب بالاتر این کار را انجام خواهند داد.
پیشنهاد بیمه DFC ترامپ و محدودیتهای آن
در پاسخ، رئیسجمهور ترامپ اوایل این هفته گفت که او دستور خواهد داد که شرکت تأمین مالی توسعه، بیمه دریایی ارزانقیمتی را برای تمام کشتیهای تجاری که از تنگه عبور میکنند، فراهم کند و احتمالاً همچنین از ناوگان دریایی ایالات متحده برای کشتیهایی که درخواست کنند، استفاده خواهد کرد. این ممکن است برخی از فشارها را کاهش دهد، اما بدون مشکلات لجستیکی و سیاسی خود نیست. DFC (که در سال ۲۰۱۹ راهاندازی شد و به تازگی مجدداً برای افزایش قابل توجهی با حداکثر مسئولیت احتمالی ۲۰۵ میلیارد دلار تأیید شده است) واقعاً بیمه ریسک سیاسی را ارائه میدهد که شامل اقدامات جنگی میشود، همانطور که یک پیشینیه، شرکت سرمایهگذاری خصوصی خارجی نیز این کار را انجام میداد. اما بهگزارشها، صنعت نسبت به ظرفیت مالی DFC و تمایل حملکنندگان برای انجام سفرها با توجه به عدم قطعیتهای گستردهتر تردید دارد.
با این حال، در موارد اخیر مشابه چنین پوششهایی (مانند جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰)، ایالات متحده بهطور کامل درگیر درگیری نبود، همانطور که اکنون هست، که ممکن است تصمیمات مربوط به بیمه و قیمتگذاری را پیچیده کند. اعلامیه این آژانس در این زمینه نسبتاً کمجزئیات بود و فرآیند بیمهگذاری احتمالاً شامل بررسی دقیق بر ارزیابیهای صدها کشتی و احتمال وقوع حوادث نامطلوب خواهد بود. و حملکنندگان (و احتمالاً خدمه) نیز احتمالاً قبل از سفرها در یک منطقه جنگی به چنین محاسباتی خواهند پرداخت، بهویژه با توجه به خطرات اضافی ناشی از انقلابهای اخیر در جنگهای پهپادی.
گویی همه اینها کافی نیست، ممکن است مسائل سیاسی ناشی از این واقعیت وجود داشته باشد که ایالات متحده عملاً هیچیک از نفت خود را از طریق تنگه هرمز دریافت نمیکند — بیشتر آن به آسیا میرود، با چین بهعنوان بزرگترین واردکننده. بنابراین مشخص نیست که چگونه ابتکارات مالی کاخ سفید میتوانند به سرعت جریانهای نفتی را بازگردانند تا زمانی که منطقه همچنان یک میدان نبرد مورد مناقشه باقی بماند.
افزایش قیمت نفت و برندگان منطقهای
نتیجهای که به دست آمده، افزایش بسیار شدیدی در قیمت نفت بوده است، به طوری که نفت خام برنت به بیش از 80 دلار در هر بشکه رسیده است، که از 60 دلار در اوایل ژانویه، زمانی که نیکلاس مادورو از ونزوئلا سرنگون شد، افزایش یافته است. در آن زمان، به نظر میرسید که قیمتهای نفت برای شرکتهای بزرگ نفتی به اندازهای پایین است که آنها به سرمایهگذاری در میادین نفتی گران و دشوار ونزوئلا فکر نکنند، که این نشان میدهد ممکن است حداقل یک برنده اقتصادی در جنوب جهانی از طولانی شدن این درگیری وجود داشته باشد.
در واقع، اگر الگوهای مشاهده شده در هفتههای اولیه حمله روسیه به اوکراین ادامه یابد، آمریکای جنوبی به عنوان یک قاره صادرکننده انرژی ممکن است کمتر تحت تأثیر رویدادهای خاورمیانه قرار گیرد نسبت به شرق، جنوب شرق و جنوب آسیا، که بخش عمدهای از واردات انرژی از منطقه خلیج فارس را تشکیل میدهند. از حدود 15 میلیون بشکهای که هر روز از تنگه هرمز عبور میکند، تقریباً 12.5 میلیون بشکه به آسیا میرود.
معرض هند و پژواکهای 1991
در میان اقتصادهای بزرگ، هند به خاطر معرض بالای خود به خلیج فارس برجسته است. این کشور یک اقتصاد با کسری حساب جاری است که کسری تجاری آن منعکسکننده واردات قابل توجه نفت است. هند همچنین جمعیت زیادی از expatriates در خلیج فارس دارد که تقریباً 48 میلیارد دلار در سال به عنوان حواله ارسال میکنند و به تعادل پرداختها کمک میکنند.
معرض مشابه به منطقه خلیج فارس یکی از دلایل بود که اقتصاد هند در سالهای 1990-91 (به دلیل جنگ اول عراق) به بنبست رسید، رویدادی که کشور را مجبور به درخواست کمک از صندوق بینالمللی پول و باز کردن اقتصادش به روی جهان کرد. یکی از پیامدهای اصلاحات عمده بازار بعدی این است که هند در وضعیت بهتری برای مواجهه با این مشکلات قرار دارد و تقریباً 725 میلیارد دلار ذخایر دارد، که فاصله زیادی با قفسههای خالی در سال 1991 دارد.
اما سایر کشورهای کوچک واردکننده نفت در جنوب جهانی با اقتصادهای کمتر متنوع ممکن است به همین اندازه خوششانس نباشند. و یکی از پژواکهای ناگوار 2022 در اینجا نه تنها افزایش قیمت نفت (که ممکن است کاهش یابد) بلکه افزایش قیمت کودها درست قبل از فصل کاشت است — دقیقاً همان چیزی که در 2022 اتفاق افتاد. گاز طبیعی یک ورودی کلیدی برای کودهای نیتروژنی است و منطقه خلیج فارس یک تولیدکننده کلیدی جهانی است که تقریباً 45 درصد از تولید جهانی اوره را تشکیل میدهد. افزایش قیمت کودها میتواند میلیونها نفر را بیشتر از افزایش قیمت نفت آسیبپذیر کند.
فشارهای ارزی و دینامیک دلار
بازارهای ارزی میتوانند منبع دیگری از فشار باشند. به تعجب برخی (اما نه همه) ناظران، دلار سال گذشته در پاسخ به تعرفههای کاخ سفید با یک فروش گسترده مواجه شد و به کشورهای جنوب جهانی مقداری تنفس از تورم وارداتی که ممکن بود بانکهای مرکزی آنها را مجبور به افزایش نرخها کند، داد. اما تا کنون، افزایش قیمت نفت دلار را تقویت کرده است، که هم منعکسکننده استقلال انرژی بیشتر آمریکا از زمان انقلاب شیل و هم انتظار این است که خطر بالاتر تورم میتواند کاهش نرخها توسط فدرال رزرو را کند کند.
با این حال، باید توجه داشت که در حالی که قیمتهای بالاتر نفت ممکن است دلار را در برابر رقبایش تقویت کند، احتمالاً به اقتصاد کلی ایالات متحده کمک نخواهد کرد — آمریکا افراد بیشتری دارد که بنزین میخرند تا کارگرانی که در صنعت نفت یا شیل مشغول به کارند.
فشارهای تجاری مضاعف بر صادرکنندگان آسیایی
این فشارهای مالی و اقتصادی که ناشی از افزایش قیمت انرژی هستند، همچنین با فشارهای تجاری که به اقتصادهای صادرکننده تولیدی (عمدتاً در آسیا) که تحت اشکالی از تعرفه قرار گرفتهاند، همراه است. چین هدف واضحی بوده است، اما ژاپن، کره جنوبی، کشورهای آسهآن و هند نیز در این زمینه قرار دارند، که به تازگی یک مقام وزارت امور خارجه به هند گفته است که ایالات متحده قصد ندارد اشتباهات تجاری خود را که با چین انجام داده، تکرار کند. فراتر از این، برخی از طرحهای افراطیتر که برای منطقه مطرح شدهاند، مانند تجزیه ایران، میتواند به افزایش بیثباتی نه تنها در خاورمیانه، بلکه همچنین در جنوب آسیا از طریق تأثیر بر پاکستان اقتصادی ناپایدار منجر شود، که فقط به بارهای اقتصادی اضافه خواهد کرد.
از تثبیتکننده هژمونیک به بیثباتکننده
بنابراین، به نظر میرسد که کاخ سفید حداکثر “سریع حرکت کن و چیزها را بشکن” در سیلیکون ولی را به مناطق جغرافیایی وسیعتری، بهویژه در خاورمیانه بسیار حساس، قرض گرفته است که ممکن است ثبات اقتصادی آنچه را که در ۳ دهه گذشته سریعترین منطقه در حال رشد جهان بوده، تهدید کند. در تمام این موارد، ایالات متحده ممکن است (بر خلاف اصل چارلز کیندلبرگر) به عنوان یک بیثباتکننده هژمونیک عمل کند تا تثبیتکننده.

