چین به طور معمول به عنوان یک ابرقدرت شناخته میشود و از بسیاری جهات این امر صحیح است: اقتصاد آن در تولید ناخالص داخلی (GDP) به لحاظ اسمی در رتبه دوم و در صورت اندازهگیری بر اساس برابری قدرت خرید در رتبه اول قرار دارد؛ این کشور عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد (UNSC) است؛ دارای زرادخانهای بزرگ و در حال رشد از سلاحهای هستهای است؛ و شریک تجاری اصلی اکثر کشورهای جهان است؛ پیشرفت اقتصادی بیسابقه چین در سه دهه گذشته نیز ماهیت آن به عنوان یک جامعه “با اعتماد بالا” را تضعیف نکرده است.
اما یک ابرقدرت همانطور که ابرقدرت عمل میکند، عمل میکند و ابرقدرتها برای حفاظت یا پیشبرد منافع خود، نظامی را به کار میگیرند.
اهداف بعدی واشنگتن
دولت ایالات متحده ایران را با مرحله بعدی حملات ایالات متحده و اسرائیل در ژوئن 2025 که منجر به کشته شدن بسیاری از رهبران ایرانی و “نابود کردن” (به گفته رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ) تأسیسات هستهای ایران در فردو، نطنز و اصفهان شد، تهدید میکند. هدف آمریکاییها اکنون برنامه موشکی ایران است و ایران پاسخ داده است که موشکها — تنها دفاع ایران در برابر حملات اسرائیلی و آمریکایی — غیرقابل مذاکره هستند، هرچند که آماده است در صورت لغو تحریمها در مورد رقیق کردن (“کاهش غلظت”) اورانیوم غنیشده خود بحث کند.
منافع پکن و مسکو در ایران
برخی ناظران بر این باورند که چین و روسیه برای کمک به ایران ضعیف شده هیچ اقدامی نخواهند کرد، اما پکن و مسکو نظر دیگری دارند. چین علاقهای به مواجهه مستقیم نیروهای خود با آمریکاییها ندارد — این موضوع بعداً خواهد آمد — اما منافع قابل توجهی در ایران و مناطق اطراف آن دارد و باید برای حفاظت از سرمایهگذاریها و شهرت خود به عنوان یک شریک قابل اعتماد اقدام کند. روسیه و چین موظف به دفاع از ایران در صورت حمله ایالات متحده و اسرائیل نیستند زیرا هیچ پیمان دفاع متقابلی ندارند، هرچند که این سه کشور در ژانویه 2026 یک پیمان استراتژیک سهجانبه برای تقویت همکاری سیاسی و تعمیق ادغام اقتصادی امضا کردند.
کمک محدود روسیه
روسیه و ایران در ژانویه 2025 یک پیمان 20 ساله همکاری جامع استراتژیک ایرانی-روسی را امضا کردند که شامل همکاریهای دفاعی است، که احتمالاً به معنای فروش سلاح و اشتراکگذاری اطلاعات در مورد تهدیدات مشترک است. روسیه در اوکراین مشغول است اما ممکن است احساس کند که موظف است به ایران اطلاعات و سلاح ارسال کند، زیرا پهپاد ایرانی شهادی-136 به روسیه در جنگ علیه ناتو که در اوکراین در حال انجام است، کمک کرده است. و با تشدید تنشها، پایگاه خبری Middle East Monitor گزارش داد که در دسامبر 2025 روسیه و ایران یک قرارداد 589 میلیون دلاری برای بازسازی سیستم دفاع هوایی ایران منعقد کردند، هرچند که این کمک به موقع برای نبرد قریبالوقوع نخواهد رسید.
معرض اقتصادی چین
چین در موقعیت دشوارتری قرار دارد زیرا حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران تهدیدی برای توافق همکاری استراتژیک 25 ساله 400 میلیارد دلاری چین و ایران و کریدور اقتصادی 60 میلیارد دلاری چین-پاکستان، یک پروژه شبکه زیرساختی 3,000 کیلومتری (1,864 مایلی) و اصلیترین بخش ابتکار یک جاده و یک کمربند چین خواهد بود. چین بیش از 80 درصد از نفت صادراتی ایران را خریداری میکند و حدود 14 درصد از واردات نفت خود را از ایران تأمین میکند. راهآهنهای موجود چین و ایران 50 درصد سریعتر از مسیرهای دریایی هستند و نقاط تنگه دریایی را دور میزنند، و کریدور راهآهن پنج کشور آینده چین را از طریق آسیای مرکزی و افغانستان به ایران متصل خواهد کرد.
سپر فنی چین برای ایران
Navroop Singh اشاره میکند که چین اکنون درک کرده است که حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ژوئن 2025 یک “بیثباتکننده منطقهای با پیامدهای مستقیم برای منافع استراتژیک، اقتصادی و لجستیکی چین” بوده و این حملات “گسترش قابل توجهی در همکاریهای فنی چین با ایران را به دنبال داشته است.” از آن زمان، ایران سیستم GPS تحت کنترل ایالات متحده را کنار گذاشته و سیستم ناوبری ماهوارهای BeiDou چین را پذیرفته است، نرمافزارهای آمریکایی و اسرائیلی را با سیستمهای چینی جایگزین کرده، آمونیوم پرکلرات — که در موشکهای بالستیک سوخت جامد استفاده میشود — را از چین وارد کرده و بهطور گزارششده رادار ضد استتار YLC-8B و سیستم موشکی سطح به هوای دوربرد HQ-9B را مستقر کرده است. بهگزارشها، چین بر هرگونه سرمایهگذاری جدید در اسرائیل ممنوعیت اعمال کرده و برای افزودن توهین به آسیب، ممکن است در یک بحران از طریق وابستگی اسرائیل به دستگاههای پزشکی کمهزینه چینی، بر زنجیره تأمین تسلط یافته باشد.
اعتبار چین در صورتی که هیچ اقدامی انجام ندهد، آسیب خواهد دید. برای کمک به ایران، چین در حال ارسال سلاح و اطلاعات است و ممکن است حمایت اقتصادی نیز ارائه دهد، اما بهطور مستقیم نیروی نظامی خود را برای دفاع از ایران مستقر نخواهد کرد، در عملیاتهای نظامی علیه اسرائیل یا ایالات متحده شرکت نخواهد کرد و یا الزامات دفاع متقابل خودکار را فعال نخواهد کرد.
تغییر رژیم تحت حمایت ایالات متحده در ایران برای چین و روسیه فاجعه خواهد بود، زیرا این امر “زیر شکم روسیه را باز میکند، ورود به ‘استانها’ را فراهم میآورد، تسلط کامل بر تنگه هرمز را به ارمغان میآورد و حتی مرزی با پاکستان ایجاد میکند”، مینویسد راجر بویید.
بویید به گزینه پاسخ غیرکینتیک برای پکن اشاره میکند: “گام دیگری که میتوان برداشت این است که به ایالات متحده اطلاع داده شود که هرگونه حمله به ایران بلافاصله با ممنوعیت مطلق صادرات عناصر نادر و سایر مواد و اجزای حیاتی به ایالات متحده و هر کشور دیگری که در حمله مشارکت داشته باشد، پاسخ داده خواهد شد.” چین بیش از 90 درصد تولید جهانی عناصر نادر تصفیهشده و تقریباً 90 درصد تولید مغناطیسهای دائمی را کنترل میکند و این امر چین را “دروازهبان فناوریهای حیاتی” میسازد، هرچند که ممنوعیت کامل صادرات ممکن است تلاشهای غربی برای کاهش وابستگی به عناصر نادر چینی را تسریع کند.
اطلاعات، ماهوارهها و سایهپیمایی دریایی
در بحران کنونی، کشتی “تحقیقات علمی” دا یانگ یی هاو در ژانویه 2026 به دریای عربی رسید و گروه ضربت ناو هواپیمابر USS Abraham Lincoln را زیر نظر دارد. کشتیهای نیروی دریایی روسیه و چین در اواخر فوریه در تمرینات دریایی با ایران شرکت خواهند کرد و کشتی ردیاب فضایی دریایی Liaowang-1، که توسط یک ناوشکن کلاس Type 055 و یک ناوشکن کلاس Type 052D همراهی میشود، به تازگی به خلیج عمان رسیده است. کشتیهای جاسوسی چینی حرکات دریایی غربی را زیر نظر خواهند داشت، از ایران حمایت اطلاعاتی خواهند کرد و فعالیتهای دفاع موشکی ایالات متحده در منطقه را ردیابی خواهند کرد.
تصاویر ماهوارهای تجاری چین استقرار سامانههای موشکی THAAD ایالات متحده در اردن را فاش کرده است، بنابراین منطقی است که فرض کنیم چین ماهوارههای جاسوسی خود را برای ارائه اطلاعات دقیقتر به ایران در مورد نیروهای اسرائیلی و آمریکایی در منطقه مستقر کرده است. بهگزارشها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران با تولیدکنندگان ماهوارههای چینی برای بهدست آوردن یا دسترسی به ماهوارههای سنجش از دور برای هشدار زودهنگام به منظور شناسایی حمله قریبالوقوع یا قابلیت هدفگیری بهبود یافته برای موشکهای بالستیک خود مذاکره کرده است. و در فوریه 2026، چین و ایران به توافقی برای موشکهای کروز ضد کشتی CM-302 نزدیک هستند.
برنامه زمانی ترامپ و استراتژی کمکینتیک چین
ترامپ به ایران هشدار داده است که در صورت عدم پذیرش خواستههای آمریکا درباره محدود کردن برنامههای هستهای و موشکی و کاهش روابط با متحدان، عواقب “بسیار دردناک” در انتظارش خواهد بود. ترامپ به ایران 30 روز مهلت داده است تا به شرایط آمریکا توافق کند، بنابراین ایرانیها انتظار یک حمله را در سه هفته آینده خواهند داشت.
ترامپ میخواهد در سفر دولتی خود به پکن در آوریل 2026، پس از یک رویارویی پیروزمندانه با ایران، وارد شود، اما اگر هرگونه پرسنل چینی در ایران توسط آمریکا یا اسرائیل کشته شوند، این سفر ممکن است لغو شود. (یک قرارداد احتمالی 20 میلیارد دلاری تسلیحاتی با تایوان نیز ممکن است این سفر را لغو کند، صرفنظر از اینکه در ایران چه اتفاقی بیفتد.) از سوی دیگر، ترامپ نمیخواهد در پکن وارد شود در حالی که در اتاق کنفرانس یا در دریا توسط جمهوری اسلامی شکست خورده است. اعلامیه ترامپ به معترضان ایرانی، “کمک در راه است” گزینههای او را به TACO (صهیونیستها عصبانی خواهند شد) یا جنگ (آمریکاییها ممکن است بمیرند) محدود کرده است. استقرار گروه ضربت ناو هواپیمابر USS Gerald R. Ford به گزینههای ترامپ نیز محدودیتهایی وارد میکند و انتظارات حمله قریبالوقوع به ایران را افزایش میدهد. گزارشها حاکی از آن است که پنتاگون در حال برنامهریزی برای یک “کمپین نظامی پایدار و چند هفتهای” علیه ایران است، اما آمریکا نمیتواند به طور نامحدود یک وضعیت نیرویی بالا را در منطقه حفظ کند. با این حال، اگر حمله به ایران نیروهای آمریکایی را در غرب آسیا مشغول کند، این به نفع چین خواهد بود اگر در تنگه تایوان بحرانی بروز کند. و ایران بازی وسیعتری را درک میکند: جلال دهقانی فیروزآبادی، دبیر شورای راهبردی روابط خارجی ایران، اظهار داشت: “بخشی از سیاست آمریکا در قبال ایران در چارچوب استراتژی مهار چین تعریف شده است.”
چین به طور مداوم در مجامع بینالمللی مواضعی اتخاذ کرده است که بر احترام به حاکمیت و عدم مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر تأکید دارد. در یک بحران مربوط به ایران، نقش چین در کمک به ایران برای دفاع از خود، استراتژیک، اقتصادی و فناوری خواهد بود، نه از طریق درگیری نظامی مستقیم. رویکرد پکن این بوده است که نفوذ و روابط اقتصادی را گسترش دهد در حالی که از درگیر شدن در جنگهایی که ممکن است آن را به طور مستقیم در برابر ایالات متحده قرار دهد، اجتناب کند، یعنی تنها در یک رقابت “کمتحرک” شرکت کند. وقتی واشنگتن شکایت میکند، پکن نسخه خود را از “ما با روسیه نمیجنگیم، ما از اوکراین حمایت میکنیم” ارائه خواهد داد.
تقویم نگرانیهای ترامپ شامل: سفر دولتی به چین در آوریل؛ 25 مه (روز یادبود) و آغاز فصل تعطیلات تابستانی که ممکن است در صورت بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران و افزایش قیمت بنزین اتفاق نیفتد؛ و انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر که دموکراتها ممکن است به خاطر قیمتهای بالای انرژی و تلفات نظامی در خاورمیانه به او حمله کنند. ترامپ به یک پیروزی سریع و قاطع نیاز دارد که او را به موقع به پکن برساند و اسرائیل و همپیمانان آمریکاییاش را خوشحال نگه دارد و پول آنها به سمت نامزدهای کنگره مورد علاقهاش در نوامبر سرازیر شود. با این حال، او هنوز باید رأیدهندگان “آمریکا اول” را که احساس میکنند توسط “رئیسجمهور صلح” خودخوانده فریب خوردهاند، به حرکت درآورد، به ویژه اگر پسران و دخترانشان در نبرد علیه ایران کشته شوند، که ممکن بود در صورت عدم خروج ترامپ از توافق هستهای با تهران که توسط باراک اوباما تأمین شده بود، قابل اجتناب باشد. و اوباما خوشحال و مفتخر خواهد بود که در کمپین نوامبر با پیام “به شما گفتم” وارد عمل شود.
چین با کمک به ایران برای حذف عنصر غافلگیری از محاسبات آمریکا و اسرائیل موفق میشود، هرچند که رهبران ایرانی به سختی آموختهاند که مذاکرات با آمریکا واقعاً مقدمهای برای یک حمله است. چین امیدوار است که مذاکرات، جنگ دیگری در خاورمیانه را که بد برای کسبوکار خواهد بود، نفی کند، اما در عوض تلاش خواهد کرد تا خودآسیبی آمریکایی را در صورت حمله به ایران به جای توافقی مذاکرهشده و متقابلاً رضایتبخش در پرونده هستهای ایران تشدید کند.

