“من کاملاً از آن حمایت میکنم.” این جملهای است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، روز پنجشنبه در پاسخ به پرسشی درباره احتمال حمله کردها در ایران گفت، در حالی که گزارشهایی مبنی بر تسلیح گروه اقلیت قومی کرد توسط ایالات متحده و اسرائیل به منظور افزایش فشار بر رژیم ایران منتشر شده است. ایده ورود گروههای مسلح کردی به جنگی که هفته گذشته توسط ایالات متحده و اسرائیل آغاز شد، سؤالات زیادی را به وجود میآورد. ما به کارشناسان خود مراجعه کردیم تا با استفاده از تجربیات چند دههای آنها در این منطقه، پاسخهایی بیابیم.
1. کردهای ایرانی کی هستند و رابطه آنها با رژیم ایران چگونه است؟
کردها یک گروه اقلیت قومی هستند که با زبان و فرهنگی متمایز، 10 تا 12 درصد از جمعیت ایران را تشکیل میدهند و بیش از چهارصد سال در امتداد مرز غربی آنچه که اکنون ایران مدرن نامیده میشود، زندگی کردهاند. کردهای ایرانی برای دستیابی به خودمختاری بیشتر در یک دولت متمرکز فارسی، قرنها تلاش کردهاند—از جمله در دوران سلطنت پهلوی که پیش از حکومت جمهوری اسلامی ایران بود. تحت جمهوری اسلامی، کردها به شدت از طریق خشونت سرکوب شدهاند و همچنان از نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاشیهنشین هستند. به عنوان مثال، درآمد متوسط یک خانواده کردی در ایران کمتر از درآمد خانوادهها در تهران و سایر شهرهای بزرگ است و اگرچه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آموزش به زبانهای غیر از فارسی را مجاز میداند، اما در عمل کردها غالباً از این حق محروم میشوند. آنها حتی به طور مکرر از دادن نامهای کردی به فرزندانشان منع میشوند.
بسیاری از کردهای ایرانی از انقلاب 1979 حمایت کردند و آن را فرصتی برای درخواست خودمختاری بیشتر میدانستند. اما رابطه با جمهوری اسلامی نوپا به سرعت تیره شد. نمایندگان دولت مرکزی با نمایندگان کردی درباره درخواستهای خودمختاری سکولار محلی مذاکره کردند، اما این مذاکرات به شکست انجامید و خشونت بین کردها و نیروهای دولتی آغاز شد. این موضوع culminated در یک فتوای آیتالله روحالله خمینی، بنیانگذار و نخستین رهبر عالی جمهوری اسلامی، در اوت 1979 که دستور داد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی کردها را سرکوب کنند. بهویژه، این تنها یک فراخوان برای مبارزه با شبهنظامیان کردی نبود؛ بلکه به آیتالله صادق خلخالی—رئیس دادگاه انقلاب جدید تأسیس شده که به قاضی “دار زدن” معروف شد—اجازه داد تا به دنبال نیروهای نظامی به شهرهای کردی برود و به طور خلاصه دهها مرد و پسر را تنها به دلیل هویت کردیشان اعدام کند. عکسهای اعدام کردها توسط جوخههای اعدام در سطح جهانی خبرساز شد و باعث خشم بینالمللی گردید.
در دهههای بعد، کردها همچنان تحت حکومت جمهوری اسلامی به شدت سرکوب شدند. فعالان کردی، وکلا و معلمان به خاطر درخواست حقوق کردی دستگیر، زندانی و گاهی حتی اعدام شدند. این موضوع دوباره در سپتامبر 2022 به اوج خود رسید، با قتل مهسا جینا امینی—یک زن جوان کردی ایرانی که در بازداشت “پلیس اخلاق” جمهوری اسلامی به دلیل allegedly wearing improper hijab جان باخت. قتل او خشم و اعتراضاتی را در زادگاهش، سقز، برانگیخت که به سرعت به منطقه کردی و سپس به تمامی سی و یک استان ایران گسترش یافت.
—گیسو نیا مدیر پروژه دعاوی استراتژیک شورای آتلانتیک و عضو هیئت مدیره مرکز مستندسازی حقوق بشر ایران است.
2. اهداف گروههای مختلف کردی ایرانی چیست؟
در 22 فوریه، پنج حزب اصلی اپوزیسیون کردی ایرانی گرد هم آمدند تا ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران را تشکیل دهند. یک گروه ششم، حزب کومله کردستان ایران، در 4 مارس به این ائتلاف پیوست پس از اینکه در ابتدا از پیوستن به آن خودداری کرده بود.
جناح ائتلاف گروههایی با پروفایلهای ایدئولوژیک بسیار متفاوت را گرد هم میآورد. حزب دموکرات کردستان ایران (KDPI) به رهبری مصطفی هجری، قدیمیترین و معتبرترین حزب است. حزب آزادی کردستان (PAK) که همچنین در منطقه کردستان عراق مستقر است، در ماههای اخیر از نظر نظامی فعالترین بوده و ادعا کرده است که چندین حمله به مواضع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) در استانهای کرمانشاه و لرستان انجام داده است، حتی پیش از آغاز جنگ. حزب زندگی آزاد کردستان (PJAK) بار سنگینترین مسائل منطقهای را به دوش میکشد. این حزب در اصل شاخهای از حزب کارگران کردستان (PKK) است که بر روی کردستان ایران متمرکز شده و شاخه مسلح آن، واحدهای کردستان شرقی (YRK)، به عنوان دارای توانمندترین جنگجویان ارزیابی میشود که بسیاری از آنها زن هستند و از کوههای قندیل در نزدیکی مرز ایران و عراق فعالیت میکنند. حزبهای خبات و کومله نیز احزاب کوچکتری هستند که ائتلاف را کامل میکنند و هر یک نیروهای پیشمرگه خود را دارند.
اهداف اعلام شده ائتلاف شامل سرنگونی جمهوری اسلامی، دستیابی به حق تعیین سرنوشت کردها و ایجاد یک سیستم اداری دموکراتیک در “کردستان شرقی”، اصطلاح کردی برای کردستان ایران است. هدف رسمی حق تعیین سرنوشت در داخل ایران است، هرچند که هدف نهایی، مانند یک منطقه فدرال (یا چیزی شبیه به وضعیت دولت منطقهای کردستان عراق)، به عمد مبهم باقی مانده است. با این حال، جداییطلبی بهطور کامل هدف نیست.
این تمایز تأثیری بر کاهش تنشها با دیگر چهرههای اپوزیسیون ایرانی، بهویژه رضا پهلوی، پسر شاه سابق، که گروههای کردی را به جداییطلبی متهم کرده است، نداشته است. ائتلاف کردی در پاسخ از “نیروهای طرفدار آزادی” خواسته است که در برابر استبداد بایستند. تنش بین حق تعیین سرنوشت کردها و وحدت سرزمینی ایران یک خط fault واقعی در درون جنبش ضد رژیم گستردهتر است، هرچند که کردها بهطور کلی علاقهای به سرزمینهای غیرکردی ندارند.
این گروهها در منطقه کردستان عراق مستقر هستند و هرگونه عملیات مرزی از خاک عراق به عنوان پایگاه استفاده خواهد کرد. وزیر امور خارجه ایران قبلاً با نخستوزیر عراق و رهبران کردی در عراق صحبت کرده و آنها تأکید کردهاند که عراق اجازه نخواهد داد تهدیداتی از خاک عراق به سمت ایران هدایت شود. اما کردهای عراقی در موقعیت دشواری قرار دارند. یکی از مقامات ارشد دولت منطقهای کردستان وضعیت را “بسیار خطرناک” توصیف کرده اما گفته است که احساس میکنند نمیتوانند در برابر فشارهای ایالات متحده مقاومت کنند. گزارشها حاکی از آن است که ترامپ از رهبران کردی عراق خواسته است که بین ایالات متحده/اسرائیل و ایران انتخاب کنند، مرز را باز کنند و حمایت نظامی ارائه دهند. این آزمون وفاداری، اگر درست باشد، رهبران کردی را در بزرگترین معضل سیاسیشان در تاریخ مدرن کردها قرار میدهد.
کردها سابقه طولانی و دردناکی از جلب توجه قدرتهای بزرگ در زمان درگیریها و سپس رها شدن پس از آن دارند. ایالات متحده در دهه ۱۹۷۰ از کردهای عراقی در برابر عراق حمایت کرد و سپس آنها را رها کرد زمانی که این کار به توافقی با ایران کمک میکرد. این تاریخ باعث میشود که گروههای کردی محتاط باشند. گزارشها حاکی از آن است که آنها به دنبال تضمینهای سیاسی از دولت ترامپ هستند قبل از اینکه بهطور کامل متعهد شوند. اینکه آیا این تضمینها معتبر خواهند بود، به طور ملایم، سوالی باز است. با این حال، بهطور کلی، همکاری کردها با ایالات متحده در طولانیمدت وضعیت بهتری برای کردها به ارمغان آورده است.
— یروان سعید، پژوهشگر ارشد غیر مقیم در ابتکار عراق در برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک و مدیر ابتکار جهانی کردی برای صلح در دانشکده خدمات بینالمللی دانشگاه آمریکایی است.
۳. کردها چه قابلیتهای نظامی دارند و ایالات متحده و/یا اسرائیل چه کاری میتوانند برای حمایت از آنها انجام دهند؟
چشمانداز یک تهاجم کردها به غرب ایران در محیط عملیاتی شکلگرفتهای در حال وقوع است که تحت فشار نظامی ایالات متحده و اسرائیل بر زیرساختهای ایران قرار دارد. حملات هوایی اخیر به مواضع نظامی ایران در امتداد مرز ایران و عراق هدف قرار گرفته است و گرههای فرماندهی، دفاع هوایی و شبکههای لجستیکی که پیشتر فعالیتهای شورشی کردها را محدود کرده بودند، تخریب کرده است. این مرحله “شکلدهی” فضایی برای نیروهای کرد ایجاد کرده است تا در مرز زاگرس مانور دهند و بهطور گزارششده عملیاتهای کوچکمقیاس علیه واحدهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای امنیت داخلی انجام دهند.
چندین گروه کرد به تازگی یک اتحاد یکپارچه تشکیل دادهاند تا عملیاتهای سیاسی و نظامی علیه تهران را هماهنگ کنند. این سازمانها بالهای مسلحی دارند که سالها بهطور متناوب به نیروهای ایرانی حملات شورشی انجام دادهاند و معمولاً از واحدهای پیادهنظام سبک با تفنگهای الگوی AK، نارنجکاندازهای راکتی و خمپارههایی که از پایگاههای عملیاتی در کردستان عراق مستقر میشوند، استفاده میکنند. همچنین، نیروهای امنیتی کرد واحدهای ویژه عملیاتی النخبهای مانند گروه ضدتروریسم (CTG) را حفظ میکنند که نیرویی آموزشدیده توسط ایالات متحده است و در جمعآوری اطلاعات، حملات به اهداف با ارزش و جنگهای نامتعارف تخصص دارد. اپراتورهای CTG با سلاحهای کوچک پیشرفتهای مانند کارابینهای M4، تفنگهای تکتیرانداز بارنت و سیستمهای دید در شب مستقر میشوند که امکان عملیاتهای دقیق علیه اهداف شورشی را فراهم میکند.
ایالات متحده و اسرائیل میتوانند عملیاتهای کردها را با حمایت از آنها بهعنوان یک شریک زمینی در کمپین هوایی جاری تقویت کنند. حمایتهای احتمالی شامل اشتراکگذاری اطلاعات، تأمین هوایی مهمات و تجهیزات، سیستمهای توپخانهای اضافی و حمایت هوایی نزدیک علیه formations سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. نیروهای ویژه ایالات متحده همچنین میتوانند عناصر مشاورهای کوچکی را برای هماهنگی کنترلکنندگان نبرد، هدایت حملات دقیق و انجام مأموریتهای مشاوره-کمک-همراه با واحدهای کرد که در داخل خاک ایران فعالیت میکنند، مستقر کنند. چنین حمایتی به نیروهای کرد این امکان را میدهد که نیروهای امنیتی ایران را در چندین جبهه تحت فشار قرار دهند و از آشنایی خود با زمینهای کوهستانی شمال غرب ایران بهرهبرداری کنند.
—استیون هونان پژوهشگری در پروژه ضدتروریسم شورای آتلانتیک، مشاور ارشد برای BVG و شرکت و افسر سابق خنثیسازی مواد منفجره برای نیروی دریایی ایالات متحده است.
۴. یک تهاجم نظامی کردها چگونه بر وضعیت در میدان تأثیر خواهد گذاشت؟
یک شورش مسلحانه کرد—یا هر گروه قومی یا جداییطلب دیگر—میتواند یک مزیت تبلیغاتی برای جمهوری اسلامی باشد. ایران کشوری با تاریخ ۲۵۰۰ ساله و یکپارچگی سرزمینی تقریباً پیوسته است. تصور یک استراتژی که احتمال بیشتری برای نگهداشتن ایرانیان ضد رژیم در خانه، تکهتکه کردن مخالفان و تقویت اثر تجمع حول پرچم داشته باشد، دشوار است. در حالی که ممکن است چند سرباز ایرانی را به زمین بیندازد و بکشد، به شدت بعید است که تأثیر معناداری بر میدان جنگ داشته باشد.
در بهترین/بدترین سناریو (بسته به دیدگاه فرد)، ممکن است به یک جنگ داخلی دامن بزند. اگر یک تهاجم مسلحانه که توسط ایالات متحده و اسرائیل تسلیح شده است واقعاً در حال انجام باشد، این یک ضربه ویرانگر برای ایرانیانی است که امیدوار به تحول سیاسی در ایران هستند.
—نیت سوئنسون پژوهشگر ارشد مقیم و مدیر پروژه استراتژی ایران در ابتکار امنیت خاورمیانه اسکواکرافت شورای آتلانتیک است. از سال ۲۰۱۵، او بهعنوان مشاور ارشد در سیاست ایران به دولتهای متوالی خدمت کرده است، از جمله بهعنوان مدیر ایران در شورای امنیت ملی.
ورود ائتلاف کردی به جنگ میتواند به تهران یک فرصت سیاسی بدهد در حالی که یک مشکل نظامی ایجاد میکند. مبارزان کردی ممکن است نیروهای ایرانی را تحت فشار قرار دهند و کنترل ضعیف در شمال غرب را نمایان کنند. اما تهران همچنین میتواند از سایه جداییطلبی برای بسیج ملیگرایی فارسی استفاده کند، مخالفان را تقسیم کند و جنگ را به عنوان تجزیهای که از خارج حمایت میشود، به جای شورش داخلی، قالببندی کند و به این ترتیب توجیهی برای دستگیریهای جمعی و خشونت علیه کردها در داخل ایران به دست آورد.
اگر نیروهای کردی حمایت کافی دریافت کنند، میتوانند چندین هدف استراتژیک را دنبال کنند. آنها ممکن است نیروهای امنیتی ایرانی را در غرب مشغول کنند و فضایی برای معترضان بیسلاح در شهرهای بزرگ فراهم کنند تا بدون اینکه مورد کشتار قرار گیرند، تظاهرات کنند. آنها میتوانند منابع رژیم را تحت فشار قرار دهند و فشار بر کشورهای خلیج فارس و اسرائیل را کاهش دهند. و اگر کردها بتوانند سرزمینی در شمال ایران را تصرف و حفظ کنند، میتوانند یک منطقه حائل ایجاد کنند که به نفع اسرائیل و غرب باشد.
به همین دلایل، هرگونه حمایت از کردها باید فراتر از پشتیبانی نظامی باشد. این حمایت باید شامل حمایت سیاسی از خودمختاری کردی در یک ایران پس از رژیم باشد، تا کردها دوباره به عنوان نیروهای قابل استفاده و دور ریختنی مورد استفاده قرار نگیرند.
—یروان سعید
5. تلاش برای تسلیح کردهای ایرانی چه تأثیری بر کردهای عراقی خواهد داشت؟
اگرچه تعدادی از گروههای کردی ایرانی در شمال عراق حضور دارند، کردهای عراقی و کردهای ایرانی منافع و اهداف متمایزی دارند. کردهای عراقی همچنان بر حفظ خودمختاری و امنیت خود تمرکز دارند و بنابراین از اقداماتی که منطقه کردستان عراق را در تضاد مستقیم با ایران قرار دهد، پرهیز میکنند. پس از گزارشهای خبری مبنی بر تلاش ایالات متحده برای تسلیح مخالفان کردی ایرانی، دولت منطقهای کردستان مستقر در اربیل بهطور قاطع هرگونه حمایتی از این تلاش را رد کرد و تأکید کرد که کردستان «بخشی از این جنگ نیست».
از آغاز درگیری، ایران به مکانهایی در کردستان که کردهای ایرانی در آنجا مستقر هستند، حمله کرده است و شبهنظامیان عراقی وابسته به ایران نیز به حملات پهپادی و راکتی به مکانهایی در این منطقه پرداختهاند. حمله موشکی بالستیک ایران در ژانویه 2024 به اربیل نیز در ذهن رهبران کردی عراقی به عنوان نوعی تلافیجویی که کردستان ممکن است در صورت ارائه هرگونه حمایت مستقیم از حمله کردی ایرانی به ایران انتظار داشته باشد، تازه است. با وجود شراکت طولانیمدت و مهم کردهای عراقی با ایالات متحده، کردهای عراقی همچنان reluctant خواهند بود که منافع امنیتی خود را به خطر بیندازند.
دو حزب اصلی کردی عراقی نیز روابط خود را با ترکیه و ایران حفظ میکنند. با توجه به اینکه یکی از گروههای کردی ایرانی، پژاک، با PKK، یک سازمان تروریستی که دههها با دولت ترکیه جنگیده، همپیمان است، ترکیه احتمالاً به شدت با تلاش ایالات متحده یا اسرائیل برای تسلیح کردهای ایرانی مخالفت خواهد کرد. حمایت از چنین تلاشی روابط قوی حزب دموکرات کردستان با ترکیه را پیچیده خواهد کرد، در حالی که اتحادیه میهنی کردستان به طور سنتی رابطه قویتری با ایران داشته که بعید است آن را به خطر بیندازد. شاید مهمتر از همه، حمایت کردهای عراقی بهطور کامل با منافع بغداد و توافقات قبلی بین بغداد و تهران برای جلوگیری از استفاده از عراق به عنوان سکوی حمله به ایران در تضاد خواهد بود.
—ویکتوریا جی. تیلور مدیر ابتکار عراق در برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک و معاون سابق دستیار وزیر امور خارجه ایالات متحده برای عراق و ایران است.
6. پیامدهای وسیعتر منطقهای پیوستن کردهای ایرانی به جنگ چیست؟
عواقب این موضوع به طور عمده به این بستگی دارد که ایالات متحده و اسرائیل تا چه حد آمادهاند حمایتهای سیاسی و نظامی خود را از کردها ادامه دهند. ادامه حمایت میتواند ناپایداری و ناامنی ناشی از این نوع تلاشها را کاهش دهد. اما اگر نیروهای کرد صرفاً برای بیثبات کردن ایران به طور موقت استفاده شوند و سپس بدون حفاظت رها شوند، عواقب آن شدید خواهد بود، نه تنها برای کردها در ایران بلکه برای امنیت منطقه کردستان عراق نیز.
هرگونه عملیات فرامرزی خطرات بیشتری برای منطقه کردستان عراق به همراه دارد، که سعی کرده از کشیده شدن به درگیری مستقیم با تهران جلوگیری کند، اما با این حال، هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفته است. ایران قبلاً به اهداف کرد ایرانی نزدیک مرز حمله کرده، موشکهایی به فرودگاه اربیل (که میزبان یک پایگاه نظامی آمریکایی است) و کنسولگری ایالات متحده در اربیل شلیک کرده و یک تأسیسات مشکوک به سیا در سلیمانیه را هدف قرار داده است. شبهنظامیان شیعه تحت حمایت تهران در عراق به اربیل و بخش انرژی کردستان حمله کردهاند. در طول جنگ دوازدهروزه تابستان گذشته، این شبهنظامیان تحت حمایت ایران بخش انرژی کردستان را از کار انداختند. نقش نظامی پایدار کردها میتواند به تهران دلیل بیشتری برای فشار به بغداد و منطقه کردستان عراق بدهد و در این لحظه که بغداد نیز در تلاش است کشور را از یک درگیری وسیعتر دور نگه دارد، تنش داخلی عراقی را به خطر بیندازد.
ترکیه نگرانی دومی را به همراه دارد. آنکارا مدتهاست که جنبشهای مسلح کرد در سراسر منطقه را به عنوان تهدیدات امنیتی مرتبط با یکدیگر در نظر گرفته است به دلیل ارتباطاتشان با PKK که به عنوان تروریستی شناخته شده است، حتی زمانی که این گروهها متفاوت هستند. اگر احزاب کرد بتوانند کنترل سرزمینی در کردستان ایران برقرار کنند، این موضوع ترکیه را نگران خواهد کرد، که خود جمعیت کرد بزرگی دارد. جبهه کرد ایرانی فعالتر میتواند ترسهای ترکیه را از سرریز ملیگرایی کرد به عراق، سوریه و خود ترکیه تشدید کند. این به این معنا نیست که آنکارا به نفع تهران عمل خواهد کرد، اما این موضوع ترکیه را نگرانتر و آمادهتر برای اقدام پیشگیرانه به منظور مهار دستاوردهای کردها خواهد کرد، همانطور که در مورد سوریه انجام داد.

