در سال ۲۰۲۵، اسرائیل به طور قابل توجهی تعادل قدرت در منطقه را تغییر داد. موضع نظامی قاطع و دکترین گسترشطلبانهاش در طول یک درگیری کوتاه اما شدید ۱۲ روزه با ایران در ماه ژوئن به وضوح نمایش داده شد که شامل حملات مستقیم به تأسیسات هستهای و نظامی ایران بود. این موضوع، همراه با اقداماتی که به هدف قرار دادن نمایندگان ایران در سرتاسر منطقه انجام شد، به شدت استراتژی “دفاع پیشرو” تهران و شبکه نمایندگیهای منطقهایاش را تضعیف کرد.
با این حال، این تحولات اسرائیل را به عنوان نیروی ناپایدارکننده نهایی در منطقه قرار داد. جنگ نسلکشی اسرائیل علیه غزه، به همراه اقدامات نظامی مداوم و بیدلیل آن در لبنان، سوریه و جاهای دیگر، درک تهدید منطقهای را از ایران به اسرائیل تغییر داد و منجر به افزایش انزوا و جدایی تل آویو هم در سطح منطقهای و هم بینالمللی شد.
کاهش شتاب توافقات ابراهیم
اقدامات اسرائیل، از جمله حمله بیسابقه به قطر، تصویر آن را به عنوان متجاوز اصلی و یکی از عوامل عمده بیثباتی منطقهای در خاورمیانه تقویت کرده است. این تحولات کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) را بیگانه کرده است، که دیدگاهشان نسبت به تلاشهای اسرائیل برای هژمونی به عنوان تهدیدی مستقیم برای منافعشان در حفظ ثبات منطقهای است. در نتیجه، شتاب آنچه که به اصطلاح توافقات ابراهیم (۲۰۲۰) نامیده میشود، متوقف شده است و بازیگران کلیدی مانند عربستان سعودی اکنون به جای عادیسازی روابط با اسرائیل غیرقابل پیشبینی و هژمونیک، به نزدیکی عملی با ایران تضعیفشده اولویت میدهند.
در مقابل سیاستهای ناپایدارکننده اسرائیل، ترکیه به عنوان یک قدرت تأثیرگذار فرامنطقهای ظاهر شده است، که به لطف دیدگاه و رهبری رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، صنعتی دفاعی ملی در حال رشد سریع، سرنگونی رژیم اسد در پایان سال ۲۰۲۴، تقویت روابط با عراق، مصر و کشورهای خلیج فارس، و رابطه خوب با رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، تقویت شده است. با توجه به عمق تاریخی، جغرافیایی و فرهنگیاش در خاورمیانه، ترکیه خود را به عنوان یکی از معدود قدرتهای منطقهای که قادر به مقابله با برنامه هژمونیک و ناپایدارکننده اسرائیل است، در حالی که ثبات، صلح و امنیت را برای تمام کشورهای منطقه دنبال میکند، قرار داده است.
انتقال پس از اسد در سوریه
سوریه و غزه، در کنار مسائل دیگر، همچنان نقاط اختلاف بین ترکیه و اسرائیل باقی ماندهاند. در سال ۲۰۲۵، ترکیه به همراه عربستان سعودی و قطر نقش مهمی در متقاعد کردن ترامپ برای لغو تحریمها علیه سوریه ایفا کرد و به این کشور فرصتی برای تثبیت و ادغام دوباره در جامعه بینالمللی داد. با این حال، اسرائیل یک سوریه قوی، متحد، مستقل و مرفه را تهدیدی برای خود میداند. هدف نهایی اسرائیل این است که اطمینان حاصل کند سوریه ضعیف، تکهتکه و یک دولت شکستخورده باقی بماند.
بنابراین، اسرائیل بزرگترین و فوریترین تهدید برای ثبات سوریه است و انتظار میرود که به تضعیف دولت جدید سوریه از طریق استراتژیهای مختلف ادامه دهد. این استراتژیها شامل حمایت از گروههای اقلیت برای ترویج تکهتکه شدن، تضعیف مشروعیت دولت از طریق دیپلماسی قهری و تهاجم نظامی، و ایجاد درگیریهای داخلی برای پیچیدهتر کردن وحدت ملی میباشد.
در سال ۲۰۲۵، ترکیه به همراه مصر و قطر نقش مهمی در توقف جنگ نسلکشی اسرائیل در غزه از طریق توافقی که ترامپ تسهیل کرد، ایفا کرد. با این حال، اسرائیل به نقض شرایط این توافق در طول مرحله اول ادامه داد و این امر انتقال به مرحله دوم و توافق کلی را به خطر انداخت. همچنین، این کشور با احتمال استقرار نیروهای ترکیه در غزه مخالفت کرد و روند را پیچیدهتر کرد.
در کنار رقابت منطقهای ترکیه و اسرائیل، چندین لایه دیگر از رقابتها نیز در حال شکلگیری است که هم در منطقه و هم فراتر از آن قابل مشاهده است. سودان به نقطه کانونی برای دستورکارهای منطقهای همپوشان تبدیل شده است و برخی ناظران این رقابتها را شامل عربستان سعودی، مصر و ترکیه میدانند که گاهی در برابر امارات متحده عربی یا اسرائیل قرار میگیرند. دینامیکهای مشابهی در پی شناسایی منطقه جداییطلب سومالیلند توسط اسرائیل در شاخ آفریقا در حال ظهور است. علاوه بر این، لایه سومی از رقابت به دلیل اتحاد اسرائیل، یونان و قبرس علیه ترکیه در دریای مدیترانه شرقی و همچنین رقابتهای جاری بین عربستان سعودی و امارات متحده عربی در یمن و دیگر نقاط منطقه در حال شکلگیری است.
سناریوها برای سال ۲۰۲۶
در سال ۲۰۲۶، انتظار میرود که اسرائیل به سیاستهای بسیار مخرب و بیثباتکننده خود در کرانه باختری، غزه، لبنان، سوریه و سایر مناطق این منطقه ادامه دهد، هرچند به درجات مختلف. علاوه بر این، تا زمانی که نتانیاهو در قدرت باقی بماند و مسئله هستهای ایران حل نشده باشد، احتمال وقوع یک جنگ جدید علیه ایران وجود دارد. اگر چنین سناریویی شکل بگیرد، احتمالاً به طور قابل توجهی با درگیری ۱۲ روزه قبلی متفاوت خواهد بود. نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد اردوگاه رهبر عالی ایران در تلاش است تا شبکه نیابتی خود را بازسازی کند و از آنچه از نفوذ ایران در لبنان، عراق و یمن باقی مانده است، بهرهبرداری کند.
در عین حال، انتظار میرود که عادیسازی روابط بین عربستان سعودی و ایران ادامه یابد و در برابر چالشهای منطقهای مقاومت کند، که این امر نمایانگر یک حرکت عملی است که با منافع آنها در میان بیثباتیهای جاری و نگرانیهای مشترک همراستا است. ریاض به احتمال زیاد به توافقات ابراهام نخواهد پیوست، به ویژه در شرایطی که شرایط برای ایجاد یک دولت فلسطینی برآورده نشده است، نه تنها به دلیل سیاستهای اسرائیل بلکه به دلیل محدودیتهای داخلی ایالات متحده، از جمله کنگره.
علاوه بر این، انتظار میرود که رقابت منطقهای ترکیه و اسرائیل تشدید شود اگر اسرائیل تحت فشار قرار نگیرد و به رعایت قوانین بینالمللی و متوقف کردن سیاستهای بیثباتکننده خود ملزم نشود. از سوی دیگر، انتظار میرود که همراستایی بین ترکیه، عربستان سعودی و مصر به دلیل سیاستهای منطقهای اسرائیل تقویت شود. نشانههای فزایندهای وجود دارد که نشان میدهد رقابت درون خلیج فارس در حال تشدید است، هرچند با دینامیکهای متفاوت از آنچه در سال ۲۰۱۷ مشاهده شد، که منعکسکننده برنامههای منطقهای متضاد عربستان سعودی و امارات متحده عربی است.
در مورد رقابت قدرتهای بزرگ در منطقه، در حالی که نفوذ روسیه پس از سرنگونی رژیم اسد و تضعیف ایران به طور قابل توجهی کاهش یافته است، مسکو در ظرفیتهای مختلف فعال باقی مانده است. در مقابل، چین به تدریج در حال افزایش تعاملات سیاسی و امنیتی خود در منطقه است که ناشی از افزایش تعاملات اقتصادی است، هرچند با سرعتی کند اما پیوسته. نقش ایالات متحده در سیاستهای منطقهای همچنان حیاتی است؛ با این حال، رویکرد حمایتی یا منفعل واشنگتن در مورد برنامه هژمونیک و گسترشطلبانه اسرائیل خطر دارد که به رقابتهای نوظهور اجازه دهد تا تشدید شود و منطقه را با پیامدهای بسیار منفی برای منافع ایالات متحده بیثبات کند.

