کابوس در غزه به مدت ۲۲ ماه در حال وقوع است و در طول این مدت، استفاده وحشیانه اسرائیل از خشونت و مجازات فلسطینیان بیگناه بیوقفه ادامه داشته است.
ما به نوعی نقطه عطف در واکنش رهبران سیاسی در غرب به حمله نسلکشانه اسرائیل به فلسطینیان در غزه رسیدهایم. این موضوع به دو دلیل خشمآور است: اینکه این مدت طولانی طول کشید تا یک واکنش رسمی از پایتختهای غربی دریافت شود؛ و اینکه، هنگامی که ابعاد فاجعه روشن شد، واکنشها به طرز قابل توجهی بیاثر بوده است.
کابوس در غزه به مدت ۲۲ ماه در حال وقوع است و در طول این مدت، استفاده وحشیانه اسرائیل از خشونت و مجازات فلسطینیان بیگناه بیوقفه ادامه داشته است. در اوایل، نیت نسلکشانه اسرائیل با تخریب بیمارستانها، دانشگاهها و کل محلهها با استفاده از بمبهای ۲۰۰۰ پوندی روشن شد؛ صدها هزار نفر را مجبور به فرار از محلهها و خانههایشان کردند؛ و دستور قطع برق و آب را صادر کرده و ورود غذا و دارو را مسدود کردند.
تمام این موارد در سال ۲۰۲۳ شناخته شده بود و با این حال هیچ اقدامی انجام نشد. در آن زمان، وقتی ما خواستار آتشبس شدیم، وزیر امور خارجه ایالات متحده به من گفت که آتشبس غیرقابل قبول خواهد بود و ایالات متحده از چنین حرکتی حمایت نخواهد کرد.
در میانه سال ۲۰۲۴، زمانی که شورای امنیت سازمان ملل دو بار به قطعنامه آتشبس رأی داد، تنها ایالات متحده مخالف بود. تلاش سوم برای قطعنامه آتشبس که توسط ایالات متحده معرفی شد، تصویب شد، اما هرگز به آن عمل نشد، زیرا با وجود اینکه رئیسجمهور بایدن بهطور غیرصادقانهای گفت که اسرائیل با این قطعنامه موافقت کرده است، او میدانست که آنها موافقت نکردهاند. کل این تلاش چیزی جز یک ترفند روابط عمومی نبود.
نتیجه این است که جهان مدتهاست میداند که این جنگ علیه مردم غزه باید پایان یابد و با این حال، به جز رأیگیری در مورد قطعنامههای بینتیجه سازمان ملل، هیچ کاری انجام ندادند. بدتر از آن، آنها به تجارت با اسرائیل و فروش سلاح به آن ادامه دادند. پس چه چیزی اکنون تغییر کرده است؟
تصاویر ویرانی و شهادتهای عینی، که برای کسانی که اخبار را در شبکههای اجتماعی دنبال میکنند، عادی شده است، اکنون در رسانههای اصلی نیز به نمایش درآمده است.
در نتیجه، برای تولیدکنندگان هسبارای اسرائیلی دشوارتر شده است که به عموم مردم قانع کنند که ویرانیها اغراقآمیز است و داستانهای رنج انسانی ساختگی است. در بیشتر کشورهای اروپایی، درصد افرادی که از اقدامات اسرائیل در غزه حمایت میکنند به کمتر از یکسوم کاهش یافته است.
با وجود تلاشهای تبلیغاتی اسرائیل، دلیل این کاهش شدید حمایت از اسرائیل نه به خاطر تعداد زیاد مهاجران مسلمان در غرب اروپا است و نه به خاطر یهودیستیزی. آنچه تغییر کرده این است که عموم مردم اروپا و آمریکا اکنون میدانند و از آنچه اسرائیل در غزه انجام میدهد، وحشتزده هستند.
آنها به بهانههای ضعیف ارائه شده توسط رهبران خود که امیدوار بودند نیازی به واکنش بیشتر از یک رأی عدم تأیید گاه به گاه در سازمان ملل، ابراز نگرانی یا محکومیتهای بیاثر از اقدامات جداگانه اسرائیلی نداشته باشند، پاسخ منفی میدهند.
با افزایش فشار—با تصاویری از کودکان فلسطینی گرسنه و عکسهای هوایی از ویرانیهای گسترده که اکنون پوشش رسانهای جنگ در غزه را تسخیر کردهاند—رهبران غربی در تلاشند تا راههایی برای واکنش پیدا کنند. نگرانکنندهترین موضوع این است که به نظر میرسد انگیزه آنها بیشتر نیاز به دیده شدن به عنوان عملکننده است تا یافتن راههایی برای واقعاً ایجاد تغییر.
برای مثال، تهدید بریتانیا برای به رسمیت شناختن یک دولت فلسطینی مگر اینکه اسرائیل با آتشبس موافقت کند، در بهترین حالت یک اقدام توخالی است. تهدید آلمان برای بازنگری در روابط فرهنگی و تجاری نیز به همین اندازه است.
و ادامه درخواستهای ضعیف برای “مذاکرات تازه به سمت یک راهحل دو دولتی” (در حالی که به خوبی شناخته شده است که اسرائیل هیچ علاقهای به چنین نتیجهای ندارد و هیچ فشاری برای تسلیم شدن به آن احساس نمیکند). این اقدامات بیشتر نمایشی هستند تا مؤثر.
حتی اگر کل سازمان ملل (به جز، البته، ایالات متحده) به رسمیت شناختن یک دولت فلسطینی را تصویب کند، تغییر چندانی در زمین ایجاد نخواهد شد، جز اینکه ممکن است اسرائیلیها را به انجام اقدامات شدیدتر برانگیزد.
در این مرحله، آنچه برای پایان دادن به نسلکشی، نجات جانها و بازگرداندن احترام به حقوق بینالملل و برخی سطوح عقلانیت به منطقه لازم است، این است که کشورهای غربی اقداماتی مشخص برای مجازات اسرائیل انجام دهند و خواستار تغییرات در سیاستها شوند. این اقدامات باید شامل پایان دادن به حمله به غزه، آتشبس و خروج نیروهای اسرائیلی، اجازه ورود نیروهای صلحبان بینالمللی و کمکهای انسانی، و آغاز تلاشهای بازسازی باشد.
در حالی که مراحل فوق با طرح صلح عربی همراستا است، گروهی متشکل از 30 کشور که در کلمبیا گرد هم آمدهاند، یک قدم فراتر رفته و بستهای جامع از پیشنهادات را برای پایان دادن به “عصر مصونیت… و اجرای حقوق بینالملل” تأیید کردهاند، که 13 نفر از شرکتکنندگان به اقداماتی که انتقال سلاح و سایر اشکال حمایت از اسرائیل که به حمله اسرائیل به غزه و نقض قوانین در کرانه باختری کمک میکند، ممنوع میکند، توافق کردهاند. این گروه که خود را گروه لاهه مینامند، اقداماتی مشخص را برای “تضمین عدالت برای قربانیان جرایم ارتکابی در سرزمینهای اشغالی فلسطینی” متعهد میشوند.
آنها در سپتامبر بسته خود را به سازمان ملل ارائه خواهند داد و از سایر کشورها میخواهند که به آنها بپیوندند. به جای اعلامیههای توخالی شناسایی یا فراخوانی برای مذاکرات مجدد برای راهحل دو دولتی، این واکنشی است که برای پایان دادن به جنایات اسرائیل لازم است.

