اخبار امروز درباره استقرار نیروها از تیپ هوابرد 82، خطرات را افزایش میدهد و برخی به این نکته اشاره میکنند که هیچ استراتژی روشنی برای استفاده از آنها وجود ندارد.
در حالی که دولت ترامپ در حال بررسی استقرار زمینی در ایران است، کهنهسربازان نگران هستند که یک کمپین طولانی و طاقتفرسا در پیش باشد — و اینکه ارتش ایالات متحده ممکن است برای حفظ آن آماده نباشد.
اول از همه، آمادهسازیها و استقرارهای جاری نشان میدهد که دولت برای بدترین شرایط آماده شده است. ویرجینیا برگر، کهنهسرباز نیروی دریایی و تحلیلگر ارشد سیاست دفاعی در مرکز اطلاعات دفاعی پروژه نظارت بر دولت، به RS میگوید که دو واحد اکتشافی نیروی دریایی (MEUs)، واحدهای واکنش سریع در کشتیهایی با بیش از 2000 نیروی دریایی هر کدام، در حال حرکت به سمت خاورمیانه هستند، جایی که MEU یازدهم به MEU سی و یکم ملحق خواهد شد.
گزارشها حاکی از آن است که پنتاگون همچنین در حال برنامهریزی برای تقویت این نیروها با یک تیم نبرد بریگاد از تیپ هوابرد 82 ارتش است که 3000 نیروی واکنش سریع دیگر را برای عملیات زمینی احتمالی به همراه خواهد داشت.
این استقرارها میتواند به یک تلاش طولانی و احتمالاً خطرناک اشاره کند، شاید شامل تصرف جزیره خارک توسط نیروهای دریایی — که برخی از کهنهسربازان آن را یک “ماموریت خودکشی” بالقوه مینامند.
برگر پرسید: “چرا ما به چیزی میرویم که [میتواند] اینقدر طولانی شود؟ ایران [در این موضوع] حق رأی دارد، درست است؟ ما در یک خلأ وجود نداریم — نیروهای دریایی فقط به جزیره خارک [بدون مقاومت] نخواهند رفت. این چه شکلی خواهد داشت، از نظر تلفات آمریکاییها، از دست دادن تجهیزات آمریکایی؟”
مایک پریزنر، کهنهسرباز و مدیر اجرایی مرکز وجدان و جنگ، به RS گفت که بر اساس تماسهای گسترده سازمانش با اعضای خدمات مسلح و خانوادههای آنها، بسیاری از واحدهای نظامی در حال آماده شدن برای جنگ هستند.
پریزنر به RS گفت: “آنچه مردم متوجه نمیشوند این است که ایالات متحده در حال آمادهسازی برای یک جنگ بزرگ است. همه در حال آماده شدن برای رفتن هستند.”
نگرانیهای استراتژیک
اما یک جنگ طولانی با ایران دشوار خواهد بود. اگرچه ایالات متحده از نظر تاکتیکی و نیروی انسانی توانایی اعزام نیرو به زمین را دارد، اما نیروهای مستقر احتمالاً با حملات مکرر، تلفات و شکستهای استراتژیک مواجه خواهند شد، به گفته جان برنز، یک کهنهسرباز و مدیر استراتژیک سازمان Concerned Veterans for America.
“من مطمئن هستم که میتوانیم نیروهای خود را به زمین اعزام کنیم. من بیشتر نگران یک عملیات بلندمدت هستم،” برنز به RS گفت. “در هر مرحله از [یک اعزام زمینی]، برخی تلفات آمریکاییها وجود خواهد داشت — و آنچه که ژنرالها ممکن است فکر کنند که یک هفته طول میکشد ناگهان ممکن است یک یا دو ماه طول بکشد.”
جیمز وب، مشاور امنیت ملی و سیاسی که در عراق به عنوان یک پیادهنظام دریایی خدمت کرده است، هشدار داد که جغرافیای کوهستانی ایران میتواند یک کابوس لجستیکی برای یک اعزام زمینی باشد — و اینکه ایرانیها آماده جنگ هستند.
“وقتی درباره جغرافیا و جمعیت [ایران] که حدود 90 میلیون نفر است صحبت میکنید — جغرافیا به هیچ وجه برای عملیات تهاجمی مساعد نیست،” وب به RS گفت. “این سرزمین خودشان است. به عنوان کسی که در سرزمین دیگری جنگیدهام، همیشه در وضعیت نامساعدی قرار دارید.”
“وقتی به نحوه انجام جنگ از سوی ایرانیها نگاه میکنید، آنها این را به هر شکلی که ممکن بود اندازهگیری کردهاند. آنها آماده جنگ بودند،” وب تأکید کرد.
یک درگیری طولانی در ایران ممکن است “بیشتر شبیه به گالیپولی باشد تا ویتنام،” وب گفت و به کمپین شکستخورده و پر تلفات متفقین برای تصرف تنگههای ترکیه در طول جنگ جهانی اول اشاره کرد.
علاوه بر لجستیکهای دشوار میدان جنگ، مسائل استراتژیک بزرگتری برای ایالات متحده در حال وقوع است. در انتقال مهمات از مکانهای حیاتی برای حفظ تلاش جنگی، ایالات متحده نشانههایی از گسترش بیش از حد را نشان میدهد.
“ما موشکهای دفاعی رهگیر را از کره جنوبی به خاورمیانه منتقل میکنیم، درست است؟ این موضوع ناچیز نیست. این یک حرکت بزرگ از تئاتر است، برای انتقال THAADها [سیستمهای رهگیر موشکی] از کره جنوبی به CENTCOM،” برگر به RS گفت. “مقامات ارشد نظامی در حال سؤال کردن هستند که آیا این حرکات توانایی ما را برای پاسخ به هر وضعیت دیگری، بهویژه در اقیانوس آرام، تضعیف میکند.”
رهبران نظامی میبینند “چقدر از ذخایر رو به کاهش مهمات خود را مصرف میکنیم و در حال سؤال کردن این هستیم که اگر مجبور به ورود به جنگی شویم که جنگ انتخابی نیست، چه کاری میتوانیم انجام دهیم،” برگر گفت. “عدم تفکر استراتژیک که [دولت] در این زمینه به کار برده، نشان میدهد که چقدر به ایمنی و ملاحظات اعضای خدمات مسلح ما اهمیت نمیدهند.”
روحیه پایین
با افزایش چشمانداز عملیاتهای طولانیمدت در ایران، کهنهسربازان معتقدند که روحیه پایین در میان اعضای نیروهای مسلح — که برخی از آنها دلیل چندانی برای جنگ ایالات متحده با تهران نمیبینند — میتواند منجر به یک بحران اعتماد بلندمدت شود.
“ما توجیهی از کاخ سفید نداریم. ما پیامهای قوی یا چیزی نداریم که اعتماد وزیر دفاع را جلب کند”، برگر گفت. “شما این ناامیدی را ایجاد خواهید کرد که باعث مشکلات حفظ نیرو و جذب نیرو در آینده خواهد شد.”
“من فکر میکنم بسیاری از افراد مسنتر در ارتش، که مدت زیادی است در این حوزه هستند و در طول جنگ جهانی علیه تروریسم خدمت کرده و خساراتی را دیدهاند، شاید کمی بدبین باشند: ‘هی، میدانید، این واقعاً خوب نیست و برای روحیه نیروهای ما در بلندمدت خوب نخواهد بود،'” بایرنز گفت.
“جوانترها احتمالاً بیشتر خوب خواهند بود… آنها معمولاً بسیار دچار تردید هستند: آنها ترسیده و هیجانزدهاند و مطمئن نیستند که آیا این جنگ خوبی است، اما خوشحالند که میتوانند به میدان بروند و تواناییهای خود را ثابت کنند”، بایرنز توضیح داد. اما “خانوادههای آنها ضربهای به روحیه خواهند خورد، درست است؟ ‘چرا ما در ایران میجنگیم؟ چرا شوهرم وقتی قرار بود به خانه برگردد، به خانه نیامد؟'”
برخی از اعضای نیروهای مسلح به دنبال شکستن کامل صفوف هستند و در حال درخواست وضعیت معافیت از خدمت نظامی به دلایل اخلاقی هستند. مایک پریسنر به RS میگوید که بسیاری از سربازان به حمله احتمالی ایالات متحده به یک مدرسه در میناب، ایران، در پایان فوریه و نارضایتی گسترده از سیاست خارجی ایالات متحده به عنوان دلایلی برای تبدیل شدن به معافیتطلبان اشاره میکنند.
“شایعترین [دلیل] که از [اعضای نیروهای مسلح] میشنوم برای نخواستن شرکت در [جنگ]، کشتار مدرسه میناب است”، پریسنر به RS گفت.
“اعضای نیروهای مسلح جنگ غزه را تماشا کردند”، او گفت. “و سپس — اولین جنگ بزرگ که ایالات متحده از زمان جنگ علیه تروریسم آغاز میکند… با انجام کاری شروع میشود که دقیقاً شبیه یکی از بدترین جنایات جنگی است که اسرائیل در جنگ غزه انجام داد.”
برای کسانی که میمانند و میجنگند، روحیه پایین میتواند تلاشهای جنگی را مختل کند.
“اگر ذهن و قلب شما در جنگ نیست، انجام اهدافتان بسیار دشوارتر خواهد بود — اگر اصلاً ممکن باشد”، وب گفت. “این اصل موضوع است.”

