بیش از یک سال از زمانی که بشار اسد در نیمه شب با یک جت روسی از دمشق فرار کرد، میگذرد. در ویرانههای رژیم خشن او، سوریه پیشرفتهای قابل توجهی داشته است. ثبات بیشتری وجود دارد، تعاملات بینالمللی عمیقتر شده، کاهش تحریمها که قبلاً غیرقابل تصور بود، و پایان دادن به وضعیت شکنجه. به تازگی، توافق سیاسی بین دمشق و نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که تحت رهبری کردها هستند، در شمالشرقی کشور به وقوع پیوسته است که هرچند شکننده است، اما از بروز درگیریهای وسیعتر جلوگیری کرده است. اکنون، با این حال، کشور با تهدیدات جدیدی مواجه است زیرا درگیریهای ویرانگر منطقه را پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران در بر گرفته است. سوریه هنوز راه زیادی در پیش دارد تا به حکمرانی کارآمد، رشد اقتصادی و ثبات پایدار دست یابد.
برای رسیدن به این هدف، دمشق به یک چشمانداز واضح و یکپارچه نیاز دارد. از زمان سقوط اسد و سوگند یاد کردن دولت انتقالی کشور در یک سال پیش، ECFR به طور منظم با سوریهایی از سراسر طیف جغرافیایی و سیاسی کشور ملاقات کرده است. آنها به دستاوردهای قابل توجه کشور اذعان دارند اما نگرانند که این دستاوردها در میان فقدان جهتگیری برای انتقال سیاسی و بهبود اقتصادی از دست برود. و با گسترش فاصله بین پیشرفت در صحنه بینالمللی و واقعیت اقتصادی همچنان سخت در میدان، نارضایتیهای عمومی ممکن است افزایش یابد. برای کمک به جلوگیری از این روند و حمایت از سوریها برای بازسازی کشورشان از ویرانههای دیکتاتوری، دولتهای اروپایی باید تعامل دیپلماتیک متمرکز و حمایت مالی را افزایش دهند تا به نیازهای خاصی که بر سر کشور هنوز آسیبپذیر وجود دارد، رسیدگی کنند.
جستجوی یک چشمانداز سیاسی
طبق گفته تعدادی از سوریهایی که با آنها صحبت کردیم، هنوز هیچ نقشه راهی منسجم برای انتقال سیاسی کشور وجود ندارد. رئیسجمهور، احمد الشراعه، در مورد یک قانون اساسی جدید، تفکیک قوا، زمانبندیهای انتخاباتی و اصلاحات نهادی وضوح چندانی نداده و در عین حال فضای سیاست جدید را محدود کرده است. مکانیزمهای عدالت انتقالی نیز به طور کلی غایب هستند و بدون آنها، آشتی و ثبات پایدار همچنان دشوار خواهد بود. فرآیندهای سیاسی مانند گفتوگوی ملی به شدت تحت کنترل رهبری بوده و بسیاری از سوریها آن را به عنوان یک رویداد یکباره برای راضی کردن شرکای خارجی میدانند تا ایجاد شمولیت سیاسی واقعی.
اجرای اصلاحات سیاسی برای تثبیت یک سوریه جدید و پایدار هرگز قرار نبود سریع یا آسان باشد، اما برخی از سوریهایی که با آنها صحبت کردیم نگران فقدان اراده سیاسی برای نهادینه کردن حکمرانی مناسب هستند. به جای یک گسست با گذشته، آنها شاهد بازیافت شیوههای قدیمی هستند. تصمیمگیری به شدت شخصیسازی شده و قدرت در یک دایره باریک متمرکز است که وفاداری را بر تخصص ترجیح میدهد. ساختارهای نهادی همچنان نامشخص و چارچوبهای قانونی مبهم هستند. مقامات جدید همچنین در حال تقویت قدرت در نهادهای غیرپاسخگو هستند، مانند صندوق ثروت ملی جدید تحت کنترل ریاستجمهوری و یک دبیرخانه سیاسی جدید.
در حالی که آزادی بیان گستردهای وجود دارد، بسیاری از گروههای جامعه مدنی—که در طول 15 سال گذشته جنگ ظرفیت قابل توجهی توسعه دادهاند—احساس میکنند که از ایفای نقش معنادار در انتقال سوریه کنار گذاشته شدهاند. روز گفتوگو که به حمایت اتحادیه اروپا برگزار شد و برای اولین بار در نوامبر گذشته در داخل سوریه برگزار شد، شامل نمایندگی قوی از جامعه مدنی بود، اما بار دیگر بسیاری از سوریهایی که با آنها صحبت کردیم در شناسایی هرگونه نتیجه ملموس از این تعامل با مشکل مواجه شدند.
با این حال، ممکن است دولت اکنون نیاز به رویکردی فراگیرتر را شناسایی کرده باشد. نشانههایی وجود دارد که ممکن است به زودی یک دولت نمایندهتر تشکیل شود. اقدام اخیر برای اعطای حقوق شهروندی کامل به کردهای سوریه، که مدتها از آنها محروم بودند، همچنین یک گام مهم اخیر بود که تمرکز لازم بر حقوق اقلیتها را نشان میدهد. اما این سوال سیاسی همچنان یک مسئله بزرگ است که بر سر انتقال باقی مانده است.
یک بحران اقتصادی
در گفتگو با تحلیلگران سوری، نگرانیهایی درباره سرعت کند رشد اقتصادی وجود دارد—هرچند که دولت یک وضعیت خراب را به ارث برده که سالها طول میکشد تا بازسازی شود. دمشق در حال حاضر دستاوردهای بزرگی در تأمین کاهش تحریمهای عمده از اروپا به دست آورده است، اما مهمتر از آن از ایالات متحده که اقدامات آن قدرت محدودکننده جهانی دارد. با این حال، در میدان، مزایا به سختی قابل مشاهده است: اقتصاد سوریه تنها ۱٪ در سال ۲۰۲۵ رشد کرده و بیش از ۹۰٪ جمعیت هنوز در فقر زندگی میکنند. فشارهای ناشی از تورم و هزینههای زندگی همچنان شدید است. در حالی که در برخی مناطق پیشرفتهایی در تأمین برق بهبود یافته وجود داشته، بسیاری از سوریها نمیتوانند هزینههای برق خود را پرداخت کنند، در میان لغو یارانههای برق و افزایش قیمتهای اخیر. نیاز به افزایش فرصتهای شغلی برای مقابله با جذابیت اقتصادی که توسط شبهنظامیان بیثباتکننده یا شبکههای مواد مخدر ارائه میشود، احساس میشود.
اعتراضات علیه بیکاری و فشارهای هزینه زندگی در سرتاسر کشور نشانههای هشداردهندهای هستند. اگر شرایط به سرعت بهبود نیابد، این میتواند فرصتی برای بازیگران مسلح مانند گروه داعش (ISIS) و عناصر سابق رژیم برای بسیج نارضایتیهای محلی علیه دولت جدید فراهم کند.
این نارضایتی با این واقعیت تشدید میشود که نیازهای جوامع محلی—مانند سیستمهای فاضلاب، مسکن و برق—در یک استراتژی ملی قابل مشاهده مورد توجه قرار نمیگیرد، با وجود حرکت دولت به سمت تمرکززدایی بیشتر. همچنین گزارش شده است که اهداکنندگان خارجی با محدودیتهای مرکزی در توانایی خود برای کار مستقیم با بازیگران محلی برای رفع برخی از این نیازها مواجه هستند.
دقیقاً مانند وضعیت سیاسی کشور، سوریه به یک استراتژی واضحتر و فراگیرتر برای بهبود اقتصادی خود نیاز دارد. به گفته برخی از سوریهایی که با آنها صحبت کردیم، رویکرد دولت بیش از حد از بالا به پایین و نئولیبرال است، از جامعه تجاری سنتی کشور جدا شده و بیش از حد بر وعده سرمایهگذاریهای کلان از خلیج فارس متمرکز است. علاوه بر این، بدون اصلاحات وسیعتر که به ایجاد محیطی دوستانهتر برای کسب و کار هدفگذاری شده باشد، کاهش تحریمها سرمایهگذاریهایی را که نیازهای روزمره جمعیت را برطرف کند، تولید نخواهد کرد. سرمایهگذاران هنوز با ابهامات قانونی بزرگ، خطرات امنیتی، سیستمهای مالی قدیمی و زیرساختهای انرژی غیرقابل اعتماد مواجه هستند که مانع از انجام کسب و کار در سوریه میشود.
کنترل امنیتی بهبود یافته و خطرات ژئوپلیتیکی
تعداد حوادث امنیتی، از جمله حملات داعش، در سال گذشته کاهش یافته است (اما فرار اخیر برخی از زندانیان داعش نگرانکننده است). دولت همچنین توانسته است خطر فروپاشیهای داخلی از سوی عناصر افراطیتر درون پایگاه خود را با توجه به گذشتهاش به عنوان یک وابسته به القاعده کنترل کند. با این حال، دمشق هنوز با چالشهای عمیقی مواجه است: وضعیت امنیت داخلی سوریه حساس است و این کشور در قلب یک همسایگی ناپایدار قرار دارد. در حال حاضر، جنگ منطقهای که به دنبال حملات ایالات متحده به ایران آغاز شده، بر سوریه تأثیر نگذاشته است، اما این وضعیت به راحتی میتواند تغییر کند زیرا سه همسایه مستقیم آن—اسرائیل، لبنان و عراق—در این درگیری درگیر هستند.
از جنبه مثبت، وزارت کشور اقداماتی برای تقویت سیستمهای داخلی خود و تأکید بر مسئولیت بیشتر بر روی بازیگران امنیتی متعدد کشور انجام داده است. در برخی مناطق، مانند حمص، که تنشهای محلی همچنان بالا است، واکنشهای حرفهای نیروهای دولتی به حوادث امنیتی از بروز چرخههای جدید تشدید جلوگیری کرده است. و پس از خشونتهای مارس گذشته که بیش از ۱,۴۰۰ علوی کشته شدند، روابط اجتماعی به آرامی در حال بهبود به نظر میرسد—اگرچه گروههای اقلیت هنوز نگرانیهای عمیقی درباره وضعیت خود در کشور جدید تحت سلطه سنیها دارند و با تهدیدات امنیتی مداوم مواجه هستند.
سیستمهای فرماندهی و کنترل گستردهتر نیز بهبود یافتهاند، همانطور که در کمپین نظامی اخیر دولت علیه نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که تحت رهبری کردها هستند، نشان داده شده است—در مقایسه با طغیانی از خشونتهای غیرقابل کنترل که در مارس ۲۰۲۵ سواحل را در بر گرفت. توافق ادغام نهایی با SDF عمدتاً بر اساس این نیرو بود، اما مراحل اولیه این توافق بهتر از آنچه انتظار میرفت، پیش میرود: پرسنل امنیتی دولت به آرامی به شهرهای کرد نشین وارد میشوند، در حالی که دولت شخصیتهای کردی را به سمتهای جدید دولتی منصوب کرده است. همچنین رهبر SDF به هیئت وزیر امور خارجه سوریه در کنفرانس امنیتی مونیخ پیوست که نشاندهنده وحدت بیسابقهای است.
سوالی بزرگ که بر سر دولت وجود دارد، توانایی آن در حرکت به سمت توافق مشابهی با جامعه دروزی در جنوب سوریه است، جایی که صدها نفر تابستان گذشته در درگیریهای بین نیروهای محلی و دولتی کشته شدند. در حالی که مذاکرات در حال انجام است و پیشرفتهایی در سطح پایین وجود داشته است، به نظر میرسد دو طرف در مواضع سختگیرانهای نسبت به دیدگاههای متضاد درباره دولت جدید قفل شدهاند. بخشهایی از جامعه دروزی میخواهند خودمختاری منطقهای خود را تثبیت کنند (همانطور که SDF امیدوار بود و نتوانست انجام دهد)، در حالی که دمشق به دنبال بازگرداندن کنترل مرکزی است.
اما در اینجا دولت همچنین با چالش ژئوپلیتیکی بزرگتری مواجه است. اسرائیل، که از زمان سقوط اسد بخشهایی از سرزمین سوریه را اشغال کرده است، از نارضایتیهای دروزی حمایت میکند با هدف ظاهری حفظ کشور در وضعیت ضعیف و تکهتکه و مقابله با نفوذ فزاینده ترکیه. سوریه مدتهاست که میدان نبردی برای رقابتهای منطقهای بوده است و حتی اگر در حال حاضر توانسته باشد خود را از جنگ کنونی جدا کند، مداخلات خارجی همچنان سایهای بیثباتکننده بر کشور میافکند.
توصیهها برای حمایت اروپایی
کشورهای اروپایی باید به ارزیابی چگونگی و مکانهایی که میتوانند در حمایت از ثبات پایدار تأثیر مثبت بگذارند، ادامه دهند، که همچنان یک منافع اصلی اروپایی است با توجه به جایگاه کشور در قلب خاورمیانه و تأثیر مستقیم آن بر مهاجرت و نگرانیهای امنیتی اروپایی. برای اتحادیه اروپا، سوریه باید به عنوان شریک مناسبی برای نمایش و پیشبرد فرصتهای فراهمشده توسط پیمان جدید مدیترانهای دیده شود، با مجموعهای وسیعتر از ابزارهایی که میتوانند به سرعت توسط DG MENA جدید به کار گرفته شوند. این میتواند بر اساس هماهنگی سطح بالا با دیگر بازیگران درگیر در حمایت از انتقال سوریه باشد، به ویژه ترکیه و عربستان سعودی.
سیاسی
اروپاییها باید به تشویق دولت در دمشق ادامه دهند تا اهمیت اجرای یک انتقال واقعی و فراگیر را درک کند. این باید شامل حمایت از حرکت دولت به سمت تجمیع واقعی دولت باشد، از جمله روشن کردن نقش پارلمان، ایجاد شفافیت قانونی و استقلال قضایی و اطمینان از پاسخگویی در نهادهای دولتی. همچنین باید بر نقش نهادینهتر جامعه مدنی تمرکز کند.
اروپاییها میتوانند آموزشهای خاص و کمکهای ظرفیتسازی برای پارلمان جدید سوریه ارائه دهند تا از توسعه آن به عنوان یک بازیگر قانونی معنادار حمایت کنند و همچنین تخصص قانونی در مسائل مربوط به عدالت انتقالی و حقوق مالکیت، که دومی نیز برای چشماندازهای بازسازی حیاتی است، فراهم کنند.
اقتصادی
اروپاییها نمیتوانند و نخواهند توانست همان مقدار پولی را که کشورهای عرب خلیج فارس به میدان میآورند، ارائه دهند، اما میتوانند و باید منابع بیشتری را اختصاص دهند که میتواند به پر کردن شکافهای بحرانی کمک کند. از نظر کمکهای مستقیم، دولتهای اروپایی باید به شدت در بازسازی زیرساختهای برق کشور سرمایهگذاری کنند، با توجه به ضرورت آن برای بازسازی وسیعتر، بر اساس گامهای اخیر ایتالیا و نروژ برای حمایت از بازسازی ایستگاه برق کلیدی دیرعلی. در اینجا آلمان نیز میتواند از ورود دوباره زیمنس به سوریه حمایت کند، با توجه به نقش گذشتهاش در بخش انرژی کشور.
در سطحی بیشتر بخشی، تلاشهای اروپایی میتواند بر احیای بخش بانکی متمرکز شود تا تسهیل کاهش تحریمها میتواند ثمر دهد و جریانهای سرمایهگذاری را به ارمغان آورد. این میتواند با انتقال دانش فنی به این بخش قدیمی آغاز شود. همچنین میتواند شامل تشویق کانالهای بانکی همکار باشد که بانکهای اروپایی را به طور مستقیم با بانک مرکزی سوریه متصل کند تا جریانهای مالی را تسهیل کند. این میتواند با راهنماییهای واضحتر دولتهای اروپایی و حمایت مستقیم از شرکتهای اروپایی که به دنبال ورود به بازار هستند، همراه باشد.
برای بهبود هماهنگی اهداکنندگان، پایتختهای اروپایی باید با دمشق همکاری کنند تا یک کمیته دائمی برای سازماندهی تقسیم کار مؤثر ایجاد کنند، به وضوح ارزیابی کنند که چه چیزی در سوریه مورد نیاز است و کدام بازیگران خارجی میتوانند به آن نیازها پاسخ دهند. این فرآیند همچنین میتواند شامل توسعه یک چارچوب نهادینهتر برای تسهیل تعامل مستقیم اهداکنندگان با جوامع محلی باشد.
امنیت
بازسازی و مدرنسازی بخش امنیتی کشور فرصتی برای حمایت ارزشمند اروپاییها در زمینههایی است که در هسته ثبات پایدار قرار دارند—و میتواند یک حوزه کلیدی همکاری با ترکیه باشد که نقش رهبری در حمایت از مدرنسازی بخش امنیتی سوریه را بر عهده دارد. کشورهای اروپایی تجربه گستردهای در ارائه این نوع کمکها از طریق مأموریتهای غیرنظامی CSDP دارند. در سوریه این میتواند شامل ارائه آموزش در پلیس مدنی و زمینههای تخصصی مانند مبارزه با مواد مخدر، آدمربایی و جرایم سایبری باشد، همچنین تمرکز خاصی بر افزایش کمکها در نظارت بر بازداشتها، در حالی که توجه به سوال حیاتی بازگشت برای افرادی که آزاد میشوند، نیز معطوف شود. اروپاییها باید همچنین از اسرائیل بخواهند که چرخه مداخلات بیثباتکننده خود در کشور را متوقف کند.
پایداری تغییرات
در سالی که از سوگند دولت انتقالی میگذرد، سوریها پیشرفتهای قابل توجهی در رهایی از چنگال رژیم اسد داشتهاند. چالش اکنون این است که انتقال را در یک چشمانداز سیاسی و اقتصادی واقعاً فراگیر ریشهدار کرده و آن را در نهادهای سوریه تجمیع کنند. اروپاییها باید به طور کامل در کار با دولت و جمعیت وسیعتر برای حمایت از این حرکت به سمت آیندهای روشن سرمایهگذاری کنند—به ویژه در این لحظه از تشدید درگیریهای منطقهای که سوریه به هر اندازه که میتواند برای محافظت از خود در برابر نیروهای بزرگتر ناامنی نیاز به حمایت دارد.

