شراکت امنیتی ایران به واشنگتن اجازه میدهد از هزینههای بیپایان خاورمیانه فرار کند. ادامه همکاری با سلطنتهای کوچک خلیج فارس منجر به فشار بیشتر میشود؛ در حالی که تعامل با تهران یک شراکت امنیتی پایدار با ایران را ارائه میدهد.
چرا شراکت امنیتی ایران بر تکیه بر سلطنتهای کوچک خلیج فارس برتری دارد
ببینید، خاورمیانه همچنان یک سردرد پرهزینه و آشفته برای سیاست خارجی آمریکا است. این منطقه ناپایدار است، منابع را تخلیه میکند و ما را به مسائلی میکشاند که واقعاً به منافع کلان ما خدمت نمیکند. بنابراین واشنگتن در حال حاضر یک انتخاب نسبتاً ساده دارد: ادامه فشار بر این سلطنتهای کوچک و وابسته خلیج فارس یا در نهایت تغییر به سمت یک توافق بلندمدت و یک شراکت امنیتی با ایران. میدانم که این گزینه برای بسیاری از مردم سیاسی به نظر میرسد، اما واقعاً گزینه ایران واقعگرایانهتر، پایدارتر و به مراتب بهتر برای تمرکز بر تنها رقابتی است که واقعاً اهمیت دارد — چین.
محدودیتهای استراتژی کنونی مبتنی بر خلیج
برای سالها، ما کل استراتژی منطقهای خود را بر اساس این کشورهای کوچک خلیج بنا کردهایم. در برخی جنبهها، آنها مفید بودهاند، البته. اما محدودیتهای واقعی دارند. جمعیتهای کوچک، زمین چندانی ندارند و هیچ توانایی برای حفاظت از خود بدون اینکه ما آنها را با پایگاهها، کشتیها و مدیریت بحرانهای مداوم حمایت کنیم، ندارند. این وضعیت به این معنی است که آمریکا مجبور است هزینهها — پول، نیروها و سرمایه سیاسی — را برای مشکلاتی که حتی به امنیت ما مربوط نیست، بپردازد. و بیایید صادق باشیم، برخی از این متحدان حرکات پرخطر انجام دادهاند که همه را به جنگهای طولانیمدت کشانده است، مانند جنگ یمن که هنوز ادامه دارد.
شراکت امنیتی ایران مصرفکننده را به تولیدکننده تبدیل میکند
مسئله اصلی چیست؟ این کشورها مصرفکنندههای امنیتی هستند، نه تولیدکننده. آنها نمیتوانند به تنهایی نظم پایداری ایجاد یا حفظ کنند. بنابراین آمریکا در نهایت بار کل را به دوش میکشد در حالی که آنها فقط نظارهگر هستند. این عدم تعادل برای دههها پرهزینه و خستهکننده بوده و دیگر پایدار نیست.
این همه چیز را تغییر میدهد. اگر ما رابطه را تنظیم کنیم، ایران میتواند واقعاً به کاهش بار آمریکا کمک کند به جای اینکه به آن اضافه کند. نفوذ آن در جاهایی مانند عراق و افغانستان به این معنی است که هر ثبات پایدار باید شامل تهران باشد — اندیشکدههایی مانند بنیاد کارنگی مدتهاست که به این نکته اشاره کردهاند.
رفتار منطقی ایران تحت برجام
مردم دوست دارند ایران را به عنوان کشوری کاملاً دیوانه و ایدئولوژیک به تصویر بکشند، اما اگر به نحوه رفتار واقعی آن نگاه کنید، معمولاً بسیار سرد و محاسبهگر است — هزینهها را در برابر منافع میسنجد. آیا به یاد دارید برجام را؟ زمانی که این توافق برقرار بود و مشوقها واضح بودند، ایران به قوانین پایبند بود (آژانس بینالمللی انرژی اتمی به دقت آن را پیگیری میکرد: بله، همه چیز بعداً به هم ریخت، اما سالهایی که این توافق کار کرد نشان داد که تعامل واقعی ممکن است وقتی که هر دو طرف چیزی ملموس به دست میآورند.
درگیری نظامی در مقابل شراکت امنیتی ایران – یک خیال خطرناک
گزینه نظامی یک خیال خطرناک است. جنگ مستقیم ایالات متحده و ایران تقریباً قطعاً به یک آشفتگی بزرگتر منطقهای تبدیل خواهد شد. موشکهای ایران، شبکههای آن در سراسر منطقه و تواناییاش برای تهدید تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را به طور ناگهانی افزایش دهد، انرژی جهانی را مختل کند و اقتصادها را به ورطه بیندازد. ما این فیلم را قبلاً در عراق و افغانستان دیدهایم — پیروزیهای سریع که به تلههای بیپایان و پرهزینه تبدیل شدند.
چگونه یک شراکت امنیتی بلندمدت با ایران راه خروجی ایجاد میکند
از سوی دیگر، یک توافق بلندمدت به ما یک راه خروج واقعی میدهد. این توافق در را به روی کاهش تنش، روشهای بهتر برای مدیریت بحرانها و گامهای تدریجی اعتمادسازی باز میکند. این به معنای بهترین دوستان یا آغوشهای دیپلماتیک کامل نیست. حتی توافقهای محدود در مسائل خاص میتواند خطر اشتباهات را کاهش دهد و فضای زیادی را برای ایالات متحده آزاد کند.
زاویه چین نیاز به شراکت امنیتی با ایران را اکنون میطلبد
و سپس زاویه چین وجود دارد — احتمالاً قویترین دلیل برای انجام این کار. خاورمیانه در حال تبدیل شدن به یک زمین بازی بزرگ برای پول و نفوذ چین است، به ویژه از طریق پروژههای کمربند و جاده. زیرا ما ایران را در حاشیه نگه داشتهایم، تهران به شدت به توافقات با پکن روی آورده است. ادامه خصومت فقط به چین قدرت بیشتری میدهد و یک بلوک ضدآمریکایی را تقویت میکند. یک توافق هوشمند با ایران میتواند این الگو را بشکند، تهران را به سمت اقتصاد جهانی بازگرداند و فضایی برای تعادل در سیاست خارجیاش فراهم کند.
حتی یک درک محدود و آرام بین واشنگتن و تهران میتواند به ایجاد یک ساختار پایدارتر کمک کند. اندازه و موقعیت ایران به این معناست که میتواند به کنترل شعلههای محلی کمک کند در حالی که ایالات متحده به سمت نقش تعادلساز فراساحلی حرکت میکند. این یک تغییر از اتحادهای شکننده و بازیهای صفر-جمع بیپایان به سمت چیزی عملیتر است: بازدارندگی در صورت نیاز، ابزارهای کاهش تنش و منافع مشترک در جلوگیری از انفجار منطقه.
البته، این مسیر پر از مینهای زمینی است — بیاعتمادی عمیق در هر دو طرف، سیاستهای داخلی که سازش را دشوار میکند و واکنش از سوی همسایگانی که دوست دارند اوضاع به همین شکل باقی بماند. اما تاریخ نشان میدهد که دشمنان قدیمی میتوانند راههای عملی برای پیشرفت پیدا کنند زمانی که مشوقها همراستا شوند. به چگونگی عادیسازی ایالات متحده با ویتنام یا گشایش به چین در دهه ۱۹۷۰ نگاه کنید.
شروع کوچک با یک شراکت امنیتی واقعی با ایران
روش واقعگرایانه برای ورود، شروع کوچک است: توافقهای هدفمند در مورد مشکلات مشخص، اقدامات اعتمادسازی آرام و دیپلماسی پایدار. این اجزا میتوانند به مرور زمان رشد کنند.
در نهایت، این موضوع به انتخاب بین یک جهان ایدهآل و فاجعه مربوط نمیشود. بلکه به انتخاب بین یک وضعیت موجود پرهزینه و بیش از حد گسترشیافته که همواره شکست میخورد و یک مسیر سختتر اما بسیار هوشمندتر مربوط است. ادامه دادن با کشورهای کوچک خلیج فارس ما را به بیثباتی و گسترش بیش از حد قفل میکند. یک توافق بلندمدت و شراکت امنیتی تدریجی با ایران میتواند تنشها را کاهش دهد، هزینهها را کم کند و در نهایت به ایالات متحده اجازه دهد بر چالش تعیینکننده این قرن — مدیریت رقابت با چین — تمرکز کند. در این تصویر بزرگتر، تعامل با ایران یک پروژه جانبی ایدهآلگرایانه نیست. این یک عقل سلیم استراتژیک ساده است.

