پیامدهای ژئوپلیتیکی ناشی از درگیری اخیر در خاورمیانه نیازمند ارزیابی سختگیرانهای از نفوذ دیپلماتیک و محدودیتهای ساختاری فعلی واشنگتن است. در حالی که دولت در رسانههای اجتماعی تهدید به نابودی کامل اقتصادی و نظامی میکند، واقعیت مهمات depleted و اتحادهای منطقهای مانع از بازگشت به جنگ تمامعیار میشود. بنابراین، اجرای یک معامله بزرگ ایران جامع و وسیع به دلیل فشارهای شدید داخلی و از سوی متحدان به طور ساختاری غیرممکن است. به جای دنبال کردن یک توافق بزرگ غیرقابل دسترس، کاخ سفید باید درک کند که پیگیری یک استراتژی خروج کوچک و هدفمند به مراتب قابل دستیابیتر از تحمیل یک معامله بزرگ ایران است که خرابکاران منطقهای به طور حتم آن را خراب خواهند کرد.
ضرورتها و محدودیتهای معامله بزرگ ایران
رئیسجمهور دونالد ترامپ همیشه گفته است که او ترجیح میدهد یک معامله انجام دهد تا جنگی با ایران، اما اگر لازم باشد، در انجام دومی تردید نخواهد کرد.
به طور قطع، زمانی که او در سال گذشته نتوانست یک توافق هستهای به دست آورد، ترامپ تأسیسات هستهای ایران را بمباران کرد. و زمانی که هنوز توافق بزرگی در اواخر فوریه به دست نیامد، او و نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، یک جنگ مشترک و بزرگ علیه ایران را آغاز کردند که به سرعت به یک فاجعه ژئوپلیتیکی و اقتصادی جهانی تبدیل شد.
جنگ تا زمانی که آتشبس در این آوریل آغاز شد، داغ باقی ماند. چه خوب و چه بد، ترامپ دوباره به حالت معاملهگری برگشته است، اما او لحن خود را به شیوهای متعارف تغییر داده است: اکنون او میگوید که یا یک توافق بزرگ خواهد کرد یا یک جنگ بزرگ. “این فقط یک معامله بزرگ برای همه خواهد بود یا هیچ معاملهای — بازگشت به جبهه نبرد و تیراندازی، اما بزرگتر و قویتر از همیشه”، ترامپ روز دوشنبه در Truth Social نوشت. “و هیچکس نمیخواهد که!”
رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در پیکنیک کنگره در کاخ سفید در واشنگتن، دی.سی.، ایالات متحده، ۱۲ ژوئن ۲۰۲۵. REUTERS/Nathan Howard
ارزیابی واقعیتهای یک معامله بزرگ ایران
رئیسجمهور حق دارد: هیچکس نمیخواهد که. خود ترامپ به وضوح نمیخواهد، به همین دلیل است که او اولتیماتومهای دراماتیکی صادر کرده و حتی تهدید به نابودی تمدن ایرانی کرده است مگر اینکه تهران تنگه هرمز را دوباره باز کند، و سپس پس از اینکه جمهوری اسلامی تغییری نکرد، از پیگیری آن منصرف شد.
برای درک تلاشهای ترامپ برای پایان دادن به جنگ و احتمال موفقیت او، باید کمتر به لافزنیهای او در شبکههای اجتماعی توجه کنید و بیشتر به محدودیتهایی که او تحت آنها عمل میکند فکر کنید. اگر این کار را انجام دهید، فکر میکنم با من موافق خواهید بود که احتمالاً شاهد یک جنگ بزرگ یا توافق بزرگ نخواهیم بود—و احتمال وقوع جنگ بیشتر از توافق است. با توجه به این موضوع، ترامپ باید به جای آن به دنبال یک توافق کوچک باشد که جنگ را به پایان برساند اما مسائل سیاسی پیچیده را حل نشده باقی بگذارد.
جمعه گذشته، زمانی که طبقات گفتمانی در حال وحشت بودند که ترامپ در حال از سرگیری جنگ است، من پیشبینی متضادی کردم و در X نوشتم: “هیچ حملهای و هیچ توافقی. نمیتوان به دلیل محدودیتهای سیاسی به توافقی (شبیه به توافق جامع برجام) دست یافت. نمیتوان حمله کرد به دلیل محدودیتهای مهمات و قابلیتهای تلافیجویانه ایران.”
(برجام—یا برنامه جامع اقدام مشترک—توافق هستهای ایران بود که رئیسجمهور باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ به امضا رساند و ترامپ سه سال بعد از آن خارج شد. تحلیلگران میگویند ترامپ تحت فشار است تا توافقی بزرگتر و بهتر از آن توافق به دست آورد تا از این که واقعاً در مورد ایران اشتباه کرده است، به نظر نرسد.)
شنبه گذشته، ذهن جمعی مسیر خود را معکوس کرد و تحلیلگران ناگهان انتظار داشتند که واشنگتن و تهران نوعی توافق صلح تاریخی را به امضا برسانند. جنگطلبان ایران در حالت اضطراب قرار گرفتند، در حالی که صلحطلبان با هیجان در حال پرواز بودند و تمام اینها عمدتاً بر اساس برخی اظهارات خوشبینانه از سوی ترامپ بود.
اضطراب جنگطلبان نشاندهنده نوعی محدودیتهای سیاسی است که من نگران آن بودهام. هر زمان که ترامپ به نظر میرسد در آستانه تأمین صلح با ایران است، لابی اسرائیل به شدت واکنش نشان میدهد و او را متهم به تسلیم در برابر دشمن اصلی اسرائیل در خاورمیانه میکند. “AIPAC در حال حاضر در حال بازنشر توییتهای سیاستمداران است که به شدت به توافق صلح گزارش شده ترامپ با ایران حمله میکنند”، الی کلیفتون از مؤسسه کوینسی روز شنبه اشاره کرد و به برجستهترین گروه لابیگری طرفدار اسرائیل اشاره کرد.
اسرائیل خوشحال است که به حامیان خود در واشنگتن اجازه میدهد به نمایندگی از او با رئیسجمهور مبارزه کنند، اما راههای غیرمستقیم دیگری نیز برای مختل کردن دیپلماسی دارد. ایران بر این نکته تأکید دارد که آتشبس کنونی باید شامل تمام جنگ منطقهای باشد، از جمله در لبنان، جایی که اسرائیل در حال انجام یک عملیات نظامی مرگبار است. بنابراین، اسرائیل میتواند با تشدید اوضاع در لبنان، مذاکرات صلح را مختل کند.
این یکی از دلایل بزرگ وجود آتشبس تنها در نام است، با این حال خبرنگاران و رهبران جهان به طور مداوم اصطلاحات جدیدی برای توصیف آن تولید میکنند: “شکننده”، “در حال خم شدن”، “زیر فشار” و حتی “در حمایت زندگی عظیم” (این یکی البته از ترامپ است). اکنون، در میان افزایش امیدها به یک توافق صلح یا حداقل یک “موافقتنامه تفاهم” بین واشنگتن و تهران، نتانیاهو در حال تشدید کمپین لبنان است.
مگر اینکه ترامپ فشار واقعی بر اسرائیل وارد کند، این مشکل ادامه خواهد داشت—و او هرگز به نظر نمیرسد که به ویژه مشتاق انجام این کار باشد. بنابراین به جای استفاده از چماق، ترامپ یک هویج بزرگ جدید طراحی کرده است. روز دوشنبه، او گفت که توافق با ایران باید شامل الزامی برای ترکیه، پاکستان، مصر، اردن و کشورهای عرب خلیج فارس برای امضای توافقنامههای ابراهیم باشد، که روابط بین کشورهای مسلمان و اسرائیل را عادی کرده است.
ترامپ در تلاش است تا برخی مشوقها برای اسرائیل به منظور حمایت از توافق با ایران ایجاد کند، اما این اقدام به پیچیدگی بیشتر مذاکرات صلح که قبلاً هم به اندازه کافی دشوار بودند، میافزاید. کشورهای مسلماننشین از رفتار اسرائیل نسبت به فلسطینیها ناراضی هستند، بنابراین رهبران آنها نمیتوانند بدون ریسک عواقب سیاسی داخلی، توافقنامهها را امضا کنند.

جایگزینهایی برای توافق بزرگ معیوب ایران
مشروط کردن موفقیت دیپلماتیک ایالات متحده و ایران به رفتار یک دسته از کشورهای مسلمان به هیچ وجه راهحل خوبی برای مشکل نفوذ خود اسرائیل نیست. و این به هیچ وجه اولویت آمریکا نیست. مخالفان جنگ ایران باید ترامپ را تشویق کنند تا رویکرد خود را تغییر دهد، دامنه مذاکرات را محدود کرده و نقش موانع را کاهش دهد و مسائل سیاسی دشوار را به آینده موکول کند.
با توجه به نفوذ ایران، ترامپ باید امتیازات بزرگی بدهد تا یک توافق جامع که برنامه هستهای آن را محدود کرده و مسائل گسترده منطقهای را مورد توجه قرار دهد، به دست آورد، و چنین امتیازاتی به طور اجتنابناپذیری جنگطلبان ایران را تحریک خواهد کرد. بنابراین بهتر است به سمت یک توافق کوچک و قابل دستیابی پیش برویم که به طور رسمی جنگ را پایان دهد، روابط دوجانبه را تثبیت کند و چارچوبی برای ادامه گفتوگو ایجاد کند.
اگر حتی یک توافق کوچک نیز به دلیل اسرائیل یا عامل دیگری غیرقابل اجرا باشد، آواهای ضد جنگ باید تأکید کنند که ترامپ اصلاً به توافق نیاز ندارد—او میتواند فقط جنگ را پایان دهد. دوگانه “توافق یا جنگ” یک انتخاب کاذب است و این هم چیز خوبی است، با توجه به اینکه توافق چقدر دشوار به نظر میرسد. ایران تهدیدی برای سرزمین اصلی آمریکا نیست و آمریکا در حال حاضر مشکلات کافی برای نگرانی در جبهه داخلی دارد. آقای رئیسجمهور، وقت آن است که به خانه برگردید.

