تمامیت طرح ۲۰ مادهای رئیسجمهور دونالد ترامپ برای غزه در معرض خطر است و این خطر ناشی از خواستههای غیرقابل انعطاف آمریکا و اسرائیل در مورد تسلیم فوری قابلیتهای نظامی است. برای عبور از این بنبست، جامعه بینالمللی باید به سمت چارچوبی عملیاتی متمایل شود که بر واقعیتهای استراتژیک سلاحهای حماس متمرکز باشد. موضع سختگیرانهای که خواستار خلع سلاح کامل و فوری قبل از رسیدن به نقاط عطف سیاسی یا انسانی است، خطر فروپاشی کل ساختار مذاکرات را به همراه دارد، در حالی که اولویت دادن به الگوی مرحلهای و مشروط بر اساس فرآیندهای صلح تاریخی، تنها مسیر قابل قبول برای دستیابی به ثبات و امنیت بلندمدت در مورد سلاحهای حماس را ارائه میدهد.
سلاحهای حماس بر مذاکرات آتشبس تسلط دارند
طرح ۲۰ مادهای رئیسجمهور دونالد ترامپ برای غزه در خطر فروپاشی است به دلیل حداکثرخواهیهای آمریکایی و اسرائیلی در مورد چگونگی و سرعت تسلیم سلاحهای حماس. هیئت صلح ترامپ، که برای نظارت بر اجرای طرح ایجاد شده، پیشرفت را به خلع سلاح کامل نوار غزه مشروط کرده است—به این معنا که تمام گروهها و افراد مسلح باید فوراً و بدون قید و شرط سلاحها و قابلیتهای نظامی خود را تسلیم کنند. اسرائیل تهدید به حمله جدیدی به نوار غزه کرده است مگر اینکه حماس این شرایط را بپذیرد. اما گروه اسلامگرا قبل از اینکه اسرائیل به تعهدات خود تحت این توافق عمل کند، از جابجایی خودداری میکند، از جمله اجازه دادن به دسترسی انسانی کامل و بدون مانع به غزه.
اروپاییها باید وارد عمل شوند و بهطور سریع و مشترک با اعضای تأثیرگذار هیئت صلح مانند ترکیه و عربستان سعودی، کاخ سفید را به سمت رویکردی واقعبینانهتر و در نهایت موفقتر در مورد سلاحهای حماس سوق دهند. این کار با تکمیل مسئولیتهای اسرائیل تحت مرحله اول طرح آغاز میشود و باید به شکل مدلی مشابه با ایرلند شمالی از خلع سلاح مرحلهای باشد که پیش از خلع سلاح کامل و توافق نهایی صلح انجام میشود.

تعهدات انجامنشده تهدیدی برای خلع سلاح حماس هستند
آتشبس غزه که توسط ترامپ در سپتامبر ۲۰۲۵ اعلام شد، به منظور پایان دادن به جنگ در غزه و خاتمه دادن به نقش امنیتی و حکومتی حماس در این نوار در سه مرحله طراحی شده بود. مرحله اول شامل توقف خصومتها، کمکهای اضطراری و بهبودی اولیه است و به تبادل زندانیان بین اسرائیل و حماس مشروط شده است. مرحله دوم بر بازسازی و ترتیبات بلندمدت در غزه تمرکز دارد و شامل خروج تدریجی اسرائیل خواهد بود.
این مرحله همچنین شامل از کار انداختن سلاحهای حماس خواهد بود، از جمله “قرار دادن سلاحها به طور دائمی خارج از استفاده” — هرچند که طرح اولیه در مورد معنای دقیق این موضوع در عمل مبهم بود. مرحله نهایی شاهد تصاحب غزه توسط تشکیلات خودگردان فلسطینی (PA) خواهد بود و شامل “مسیر معتبر به سمت خودمختاری و تشکیل دولت فلسطینی” خواهد بود، به شرطی که یک برنامه اصلاحی نامشخص PA “به طور وفادار اجرا شود”.
شش ماه پس از امضای طرح غزه، هنوز برای فلسطینیها ثمری نداشته است. در این مدت، اسرائیل بیش از ۵۵۰۰ فلسطینی را کشته است، به گفته سازمان بهداشت جهانی. این کشور همچنان جریان غذا و دارو را محدود کرده و به تخریبهای مداوم در ۵۹٪ از غزه که تحت کنترلش است، ادامه میدهد. در همین حال، نیروی تثبیت بینالمللی (ISF) و کمیته ملی اداره غزه (NCAG) که قرار بود جایگزین حکومت و کنترل امنیتی حماس در این منطقه شوند، تنها در نام وجود دارند و هنوز مستقر نشدهاند. علاوه بر این، تلاشهای اسرائیل برای مسدود کردن راهحل دو دولتی از طریق گسترش سریع شهرکها در کرانه باختری در حال تسریع است.
زمانی که طرح ترامپ اعلام شد، حماس حمایت خود را از از کار انداختن تدریجی سلاحها که به موازات اقدامات متقابل هیئت صلح و اسرائیل پیش میرود، اعلام کرد. این گروه پیشتر به واسطهها اعلام کرده بود که آماده است فعالیتهای نظامی خود را معلق کند و سلاحهای سنگین خود را در انبارهایی تحت نظارت طرف سوم ذخیره کند یا حتی آنها را به PA تحویل دهد.
اما عدم تمایل اسرائیل به پایبندی به تعهدات خود، همراه با ادامه ترور رهبران حماس—بهویژه قتل اخیر سرکرده نظامی عملیاتیتر آن، عزالدین الحداد—نسل جوانتر و سرخطزنتری را در درون این جنبش تقویت کرده است که مخالف هرگونه امتیازدهی در مورد سلاحهای گروه هستند.
با توجه به عدم اعتمادش به تضمینهای ایالات متحده و اسرائیل، حماس سلاحهای خود را به عنوان منبع اصلی نفوذ خود میبیند. این گروه تأکید کرده است که تا زمانی که راهحل دو دولتی وجود نداشته باشد—یعنی در انتهای فرآیند صلح—از سلاحهای سبک خود (مانند کلاشنیکفها) خلع سلاح نخواهد شد یا تسلیم نخواهد شد. همچنین از اسرائیل خواسته است که به تعهدات خود تحت مرحله اول توافق عمل کند.
بدون این، حماس اعلام کرده است که مذاکرات دربارهی خلع سلاح یا غیرنظامیسازی را آغاز نخواهد کرد. (به جدول زیر در مورد تعهدات مرحله اول اسرائیل مراجعه کنید.) در شرایط بحرانی کنونی غزه، رهبری سیاسی حماس همچنین با دشواریهایی در قانع کردن اعضای ردهپایینتر شاخه نظامی خود و دیگر گروههای سختگیر مانند جهاد اسلامی فلسطینی و کمیتههای مقاومت مردمی مواجه خواهد بود تا به خلع سلاح تن دهند.
مدلهای صلح الهامبخش استراتژی تسلیحاتی حماس
حماس به مذاکراتکنندگان خود به فرآیند صلح ایرلند شمالی به عنوان یک مدل نگاه کرده است. به عنوان بخشی از توافق جمعه خوب ۱۹۹۸، ارتش جمهوریخواه ایرلند (IRA) و نیروی داوطلب اولستر (UVF) به توقف کامل خصومتها متعهد شدند. غیرنظامیسازی و در نهایت خلع سلاح کامل به عنوان نتیجهای از صلح مطرح شد، نه به عنوان پیشنیاز. IRA تنها در سال ۲۰۰۵ به طور کامل خلع سلاح شد و UVF در سال ۲۰۰۹.
در سال ۲۰۰۶، مقامات حماس با رهبران IRA و UVF در حین یک سفر به ایرلند شمالی ملاقات کردند. یک رهبر ارشد حماس این تجربه را “روشنگرانه” توصیف کرد، زیرا بیشتر رهبری این گروه هرگز در معرض دنیای خارج از سرزمینهای اشغالی قرار نگرفتهاند. این گروه اکنون یک مطالعه داخلی را برای استخراج درسها و شباهتها از فرآیند غیرنظامیسازی ایرلند شمالی، به ویژه در مورد توالی آن، آغاز کرده است.
برخی از رهبران حماس توالی مشابهی را در نظر دارند: اینکه تمام تسلیحات به طور دقیق در انبارها قفل شوند با سیاستی روشن مبنی بر عدم استفاده، عدم نمایش و عدم تولید آن تسلیحات. این سیاست باید توسط ناظران بینالمللی قابل تأیید باشد و NCAG مجاز به دستگیری یا درگیر شدن با هر فردی که این سیاست را نقض کند، خواهد بود. این مرحله همچنین شامل توقف کامل متقابل خصومتها و تعلیق فعالیتها یا رژههای مسلحانه حماس خواهد بود. در عوض، اسرائیل از غزه خارج شده و اجازه بازسازی را خواهد داد. تمام تسلیحات به مدت ۵ تا ۱۰ سال یا بیشتر قفل خواهند ماند تا فرصتی برای یک فرآیند سیاسی به منظور پایان دادن به منازعه کلی اسرائیل-فلسطین (شامل کرانه باختری) فراهم شود.
سیاست هیئت محدودیتهای تسلیحاتی حماس را کاهش میدهد
با این حال، اسرائیل با تفسیر زبان مبهم طرح ترامپ، موفق به تغییر شرایط شده و خواستار خلع سلاح فوری و کامل حماس شده است. نماینده عالی هیئت صلح، نیکولای ملادنف، این تفسیر سختگیرانهتر را دنبال کرده است. در اولین گزارش خود به شورای امنیت سازمان ملل، ملادنف، حماس را به خاطر عدم پیشرفت در طرح ترامپ مقصر دانسته و آن را به عنوان تنها مانع در مسیر بازگشایی بازسازی توصیف کرده است.
این موضوع در نقشهراهی که ملادنف در مارس ۲۰۲۶ برای اجرای مرحله دوم طرح آتشبس تهیه کرده، منعکس شده است. این نقشهراه خواستار آن است که حماس و تمامی گروههای مسلح فلسطینی تمام سلاحهای خود را بهطور کامل در مدت ۲۵۰ روز کنار بگذارند.
این شامل تسلیم تمامی سلاحها، از جمله تفنگها، و همچنین تخریب تمامی تونلها، سایتهای تولید و زیرساختهای نظامی در مدت ۹۰ روز قبل از هرگونه خروج اسرائیلی است. ملادنف تأکید کرده است که بدون این اقدامات، هیچ حرکتی در مرحله دوم وجود نخواهد داشت: هیچ خروج اسرائیلی به حاشیههای غزه، هیچ استقرار نیروهای امنیتی اسرائیل، هیچ انتقال حکمرانی NCAG و هیچ شروعی برای بازسازی. به گفته رسانههای اسرائیلی، ملادنف حتی به دولت اسرائیل “مجوز رسمی” برای از سرگیری جنگ در غزه در صورت عدم پذیرش پیشنهادش را ارائه کرده است.
گزینههای دیپلماتیک در مورد واقعیتهای تسلیحاتی حماس
گام بعدی چیست
در تلاشی برای یافتن یک مصالحه، میانجیگران مصری و قطری در آوریل پیشنهادی برای پل زدن ارائه کردند که ملادنف در نهایت آن را در ۲۱ مه به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرد. این پیشنهاد در برخی جنبهها بهبود یافته و به عنوان مثال، پیشنهاد میدهد که چهره کارمندان دولتی و پلیس حماس تحت نظارت امنیتی در چارچوب NCAG حفظ شود—چیزی که نه تنها یکی از خواستههای دیرینه حماس است بلکه برای حکمرانی و ثبات بلندمدت غزه نیز حیاتی است.
با این حال، پیشنهاد اصلاحشده هیئت صلح همچنان خلع سلاح کامل فلسطینیها و تخریب تمامی زیرساختهای نظامی را به عنوان پیشنیاز برای سایر موارد در مرحله ۲ مطرح میکند. و در حالی که نیازهای مرحله ۱ اسرائیل را شناسایی میکند، تا کنون هیچ نشانهای وجود ندارد که ایالات متحده آماده باشد بر آن فشار وارد کند تا این موارد را اجرا کند. سرانجام، برخلاف روند صلح ایرلند شمالی، پیشنهاد پل زدن آوریل نیز همچنان فرآیند خلع سلاح را از مذاکرات صلح اسرائیل-فلسطین جدا میکند.
بنبست در مذاکرات غزه نیازمند یک اقدام فوری اروپایی است که به همراه اعضای همفکر هیئت صلح انجام شود تا کاخ سفید (که در عمل دستور کار هیئت صلح را تعیین میکند) را متقاعد کند که بر اسرائیل فشار آورد تا تعهدات مرحله ۱ خود را برای بازگشایی حرکت در زمینه خلع سلاح فلسطینیها اجرا کند.
در کنار این، شورای صلح باید رویکردی عملیتر برای اجرای مرحله دوم اتخاذ کند که از مراحل فوری و قابل اجرا برای خلع سلاح حمایت کند—اما سوال خلع سلاح کامل را از دیگر نقاط اقدام فوری جدا کند. موفقیت همچنین به یک فرآیند سیاسی همراه نیاز دارد که مسیر واقعی به سوی دولتی شدن را باز کند. این امر برای انتقال گروههای فلسطینی از مرحله خلع سلاح به مرحله خلع سلاح به عنوان نتیجهای از دولتی شدن فلسطین ضروری است.
مذاکرهکنندگان حماس به واسطهها نشان دادهاند که این گروه آماده است تا سلاحهای سنگین خود (از جمله موشکها) و برخی از شبکههای تونل خود را در مرحله دوم خلع سلاح کند. آنها همچنین آمادهاند تا در زمینه خلع سلاح گستردهتر در چارچوب مذاکرات صلح مذاکره کنند. این فرصتی است که نباید از دست برود.
دولتهای اروپایی، به ویژه بریتانیا و ایرلند که تجربه گستردهای از فرآیند صلح ایرلند شمالی دارند، باید اکنون با شرکای خاورمیانه همکاری کنند تا شرایط مساعدتری برای امکانپذیر کردن خلع سلاح ایجاد کنند. اینها مراحل ملموسی هستند که باید اکنون در مسیر خلع سلاح انجام شوند:
(1) ورود فوری و بدون قید و شرط NCAG به غزه برای تصدی وظایف حکومتی. حماس گفته است که چنین حرکتی را میپذیرد. این امر از احیای کامل خدمات پایه و بازگرداندن وظایف دولتی با حمایت بینالمللی حمایت میکند، در حالی که اعتماد را ایجاد کرده و مشروعیت داخلی NCAG را برای جمعآوری سلاحها از گروههای مسلح در آینده تقویت میکند.

(2) آغاز بازسازی تحت نظارت NCAG. فراتر از ضرورت انسانی، این امر به ایجاد شتاب لازم برای متقاعد کردن شبهنظامیان به تعلیق فعالیتهای مسلحانه و حمایت از یک فرآیند خلع سلاح مرحلهای کمک خواهد کرد. هرگونه نگرانی درباره انحراف مواد بازسازی توسط حماس میتواند با اجرای مدلی مشابه با کمیتههای بازسازی قطری یا مصری که پس از جنگهای ۲۰۱۴ و ۲۰۲۱ در غزه فعالیت کردند، برطرف شود. در هر دو مورد، کارکنان محلی که فرآیند بازسازی را نظارت میکردند، تحت نظارت کارشناسان از کشورهای واسطه قرار داشتند. بازسازی همچنین باید بر اساس یک چشمانداز متعلق به فلسطینیها برای توسعه مجدد غزه باشد تا مشروعیت محلی و تأمین مالی بینالمللی لازم را جلب کند.
(3) استقرار نیروهای ISF برای ایجاد یک حائل ضروری بین ارتش اسرائیل و فلسطینیها. این میتواند به قانع کردن جمعیت محلی (و گروههای مسلح خودشان) کمک کند که پس از خلع سلاح فلسطینیها، بدون حفاظت نخواهند ماند و شرایط لازم برای خلع سلاح (که تحت نظارت ISF خواهد بود) را فراهم کرده و خروج اسرائیل از غزه را تسهیل کند.
(4) انتخابات پارلمانی و ریاستجمهوری فلسطینی که شامل غزه باشد. غزهایها (و گروههای مسلح غزه) در صورت تأیید توسط رهبری نماینده و معتبر، نسبت به سازشهای سختی مانند خلع سلاح، پذیرش بیشتری خواهند داشت. یک انتخابات شهری اخیر در دیر البلح نمونه قوی از ظرفیت موجود برای برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه با وجود شرایط سخت در میدان است.
(5) اهمیت تشکیلات خودگردان فلسطینی با ادغام آن در چهار نکته فوق. هیچیک از این توصیهها نمیتواند به تنهایی موفق شود بدون ایجاد یک چارچوب ملی معتبر فلسطینی. اتحادیه اروپا به عنوان بزرگترین حامی مالی تشکیلات خودگردان (و احتمالاً بازسازی غزه) در این زمینه نفوذ زیادی دارد. تشکیلات خودگردان باید در هر لایه از این فرآیند گنجانده شود: به عنوان ناظر قانونی ورود NCAG به حکومت، به عنوان برگزارکننده انتخابات پارلمانی و ریاستجمهوری پیشنهادی، به عنوان هماهنگکننده منابع بازسازی که از طریق نهادهای فلسطینی شناختهشده منتقل میشود، و به عنوان چتر سیاسی که تحت آن خلع سلاح متوالی منجر به یک دستگاه امنیتی یکپارچه و پاسخگو به دموکراسی میشود.
در نهایت، اجرای مرحله ۲ و حفظ آتشبس غزه نیازمند آن است که هیئت صلح رویکرد حداکثری فعلی خود را که بر خلع سلاح کامل قبل از حکومت، بازسازی یا سیاست اصرار دارد، کنار بگذارد. گزینه دیگر، خونریزی مجدد و از دست دادن فرصتی برای بهرهبرداری از فرآیند خلع سلاح و آغاز یک فرآیند جدی صلح اسرائیلی-فلسطینی خواهد بود. برای اینکه این اتفاق بیفتد، خلع سلاح باید نتیجهای از یک صلح کارآمد باشد، نه پیشنیازی برای آن.

