سقوط دولت مادورو در ونزوئلا و محاصره نفتی پس از آن توسط واشنگتن، تنها گزینه کوبا را به یک مذاکره سخت با دولت ترامپ برای اصلاحات اقتصادی و امنیتی مرحلهای تبدیل کرده است. برای جلوگیری از یک فاجعه انسانی و احتمال مداخله نظامی ایالات متحده در فاصله 90 مایلی از فلوریدا، تنها گزینه کوبا این است که یک توافق مرحلهای را بپذیرد که امتیازات قابل توجهی را ارائه میدهد در حالی که فضای کافی برای تنفس حاکمیتی برای یک بهبود بلندمدت را حفظ میکند.
تنها گزینه کوبا به سرعت محدود میشود
از زمانی که کماندوهای آمریکایی رئیسجمهور ونزوئلا نیکولاس مادورو را در ژانویه از قدرت برکنار کردند، واشنگتن فشار بیسابقهای بر کوبا، متحد سابق تحت فشار کاراکاس، وارد کرده است. اقتصاد این جزیره به دلیل تحریمهای “فشار حداکثری” دولت ترامپ، پاندمی COVID-19 و عدم موفقیت هاوانا در پذیرش اصلاحات اقتصادی عمیقتر، در حال سقوط بود. اما از دست دادن دسترسی کوبا به نفت ونزوئلا با تخفیفهای سنگین، ضربهای مهلک بود. محاصره نفتی غیررسمی ایالات متحده به جزیره در پنج ماه گذشته—کاخ سفید تنها یک نفتکش روسی را اجازه داده است—کشور را به لبه پرتگاه کشانده است: قطع برق اکنون روزانه و غیرقابل پیشبینی است، خدمات پایه متوقف شده و شهروندان در حال ناامید شدن هستند.
با این حال، در تماسهای نه چندان آرام با نمایندگان کوبا در طول بهار، از جمله با نوه رئیسجمهور پیشین رائول کاسترو، کاخ سفید تلاش کرده است تا دولت یکحزبی جزیره را متقاعد کند که به یک گشایش اقتصادی و امنیتی توافق کند به جای تغییر سیاسی ریشهای. هاوانا به این پیشنهاد واشنگتن پاسخ مثبت نداده است، بلکه بیشتر اعتماد به نفس را به نمایش گذاشته و سعی کرده است زمان بخرد—بهویژه از زمان آغاز خصومتهای ایالات متحده در ایران، که امیدوار بود توجه دولت را به خود جلب کرده و اراده آن را برای تشدید تنش در نزدیکی خانه کاهش دهد.
این زمان در حال تمام شدن است. دولت ترامپ که از عدم همکاری هاوانا ناامید شده است، تهدید کرده است که تحریمهای ثانویه جدیدی را بر شرکتهای خارجی که در بخشهای کلیدی اقتصاد کوبا فعالیت میکنند، اعمال خواهد کرد. در یک سفر غافلگیرکننده در اواسط ماه مه به هاوانا، جان رادکلیف، رئیس سازمان سیا، به رهبری کوبا اولتیماتومی ارائه داد و خواستار قطع روابط امنیتی با چین و روسیه شد. ایالات متحده همچنین در حال آمادهسازی زمینه برای یک عملیات “اجرای قانون” احتمالی است که ممکن است به دستگیری مادورو شباهت داشته باشد و کاسترو را در یک دادگاه آمریکایی متهم کند.
این تنها داستانی درباره انتخابهای واشنگتن نیست. به مدت چند دهه، دولت جزیره کنترل داخلی و حامیان خارجی را بر تحولات سیاسی و اقتصادی اولویت داده است. این دولت مدتهاست که مذاکره با واشنگتن تحت فشار را به عنوان امری ناسازگار با حاکمیت تلقی کرده است و نمیتوان انکار کرد که مقیاس کنونی اجبار اقتصادی ایالات متحده علیه کوبا از نظر اخلاقی شوکهکننده است. اما با توجه به غیرقابل پیشبینی بودن دولت کنونی ایالات متحده، بار جلوگیری از فاجعه اکنون بر دوش هاوانا است. هرچه رهبران کوبا مسیر پیش رو را به عنوان مسألهای از حیثیت انقلابی به جای بقا ملی تلقی کنند، احتمال اینکه هر آنچه پس از آن بیفتد بدتر باشد، بیشتر میشود.
بهترین مسیر پیش رو یک توافق مذاکرهای است که در آن هاوانا امتیازاتی به اندازه کافی قابل توجه ارائه دهد تا ترامپ بتواند آن را به عنوان پیروزی بفروشد و بدین ترتیب از فروپاشی انسانی جلوگیری کند و کوبا را به سمت بهبودی سوق دهد. هر چیزی کمتر از این، خطر تشدید ناآرامیهای اجتماعی و مداخله نظامی ایالات متحده برای تثبیت اقتصادی در حال سقوط را افزایش میدهد که تنها 90 مایل از فلوریدا فاصله دارد، نتیجهای که هر دو دولت ترجیح میدهند از آن اجتناب کنند.
گذشته از جوش و خروش، تنها گزینه کوبا
از لحظهای که خبر دستگیری مادورو منتشر شد، دولت ترامپ دو پیام متضاد درباره پیامدهای آن برای کوبا ارسال کرد. از یک سو، برخی مقامات ایالات متحده به روزنامه وال استریت ژورنال گفتند که آنها بهطور فعال در حال جستجوی تغییر رژیم در هاوانا تا پایان سال 2026 هستند. با این حال، دیپلماتها همچنین با مهاجران کوبایی در میامی و اسپانیا درباره یافتن یک “دلسی کوبایی” صحبت کردند، اشاره به معاون رئیسجمهور ونزوئلا تحت مادورو، دلسی رودریگز، که پس از برکناری او به عنوان رهبر موقت منصوب شد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در فوریه اظهار داشت که کوبا نیازی به “تغییر همه چیز به یکباره” ندارد.
کوبا در پاسخ چند اقدام نمادین انجام داد: تعدادی از بازداشتشدگان سیاسی را آزاد کرد، فرمان عفو گستردهای برای 2000 زندانی عادی صادر کرد و متعهد شد که به کوباییهای آمریکایی اجازه سرمایهگذاری در اقتصاد را بدهد. با این حال، هاوانای ضعیف و آسیبپذیر بیشتر به تکرار کلیشههایی درباره احترام متقابل و حاکمیت ملی پرداخت. غریزهاش برای اجتناب از مواجهه با ابعاد تهدید تقویت شده توسط دخالت ایالات متحده در ایران بود. اگر کوبا بتواند تا انتخابات میاندورهای ایالات متحده در نوامبر مقاومت کند، مقامات هاوانا استدلال کردند که رایدهندگان آمریکایی رد قاطعانهای از ماجراجویی نظامی رئیسجمهور خواهند داشت و کاخ سفید چارهای جز پذیرش امتیازات اندک هاوانا یا به سادگی ادامه دادن نخواهد داشت.
اما به جای از دست دادن تمرکز، کاخ سفید صبر خود را از دست داد. یک دستور اجرایی در تاریخ ۱ مه به وزارت خزانهداری و وزارت امور خارجه قدرت فوری برای اعمال تحریمهای ثانویه بر شرکتهای خارجی که با شرکتهای دولتی کوبا در بخشهای استراتژیک مانند معدن، انرژی و مالی فعالیت میکنند، داد. شبکه پیچیده تحریمها علیه کوبا، که شامل تحریم تجاری از سال ۱۹۶۲ است، مدتهاست که بر تعاملات کشورهای دیگر با این جزیره تأثیر گذاشته است. اما سرمایهگذاران و اپراتورهای خارجی در کوبا هرگز بهطور مستقیم با از دست دادن دسترسی به سیستم مالی ایالات متحده تهدید نشدهاند. چندین شرکت بهدلیل این وضعیت، عملیات خود را در این جزیره متوقف کردهاند.
سپس، سفر رَتکلیف به هاوانا انجام شد، تنها یک روز پس از آنکه وزیر انرژی کوبا بهطور علنی اعتراف کرد که جزیره هیچ ذخیره نفتی ندارد. (بهطور نگرانکنندهای، هیئت سیا شامل رهبر عملیات دستگیری مادورو بود.) این اقدام غیرمعمول پیام روشنی برای سران اطلاعاتی کوبا داشت: واشنگتن همچنان به یک توافق باز است، اما زمان در حال پایان است و اظهارات ترامپ درباره “تصرف کوبا” باید جدی گرفته شود. اقتصاد را اصلاح کنید، زندانیان سیاسی را آزاد کنید و (مهمتر از همه برای سیا) روابط امنیتی با روسیه و چین را قطع کنید، از جمله با تعطیلی ایستگاههای شنود آنها در خاک کوبا.
اگر هیچ کاری نکنید، هاوانا خواهد آموخت که تمرکز دولت ترامپ بر این کشور تنها یک پروژه شخصی از سوی وزیر امور خارجه کوبایی-آمریکایی رئیسجمهور نیست.
سرانجام، در تاریخ ۲۰ مه، دادستانهای فدرال در ناحیه جنوبی فلوریدا، رائول کاسترو را بهخاطر دستور به سرنگونی دو هواپیمای غیرنظامی آمریکایی که توسط کوبایی-آمریکاییها در آبهای بینالمللی هدایت میشدند، متهم کردند. این حادثه در سال ۱۹۹۶ رخ داد و منجر به کشته شدن سه شهروند آمریکایی و یک مقیم قانونی ایالات متحده شد.
نمادگرایی این موضوع غیرقابل انکار بود. برای ملیگرایان کوبایی، ۲۰ مه زادروز جمهوری در سال ۱۹۰۲ را نشان میدهد—اما همچنین آغاز یک نظم پس از استقلال است که تحت تأثیر مداخلههای ایالات متحده محدود شده است. حتی اگر این اتهام عمدتاً برای کشاندن هاوانا به میز مذاکره یا خوشنودی رأیدهندگان کوبایی-آمریکایی طراحی شده باشد، یک پیشزمینه قانونی برای اقدام نظامی ایالات متحده ایجاد میکند. گزارشهای اخیر رسانهها مبنی بر اینکه هاوانا ۳۰۰ پهپاد دفاعی تأمینشده توسط روسیه و ایران را انبار کرده است، استدلال دولت را تقویت کرده که کوبا تهدیدی امنیتی به شمار میآید.
شکل تنها گزینه کوبا
تفسیر استاندارد درباره اینکه چرا هاوانا از ارائه امتیازات بیشتر به واشنگتن خودداری کرده، این است که مقامات کوبایی سرسخت یا ایدئولوژیک شدهاند. اما این توضیح، عقلانیت موضع آنها و همچنین اختلال در حکومتداری جزیره را دست کم میگیرد. رهبری کوبا یک بازیگر واحد نیست. قدرت در چهار مرکز همپوشان پراکنده است: کسترو و حلقه نزدیک او که هنوز تأثیرگذار هستند؛ کنگلومرای نظامی-اقتصادی Grupo de Administración Empresarial که حدود ۴۰ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور را کنترل میکند (و خانواده کسترو در آن سهم مستقیم دارد)؛ خدمات امنیتی و اطلاعاتی؛ و حزب کمونیست و بوروکراسی دولتی.
GAESA میخواهد سلطه اقتصادی خود را حفظ کند، که هرگونه گشایش جدی به بخش خصوصی را تهدید میکند. خدمات امنیتی میخواهند ارتباطات خود را با پکن و مسکو حفظ کنند، که هرگونه نزدیکی عمیق با واشنگتن آنها را مجبور به renegotiate میکند. دستگاه حزبی میترسد که یک گشایش سیاسی معنادار چالش به مشروعیت داخلیاش را تسریع کند، که در حال حاضر در بحران است. و کسترو، که نود ساله است، هر توافقی که نیاز به خروج او داشته باشد را تهدیدی وجودی برای برنامههای پایان عمرش و پروژه انقلابی که او و برادر بزرگترش فیدل تجسم میکنند، میبیند.
مذاکره با واشنگتن همه این constituencies را تهدید میکند. تعجبی ندارد که آنها به طور جمعی مقاومت کردهاند. همچنین تعجبی ندارد که هیچ چهره واضحی مانند “دلسی” برای تسلیم شدن در برابر مافوقها و انجام خواستههای ایالات متحده ظهور نکرده است. آنچه تعجبآور است، این است که چگونه رهبری کوبا به طور کامل اجازه داده است که این وتوها استراتژی خارجیاش را هدایت کند. هر ماه بنبست، ذخایر، زیرساختها و صبر اجتماعی را که هر دولت کوبایی برای حکومت نیاز دارد، بیشتر کاهش میدهد. منطق مقاومت قابل درک است. این همچنین یک شکل کند از خودکشی است.
در واقع، خطوط کلی توافقی که هاوانا به طور معقولی میتواند بپذیرد، برای ماهها قابل مشاهده بوده است. در ماه مارس، مقامات ایالات متحده به همتایان کوبایی خود گفتند که میخواهند پیشرفتهایی در زمینههای استراتژیک ببینند. این به معنای آزادسازی قوانین مربوط به آزادی بیان و تجمع و آزادی زندانیان سیاسی با پروفایل بالا، از جمله کسانی که از زمان اعتراضات ملی که در ژوئیه ۲۰۲۱ جزیره را در بر گرفت، بازداشت شدهاند، است. آنها همچنین از هاوانا میخواهند که به اصلاحات گسترده بازار متعهد شود که به طور معناداری اقتصاد را به سرمایهگذاری بخش خصوصی، از جمله از دیاسپورای کوبا، باز کند و به طور قابل توجهی رد پای GAESA را کاهش دهد.
فهرست اولویتها همچنین شامل توافقی از سوی کوبا برای کاهش روابط اطلاعاتی و امنیتی با روسیه و چین است. و از آنجا که حاکمیت قانون و حفاظت از مالکیت برای بازگرداندن اعتماد سرمایهگذاران حیاتی است، واشنگتن میخواهد هاوانا متعهد شود که با ایالات متحده و داوران بینالمللی بیطرف همکاری کند تا ساختار جبرانی عادلانهای، نه تنبیهی، برای حل و فصل مشکلات ادعای مالکیتهای معوقه که از ملیسازی کسبوکارهای خصوصی ایالات متحده توسط دولت کوبا در سالهای 1959 و 1960 ناشی میشود، ایجاد کند.
این مراحل نیازی به انجام همزمان ندارند. اما اگر به صورت مرحلهای انجام شوند، میتوانند واشنگتن را متقاعد کنند که تعهد کوبا به اصلاحات واقعی است. این تغییرات نمایانگر مهمترین تغییرات داخلی در کوبا در دههها خواهند بود که واشنگتن میتواند آن را به عنوان یک پیروزی به فروش برساند.
در عوض، و به همین ترتیب، ایالات متحده میتواند شدیدترین تحریمهای خود را لغو کند، کوبا را از فهرست حامیان دولتی تروریسم خارج کند و فرمان اجرایی 1 مه را که تحریمهای ثانویه را تحمیل کرده است، لغو کند. واشنگتن همچنین میتواند قوانین خود را در مورد سفر به جزیره آزاد کند؛ اجازه ورود شرکتهای آمریکایی به بخشهای گردشگری، معدن، انرژی، کشاورزی و سایر بخشها را بدهد؛ و سرمایهگذاری در کسبوکارهای کوچک و متوسط خصوصی کوبایی را مجاز کند. و همچنین میتواند ماده III قانون لیبراد را معلق کند که به عنوان یک بازدارنده عمده برای سرمایهگذاری بینالمللی عمل میکند زیرا به خواهانهای آمریکایی اجازه میدهد تا از شرکتهای خارجی که در املاکی که خواهانها در کوبا قبل از ملیسازی آنها توسط دولت کاسترو مالک بودند، شکایت کنند.
از نظر فنی، قانون لیبراد لغو کامل تحریمهای تجاری ایالات متحده را مشروط به وجود یک دولت انتقالی دموکراتیک در جزیره میکند. اما اگر هاوانا با گشایشهای اقتصادی واقعی و رهبری بهطور کافی بازسازی شده، مطابقت داشته باشد، واشنگتن ممکن است “انتقال” را به اندازهای خلاقانه تفسیر کند که تحریمها را تسهیل کند، حتی در غیاب دموکراتیزه کامل. چنین ترتیبی تغییرات سیاسی وسیعتری را منتفی نمیکند.
بلکه، این امر به رهبران رژیم زمان میدهد تا یک خروجی متقابل قابل توافق را تأمین کنند در حالی که جامعه مدنی بازسازی میشود. البته، مقامات کوبایی تا کنون علاقهای به یک خروجی نشان ندادهاند. اما چنین مسیری قطعاً ترجیحیتر از آنچه ممکن است در غیر این صورت در انتظار آنها باشد، است: یک فروپاشی اقتصادی ادامهدار که سختیهای اجتماعی بیشتری را به همراه داشته و بیثباتی شدیدی ایجاد کند که ایالات متحده را به حذف رژیم به زور وادار کند.
این توالی همچنین با غریزههای دولت در جاهای دیگر، از جمله در ونزوئلا، سازگار است: اولویت دادن به تثبیت، گشایش اقتصادی و بازچینی امنیتی در حالی که دموکراتیزه کردن را به عنوان یک فرآیند بلندمدت در نظر میگیرد. این رویکرد همچنین با سیاست ایالات متحده نسبت به کوبا در چندین دولت—از جمله دولت اول ترامپ—همخوانی دارد که تمایل داشته است به جای تحقق فوری اهداف حداکثری مندرج در قوانین ایالات متحده، به اهداف محدودتری اولویت دهد. این اهداف شامل گسترش فضای فعالیتهای خصوصی، کاهش تسلط نظامی بر اقتصاد، آزادسازی زندانیان سیاسی، کاهش محدودیتها بر جریانهای اطلاعاتی و کاهش پیوندهای امنیتی هاوانا با دشمنان ایالات متحده است.
تنها گزینه کوبا اکنون یا هرگز
پنجرهای برای چنین توافقی ابدی نیست. به عامل روبیو توجه کنید. او سالها یکی از تندروترین صداها در مورد کوبا در سیاست آمریکا بوده است. همین موضع ممکن است او را به طور منحصر به فردی قادر سازد تا یک توافق مذاکرهشده را به فروش برساند که یک شخصیت سیاسی دیگر نمیتواند. رئیسجمهور ایالات متحده، ریچارد نیکسون، میتوانست به چین برود زیرا اعتبار ضد کمونیستی او غیرقابل انکار بود. روبیو نیکسون نیست و او تحت رهبری یک رئیسجمهور ناپایدار عمل میکند که بین عدم مداخله انزواطلبانه و تشدید نمایشی نوسان دارد. با این حال، اگر هر شخصیتی در حزب جمهوریخواه امروز بتواند گروههای کوبایی-آمریکایی، جمهوریخواهان کنگره و حداقل برخی دموکراتها را برای حمایت از یک توافق مرحلهای و پایدار با هاوانا متحد کند، او خواهد بود.
سپس واقعیت سرد موقعیت اقتصادی کوبا وجود دارد. شهروندان این جزیره به سادگی نمیتوانند تحت فشار خارجی، فقر اقتصادی عمیقتری را در سالهای باقیمانده از دولت دوم ترامپ تحمل کنند. عدم تعادلهای مالی بزرگ، بار سنگین بدهی و دسترسی محدود به تأمین مالی خارجی به این معنی است که فضای مانور دولت تقریباً ناپدید شده است. هاوانا ممکن است از درد کوتاهمدتی که ممکن است با یک فرآیند اصلاح عمیقتر همراه باشد، بترسد، اما حقیقت این است که این درد هماکنون وجود دارد: درآمد کوباییها سقوط کرده، تقاضا برای کالاها و خدمات کاهش یافته، صنایع کشاورزی و تولیدی پژمرده شده و نیروی کار به دلیل مهاجرت خالی شده است.
در میان ناامیدی، برخی روندهای مثبت دوجانبه وجود دارد که میتوان بر آنها بنا کرد. بخش خصوصی کوبا که از زمان قانونی شدن کسبوکارهای کوچک و متوسط در سال ۲۰۲۱ گسترش یافته، اکنون نقش مهمی در حمایت از بخشهایی از جمعیت در بحران کنونی ایفا میکند. از زمان ریاستجمهوری باراک اوباما، هر دولت آمریکایی حمایت از کسبوکارهای مستقل در کوبا را به عنوان یک اولویت سیاستی شناسایی کرده است و حتی ترامپ نیز اکنون اجازه میدهد که کسبوکارهای خصوصی در آنجا سوخت وارد کنند.
این امر فرصتهایی برای ایجاد استثنائات بیشتر در تحریمها به منظور پرورش رشد این بخش فراهم میکند. روابط ایالات متحده و کوبا ممکن است در تنشترین وضعیت خود در دههها باشد، اما پروازهای مستقیم بین دو کشور ادامه دارد و تجارت دوجانبه در مواد غذایی و کالاهای کشاورزی تحت خلأهای موجود در تحریمها رکوردشکنی میکند. ارسالهای مالی از دیاسپورای مستقر در ایالات متحده یکی از بزرگترین منابع ارز سختی است که به کوباییهای عادی میرسد. آشتی ارگانیک بین کوباییها در جزیره و خارج از آن فراتر از آنچه که بیشتر ناظران میپذیرند، پیشرفت کرده است.
با این حال، حتی یک گشایش کاملتر به سرمایهگذاری دیاسپورا، کسبوکارهای خصوصی و تجارت دوجانبه به تنهایی نمیتواند مقیاس سرمایه لازم برای نوسازی شبکه برق فرسوده کوبا، بازسازی سیستم بانکی آن یا بازسازی زیرساختهای اساسی را تولید کند. این نوع سرمایه به طور تاریخی از طریق ساختار چندجانبه به دست آمده است: صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و برنامههای دوجانبه دولتهای غربی. اما تأمین مالی از سوی دولتهای اروپایی در حال کاهش است زیرا آنها منابع را از کمکهای توسعه به هزینههای دفاعی منتقل میکنند. کوبا نمیتواند به دیگر نهادهای چندجانبه برای تأمین مالی اضطراری تکیه کند زیرا عضو آنها نیست و نمیتواند بدون تأیید واشنگتن به یکی از آنها تبدیل شود.
موارد مقایسهای آنچه در خطر است را تیزتر میکند. در سال ۱۹۸۶، ویتنام از موضع بحران شدید به اصلاحات بازار روی آورد اما ظرفیت دولتی خود را حفظ کرده بود، جمعیت جوانی داشت و اقتصاد منطقهای آن وارد مرحله رشد خود میشد. در سال ۱۹۸۹، در حالی که لهستان از حکومت کمونیستی خارج میشد، اقتصاد آن در حال فروپاشی بود، اما نهادهای کارآمدی به ارث برده بود و تقریباً بلافاصله با تأمین مالی غربی مواجه شد که کشور را به مسیری هدایت کرد که به عضویت در اتحادیه اروپا منتهی شد. کوبای امروز نه از مزیت جمعیتی ویتنام برخوردار است و نه از مسیر تأمین مالی خارجی لهستان. پایه تولیدی آن بیشتر فرسوده شده، نیروی کار آن پیرتر و بیشتر از طریق مهاجرت خالی شده است و با محیط جهانی بسیار کمرحمتری مواجه است.
شعرهای تاریخ با تنها انتخاب کوبا
رهبران کوبا به طور طبیعی از چشمانداز مذاکره درباره آینده سیاسی و اقتصادی جزیره تحت فشار شدید ایالات متحده هراس دارند، زیرا این امر یادآور خاطرات دردناک تاریخی است. در سال 1901، نمایندگان تدوینکننده نخستین قانون اساسی جمهوری کوبا با یک معضل تلخ مواجه شدند، زمانی که واشنگتن پایان اشغال نظامی چهار ساله خود را پس از جنگ اسپانیایی-آمریکایی 1898 به محدودیتهای قانونی بر حاکمیت کوبا تحت اصلاحیه پلات مشروط کرد. فیدل کاسترو و دیگر انقلابیون بعداً ادعا کردند که پذیرش این شرایط خیانت اساسی به آرمانهایی بود که مبارزان استقلال کوبا در قرن نوزدهم برای آن جان خود را فدای کردند.
اما برخی از نمایندگان واقعی این انتخاب را کمتر به عنوان تسلیم و بیشتر به عنوان تلاشی برای حفظ یک ملت شکننده تحت محدودیتهای فوقالعاده درک کردند. آنها در پی تأمین حاکمیتی کافی بودند تا کوبا را زنده نگه دارند و امکان استقلال کاملتر در آینده را باز بگذارند.
وضعیت کنونی کوبا یکسان نیست. همچنین هاوانا نباید به صرف درخواست واشنگتن، اصلاحات اقتصادی و سیاسی را بپذیرد. اما مردم کوبا شایسته یک آینده قابل دوام هستند. و منطقیترین، اگرچه به طرز بیرحمانهای کنایهآمیز، راهی که مقامات کوبایی میتوانند برای نجات کشورشان در پیش بگیرند، مذاکره با همان قدرتی است که آسیبهای جدی به اقتصادشان وارد میکند: ایالات متحده، زیرا این تنها قدرتی است که میتواند به طور واقعی از بهبودی کوبا حمایت کند. تغییر به طور فزایندهای اجتنابناپذیر به نظر میرسد. سوال این است که آیا این تغییر از طریق فروپاشی بینظم، مداخله خارجی خشونتآمیز، یا یک تحول مرحلهای که در آن هاوانا هنوز نقشی دارد، رخ میدهد.

