پس از دو سال حملات ویرانگر، آخرین ریسک تهران به تأخیر دیپلماتیک وابسته است: آخرین ترفند یک رژیم که نمیتواند بهصورت نظامی پیروز شود. روحانیون پیشنهاد گفتوگو میدهند در حالی که اورانیوم غنیشده و باجخواهی دریایی را حفظ میکنند و شرطبندی میکنند که رئیسجمهور ترامپ از قدرت میدان جنگ برای آتشبس استفاده خواهد کرد. اجرای موفق این آخرین ترفند نیازمند آن است که واشنگتن فشارهایی را که ایران را به میز مذاکره کشاند، کنار بگذارد.
آخرین ترفند به قدرت دریایی وابسته است
پس از دو سال حملات ویرانگر آمریکایی و اسرائیلی به تأسیسات هستهای ایران، زیرساختهای موشکی، دفاع هوایی، نمایندگان تروریستی و رهبری رژیم، رئیسجمهور دونالد ترامپ بیشترین قدرت را بر جمهوری اسلامی دارد نسبت به هر رئیسجمهور آمریکایی از زمان به قدرت رسیدن اسلامگرایان در سال ۱۹۷۹.
سؤال این است که آیا او از این قدرت استفاده میکند یا آن را معامله میکند.
گفتوگو درباره یک توافق دوباره به اوج خود رسیده است. گزارشها حاکی از آن است که ترامپ در حال بررسی یک یادداشت تفاهم است که آتشبس را به مدت ۶۰ روز تمدید میکند، محاصره دریایی آمریکا بر بنادر ایران را لغو میکند، تنگه هرمز را دوباره باز میکند و مذاکرات هستهای رسمی را آغاز میکند.
با این حال، سلاحها هنوز خاموش نشدهاند. در شب چهارشنبه، نیروهای آمریکایی چهار پهپاد ایرانی را سرنگون کردند و یک ایستگاه کنترل زمینی را هدف قرار دادند تا از حملات به نیروهای آمریکایی و کشتیرانی تجاری در تنگه جلوگیری کنند. تهران با یک موشک بالستیک به پایگاه هوایی علی السالم در کویت پاسخ داد که توسط دفاع هوایی کویت رهگیری شد. زیرساختهای لازم برای از سرگیری جنگی که ترامپ در فوریه آغاز کرد، همچنان در دسترس است — و هیچ توافقی بهتر از یک توافق بد نیست.
ایرانیها هنر مذاکره با واشنگتن را به خوبی آموختهاند. آنها اوباما را بازی دادند. آنها بایدن را بازی دادند. هر بار، آنها مسیر هستهای خود را حفظ کردند و میلیاردها دلار از کاهش تحریمها به دست آوردند. حتی اکنون، در ضعیفترین لحظه رژیم از زمان انقلاب، روحانیون مواد هستهای غنیشده، نمایندگان تروریستی، قابلیت موشکی باقیمانده و کنترل بر اقتصاد جهانی نفت را حفظ کردهاند. آنها در حال باختن جنگ هستند.
اما آنها معتقدند که هنوز میتوانند صلح را به دست آورند — به معنای بقای رژیم و فرصتی برای بازسازی.

افشای آخرین ترفند هستهای
سه موضوع تعیین خواهد کرد که آیا مذاکرات موفق خواهد بود یا به تهران فرصتی برای ادامه حیات میدهد.
نخست، هرمز. رژیم در حال اجرای یک دزدی دریایی است و از تانکرها تا ۲ میلیون دلار برای “عبور ایمن” دریافت میکند. هر توافقی باید این عوارض را پایان دهد، تمام مینهای ایرانی را پاک کند و حمله به کشتیهای تجاری یا نیروی دریایی ایالات متحده را ممنوع کند. محاصره آمریکایی باید تنها به تدریج و با توجه به رعایت تأیید شده برداشته شود، نه به طور یکجا. اگر تهران تقلب کند، ترامپ باید آماده باشد تا پروژه آزادی را دوباره راهاندازی کند — عملیات اسکورت تانکر که اوایل امسال زمانی که ریاض حقوق پرواز را محدود کرد، متوقف شد. باید به سعودیها به وضوح گفته شود که این بار چارهای جز اعطای این حقوق ندارند — وگرنه ما از آنها دفاع نخواهیم کرد.
دوم، پرونده هستهای. تضمینهای ایرانیها مبنی بر اینکه “به دنبال بمب نیستند” بیارزش است. تنها اقدامها اهمیت دارند. این به معنای تسلیم هر کیلوگرم اورانیوم غنیشده است — نه فقط ۹۷۰ پوند ماده ۶۰ درصدی که در تونلهای اصفهان و فردو دفن شده، بلکه هزاران پوند اضافی که بین ۲ تا ۲۰ درصد غنی شدهاند، که بخش زیادی از آن سهچهارم یا بیشتر به درجه تسلیحاتی نزدیک است.
این به معنای ممنوعیت دائمی غنیسازی و پردازش پلوتونیوم است. این به معنای تخریب کوه کلنگی، سایت زیرزمینی است که ایران به عنوان یک کارخانه غنیسازی و سانتریفیوژ در نظر دارد که حتی در برابر بمبهای نفوذی عظیم که تأسیسات هستهای فردو را در عملیات چکش نیمهشب در ژوئن گذشته ویران کردند، مقاوم باشد. و این به معنای محدودیتهای سخت بر بازسازی نیروی موشکی است که اسرائیل، خلیج فارس و اروپا، نیروهای آمریکایی در سراسر منطقه و سرزمین اصلی آمریکا را تهدید میکند اگر آنها برنامه ICBM ویرانشده خود را بازسازی کنند.
سوم، کاهش تحریمها و دسترسی به وجوه مسدود شده. ترامپ گفته است که ایران هیچ پولی و هیچ کاهش تحریمی بهطور پیشاپیش دریافت نخواهد کرد. خوب است. اما اصل «بدون غبار، بدون دلار» باید کاملاً محکم باشد. جنگ به تهران بین 150and300 میلیارد دلار هزینه تحمیل کرده است. آیا اکنون به رژیم اجازه داده خواهد شد که ۱۵ میلیارد دلار نفت موجود در نفتکشهای محاصره شده را آزاد کند؟ آیا میتواند میلیاردها دلار مسدود شده در قطر، عمان و عراق را برداشت کند؟ آیا باید به روحانیون هر یک از این پولها داده شود قبل از اینکه آنها بهطور قابلتأییدی برنامه هستهای خود را برچینند، و اهرم فشاری که ترامپ با قدرت هوایی آمریکا ساخته است، یکشبه ناپدید میشود؟
پیروزی در برابر آخرین ترفند
ایران هنوز کنترل اورانیوم غنیشده کافی برای حداقل ۱۰ سلاح هستهای را در اختیار دارد. این کشور هنوز میتواند با فشار به تنگه هرمز، بازارهای نفت را به هم بریزد. و ایرانیها سیاست آمریکا را میخوانند. آنها انتخابات میاندورهای نوامبر را میبینند. آنها میدانند چگونه مذاکرات را به فصلی بکشند که در آن یک رئیسجمهور آسیبدیده تمایل کمتری به رویارویی دارد. به تعویق انداختن بهترین سلاح آنهاست.
این یک توافق بد است که ترامپ باید از آن امتناع کند: یک توقف به جای برچیدن، کاهش تحریمها در ازای وعدهها، آزادسازی وجوه مسدود شده برای حسن نیت، و برنامه هستهای که به جای حذف، به حالت خواب باقی میماند. این توافقی است که رژیم برای استخراج آن ساخته شده است — و توافقی که مشکل ایران را، که جدیتر و نزدیکتر به بمب است، به جانشین ترامپ میسپارد، کسی که ممکن است شجاعت لازم برای تمام کردن آنچه ترامپ آغاز کرده را نداشته باشد.
آخرین ترفند نیاز به موضع سختتری دارد
کمپین نظامی ششهفتهای ناتمام است. دولت پیشنهادات اسرائیل برای ضربه به زیرساختهای انرژی ایران و قطع سر دهها نفر دیگر از رهبران رژیم، از جمله رهبر فعلی ایران، مجتبی خامنهای، را رد کرد. اگر تهران شرایط واقعی را رد کند، کمپین جنگ اقتصادی و نظامی میتواند از سر گرفته شود. اهرم فشار در دسترس است. نیروها در موقعیت هستند — و رئیسجمهور ترامپ میتواند تسلیحات، حمایت و کمک کند تا میلیونها ایرانی برای بازپسگیری خیابانها و کشورشان به پا خیزند. تنها سوال این است که آیا رئیسجمهوری که این موقعیت را ساخته است، اراده استفاده از آن را دارد یا خیر. شرط خوبی است که او این کار را خواهد کرد.

