با توجه به اینکه بغداد در یک چشمانداز پرتنش پس از جنگ حرکت میکند، نخستوزیر جدید عراق، علی الزیدی، در یک لحظه حساس برای روابط ایالات متحده و عراق به واشنگتن میرسد. توانایی او در تأمین شراکتهای اقتصادی و دفاعی حیاتی بستگی به قانع کردن کاخ سفید مشکوک دارد که دولت او میتواند نفوذ شبهنظامیان مسلح را کاهش دهد، اقتدار دولت را تقویت کند و حاکمیت عراق را حفظ کند.
نخستوزیر جدید عراق وارد میشود
این هفته، نخستوزیر جدید عراق علی الزیدی برای اولین بار به واشنگتن میآید و دیدار بسیار مورد انتظار با رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، دارد. با حمایت قوی و زودهنگام ایالات متحده از نخستوزیریاش، انتظار میرود الزیدی آمادگی خود را برای خلع سلاح شبهنظامیان تحت حمایت ایران در عراق و امضای تعدادی قرارداد با شرکتهای انرژی ایالات متحده تأکید کند. هر دو عنصر برای دستور کار دولت ترامپ در عراق حیاتی است، که نه به دلیل تعهد تاریخی بلکه بیشتر به طور محدود به اهداف امنیتی و اقتصادی کوتاهمدت ایالات متحده متمرکز است.
پس از جنگ ایران و تأثیر فاجعهبار آن بر عراق، الزیدی کشوری را رهبری میکند که با چالشهای امنیتی و اقتصادی خطرناک در داخل و یک چشمانداز سیاست خارجی پرتنش در خارج مواجه است. به عنوان یک تاجر بدون تجربه سیاسی قبلی، او در حال برند سازی از خود به عنوان یک فرد خارج از دایره سیاست و یک تاجر بزرگ—“ترامپ خاورمیانه” که به گفته منابع عراقی به من توصیف شده است. با این حال، در حالی که او تلاش میکند تا به خواستههای ایالات متحده پاسخ دهد و عراق را در مسیر درست نگه دارد، احتمالاً با واکنشهای منفی هم از سوی ایران و هم از سوی خود سیستم سیاسی عراقی که او را به مقام رسانده است، مواجه خواهد شد.
ایالات متحده میتواند یا به عنوان یک شریک حمایتی برای ثبات عراق باقی بماند یا منبعی از فشار مداوم بر دولت عراق باشد. الزیدی باید نه تنها ترامپ را متقاعد کند که او آماده و قادر به برآورده کردن چندین خواسته مهم ایالات متحده است، بلکه همچنین باید نشان دهد که عراق برای منافع ملی ایالات متحده حیاتی است و شایسته ادامه همکاری با واشنگتن است.

آیا نخستوزیر جدید عراق میتواند موفق شود
الزیدی در اواخر آوریل توسط چارچوب هماهنگی، یک ائتلاف سست از احزاب شیعه، نامزد شد و او و کابینه جزئیاش در ۱۴ مه تأیید شدند.او یک نامزد سازش غیرمنتظره بود و نخستین غیرسیاستمدار است که به عنوان نخستوزیر عراق منصوب میشود. او به عنوان گزینهای مطرح شد که پس از بنبست ایجاد شده به دلیل وتوی مؤثر ایالات متحده بر نامزدی نخستوزیر پیشین نوری المالکی به وجود آمد.
در عراق، الزیدی به طور علنی سفر خود به واشنگتن را به عنوان نخستین سفر خارجیاش تبلیغ کرده است، تلاشی برای نشان دادن اهمیت رابطه ایالات متحده با عراق، اما همچنین برای تقویت حمایت خود از دولت ترامپ. او در مدت کوتاه تصدیاش، چندین حمایت اولیه از تیم ترامپ دریافت کرده است، از جمله تماسهایی از ترامپ و وزیر جنگ پیت هگست، و همچنین بیانیه مثبتی از نماینده ویژه تام باراک که رهبری “نوین” و “برنامه جسورانه” الزیدی را ستایش کرده است.
حمایت از نخستوزیر جدید عراق
در حالی که الزیدی سعی دارد نخستوزیری خود را به عنوان نمایندهای از یک جهتگیری جدید و احتمالاً بیشتر طرفدار آمریکا در سیاست خارجی عراق معرفی کند،سفر او تنها چند روز پس از مراسم تشییع عمومی در عراق برای رهبر پیشین علی خامنهای انجام میشود. الزیدی و گروهی از سیاستمداران عراقی—شیعه، سنی، کرد و مسیحی—در مراسم تشییع شرکت کردند و به نجف سفر کردند تا با تابوت رهبر کشته شده در لحظات ابتدایی جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران دیدار کنند. آنها به همراه جمعیت زیادی از عزاداران عراقی بودند که قدرت عمیق مذهبی و فرهنگی ایران را که همچنان در کشور وجود دارد، نشان میدهد.
ترکیب نامناسب این رویدادها نماد رقابت برای نفوذ در عراق است. نخستوزیران متوالی تلاش کردهاند تا سیاست خارجی عراق را بین رابطه همزیستی کشور با ایران و همکاری استراتژیک مداوم با ایالات متحده متوازن کنند. جنگ ایران در سال جاری این عمل متوازنسازی—که همیشه عمل حساسی بوده—را به طور فزایندهای غیرقابل تحمل کرده است. تضعیف کنترل ایران انگیزه اصلی سیاست ایالات متحده در عراق است، به این معنی که الزیدی با انتخابهای دشواری مواجه خواهد شد.
اقدامات نخستوزیر جدید عراق
بلافاصله، الزیدی با دیدار پرخطر و پربازدهای با ترامپ مواجه است که بسیاری از رهبران دیگر جهان را سردرگم کرده است. برای این دیدار خاص، شکل ممکن است بیشتر از محتوا اهمیت داشته باشد. الزیدی نیاز دارد تا ترامپ را مجذوب کند و به او اطمینان دهد که ایالات متحده از رهبر درستی حمایت میکند.
برنامه دولت ترامپ در عراق با برنامه وسیعتر ایران آن تعریف میشود، بهویژه پس از آنکه عراق در آغاز جنگ ایران به خشونت فرو رفت. جانشین الزیدی، محمد شیعه السودانی، به طور چشمگیری در پایان دوره نخستوزیری خود حمایت ایالات متحده را از دست داد، در حالی که با پیامدهای جنگ مواجه بود، که شامل حملات مداوم میليشیا به مراکز دیپلماتیک و نظامی ایالات متحده و همچنین ربودن خبرنگار آمریکایی شلی کیتلسون بود.
تضعیف نفوذ ایرانی در عراق جزء اهداف اصلی دولت ترامپ است، با اولویت بر خلع سلاح میليشیاهای وابسته به ایران و سپس تمرکز بر کاهش وابستگی عراق به گاز ایرانی. دولت قبلاً عزم و آمادگی خود را برای استفاده از فشار به منظور پیشبرد اهدافش نشان داده است. در آوریل امسال، ایالات متحده ارسال محمولههای دلار به عراق را متوقف کرد و همکاری امنیتی را به حالت تعلیق درآورد.
برنامه تجاری عرصه دیگری است برای دولت عراق تا در نظر مثبت تیم ترامپ باقی بماند و انتظار میرود که الزیدی و هیئت او چندین یادداشت تفاهم و سایر توافقات را با شرکتهای بزرگ انرژی ایالات متحده امضا کنند. این توافقات—برخی از آنها مدتها در حال انجام بودهاند—به نفع شرکتهای آمریکایی خواهد بود و به حداکثر کردن پتانسیل بخش انرژی عراق کمک خواهد کرد.
واشنگتن باید به فشار برای اصلاحات دوستدار کسب و کار ادامه دهد که هم سرمایهگذاری خارجی و هم داخلی را تسهیل کند و به قدرت بخشیدن به اقتصاد عراق کمک کند. این میتواند شامل کاهش بروکراسی در بغداد، بهبود حل و فصل اختلافات و اجرای قراردادها، تقویت بخش مالی و حذف محدودیت ۴۹ درصدی مالکیت شرکتی خارجی باشد.

آیا نخستوزیر جدید عراق موفق خواهد شد
الزیدی احتمالاً به برخی موفقیتهای اولیه اشاره خواهد کرد که او و دولتش امیدوارند به پیشرفت پایدار تبدیل شود. از زمانی که الزیدی رهبری را به عهده گرفته، رهبران سه گروه بزرگ شبهنظامی—عصائب اهل حق، کتائب امام علی و سرایا السلام—اعلام کردهاند که آمادهی خلع سلاح هستند. دولت عراق مهلتی تا ۳۰ سپتامبر برای همه شبهنظامیان تعیین کرده است تا سلاحهای خود را به دولت تحویل دهند، که با مهلت خروج حضور نظامی عملیات ذاتی حلوفصل تحت رهبری ایالات متحده در عراق همخوانی دارد.
الزیدی همچنین وعده داده است که با فساد مضر عراق مقابله کند. موج دستگیریهای ضد فساد در ۲۷ ژوئن که شامل سیاستمداران و سایر مقامات دولتی بود، آغاز دراماتیکی برای این تلاش بود، حتی اگر اهداف به نظر محدود به چند دایره سیاسی باشد.
حتی با ترکیبی از حمایت و فشار ایالات متحده، الزیدی با موانع جدی در مسیر خود مواجه خواهد شد. اگرچه خلع سلاح شبهنظامیان در منافع ملی واضح عراق است، اما نفوذ عمیق شبهنظامیان در سیستم سیاسی و اقتصادی ممکن است پیشرفت معنادار را مختل کند. سختترین گروههای شبهنظامی عزم خود را برای ادامه مبارزه جزم کرده و همچنان قدرت قابل توجهی را از جمله از طریق پارلمان در دست دارند. با اینکه الزیدی یک سیاستمدار نیست، اما او نیز توسط همان سیستمی انتخاب شده که سودانی را به قدرت رساند و با بسیاری از همان محدودیتها مواجه خواهد بود.
او همچنین با ایران مواجه خواهد شد که از نظر نظامی در برخی جنبهها تضعیف شده اما از نظر استراتژیک در جنبههای دیگر تقویت شده است. جنگ اخیر نشان داد که شبهنظامیان ابزار قدرتمندی علیه ایالات متحده و همسایگان عراق هستند و این موضوع هم برای ایران و هم برای دولت عراق روشن شد. سفر فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اسماعیل قاآنی، در آوریل یادآوری دیگری بود که ایران بهطور داوطلبانه نفوذ خود را رها نخواهد کرد.
چه چیزی در خطر است
بهطور کلی، الزیدی باید دولت ترامپ را متقاعد کند که رابطه ایالات متحده با عراق به نفع منافع آمریکاست. دولتهای عراقی متوالی این شراکت را بهراحتی گرفتهاند و فرض کردهاند که تاریخ حمله ایالات متحده و تعهدات طولانیمدت دوجانبه به عراق ادامه خواهد داشت.
الزیدی با واقعیت جدید و دشواری در واشنگتن مواجه است: دولتی که آماده است از این رابطه کنار برود اگر از اینکه این رابطه برای ایالات متحده سودمند است، راضی نباشد. او باید پیشرفت مداوم در اولویتهای کلیدی دولت را نشان دهد تا ایالات متحده را درگیر نگه دارد و فشار قابل توجهی که دولت ترامپ آماده است بهعنوان اهرم استفاده کند، را کاهش دهد.
سالها دخالت نظامی و میلیاردها دلار سرمایهگذاری به خستگی عراق در واشنگتن کمک کرده و عراق را از صدر دستور کار سیاسی خارج کرده است. در برخی از محافل واشنگتن، روایت غالب این است که ایالات متحده قبلاً عراق را به ایران باخته است، بنابراین درگیری ایالات متحده ارزش ندارد.
واقعیت بسیار پیچیدهتر است. با وجود تأثیر عمیق و مستمر ایران، بسیاری از عراقیها درک میکنند که آیندهای که به دنبالش هستند، در محور غربی قرار دارد. مشارکت مستمر ایالات متحده که ترکیبی از فشار و مشوقها باشد، میتواند پیشرفت واقعی در تقویت دولت و اقتصاد عراق به همراه داشته باشد و همچنین تأثیر ایرانی را که از آسیبپذیریهای عراق بهرهبرداری میکند، تضعیف کند. این رابطه به نفع منافع ملی ایالات متحده و عراق است.

