با وجود خسارات نظامی ویرانگر، حکم استراتژیک واضح است: شکست نظامی به تنهایی نمیتواند حزبالله را نابود کند زیرا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حزبالله را زنده نگه میدارد از طریق کانالهای مالی و تصرف دولت. درک چگونگی نگهداشتن حزبالله در داخل گمرکات و نهادهای امنیتی لبنان نشان میدهد که چرا مذاکرات خلع سلاح ناکام میمانند. یک استراتژی دوگانه قهری و نرمافزاری اکنون تنها مسیر قابل اجرا به جلو است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هر روز حزبالله را سرپا نگه میدارد
با برنامهریزی برای دیدار دوباره مذاکرهکنندگان اسرائیلی و لبنانی از هفته آینده، آنها با واقعیت تلخی مواجه هستند که خلع سلاح حزبالله در هر دور قبلی مذاکرات مانع اصلی بوده است. از زمان توافق آتشبس نوامبر ۲۰۲۴، سیاست ایالات متحده بر این متمرکز شده است که آیا نیروهای مسلح لبنان میتوانند یا میخواهند این مأموریت را بر عهده بگیرند. تا کنون، رهبران نیروهای مسلح لبنان از رویارویی با این گروه خودداری کردهاند و اسرائیل نمیتواند این وظیفه را به تنهایی حتی با تشدید نظامی قابل توجه انجام دهد. این بنبست به پیچیدگی دیپلماسی ادامه خواهد داد تا زمانی که همه بازیگران متوجه شوند که برخورد با حزبالله پس از ۲۰۲۴ نیاز به مجموعهای متفاوت از ابزارها دارد.
کمی قبل از آغاز دور سوم مذاکرات در اوایل این ماه، سفیر اسرائیل، یخیئل لایتر، چارچوبی دوگانه برای پرداختن به این مسئله پیشنهاد کرد: “یک مسیر این است که مذاکرات برای صلح کامل انجام شود گویی حزبالله وجود ندارد—مرزها، سفارتها، ویزاها، گردشگری، همه چیز. توافقی مانند این میتواند در عرض چند ماه به دست آید. اما این به موفقیت مسیر دوم—برچیدن حزبالله—بستگی دارد.” اظهارات اخیر رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، نشان میدهد که بیروت ممکن است این رویکرد را نیز خوب ببیند. در واقع، خلع سلاح باید دوباره اولویت باشد زمانی که هر کشور هیئتهای امنیتی را برای دیدار در پنتاگون در ۲۹ مه ارسال میکند.
با این حال، نه پیشنهاد لایتر و نه دیگر تلاشهای اخیر به دو مانع بزرگ دیگر پرداختهاند:
تصمیم سیاسی. دولتهای اسرائیل و لبنان باید بر روی یک چارچوب امنیتی توافق کنند که شامل تضمینهایی برای خلع سلاح حزبالله باشد. این تنها به قابلیتهای نیروهای مسلح لبنان مربوط نمیشود؛ بلکه همچنین به رهبری غیرنظامی در بیروت مربوط میشود که بهطور علنی تصمیم سیاسی روشنی برای پیشبرد خلع سلاح این گروه اتخاذ کند حتی اگر این به معنای رویارویی نظامی باشد.
اگرچه عموم مردم لبنان نگران احتمال درگیریهای مسلحانه با حزبالله هستند، اما نگرانی بیشتری درباره احتمال جنگ بدون کمک ایالات متحده علیه حامیان این گروه در ایران دارند. به نظر آنها، این سناریو ممکن است به زودی تحقق یابد اگر دولت ترامپ تلاش کند جنگ ایران را با توافقی که میلیاردها دلار به تهران آزاد میکند، پایان دهد اما به حمایتهای چند دههای آن از نمایندگان تروریستی خارجی نپردازد.
توانایی حزبالله برای تسلیح مجدد. حتی اگر این گروه به طریقی در کوتاهمدت کاملاً خلع سلاح شود، شرایط سیاسی و اقتصادی موجود در لبنان تضمین میکند که حزبالله هنوز توانایی تسلیح مجدد و احیای خود را خواهد داشت. در طول سالها و با هدایت و کمک عمیقتر از ایران، این گروه یک اکوسیستم وسیع از قدرت نظامی، سیاسی و مالی در داخل لبنان ایجاد کرده است. هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی آن در حالی که ارکان سیاسی و اقتصادی را نادیده میگیرد، راهی برای کمک به حزبالله برای بازگشت پس از هر درگیری است.

چگونه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حزبالله را در درون دولت نگه میدارد
با زیرساخت نظامیاش که به طور قابل توجهی تخریب شده، شبکههای ارتباطیاش که به شدت توسط اطلاعات اسرائیل نفوذ شده و ساختار فرماندهیاش که ویران شده، حزبالله در حال حاضر سایهای لرزان و خسته از خود است. هدف آن بقا و بازسازی در حالی است که حداقل سطحی از اقدامهای حرکتی علیه اسرائیل را حفظ کند. یکی از عوامل حیاتی در دستیابی به این هدف، تأمین مالی مستمر ایران است.
با وجود تمام موانع مشترک، تهران هنوز توانست در سال گذشته حدود ۱ میلیارد دلار به حزبالله ارسال کند در دورهای بین کمپینهای عمده اسرائیلی. این گروه از این پول برای واردات تجهیزات نظامی، تولید موشکهای بیشتر و مقادیر زیادی پهپاد ارزان و غیرقابل اختلال، جذب نیروهای بیشتر و پرداخت حقوق به مبارزان و کارکنان ضروری خود استفاده کرد.
این ورود سرمایه تا حدی ممکن شد به دلیل کنترل مستمر حزبالله بر کانالهای کلیدی امنیتی و مالی لبنان—وضعیتی که به وسیله متحد سیاسی ارشد آن، نبیه بری، که رهبری جنبش امل را بر عهده دارد و بیش از سه دهه است که به عنوان رئیس پارلمان در این سمت باقی مانده، امکانپذیر شده است. زمانی که لبنان در فوریه ۲۰۲۵ یک دولت جدید تشکیل داد، حزبالله—از طریق بری—بر انتخاب مقامات دوستانه برای رهبری هر دو اداره کل امنیت (GSD) و وزارت دارایی تأکید کرد.
class=”ds-markdown-paragraph”>تا زمانی که حزبالله این اهرمهای داخلی و دسترسی به حامیان خود در ایران را حفظ کند، راهی برای بازسازی خواهد یافت. اقتصاد نقدی آن هنوز در حال شکوفایی است و متحدانش در نهادهای امنیتی، گمرکی و مالی لبنان به آن امکان میدهند تا پول جابهجا کند، قطعات سلاح وارد کند و جنگجویانی از ایران و دیگر نقاط منطقه وارد کند. تنها راه تغییر این وضعیت موجود از طریق یک سیاست جامع است که قدرت نرم را در کنار ابزارهای قهری در بر بگیرد.
چرا سپاه پاسداران حزبالله را حفظ میکند
با توجه به ضرباتی که حزبالله از سال 2023 متحمل شده است، تهران درک میکند که این گروه دیگر نمیتواند بدون کمک دیگران—یعنی حمایت و حفاظت از نبیه بری، به همراه نظارت عمیقتر و مستقیمتر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران—نقش غالب خود را در لبنان حفظ کند. نقش گسترشیافته سپاه در لبنان به نوبه خود به تهران ابزارهای چانهزنی و اهرمهای بیشتری بر منافع کلیدی ایالات متحده در خاورمیانه داده است.
البته، حزبالله همیشه بهطور غیررسمی بازوی سپاه پاسداران بوده است، بخشی به این دلیل که رهبران نظامی ایرانی لبنان را به عنوان یک جزء مرکزی از عمق استراتژیک رژیم در منطقه میدانند. با این حال، سپاه پس از کشته شدن حسن نصرالله و بسیاری از شخصیتهای برجسته حزبالله در سال 2024، بهطور چشمگیری کنترل خود را سختتر کرد. رهبران ایرانی متوجه شدند که ممکن است به زودی حزبالله و به تبع آن نفوذ خود بر لبنان را از دست بدهند، مگر اینکه اساساً ساختار فرماندهی این گروه را در دست بگیرند.
به گفته منابع نزدیک به حزبالله، سپاه پاسداران از نوامبر 2024 شروع به اعزام صدها فرمانده به لبنان کرد تا این گروه را بازسازی و restructure کند. این تلاش به همکاری سپاه با عناصر امل و سازمان آزادیبخش فلسطین در اواخر دهه 1970 شباهت داشت. امروز، حضور سپاه در آنجا گسترده است. اسرائیل نام دهها افسر سپاه که در لبنان کشته شدهاند را منتشر کرده است، در حالی که یادبودهای اجتماعی نشان میدهد که جنگجویان سوری و عراقی مختلفی در حین فعالیت در واحدهای حزبالله در آنجا کشته شدهاند—شواهدی که نشان میدهد سپاه از تاکتیک معمول خود یعنی ترکیب و اعزام جنگجویان از شبهنظامیان شیعه در سراسر منطقه هر زمان که نیاز باشد، استفاده کرده است.
در آینده، به نظر میرسد استراتژی سپاه در مورد حزبالله بر سه هدف اصلی متمرکز است:
بقا: اطمینان از اینکه با وجود خسارات عمدهای که تاکنون متحمل شده، حزبالله به طور کامل سلاحها یا زیرساخت نظامی خود را تسلیم نکند.
تجدید: استفاده از اهرمهای حزبالله در داخل دولت لبنان—از جمله نفوذ آن بر عناصر ارتش لبنان، اداره کل گمرک، و مؤسسات مالی مختلف—برای تضمین این که هرچند که درگیریهای ایالات متحده-ایران و اسرائیل-لبنان به کجا ختم شود، این گروه توانایی خود را برای تسلیح مجدد حفظ کند.
مواجهه: حفظ حداقل حملات حزبالله علیه اسرائیل در حالی که تاکتیکهای این گروه را علیه مخالفان داخلی تشدید میکند. همانطور که در بالا اشاره شد، تهران و حزبالله امیدوارند که وقتی دولت ترامپ به توافقی برای پایان دادن به جنگ ایران دست یابد، شامل آتشبس در لبنان باشد در حالی که هیچ بندی در مورد متوقف کردن حمایت ایران از نمایندگان منطقهای وجود نداشته باشد. چنین نتیجهای به آنها این امکان را میدهد که پیروزی خود را اعلام کنند و مهمتر از آن، به طور قوی در برابر تلاشهای بیشتر برای خلع سلاح حزبالله و پیشبرد صلح اسرائیل و لبنان مقاومت کنند.
مگر این که واشنگتن و شرکای آن به طور فعال با این استراتژی مقابله کنند، حزبالله زمان و اهرم کافی برای موقعیتیابی خود برای انتخابات پارلمانی بعدی لبنان در سال ۲۰۲۸ خواهد داشت. در این سناریو، این گروه میتواند به سرعت بخش زیادی از آنچه را که در سه سال گذشته از دست داده است، بازیابی کند.
توصیههای سیاستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای حزبالله
اگرچه خلع سلاح حزبالله به طور ضروری اولویت باقی میماند، اما کافی نیست. دولت ترامپ باید فراتر از تسلیحات نگاه کند و به توانایی گستردهتر این گروه برای بازسازی خود پس از فروکش کردن بحرانهای کنونی در لبنان و ایران بپردازد. چندین گام برای این تلاش حیاتی خواهد بود:
پیوند ایران و لبنان را قطع کنید. در حالی که دولت ترامپ در تلاش است تا شرایط توافقی برای پایان دادن به جنگ ایران را نهایی کند، نباید اجازه دهد تهران هیچ بندی مرتبط با مذاکرات در لبنان را معرفی کند. در غیر این صورت، توافق ایران میتواند تلاشهای اسرائیل برای تضعیف حزبالله را تضعیف کرده، تلاشهای بیروت برای بیاعتبار کردن تسلیحات این گروه را بیاثر کند و دیدگاه خود واشنگتن برای دستیابی به صلح بین لبنان و اسرائیل را خراب کند.
به بیروت مشوقهایی ارائه دهید، نه فقط تنبیه. تا کنون، دولت ترامپ اساساً به لبنان گفته است که باید در مورد حزبالله انتخاب کند یا توجه واشنگتن را از دست بدهد. با این حال، این رویکرد در به حرکت درآوردن بیروت در عمل مؤثر نبوده است. در عوض، مقامات آمریکایی باید به دولت لبنان سبدی از مشوقها و تنبیهها ارائه دهند که هدف آن تضعیف تمام ارکان قدرت حزبالله باشد.
به عنوان مثال، مشوقهای بالقوه میتواند شامل کمکهای بیشتر به ارتش لبنان، کمکهای مالی و انسانی بیشتر برای شهروندان آواره از درگیری، کمک به اصلاح نهادهای مالی و امنیتی که حزبالله در آن نفوذ کرده است، و بحث درباره برنامههای بازسازی باشد. با این حال، اگر بیروت نتواند به طور کامل به تعهدات آتشبس خود عمل کند، حزبالله را خلع سلاح کند و در اصلاحات داخلی پیشرفت کند، واشنگتن باید روشن کند که تحریمهای بیشتری علیه لبنان وضع خواهد کرد و کمکهای امنیتی را مورد بازنگری قرار خواهد داد.
در عین حال، ایالات متحده باید به مقامات لبنانی اطمینان دهد که اگر حزبالله به رویارویی نظامی با دولت روی آورد، آنها را تنها نخواهد گذاشت. برعکس، لبنان باید تمام کمکهایی که نیاز دارد—نظامی یا غیرنظامی—را دریافت کند اگر نشان دهد که تمایل به مقابله با تسلیحات این گروه دارد. این میتواند به شکل یک توافق امنیتی با تحویلهای واضحتر، زمانبندیها و معیارها باشد؛ به عنوان مثال، واشنگتن میتواند متعهد شود که کمکهای نظامی و مالی بیشتری ارائه دهد به محض اینکه ارتش لبنان عملیات خلع سلاح را در شمال رودخانه لیتانی از سر بگیرد.
حزبالله و متحدانش را هدف قرار دهید، با پایگاه شیعه آن درگیر شوید. اعلامیه هفته گذشته وزارت خزانهداری ایالات متحده درباره تحریمهای علیه مقامات و حامیان مختلف حزبالله گام خوبی بود که پیامهای روشنی به هر دو نبیه بری و نمایندگان حزبالله در ارتش لبنان و سرویس امنیت عمومی ارسال کرد. با این حال، این تحریمها باید با پیامرسانی خاصی درباره آنچه از نهادهای لبنانی در آینده انتظار میرود و آنچه برای بری و دیگر حامیان در صورت عدم تحقق این انتظارات خواهد افتاد، دنبال شود. به عنوان مثال، واشنگتن میتواند خطوط قرمز خود را در مورد حضور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لبنان، شبکه مالی حزبالله و انتصابات آینده در نهادهای کلیدی دولتی مشخص کند.
به ویژه باید به بری فهمانده شود که خطرات حمایت از حزبالله بیشتر از منافع آن است. در حال حاضر، او از حزبالله به دو طریق بهرهمند میشود: از نظر سیاسی، او با حضور این گروه در دولت و حمایت آن در انتخابات پارلمانی و شهرداری تقویت میشود؛ از نظر مالی، او به محافظ (و به تبع آن، یک بهرهبردار عمده) شبکه مالی حزبالله تبدیل شده است. مؤثرترین ابزار دولت ترامپ برای تحت تأثیر قرار دادن بری و دایره او، تحریمهای هدفمند است—که از مقامات Amal به اعضای خانواده آنها و داراییهای مالی شخصی آنها پیش میرود.
برای تضعیف بیشتر ارکان سیاسی حزبالله، واشنگتن و شرکای آن میتوانند درباره راههای تعامل با پایگاه شیعه این گروه بحث کنند. به عنوان مثال، آنها میتوانند به طور محرمانه از مخالفان داخلی شیعه حزبالله حمایت کنند، گزینههای اقتصادی دیگری برای جامعه شیعه لبنان فراهم آورند و به رسانههای مستقل کمک کنند تا روایتهای جایگزینی برای روایتهای حزبالله شکل دهند.

تقویت نحوه حفظ مکانیزم حزبالله توسط سپاه پاسداران
یکی دیگر از راهها برای غلبه بر بنبست خلع سلاح، تقویت حضور ایالات متحده در لبنان است، عمدتاً از طریق فرماندهی مرکزی ایالات متحده و مکانیزم نظارت بر آتشبس که در سال 2024 کمک به تأسیس آن کرده است. اگر توافق آتشبس جدیدی به دست آید، نظارت و ارزیابی عملیات ارتش لبنان در هماهنگی با نیروهای دفاعی اسرائیل بسیار حیاتی خواهد بود. در این صورت، از ارتش لبنان باید خواسته شود که یک طرح خلع سلاح جدید از طریق مکانیزم CENTCOM پیشنهاد دهد—طرحی با زمانبندی سریعتر از طرح 2025 آن.

