دیپلماسی هستهای نوظهور ایالات متحده و ایران باید از تلههای راستیآزمایی توافقات گذشته P5+1 که مسیر تسلیحاتی تهران را دستنخورده باقی گذاشت، اجتناب کند. یکتوافق هستهای خوب با ایران نیاز به برچیدن اجباری، ممنوعیتهای دائمی غنیسازی و دسترسی مداوم آژانس بینالمللی انرژی اتمی دارد. بدون این الزامات، هرتوافق هستهای خوب با ایران فقط منابع مالی برای درگیریهای منطقهای بعدی تأمین میکند.
توافق هستهای خوب با ایران، ذخایر اورانیوم را برمیدارد
یک توافق هستهای جدید بین ایالات متحده و ایران ممکن است به زودی شکل بگیرد — یا حداقل یک یادداشت تفاهم اولیه (MOU) که در طول 60 روز تکمیل خواهد شد. رئیسجمهور دونالد ترامپ در تاریخ 27 مه وعده داد که ایالات متحده به طور مسالمتآمیز به درگیری با ایران پایان خواهد داد و محاصره دریایی بنادر ایران را لغو خواهد کرد — اما تنها در صورتی که تهران با یک توافق هستهای واقعاً “عظیم” موافقت کند. در غیر این صورت، واشنگتن کار را به صورت نظامی به پایان خواهد رساند.
فشار فزاینده، چه از نظر اقتصادی و چه نظامی، رویکرد درستی است. توافقات ضعیف هستهای P5+1 دولت اوباما با رژیم در سالهای 2013 و 2015، مسیر تهران برای دستیابی به سلاحهای هستهای را به طور بنیادی دستنخورده باقی گذاشت. با میلیاردها دلار کمکهای مالی ناشی از لغو تحریمها، رژیم توانست نیرویهای تروریستی، زرادخانههای موشکی و پهپادها را تقویت کند — و در نهایت ترامپ را مجبور به مواجهه با آن از طریق اقدام نظامی و فشار اقتصادی مداوم کرد.
حملات ایالات متحده و اسرائیل در سالهای 2025 و 2026 برنامه هستهای ایران را به شدت به تأخیر انداخت و زمان تخمینی برای ساخت یک دستگاه هستهای ابتدایی را از حدود شش ماه به حداکثر دو سال و نیم افزایش داد، در غیاب کمکهای خارجی. محاصره دریایی ترامپ آسیبهای جدی به رژیم وارد کرده و هزینه آن را به طور تخمینی 435 میلیون دلار در روز برآورد کرده است، در حالی که کمبود گاز در حال ظهور است و رژیم با کمبود منابع مالی برای پرداخت هزینههای نظامی خود مواجه است.
با این حال، هر توافقی با تهران — که بر اساس آزادسازی داراییها در ازای امتیازات ایرانی باشد — همچنان توافقی با شیطان است. جمهوری اسلامی تقریباً به طور قطع از این منابع مالی برای تسلیح مجدد برای درگیریهای آینده علیه ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس استفاده خواهد کرد، در حالی که سرکوب مردم ایران را تشدید خواهد کرد.
به همین دلایل، هر توافق معتبر و کاهش فشارهای کنونی باید بر اساس سختترین شرایط هستهای باشد. این توافق باید تحت نظارت و تأیید کامل و مستمر آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) قرار گیرد، در زمان ریاستجمهوری ترامپ اجرا شود و شامل تعهد الزامآور ایران به این شش مورد باشد:
بازیابی کامل یک توافق خوب هستهای ایران
ایران باید از بازیابی کامل توسط ایالات متحده، آژانس بینالمللی انرژی اتمی یا یک تیم بینالمللی از تمام ۹۰۰۰+ کیلوگرم هگزافلورید اورانیوم غنیشده (UF6)، از جمله ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا (HEU) حمایت کند.
این ذخایر، که به سطوحی بین ۲ تا ۶۰ درصد خلوص غنی شده بودند، تا زمان حملات ژوئن ۲۰۲۵ تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار داشتند و این آژانس درک قوی از مکانها و مقادیر آنها داشت. به طور کلی، ایران به اندازه کافی ماده غنیشده به ۶۰ درصد برای ۱۱ سلاح هستهای دارد و میتواند ۱۱ سلاح دیگر با استفاده از ذخایر خود که بین ۵ تا ۲۰ درصد غنی شدهاند، تولید کند. همچنین، ذخیره غنیشده بین ۲ تا ۵ درصد نیز برای بازیابی حیاتی است، زیرا ایران میتواند از آن برای تولید ماده با غنای بالاتر در صورت ترک تعهدات خود استفاده کند.
اورانیوم غنیشده در حال حاضر در قوطیهای فلزی یا در فرآیند غنیسازی در سایتهای آسیبدیده اصفهان، نطنز و فردو که توسط نیروهای ایالات متحده مورد حمله قرار گرفتهاند، دفن شده است. این ذخایر باید با دقت تحت نظارت بینالمللی استخراج و منتقل شوند، با استفاده از تجهیزات سنگین (که احتمالاً به صورت هوایی وارد میشوند) و تیمهای حفاری و مواد خطرناک ماهر.
ترامپ مدتهاست که بر این باور است که ایالات متحده باید ماده را بازیابی و تصاحب کند، اما در تاریخ ۲۵ مه او به تمایل خود برای تخریب تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ایران یا در مکان دیگری قابل قبول اشاره کرد. با این حال، آژانس بینالمللی انرژی اتمی تجهیزات و نیروی انسانی لازم برای انجام بازیابی به تنهایی را ندارد. چنین جزئیاتی باید تحت یک توافق نهایی حل و فصل شود.

محدودیتهای تخریب در یک توافق خوب هستهای ایران
ایران باید تخریب ذخایر اورانیوم غنیشده خود را بپذیرد — یا اینکه دسترسی و استفاده به شدت محدود به نیازهای فنی غیرنظامی مشروع باشد.
اینکه ایران در نهایت با اورانیوم غنیشده چه خواهد کرد همچنان موضوعی مورد بحث است. در حالی که تخریب گزینه مطلوب است، ایالات متحده باید تنها به دریافت مجدد مواد هستهای توسط ایران در شکلی مناسب برای استفاده غیرنظامی مشروع — بهویژه، میلههای سوخت ساخته شده برای راکتورهای تحقیقاتی و تولید برق ایران — رضایت دهد.
جمهوری اسلامی احتمالاً ادعا خواهد کرد که میتواند اورانیوم را خود به ترکیب پایینتری تبدیل کرده و میلههایی را با استفاده از تأسیسات باقیمانده در نطنز یا مکانهای دیگر تولید کند. با این حال، هر ماده غنیشدهای که بر روی خاک ایران باقی بماند، خطر غیرقابل قبولی را به همراه دارد که رژیم ممکن است آن را جابهجا کرده یا به سرعت به سطوح تسلیحاتی غنی کند، در صورتی که تهران تصمیم به نقض تعهدات خود بگیرد. امنترین راهحل، نابودی تحت نظارت این مواد در داخل ایران است، همراه با تعهد ایالات متحده یا کشورهای خارجی به تأمین میلههای سوخت تجاری برای تهران.
گزینهای کمتر مطلوب این است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) مالکیت این مواد را به دست گیرد، آن را در بانک سوخت اورانیوم کمغنیشده این آژانس در قزاقستان ذخیره کند و ترتیبی دهد که مقادیر کمی از آن در یک کشور سوم به میلههای سوخت تبدیل شود قبل از اینکه به ایران بازگردانده شود. روسیه محتملترین گزینه برای تولید میلههای سوخت است، با توجه به نقش موجود خود در تأمین میلههای اورانیوم کمغنیشده برای راکتور نیروگاهی بوشهر ایران و تأمینهای قبلی میلههای اورانیوم ۲۰ درصد غنیشده برای راکتور تحقیقاتی تهران. این رویکرد همچنین از بازگرداندن کل موجودی ایران توسط مسکو در صورت بروز اختلافات اجرایی جلوگیری خواهد کرد.

ممنوعیت دائمی توافق هستهای خوب ایران
ایران باید یک ممنوعیت دائمی بر غنیسازی اورانیوم و پردازش پلوتونیوم را بپذیرد.
ایران هیچ نیاز مشروعی به این فرآیندها ندارد، که عمدتاً برای فراهم کردن مسیرهای مستقیم به سوخت هستهای دنبال شدهاند. علاوه بر این، غنیسازی اورانیوم حتی به سطوح پایین — مانند خلوص ۵ درصد — حدود ۷۰ درصد از تلاش برای تولید اورانیوم تسلیحاتی را تشکیل میدهد. بنابراین، ممنوعیت دائمی تنها راه قابل اعتماد برای کاهش معنادار توانایی تهران در ساخت سلاحهای هستهای است.
ایران استدلال کرده است که باید اجازه داشته باشد پس از یک تعلیق موقت، اورانیوم را برای استفاده غیرنظامی غنیسازی کند. گزینهای بسیار کمتر مطلوب اما ممکن، یک تعهد قوی ۲۰ ساله به عدم غنیسازی است، همراه با نابودی تأسیسات و قابلیتهای مرتبط بهطور تأییدشده. چنین ممنوعیتی طولانی، بازسازی را بسیار دشوارتر خواهد کرد زیرا دانش نهادی کاهش مییابد — اما تنها در صورتی که سه شرط بعدی (به پایین مراجعه کنید) بهطور دقیق اجرا شوند.
توافق هستهای خوب ایران نیاز به برچیدن دارد
ایران باید پذیرای برچیدن کامل و دائمی، صادرات یا نابودی در محل زیرساختهای تولید و غنیسازی اورانیوم خود باشد، از جمله تمامی تأسیسات مرتبط، سانتریفیوژها، اجزا و قابلیتهای تولید سانتریفیوژ و همچنین داراییهای تولید و جداسازی پلوتونیوم.
استاندارد سختی برای برچیدن هرگونه دارایی باقیمانده تولید و غنیسازی اورانیوم و تولید و جداسازی پلوتونیوم ایران باید اعمال شود. تنها استثنا، راکتورهای غیر حساس به گسترش تسلیحات هستهای خواهند بود که پلوتونیوم نامناسب برای سلاحهای هستهای تولید میکنند.
در حالی که حملات ایالات متحده و اسرائیل به بسیاری از این زیرساختها آسیب زده یا آنها را نابود کرده است، ایران ممکن است قابلیتهای پنهانی داشته باشد. بازرسیهای قوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای شناسایی و حسابرسی کامل سانتریفیوژها، اجزا، تجهیزات تولید و اقلام مرتبط ضروری خواهد بود. بهویژه، نباید به ایران اجازه داده شود که سانتریفیوژهای پیشرفتهای مانند مدل سریع IR-6 را حفظ کند، زیرا حتی چند صد عدد از آنها میتواند امکان خروج سریع را فراهم کند.
همچنین نیاز به برچیدن تأسیسات زیرزمینی سختافزار شده، مانند تأسیسات غنیسازی تونل اصفهان (که در حال حاضر به دلیل حملات غیرقابل دسترسی است) و مجموعه کوه پیکاکس وجود دارد، که هدف قرار نگرفته است اما ساخت و ساز مشکوک در آن ادامه داشته است. کوه پیکاکس ممکن است حاوی یک کارخانه غنیسازی عمیقاً دفن شده باشد که فراتر از دسترس حملات هوایی متعارف است — فعالیتی که ترامپ بهطور خاص بهعنوان توجیهی برای حملات جدید ایالات متحده ذکر کرده است.
نباید به ایران اجازه داده شود که چنین مکانهایی را بدون استفاده و در عین حال کاملاً دستنخورده باقی بگذارد، با زیرساختهایی که برای فعالسازی سریع آماده است.
از آنجا که غنیسازی اورانیوم به مدت بیش از دو دهه مسیر ترجیحی ایران برای تأمین سوخت سلاحهای هستهای بوده است، اقدامات شدید برچیدن میتواند موانع عمدهای برای هرگونه بازسازی آینده ایجاد کند.

اعلامیه و توافق هستهای خوب ایران
ایران باید یک اعلامیه کامل، دقیق و جامع از کل برنامه هستهای خود — شامل تمامی کارها، مکانها، فعالیتها و داراییهای مرتبط با سلاحهای هستهای در گذشته — ارائه دهد و با خاتمه تأیید شده هرگونه تلاش برای تسلیح و یک مأموریت آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای ارزیابی صحت و کامل بودن اعلامیه موافقت کند.
تا سال ۲۰۰۳، ایران برنامهای برای تسلیحات هستهای به نام طرح آماد را دنبال میکرد که شامل سایتهای اختصاصی، تجهیزات، پرسنل و مستندات بود. تحت فشارهای بینالمللی، رژیم برنامه را کاهش داد اما فعالیتها را در هر دو سایت نظامی و تأسیسات غیرنظامی حفظ کرد تا آمادگی برای تسلیحاتی در آینده را حفظ کند. ایران هرگز بهطور کامل این تلاشها را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) افشا نکرده است. از سرگیری کارهای مرتبط با تسلیحاتی که از سال ۲۰۲۴ آغاز شد، به پاسخ نظامی بعدی ایالات متحده و اسرائیل کمک کرد.
ایران باید به آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) افشای کاملی از کارهای گذشته و احتمالاً جاری خود در زمینه تسلیحات هستهای ارائه دهد و اجازه دهد تا این نهاد عدم وجود کامل فعالیتهای هستهای نظامی را تأیید کند. علاوه بر این، تهران هرگز اعلامیهای جامع و دقیق از تمام سایتها، داراییها و فعالیتهای هستهای خود ارائه نکرده است. ایران باید این کار را انجام دهد تا به آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) امکان دهد برنامه را بهطور کامل درک کند، اجرای هر توافقی را تأیید کند و نقضهای احتمالی را شناسایی کند. هر توافقی باید شامل یک مأموریت واضح از آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) برای تعیین صحت و کامل بودن اعلامیههای ایران باشد.
دسترسی همهجانبه به توافق هستهای خوب ایران
ایران باید دسترسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) را بازگرداند و اجازه بازرسیهای “هرجا، هر زمان” آژانس را – از جمله در سایتهای نظامی در صورت نیاز – به همراه دسترسی کامل به تجهیزات، پرسنل و مستندات بدهد.
ایران باید دسترسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) به سایتهای هستهای خود را که پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵ محدود شده بود، بهطور کامل بازگرداند. تحت هر توافق جدید، باید به آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) دسترسی سریع، هرجا، هر زمان به هر سایتی که لازم میداند برای بازرسی، از جمله تأسیسات نظامی داده شود. این نهاد همچنین باید دسترسی بدون محدودیت برای مصاحبه با دانشمندان و پرسنل هستهای، بررسی مستندات و بررسی تجهیزات مورد استفاده در کارهای مرتبط با تسلیحات هستهای داشته باشد. علاوه بر این، ایران باید پروتکل اضافی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) را برای بازرسیهای بیشتر و ارائه اطلاعات به آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) تصویب کند و بهطور کامل کد اصلاحشده ۳.۱ توافقنامه تضمینهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) را اجرا کند – که هر دو را مدتهاست که رد کرده است. مورد اخیر نیاز به اطلاعرسانی فوری به آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) در مورد هر تأسیسات هستهای جدید و جزئیات فنی آنها دارد.
نتیجهگیری
بسیاری از اقدامات فوق احتمالاً برای ایران غیرقابل قبول خواهد بود، زیرا نیاز به پایان دادن به فعالیتهای کلیدی و تخریب گسترده داراییهای حساس دارد. این اقدامات همچنین سوال عملی را مطرح میکنند که چه کسی تأیید و اجرای حذف آنها را بر عهده خواهد داشت. با این حال، این شرایط اساسی — به علاوه سایر مفاد مهم خلع سلاح که در اینجا به تفصیل نیامدهاند — نمایانگر بنیادهای یک توافق منطقی هستند. این شرایطی است که هر کشوری باید بپذیرد اگر بهطور قابل تأییدی از پیگیری تسلیحات هستهای دست کشیده باشد و به دنبال کاهش تحریمها و پایان دائمی درگیریهای نظامی باشد.
دیپلماسی ارزش پیگیری را دارد تا به یک راهحل مسالمتآمیز دست یابد، تنگه هرمز را دوباره باز کند و از افزایش قیمتهای انرژی جلوگیری کند — اما تنها در صورتی که بهطور قابل تأییدی و دائمی تواناییهای تسلیحات هستهای رژیم را محدود کند. در غیر این صورت، دیپلماسی به فرآیندی تبدیل میشود که حفظ مسیر جمهوری اسلامی به سمت تسلیحات هستهای را پنهان میکند.
هیچ چیزی کمتر از شرایط مطرح شده در اینجا ارزش آزادسازی داراییهای ایرانی، برداشتن محاصره یا پایان دادن به درگیری را ندارد. در چنین شرایطی، بهتر است ایالات متحده فشار اقتصادی را حفظ کند، تنگه را بهزور باز کند و از مردم ایران در سرنگونی رژیم حمایت کند.

