واشنگتن و تهران در یک تقابل تنشآمیز قفل شدهاند در حالی که آتشبس کوتاهمدت آنها به جنگ دریایی بازگشته است. در حالی که چارچوب دیپلماتیک اولیه از بین رفته است، تأمین یک توافق پایدار توافق ایران ترامپ تنها گزینه واضح برای جلوگیری از یک درگیری منطقهای بیپایان است که هیچیک از طرفین قادر به تحمل آن نیستند. هر دو پایتخت اکنون باید از ویرانههای این توافق فروریخته عبور کنند تا راهی واقعی به سوی صلح پیدا کنند.
توافق ایران ترامپ شکست میخورد
رئیسجمهور دونالد ترامپ در ژوئن یادداشت تفاهمی (MOU) با تهران امضا کرد. این توافق قرار بود خصومتها بین ایالات متحده و ایران را پایان دهد، تنگه هرمز را دوباره باز کند و به دو طرف اجازه دهد تا بر سر یک توافق بزرگتر مذاکره کنند. “کشتیهای جهان، موتورهای خود را روشن کنید,” رئیسجمهور در شبکههای اجتماعی بلافاصله پس از امضا نوشت. “بگذارید نفت جریان یابد!”
چهار هفته بعد، آتشبس شصتروزه مرده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC) حملات خود را به کشتیهای تجاری که از تنگه هرمز عبور میکنند از سر گرفت، که این امر موجب یک دور جدید از حملات ایالات متحده به ایران شد. ترامپ از آن زمان به کنگره اطلاع داده است که ایالات متحده به جنگ بازگشته و او بعداً اعلام کرد که محاصره دریایی ایالات متحده بر تنگه را دوباره برقرار خواهد کرد.
در داخل ایران، رژیم در حال عبور از نوسانات خود است. رهبر سابق آیتالله علی خامنهای، که در حملات اولیه جنگ کشته شد، توسط پسرش مجتبی جانشین شده است که هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده است. همچنین به نظر میرسد که تندروها و عملگرایان در داخل کشور بهطور علنی در تضاد هستند و بین پیگیری یک توافق مذاکرهشده با واشنگتن و تحمیل کنترل بر آبراه بهزور دچار تردید هستند.
ری تکیه، پژوهشگر ارشد CFR، دههها به مطالعه جمهوری اسلامی پرداخته است. او توضیح میدهد که رژیم ایرانی چگونه به این درگیری نزدیک میشود و از اینجا به کجا میتواند برود.

فشارهای رژیم بر توافق ایران ترامپ
رژیم چگونه تغییر کرده و در برابر فشارهای ایالات متحده مقاوم مانده است؟
<p
جمهوری اسلامی همیشه دارای ساختار نخبگانی چندلایه بوده است. رژیم شبکهای بسیار وسیعتر از متحدان را در سرتاسر کشور نسبت به پیشینیان سلطنتی خود دارد. ممکن است از نظر ماهیت خودکامه باشد و ساختاری سلسلهمراتبی داشته باشد، اما دستانش به عمق کشور نفوذ دارد. و رژیم همچنان حامیان کوچک اما پرصدایی دارد که میتواند به راحتی آنها را بسیج کند.
مرگ علی خامنهای بدون شک شوکی به سیستم بود، همانطور که قطع سر بسیاری از اعضای طبقه حاکم نیز چنین بود، اما رژیم به سرعت به حالت عادی برگشت و مردگان خود را جایگزین کرد. غیبت رهبر جدید، مجتبی خامنهای، از هرگونه فعالیت عمومی باید نگرانکننده باشد. از طریق اظهارات عمومیاش، خامنهای بزرگ اولویتهای دولت را به تودهها منتقل میکرد. این یک عملکرد ضروری آن مقام است که در حال حاضر انجام نمیشود. اما در حال حاضر، جمهوری اسلامی به نحوی پیش میرود.
همچنین باید تأکید کرد که رژیم از شورش مردمی ژانویه ۲۰۲۶ قویتر بیرون آمد. نخبگان آن به هم پیوسته بودند و نیروهای امنیتیاش وظایف خود را با بیرحمی مؤثر انجام دادند. هزاران معترض در مدت زمان کوتاهی کشته شدند. جمعیت امروز شاید دلگیر و ناراضی باشد، اما پس از کشتار رژیم در حالت شورش نیست.
احیای توافق ایران ترامپ
آیا ایالات متحده و ایران میتوانند به توافق دیگری برسند؟
MOU ممکن است در حال حاضر مرده باشد، اما میتواند به شکلی احیا شود. هم ایران و هم ایالات متحده به باز کردن ترافیک خلیج علاقه دارند. ایران از فروش نفت خود بهرهمند میشود و نمیتواند به راحتی چین، یکی از خریداران عمده نفت خام خاورمیانه و یکی از معدود متحدان بزرگ خود را بیاعتنا کند. ایالات متحده نیز به تضمین ثبات بازارهای جهانی و اقتصاد خود علاقهمند است. دو طرف در حال حاضر در نبردی فزاینده از ارادهها قفل شدهاند، اما همچنان به میانجیگری طرف سوم باز هستند. ممکن است یک راه خروج پیشنهاد شود و سپس جنبههایی از MOU دوباره ظاهر شوند.
برای مثال، MOU نشان میدهد که ایران در مورد دریافت عوارض جدی است. ماده پنجم مورد مناقشه این توافق به نظر میرسد که این حق را به ایران در کنار عمان اعطا کرده است. رژیم ایرانی اصرار دارد که تمام ترافیک خلیج باید تحت اختیار آن باشد و از زمانی که ایالات متحده شروع به همراهی تعداد محدودی از کشتیها از طریق کریدوری در مرز عمان کرد، ناراضی بود. این موضوع ممکن است به برخی ترتیبات حساس باشد و بدین ترتیب از یک بحران بزرگتر جلوگیری کند.
دولت ترامپ در حال حاضر اهداف خود را کاهش داده است. مفهوم تغییر رژیم کنار گذاشته شده است. مسئله هستهای هنوز وجود دارد اما با توجه به اینکه خلیج فارس اولویت بیشتری برای ایران است، این مسئله قابل حل است. زیرساخت هستهای ایران در جریان عملیات نظامی ایالات متحده و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ به طور عمده تخریب شد و اورانیوم با غنای بالا هنوز دفن شده است. ایران نشان داده است که آماده است اورانیوم با غنای بالا را رقیق کند و به بازرسان اجازه دهد در تأسیسات هستهای خود برای تأیید انطباق گشتزنی کنند. به نظر میرسد واشنگتن درک نمیکند که برنامه هستهای امروز اولویت اصلی تهران نیست—بلکه خلیج فارس است.

اهداف توافق ایران ترامپ
اکنون، بیشتر از هر زمان دیگری، کاخ سفید به یک برنامه نیاز دارد. امروز، جنگ ایران در میان مردم آمریکا، کل حزب دموکرات و بخش زیادی از رسانههای سنتی محبوب نیست. دولت ترامپ در توضیح انگیزهها و اهداف خود عملکرد ضعیفی داشته است. انضباط پیام هرگز نقطه قوت این کاخ سفید نبوده است اما تغییر توجیهات برای جنگ و بلاغت افراطی اعتبار ایالات متحده را آسیب زده است. ادعاهای بیان شده توسط رئیسجمهور از پایان تمدن ایرانی تا عادیسازی روابط با جمهوری اسلامی متغیر بوده است.
نظارت، توافق ایران ترامپ را نجات میدهد
نظارت کنگره میتواند به عنوان یک درمان عمل کند، به همین دلیل منطقی است که دولت ترامپ به کنگره اطلاع داده است که ایالات متحده به جنگ با ایران بازگشته است. کنگره به طور عمده نقش خود در زمان جنگ را واگذار کرده است علیرغم اینکه اختیارات قابل توجهی در ماده اول دارد. نباید این فرصت مهم را هدر دهد.
با برگزاری جلسات و بررسی اهداف استراتژیک دولت، کنگره میتواند نور بهتری بر روی یک درگیری بیفکند که هزینههای آن بیشتر از منافعش آشکار است. کاخ سفید حتی ممکن است برخی پوششهای سیاسی برای هر توافقی که ممکن است نیاز داشته باشد تا جنگ ایران را به پایان برساند، به دست آورد. شاید از طریق مشارکت بیشتر کنگره، مسیر ایالات متحده برای خروج از این جنگ بیشتر مشخص شود.

