قمار فاجعهبار رئیسجمهور ترامپ بر روی سقوط رژیم ایرانی شکست خورده و تنها یک بشقاب تلخ از It’s Crow برای او باقی مانده است تا بخورد. برای نجات هر دستاوردی از این درگیری، او اکنون باید یک توافق کاهش برنامه هستهای را بپذیرد که بهطور بنیادین تهران را تقویت میکند — و واقعیت این است که It’s Crow است، نه یک پیروزی خوشایند.
It’s Crow روی میز
فقط دو سوال باقی مانده است در مورد جنگ ایالات متحده با ایران. اول، رئیسجمهور ترامپ برای پایان دادن به این درگیری با حداقل برخی دستاوردها، باید چه مقدار از این بشقاب تلخ را بخورد؟ و دوم، آیا به ما خواهد گفت که این تلخی که میخورد، لابستر است یا فیله مینیون؟
شخصاً، اگر ترامپ مجبور باشد یک تودهای از تلخی را بخورد — به عنوان مثال، “تسلیم بدون قید و شرط” ایران که او وعده داده بود، به سمت او نخواهد آمد — اگر این منجر به واگذاری تقریباً ۱۰۰۰ پوند اورانیوم نزدیک به سلاح هستهای از سوی ایران شود، برایم مشکلی ندارد. این امر تهدید فوری بمب ایرانی را از میان برمیدارد و این یک چیز بسیار خوب خواهد بود.
اما لطفاً مرا از این مزخرفات که ترامپ یک توافق کامل و خوشمزه به دست آورده، معاف کنید. زیرا تأمین آن اورانیوم با غنای بالا نه تنها رژیم جمهوری اسلامی نفرتانگیز و قاتل را در قدرت نگه میدارد (که هنوز حدود ۱۰ تن اورانیوم کمغنیشده در اختیار دارد) — بلکه در واقع آن را به شیوههای نگرانکنندهای تقویت میکند.
چرا It’s Crow ایران را تقویت میکند
برای شروع، ترامپ، معاون رئیسجمهور جی دی ونس، وزیر دفاع پیت هگست و وزیر امور خارجه مارکو روبیو به عنوان تیمی به یاد خواهند ماند که به جمهوری اسلامی یک فرصت دوباره برای زندگی داد، درست زمانی که این رژیم بیشتر از هر زمان دیگری در برابر مردم خود در تنگنا بود.
زیرا تنها راهی که ایران آن اورانیوم نزدیک به بمب را واگذار خواهد کرد، به عنوان بخشی از توافقی است که به مرور زمان محاصره ایالات متحده بر صادرات نفت ایران و کل شبکه تحریمهای اقتصادی ایالات متحده علیه تهران را لغو میکند. این تسهیلات به رژیم یک تزریق بزرگ نقدینگی خواهد داد که میتواند برای خریدن — یا ادامه سرکوب — مخالفان خود در داخل و تأمین مالی نمایندگان خود در لبنان، عراق و یمن استفاده کند.
رابرت لیتواک، کارشناس کنترل تسلیحات و نویسنده کتاب “کشورهای سرکش و سیاست خارجی ایالات متحده”، به من گفت: “ترامپ این جنگ انتخابی را با هدف تحولخواهی برای تغییر رژیم آغاز کرد.” او در آستانه پایان دادن به این جنگ از طریق یک توافق معاملاتی است که نسخهای از توافقی خواهد بود که اوباما در سال ۲۰۱۵ مذاکره کرد و ترامپ به طور بیپروا در سال ۲۰۱۸ آن را کنار گذاشت، توافقی که جاهطلبیهای هستهای ایران را محدود میکرد.
لیتوک افزود: “چنین توافق معاملاتی که رژیم را در قدرت نگه میدارد، برای سختگیران طرفدار ترامپ که تهدید از ایران را ناشی از ماهیت رژیم آن تعریف میکنند، غیرقابل قبول خواهد بود.”

خوردن کلمه خود بر سر هرمز
زیرا ترامپ و تیم امنیت ملیاش قبل از جنگ هیچ برنامهریزی سناریویی انجام ندادند و تنها به وعدههای نخستوزیر بنیامین نتانیاهو از اسرائیل تکیه کردند که رژیم ایرانی پس از چند هفته بمباران سنگین مانند یک خانه کاغذی سقوط خواهد کرد، آنها نتوانستند پیشبینی کنند که ایران ممکن است در شرایط دشوار چه کاری انجام دهد.
اولین اقدام، بستن تنگه هرمز بود، مسیر حیاتی حمل و نقل نفت که حدود ۲۰ درصد از نفت خام جهان باید از آن عبور کند، حرکتی که قیمت بنزین را به شدت افزایش داد. با تنها چند پهپاد، موشک کروز و سپاه پاسداران در قایقهای تندرو که به تیراندازی با مسلسل مشغول بودند، ایران متوجه شد که میتواند اقتصاد ایالات متحده و بسیاری دیگر را در چنگال خود قرار دهد.
به عبارت دیگر، ترامپ و نتانیاهو فرض کردند که سیستمهای تسلیحاتی چند میلیارد دلاری آنها میتوانند برای بمباران ایران به کار گرفته شوند تا این کشور مواد لازم برای ساخت سلاح کشتار جمعی را رها کند. اما به طور تصادفی، آنها به ایران این امکان را دادند که متوجه شود سلاحی از نوع “اختلال جمعی” دارد — پهپادهای ارزانقیمتی که میتوانند تنگه هرمز را ببندند.
اکنون و برای همیشه، ایرانیان خواهند دانست که ما میدانیم که تهران میتواند هر زمان که بخواهد، مهمترین شیر نفت جهان را ببندد. این منبع جدید قدرت برای رژیم ایرانی بیقیمت است.
عدم توانایی ترامپ در پیشبینی این موضوع تصادفی نیست. این به این دلیل است که او فکر میکند همه چیز را میداند — در حالی که اصلاً اینطور نیست.

این کلاهی از سوالات بیپاسخ است
به یاد دارید که ترامپ و ونس سال گذشته در دفتر بیضی به رئیسجمهور اوکراین، ولادیمیر زلنسکی، درس میدادند و به او میگفتند که هیچ “کارت”ی ندارد و اساساً باید به اراده عشق ترامپ به ولادیمیر پوتین تسلیم شود؟ تصور کنید اگر ترامپ و ونس به جای این، کنجکاو و متواضع بودند و از زلنسکی میپرسیدند: “ولادیمیر، توانایی شما در مقاومت در برابر ابرقدرت روسیه شگفتانگیز بوده است. چه کارتهایی توانستهاید بازی کنید تا این کار را انجام دهید؟”
زلنسکی میگفت: “آقای ترامپ، آقای ونس، اجازه دهید به شما بگویم که چگونه پهپادها میدان نبرد مدرن را تغییر داده و به کوچکها اجازه میدهند بزرگ عمل کنند و به ضعیفها اجازه میدهند قوی عمل کنند.”
شاید آنگاه ترامپ از هگست به جای اینکه این جنگ را با حملات بزرگ آغاز کند، میپرسید: “هی، پیت، اما اگر ایران مانند اوکراین عمل کند و فقط چند پهپاد ۳۰,۰۰۰ دلاری را به تنگه هرمز پرتاب کند و آن را ببندد، چه؟ بعد چه کار کنیم؟”
زیرا به نظر میرسد ترامپ هرگز این سوال را نپرسیده و هگست نیز به اندازه کافی نادان یا ترسو بوده است، رژیم سپاه پاسداران ایران “معادل عملکردی یک سلاح هستهای را از طریق توانایی خود برای خفه کردن اقتصاد جهانی با بستن تنگه هرمز و به گروگان گرفتن زیرساختهای نفتی و مدنی کشورهای حاشیه خلیج فارس” به دست آورده است، به گفته لیتواک.
آنچه ترامپ هرگز نپرسید این بود: اگر ایران به حملات هوایی ایالات متحده پاسخ دهد و سعی کند زیرساختهای نفتی متحدان عرب خلیج فارس آمریکا، امارات متحده عربی، عربستان سعودی، قطر، کویت و بحرین را هدف قرار دهد، چه؟

چرا هنوز کلاهی نیست که لابستر باشد
این دقیقاً همان چیزی است که ایران انجام داد. به گزارش رویترز، ایران با حملات پهپادی و موشکی کروز در ماه مارس، “17 درصد از ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع (L.N.G.) قطر را از کار انداخت و باعث از دست رفتن حدود 20 میلیارد دلار درآمد سالانه شد و تأمین گاز برای اروپا و آسیا را تهدید کرد.” همچنین افزود: “این تعمیرات 12.8 میلیون تن L.N.G. را به مدت سه تا پنج سال از مدار خارج خواهد کرد.”
سه تا پنج سال!
به طور کلی، ایران به متحدان آسیبپذیر عرب خلیج فارس آمریکا معادل ژئو استراتژیک آن خط از “جادوگر اوز” را گفت — زمانی که جادوگر بد غرب به کاهگلی میگوید: “چطور است کمی آتش، کاهگل؟”
حالا میفهمید چرا تولیدکنندگان نفت عرب به شدت نمیخواهند ترامپ جنگ را از سر بگیرد و چگونه تهران از این موضوع به عنوان اهرم در مذاکرات خود با واشنگتن استفاده میکند.
این چیزی است که ایران و متحدان ما نیز میتوانند ببینند. ترامپ فردی از نظر روانی پایدار نیست و بنابراین او — و آمریکا — قابل اعتماد نیستند. آخرین شواهد یک پیشنهادی است که ترامپ در آخر هفته مطرح کرد که به قدری غیرمنطقی بود که باید از کسی نشأت گرفته باشد که در کنار او در بار مار-آ-لاگو نشسته بود.
ترامپ در یک پست در شبکه اجتماعی Truth Social گفت که با توجه به “تمام کارهایی که ایالات متحده برای تلاش در جهت حل این معما بسیار پیچیده انجام داده است”، او “به طور اجباری درخواست میکند که همه کشورها فوراً توافقنامههای ابراهیم را امضا کنند.” این لیست شامل ترکیه بود، که رهبر آن از نتانیاهو متنفر است و قبلاً با اسرائیل روابطی دارد؛ پاکستان، که مدتهاست نسبت به اسرائیل خصومت دارد؛ اردن و مصر، که هر دو قبلاً توافقنامههای صلح با اسرائیل دارند، پس چرا باید به توافقنامههای ابراهیم بپیوندند؛ و عربستان سعودی، که به وضوح اعلام کرده است که تنها راهی که میتواند (یا باید) روابط خود را با اسرائیل عادی کند این است که اسرائیل راهی برای فلسطینیها به سمت یک راهحل دو دولتی باز کند.
ترامپ حتی ادعا کرد که چندین متحد به او گفتهاند که “افتخار خواهند کرد” اگر خود ایران به این توافقها بپیوندد. او نوشت: اگر ایران امضا کند “این مهمترین توافقی خواهد بود که هر یک از این کشورهای بزرگ، اما همیشه در حال درگیری، امضا خواهند کرد.” “هیچ چیز در گذشته یا آینده به آن نمیرسد.”
در کدام سیاره از کهکشان راه شیری این رژیم در تهران، که عملاً بر اساس نفرت از اسرائیل بنا شده است، پس از این جنگ به سادگی با آن صلح خواهد کرد؟
کل این موضوع به قدری مضحک، کودکانه و بدون بررسی توسط هیچ کارشناس بود که باید نگرانی عمیق همپیمانان اسرائیلی و عرب ما را به همراه داشته باشد که محافظ آمریکایی آنها تحت رهبری فردی بهواقع ناپایدار قرار دارد.
پس بگذارید با آنچه در روزی که ترامپ و نتانیاهو این جنگ را آغاز کردند، گفتم، پایان دهم: هیچ چیزی آینده خاورمیانه را بیشتر از سرنگونی این رژیم وحشتناک در تهران و از بین بردن آرزوهای هستهای آن بهبود نخواهد بخشید.
اما برای دستیابی به این هدف نیاز به یک برنامه بسیار پیچیده بود و باید تمام سناریوهای مختلف را بررسی کرده و تا حد امکان همپیمانان و مشروعیت جهانی بیشتری را جذب میکردید، زیرا این کار دشوار خواهد بود و زمان میبرد. ترامپ و تیم احمق او هیچیک از این کارها را انجام ندادند.
بله، آنها نیروی نظامی عظیمی را به کار گرفتند و قابلیتهای هستهای و نظامی متعارف ایران را آسیب زدند. اینها چیزهای بسیار خوبی هستند. و اگر ترامپ بتواند اورانیوم نزدیک به درجه بمب را خارج کند، این حتی بهتر خواهد بود.
اما حامیان او نباید خود را یا همپیمانان ما را فریب دهند: حتی اگر او به این اهداف دست یابد، اکنون باید بهای آن را با دادن یک فرصت جدید به یکی از بدترین رژیمهای جهان بپردازیم، یک چنگال دائمی بر منابع حیاتی نفت جهان — و منابعی برای ادامه ایجاد مشکلات وحشتناک در منطقه.
پس لطفاً به من نگوید که این لابستر یا فیله مینیون است.

