طبیعت چرخهای جنگ در خاورمیانه اورشلیم و تهران را به رویارویی مستقیم بازگردانده است و ثابت کرده که اسرائیل و ایران حتی نمیتوانند آتشبس موقتی را بدون فروپاشی ساختاری حفظ کنند. از آنجا که توقف مسلحانه در آوریل هیچ نتیجهای نداشت—و لبنان همچنان در حال نزاع، ابهام هستهای دستنخورده و هرمز محاصره شده باقی ماند—هر دو پایتخت به تشدید تنشها روی آوردهاند. درک اینکه چرا اسرائیل و ایران به لبه پرتگاه بازگشتهاند نیازمند تجزیه و تحلیل منطق گرفتار شده آنهاست، نه سرزنش محاسبات نادرست.
اسرائیل و ایران دوباره به باتلاق لبنانی وارد میشوند
24 ساعت گذشته تأیید کرده است که آنچه تحلیلگران هفتهها از آن میترسیدند: ساختار شکننده آتشبسها، مذاکرات و حرکات دیپلماتیک که از آوریل خاورمیانه را اداره کرده است، در حال فروپاشی است. اگرچه محرک نزدیک این تشدید، حمله اسرائیل به بیروت جنوبی بود، در میان آتش و درگیریهای مداوم حزبالله در جنوب لبنان، علت عمیقتر است.
برای درک اینکه چرا ما در اینجا هستیم، باید منطق هر بازیگر را دنبال کنید. هیچکدام از آنها غیرمنطقی نیستند. همه آنها گرفتار شدهاند. وقتی که کمپین نظامی آمریکا-اسرائیل علیه ایران در اوایل آوریل به یک آتشبس شکننده پایان یافت، هیچیک از اختلافات زیرساختی حل نشد. این فقط آنها را متوقف کرد. آتشبس آوریل اسرائیل را در کنترل بخشهایی از جنوب لبنان نگه داشت، حزبالله هنوز مسلح و سرکش باقی ماند، برنامه هستهای ایران مبهم ماند و تنگه هرمز تحت کنترل غیررسمی ایران قرار داشت. هیچیک از طرفین به آنچه میخواستند نرسیدند. اسرائیل به تغییر رژیم در تهران نرسید. ایران نتوانست اسرائیل را از لبنان بیرون کند. آتشبس صلح نبود، بلکه یک توقف مسلحانه و جنگ فرسایشی بود.
جبهه لبنان بهویژه برای دیپلماسی گستردهتر مضر بوده است. از مارس، بیش از 1000 لبنانی کشته شدهاند، بیش از یک میلیون نفر آواره شدهاند و نیروهای زمینی اسرائیل چندین مایل به داخل جنوب لبنان پیشروی کردهاند. حزبالله، که به شدت در جنگ 2024 تضعیف شده است، با این حال به شلیک ادامه داده است. هر دو ایران و حزبالله خواستار خروج کامل اسرائیل از لبنان به عنوان پیششرط هر توافقی شدهاند و بهطور صریح جبهه لبنان را به مذاکرات هستهای آمریکا-ایران مرتبط کردهاند.
آیا اسرائیل و ایران هنوز میتوانند تنشها را کاهش دهند؟
حمله اسرائیل به بیروت که این دور جدید را به راه انداخت، یک محاسبه نادرست نبود. این یک انتخاب بود—انتخابی که از دیدگاه بنیامین نتانیاهو، منطق خاص خود را دارد.
نخستوزیر اسرائیل هرگز بهطور کامل با مسیر دیپلماتیک ترامپ همراه نبوده است. از فوریه، زمانی که او در دفتر بیضی مقابل ترامپ نشسته و خط قرمزی را برای درخواست از بین بردن قابلیتهای موشکی بالستیک ایران بهعنوان پیششرط هر توافقی ارائه داد، شکاف بین اهداف اسرائیل و آمریکا برای هر کسی که توجه کرده باشد، قابل مشاهده است. ترامپ به دنبال توافقی است که به او اجازه دهد قبل از انتخابات میاندورهای پیروزی خود را اعلام کند، تنگه هرمز را دوباره باز کند و تمرکز آمریکا را از خاورمیانه دور کند. نتانیاهو به دنبال تضعیف دائمی ایران است.
فراتر از شرایط واقعی یک توافق، نتانیاهو نسبت به اینکه یک توافق “خوب” تحت آتشبس قابل مذاکره باشد، بدبین است. اسرائیل میفهمد که، همانطور که خود ترامپ گفته است (قبل از اینکه رئیسجمهور شود)، “ایران هرگز جنگی را نبرده اما هرگز مذاکرهای را هم باخته است”. جمهوری اسلامی صبور است و میداند که ترامپ مشتاق است تا جنگ را به پایان برساند. بنابراین اسرائیل ترجیح میداد که مذاکرات تحت آتش ادامه یابد تا آرامش ناپایدار، که با دورههای تشدید شکسته شده، که از آوریل شاهد آن بودهایم.

تضعیفشده، اما هنوز قوی
به جز ادامه جنگ با ایران، یکی از راههای حفظ فشار بر ایران ادامه هدفگیری حزبالله بوده است. در حالی که این گروه کاهش یافته، اما هنوز قوی است. قبل از جنگ 2024، حزبالله جواهر تاج ایران در برابر اسرائیل بود. این گروه از آن زمان به دنبال تسلیح مجدد با کمک ایران بوده است که نقش مستقیمتری در نظارت بر بازسازی آن ایفا کرده است.
منطق گرفتار اسرائیل و ایران
بدون شک، تصمیم به ادامه جنگ در لبنان ریشههای سیاسی نیز دارد. در اکتبر 2023، زمانی که حزبالله تصمیم به راهاندازی جبههای در حمایت از غزه گرفت، اسرائیل به ساکنان شمالی خود وعده داد که آنها را از تهدید رها خواهد کرد. درگیری 2024 بهعنوان موفقیتی در اسرائیل دیده میشد—اما موفقیتی که تا حد زیادی تا 2026 محو شده بود، زیرا پهپادهای حزبالله نشان دادند که این گروه هنوز هم قادر به تهدید اسرائیل است. ساکنان ناامید شمال تجسم شکست نتانیاهو در قانع کردن بخشی از افکار عمومی اسرائیل هستند که کشور امروز بهتر از 6 اکتبر 2023 است.
یک توافق ناامیدکننده با ایران این تصور را تقویت میکند و مانع از رأیگیری تعدادی از رأیدهندگان راستگرا که پس از ۷ اکتبر از نتانیاهو جدا شدند، در انتخابات آینده خواهد شد. این همچنین نشان میدهد که پیوند بین ترامپ و نتانیاهو ممکن است دیگر به قوت قبل نباشد و واشنگتن در حال از دست دادن صبر و استقامت است.
به همین دلیل است که بیانیه ترامپ در ۶ ژوئن که ادعا میکند “نتانیاهو تصمیمگیرنده نیست، او چارهای جز پذیرش توافق با ایران نخواهد داشت؛ من تصمیم میگیرم، نه نتانیاهو”، به شدت تأثیرگذار بود. این شدیدترین انتقاد یک رئیسجمهور آمریکایی از یک نخستوزیر اسرائیل در حافظه اخیر است. ترامپ به فایننشال تایمز گفت که نخستوزیر اسرائیل چارهای جز پذیرش توافق نخواهد داشت.
اما نتانیاهو میداند که نفوذ ترامپ محدودیتهایی دارد. رئیسجمهور آمریکایی نمیتواند بهطور علنی شریک منطقهای برجستهاش را تحقیر کند بدون اینکه هزینههای سیاسی داخلی را متحمل شود و نتانیاهو ۳۰ سال را صرف یادگیری نحوه مدیریت واشنگتن کرده است. او همچنین میداند که با نزدیک شدن به انتخابات، ریسک عدم پاسخ به حمله بیپروا ایران علیه اسرائیل هزینهبرتر از خشمگین کردن ترامپ است. او ممکن است این موضوع را بهطور مستقیم به ترامپ منتقل کرده باشد و از رئیسجمهور خواسته باشد که پاسخ اسرائیلی را تأیید کند (با وجود بیانیههای عمومی ترامپ که با آن مخالف است) وگرنه با اقدام یکجانبه اسرائیل مواجه خواهد شد.
مستعمرهنشینان اسرائیلی در کنار بخشی از یک موشک که از زمین بیرون زده است، پس از حملات ایران، در کرانه باختری اشغالی اسرائیل، در ۸ ژوئن ۲۰۲۶ ایستادهاند.
اسرائیل و ایران مرزهای اعتبار را آزمایش میکنند
حفظ اعتبار
رفتار ایران از بیرون بیپروا به نظر میرسد. اقتصاد آن ویران شده است: سالها تحریم و اختلال ناشی از جنگ، تورم را به سطوح بحرانزا رسانده است و ایستادگی در تنگه هرمز به بازارهای وام مسکن و انرژی آمریکا نیز سرایت کرده است. رهبر عالی، خامنهای، در حملات اولیه کمپین فوریه کشته شد؛ رژیمی که باقی مانده، شکنندهتر و پارانوئیدتر از رژیم قبلی است. پس چرا تهران در حال تشدید است؟
پاسخ در این است که ایران در تلاش است تا چه چیزی را جلوگیری کند. رویترز در تاریخ ۱ ژوئن گزارش داد که ایران به دنبال یک توافق موقت محدود است: کاهش تحریمها در ازای به تعویق انداختن مسئله هستهای، بدون اینکه concessions غیرقابل بازگشت در زمینه غنیسازی انجام دهد. کل استراتژی مذاکره آن به حفظ اعتبار به عنوان طرفی که نمیتوان به سادگی آن را نادیده گرفت، بستگی دارد.
اگر ایران چارچوب آتشبس در لبنان را بپذیرد که حزبالله را بیسلاح کرده و نیروهای اسرائیلی را در جنوب لبنان نگه دارد، این به واشنگتن علامت میدهد که میتوان آن را به ترک کامل این گروه وادار کرد، که تهران آن را به عنوان بازدارنده اصلی خود در برابر حمله آینده به ایران میداند. ایران همچنین ممکن است بداند که هرچند تمایل بیشتری به ریسکپذیری نسبت به رقیب خود در واشنگتن دارد، اما محاصره ایالات متحده در نهایت تأثیر خواهد گذاشت و اعتراضات ممکن است از سر گرفته شود—در واقع، ما پیش از تشدید، اعتراضات محدودی را مشاهده کردهایم.
آیا اسرائیل و ایران هنوز میتوانند مذاکره کنند؟
چه چیزی در پیش است
مشخص است که رئیسجمهور ترامپ هنوز به دیپلماسی تمایل دارد، با وجود دور اخیر تشدید. اگرچه اسرائیل توانسته است مقداری فضای مانور به دست آورد (شاید به قیمت روابط اسرائیل و ایالات متحده)، اما هنوز باید خواستههای ترامپ را در نظر بگیرد و به عنوان طرفی که به دنبال از سرگیری گسترده جنگ است، دیده نشود. از سوی دیگر، اگرچه ایران به حمله اسرائیل در بیروت به شدت پاسخ داده و تهدیدی به پایگاههای ایالات متحده کرده است، اما هنوز جنگ را در خلیج فارس از سر نگرفته است، که احتمالاً نیروهای ایالات متحده را به عقب میکشید.
به عبارت دیگر، در حالی که به لبه پرتگاه بازگشتهایم، مسیر رسیدن به توافق هنوز باز است. هر توافقی محدود خواهد بود و به چیزی بیشتر از توافق برای پایان دادن به جنگ به طور دائم و به تعویق انداختن هرگونه مذاکرات واقعی به مرحله دوم که هرگز نخواهد آمد، نخواهد انجامید. این قطعاً پایان ناخوشایند و ناپایداری برای درگیری خواهد بود. اما در حال حاضر، حتی آن مسیر نیز ممکن است در حال بسته شدن باشد، اگر ایران و اسرائیل به تشدید ادامه دهند.

