جنگ جاری ایران به شدت معادلات قدرت در خاورمیانه را بازتنظیم میکند و نقش منطقهای ترکیه به عنوان یک متغیر مرکزی در ساختار پس از درگیری ظهور میکند. در حالی که این درگیری آنکارا را با امواج پناهندگان و تشدید کردها تهدید میکند، بحران همچنین فرصتهای بیسابقهای برای نقش منطقهای ترکیه در صادرات دفاعی، کریدورهای تجاری و همپیمانیهای جدید در خلیج فارس ایجاد میکند.
افزایش نقش منطقهای ترکیه در دفاع
جنگ ایران به طور بنیادی سیاستها را در خاورمیانه بازتعریف کرده و وضعیت موجود منطقه را بر هم میزند. این جنگ همچنین نقش ترکیه را در منطقه بازتعریف میکند که هم چالشها و هم فرصتهایی را برای آنکارا به همراه دارد.
برای ترکیه، بدترین سناریو این بود و هست که اسرائیل بخواهد به سقوط دولت در ایران دامن بزند، که پیامدهای آن ایران و همسایگانش را برای سالهای طولانی تحت تأثیر قرار خواهد داد. این امر راه را برای درگیریهای نیابتی، بحران پناهندگان و تکهتکه شدن دولتها هموار میکند و بعد کردها را در جنگ به مرکز توجه میآورد. این نتیجه همچنین اسرائیل را با حمایت ایالات متحده بیشتر جسور خواهد کرد تا به تلاشهای خود برای بازتعریف منطقه به شیوه خود ادامه دهد. اما تا کنون، تابآوری ایران مانع از تحقق بدترین ترسهای ترکیه شده است.
در این مرحله، ترکیه دو نگرانی مرتبط دارد. اول، ترکیه میخواهد از بازگشت به جنگ جلوگیری کند، اما همچنین نگران آنچه است که به عنوان تلاش ایران برای بازنویسی قوانین بازی در خلیج فارس میبیند. به عنوان مثال، قوانین جدید ترانزیت ایران برای تنگه هرمز میتواند به طور مؤثری به ایران نفوذ قابل توجهی بر امنیت و اقتصاد کشورهای خلیج فارس بدهد. وزیر امور خارجه ترکیه، هاكان فیدان، خواستار بازگشت به وضعیت پیش از جنگ در هرمز شده و هشدار داده است که این مقررات جدید میتواند به یک «منبع جدید» درگیری تبدیل شود. علاوه بر این، ترکیه معتقد است که اقدامات ایران در اینجا کشورهای خلیج فارس را به ایالات متحده و اسرائیل نزدیکتر خواهد کرد.
با این حال، جنگ همچنین فرصتهایی را برای آنکارا به شکل نقشی گسترشیافته در منطقه فراهم میآورد: در صنعت دفاع و شراکتهای امنیتی؛ در اتصال منطقهای و بازطراحی مسیرهای تجاری؛ و از طریق همراستاییهای منطقهای.

گسترش نقش منطقهای ترکیه از طریق تجارت
این جنگ سوال امنیت را به کانون گفتگوها و ملاحظات سیاستی در خلیج فارس و منطقه وسیعتر آورده است. اگرچه هنوز جایگزینی برای چتر امنیتی ایالات متحده وجود ندارد، اما این چتر نتوانسته است امنیتی را که کشورهای خلیج فارس میخواستند، فراهم کند. برای بسیاری از کشورهای خاورمیانه – به ویژه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) – ایالات متحده ضروری است، اما در عین حال غیرقابل اعتماد و تحمیلی نیز هست. با این حال، با وجود احساسات مختلط و نارضایتیهایشان، کشورهای خلیج فارس چارهای جز تقویت روابط خود با ایالات متحده نخواهند داشت. این موضوع تنها با اقدامات ایران و تلاشهای آن برای بازنویسی قواعد بازی در خلیج تقویت خواهد شد.
در عین حال، کشورهای خلیج فارس به تدریج به دنبال تنوعبخشی به شراکتهای امنیتی و همکاریهای صنعت دفاعی خود خواهند بود، به عنوان یک استراتژی احتیاطی در برابر وابستگی بیش از حد به ایالات متحده در این زمینه. با این حال، آنها در مورد ورود به چنین شراکتهایی با دشمنان ایالات متحده محتاط خواهند بود تا از خشم واشنگتن دوری کنند. این احتمالاً خبر خوبی برای ترکیه است، کشوری با صنعت دفاعی در حال رشد – و در روابط خوب با ایالات متحده و رئیسجمهور دونالد ترامپ – که میتواند همکاریهای امنیتی و صنعت دفاعی خود را با کشورهای خلیج فارس گسترش دهد. این همکاری احتمالاً محدود به خرید سلاحهای ترکی یا سیستمهای پهپاد نخواهد بود؛ بلکه احتمالاً شامل توافقهای تولید مشترک، سرمایهگذاریهای مشترک و انتقال فناوری و دانش نیز خواهد بود.
بازتعریف نقش منطقهای ترکیه
بحران هرمز سوال بازطراحی کریدورهای تجاری و بازطراحی اتصال را به بالای دستور کارهای منطقهای و بینالمللی آورده است. ترکیه در موقعیت مناسبی برای بهرهبرداری از چنین تغییراتی قرار دارد.
خاورمیانه بزرگتر و فراتر از آن شاهد افزایش تعداد پروژههای ارتباطی است که به هدف تغییر مسیر تجارت و بازطراحی زنجیرههای تأمین طراحی شدهاند، مانند ابتکار کمربند و جاده چین (BRI)، کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) – که چشماندازهای آن پس از جنگهای غزه و ایران تیرهتر شده است – و پروژه خط لوله مدیترانه شرقی که اکنون متوقف شده است. ترکیه در حال حاضر نقش مرکزی در دو پروژه از این دست ایفا میکند: پروژه جاده توسعه عراق و کریدور میانه. این پروژههای ارتباطی استراتژیک نه تنها زنجیرههای تأمین را بازطراحی و تجارت را تغییر مسیر میدهند، بلکه ژئوپولیتیک مناطق مربوطه را نیز بازتعریف میکنند.
ترکیه و شرکای آن باید به دنبال راههایی برای تقویت بیشتر چشمانداز پروژههای ارتباطی حمایت شده از آنکارا باشند. به عنوان مثال، در نظر گرفتن سوریه برای پروژه جاده توسعه عراق میتواند مسیر کوتاهتری به سمت مدیترانه فراهم کند، در حالی که در نظر گرفتن ارمنستان برای کریدور میانه میتواند روند عادیسازی در حال انجام بین ترکیه، آذربایجان و ارمنستان را تقویت کند. در دوران پس از جنگ ایران، احتمالاً ترکیه و کشورهای منطقه در مورد کریدورهای تجاری و ارتباطات حمل و نقل گفتوگوی بیشتری خواهند داشت. به عنوان مثال، پروژه راهآهن حجاز – یک کریدور زمینی بالقوه بین خلیج و اروپا که ترکیه، سوریه، اردن و عربستان سعودی را به هم متصل میکند – در حال حاضر توجهها را جلب کرده است.

نقش منطقهای ترکیه و همراستاییهای جدید
جنگ ایران همچنین موجب شکلگیری یا تسریع در تشکیل همراستاییها و گروههای جدید منطقهای میشود. گروه چهاری که شامل ترکیه، پاکستان، عربستان سعودی و مصر است، نمونهای از این موضوع است، اگرچه بیشتر به عنوان یک پلتفرم است تا یک توافق. آنکارا میخواهد این گروه باز بماند تا کشورهای بیشتری را شامل شود و از تشکیل گروههای همراستا در مقابل جلوگیری کند که میتواند به رقابتهای منطقهای و تکهتکه شدن بیشتر منجر شود. اگرچه اعضای فردی این گروه، مانند پاکستان و ترکیه، نقشهای فعالی برای یافتن یک توافق دیپلماتیک به منظور پایان دادن به جنگ بر عهده گرفتهاند، اما خود گروه چهار نفره عمدتاً برای پرداختن به ژئوپولیتیک و امنیت منطقهای پس از جنگ طراحی شده است.
بهبود روابط بین ترکیه و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس همچنین احتمالاً تأثیراتی در سایر حوزهها خواهد داشت، مانند مذاکرات جاری تجارت آزاد بین شورای همکاری خلیج فارس و ترکیه. جنگ ممکن است انگیزه اضافی برای این مذاکرات ایجاد کند که میتواند به نتیجهگیری آنها در ماههای آینده منجر شود. بهطور مشابه، از طریق تغییرات اخیر در قوانین و مقررات مالیاتی، آنکارا امیدوار است بخشی از سرمایهای را که در حال فرار از خلیج است، جذب کند.
گسترش نقش منطقهای ترکیه بیشتر
صرفنظر از اینکه آیا توافق صلحی در هفتههای آینده به دست میآید یا خیر، جنگ در حال حاضر در حال تغییر خاورمیانه است. اگرچه هنوز زود است که بگوییم برندگان و بازندگان این تغییرات چه کسانی خواهند بود، اما احتمالاً نقش منطقهای ترکیه گسترش خواهد یافت.

