تلاشهای جهانی برای عدم گسترش و بنبستهای امنیتی منطقهای نیاز به تغییر فوری از اجبار نظامی خشن به استفاده پیچیده از ابزارهای اقتصادی دارد. کمپینهای فشار یکجانبه بهطور مداوم در دستیابی به توافق زمانی که از مشوقهای ساختاری بازار جدا شوند، ناکام میمانند. برای حل بنبستهای عمیق و ریشهدار، سازماندهی یک چارچوب چندسطحی با استفاده از ابزارهای اقتصادی نوآورانه، راهی قابلقبول و با تأثیر بالا برای تثبیت پایدار ارائه میدهد.
استفاده از ابزارهای اقتصادی حداکثر فشار دیپلماتیک را افزایش میدهد
با توجه به اینکه مذاکرات ایالات متحده و ایران برای باز کردن تنگه هرمز و محدود کردن برنامه هستهای ایران هنوز حلنشده باقی مانده و آتشبس اکنون به تبادل بمب و موشک تبدیل شده است، ایالات متحده به یک استراتژی دیپلماتیک انعطافپذیرتر نیاز دارد. تکیه عمده بر وسایل اجبار و تهدید به استفاده از نیروی نظامی تا کنون کارساز نبوده و تنها بحران را طولانیتر خواهد کرد. برای رسیدن به توافق، مشوقها نیز لازم است. کاهش تحریمها و یک صندوق سرمایهگذاری پس از جنگ میتواند کلید پایان درگیری باشد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، بهتازگی در جلسه کمیته روابط خارجی سنا شهادت داد که کاهش تحریمها در مذاکرات با ایران در نظر گرفته میشود. او گفت که کاهش تحریمها بهطور “از پیش” ارائه نخواهد شد و نه تنها در ازای باز کردن تنگه بلکه همچنین در ازای امتیازاتی در برنامه هستهای خواهد بود. بیانیه وزیر نشانهای مثبت است که دیپلماسی در حال پیشرفت است، اما نیاز به رویکردی دقیقتر و اشکال وسیعتری از ابزارهای اقتصادی نیز وجود دارد. کاهش تحریمها میتواند قدرت چانهزنی مؤثری برای بهدست آوردن امتیازات متقابل فراهم کند، همانطور که مطالعات موردی نشان میدهند.

استفاده مؤثر از ابزارهای اقتصادی
در مذاکرات منجر به توافق ایران در سال ۲۰۱۵، پیشنهاد لغو تحریمها در جلب پذیرش ایران تعیینکننده بود. ایالات متحده، کشورهای اروپایی و شورای امنیت سازمان ملل بهطور همزمان تحریمها را در ازای توافق ایران برای تحویل ۹۸ درصد از مواد هستهای خود، تعطیلی بیشتر ظرفیت غنیسازی و توقف تولید پلوتونیوم، و سایر امتیازات لغو کردند.
تصمیمات لیبی در دهه 1990 و اوایل 2000 برای پایان دادن به حمایت از تروریسم و کنار گذاشتن سلاحهای کشتار جمعی، در پاسخ به لغو تحریمهای ایالات متحده و شورای امنیت سازمان ملل در ازای رعایت سیاستها بود. برای مقامات لیبی، تمایل به مدرنسازی اقتصاد و جذب سرمایهگذاری غربی، انگیزه اصلی برای پذیرش خواستههای ایالات متحده بود.
اولویتبندی دیپلماسی اقتصادی قوی
تاریخ عدم اشاعه نشان میدهد که کشورها میتوانند متقاعد شوند که برنامههای سلاحهای هستهای خود را کنار بگذارند اگر رهبران سیاسی باور داشته باشند که این امر به نفع ملی آنهاست. مشوقهای مثبت میتوانند بر این محاسبه تأثیر بگذارند و مؤثرتر از اتکای بیش از حد به اقدامات قهری هستند.
تا به امروز، واشنگتن عمدتاً به تحریمهای “فشار حداکثری” تکیه کرده است که از سال 2018 به تدریج تشدید شدهاند. این تحریمها آسیبهای اقتصادی و سختیهای اجتماعی قابل توجهی در ایران ایجاد کردهاند، اما نتوانستهاند رژیم را وادار به تسلیم در برابر خواستههای ایالات متحده کنند. برعکس، شدت تحریمها ممکن است به سختتر شدن موضع تهران در برابر واشنگتن کمک کرده باشد.
دیپلماسی اقتصادی تسهیلکننده کاهش تنش
کاهش این فشارها میتواند به ایجاد شرایطی برای مذاکرات مؤثرتر کمک کند. پژوهشگران فهرستهایی از تسهیلات تدریجی تحریمها برای این منظور شناسایی کردهاند. این فرآیند میتواند با اقدامهای اولیه ملایم، مانند اعطای معافیتها و کاهش برخی اقدامات آغاز شود و از طریق مراحل اضافی به تعلیق و لغو رسمی تحریمها منجر شود. هر حرکت به سمت کاهش تحریمها باید به امتیازات متقابل از سوی رژیم هدف مرتبط باشد.
در مورد ایران، با وجود تحریمهای متعدد ایالات متحده علیه صدها فرد و نهاد مشخص، فرصتهای زیادی برای تسهیل تدریجی تحریمها وجود دارد. ایالات متحده میتواند با کاهش اقدامات علیه برخی نهادها در ازای نشانههای خاص ایرانی برای کاهش تنشها، آغاز کند.

استفاده استراتژیک از دیپلماسی اقتصادی
بخش عمدهای از بحث درباره تسهیل تحریمها بر آزادسازی داراییهای مسدود شده متمرکز شده است، که ابزارهای مالی متعلق به ایران هستند و توسط بانکهای چندین کشور نگهداری میشوند. رهبران ایرانی خواستار آزادسازی 12 میلیارد دلار داراییهای نگهداری شده در قطر به عنوان پیششرطی برای مذاکرات شدهاند. این موضع واقعبینانه نیست، اما نشاندهنده تمایل تهران به بازپسگیری آن داراییهاست. این امر نشان میدهد که تضمینهای آزادسازی داراییها به عنوان بخشی از فرآیند مذاکره میتواند مشوق مؤثری برای تأمین رعایت خواستههای ایرانی باشد.
یکی دیگر از مزایای اقتصادی قابل توجه برای ایران، ایالات متحده و کشورهای دیگر، ایجاد یک صندوق سرمایهگذاری پس از جنگ خواهد بود. در مذاکراتی که در ماه فوریه درباره یک توافق هستهای جدید صورت گرفت، تهران گزینهای به نام “پاداش تجاری” را مطرح کرد. اگر توافقی امضا شود، همانطور که مقامات پیشنهاد دادهاند، ایالات متحده این فرصت را خواهد داشت که در یک برنامه هستهای غیرنظامی آینده در ایران شرکت کند و همچنین به دنبال منافع مشترک در زمینه نفت و گاز، سرمایهگذاری در معدن و حتی خرید هواپیماهای غیرنظامی باشد.
زبان اخیر در پیشنویس در حال ظهور یادداشت توافق بین ایران و ایالات متحده به احتمال یک صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری اشاره دارد، هرچند که هنوز چیزی تأیید نشده است. نمایندگان ایالات متحده، استیو ویتکاف و جارد کشنر، پیشتر نسخهای از این ایده را با پیشنهاد سرمایهگذاری در پروژههای احتمالی املاک و مستغلات در ایران مطرح کرده بودند. یک صندوق سرمایهگذاری پس از جنگ میتواند به عنوان یک مشوق برای توافق و به عنوان مبنایی برای آغاز ساخت روابط تجاری بین دو کشور در توافق نهایی با ایران گنجانده شود.
تأکید بیشتر بر دیپلماسی اقتصادی به گسترش ابزارهای سیاست ایالات متحده فراتر از اقدامات تنبیهی کمک خواهد کرد و روشهای اقناع را اضافه میکند. این امر مکانیزمهای مبتنی بر بازار را معرفی میکند که میتوانند انگیزههای مثبت برای هر دو طرف فراهم کنند تا به سوی پایان دادن به درگیری گام بردارند.
