یک وقفه موقت در بمباران ایران صحنه فوری درگیری را از آسمانها به مسیرهای حمل و نقل استراتژیک منتقل میکند. در حالی که حملات هوایی آمریکا متوقف شده است، محاصرههای دریایی و اجرای قوانین دریایی همچنان شرایط را در تنگه هرمز تعیین میکنند. واشنگتن اکنون با محاسبهای بحرانی مواجه است زیرا هر گونه از سرگیری بمباران ایران خطر گسترش اهداف عملیاتی به زیرساختهای حیاتی غیرنظامی را به همراه دارد.
بمباران ایران تغییرات تاکتیکی را تحمیل میکند
برای دو شب پس از آن که فرماندهی مرکزی ایالات متحده اعلام کرد که ۱۳ شب متوالی از حملات گذشته است، هیچ اعلامیهای درباره حملات جدید به ایران صادر نشد. با این حال، فشار در دریا ادامه داشت. نیروهای آمریکایی گفتند که ۱۲ کشتی تجاری را که سعی در نقض محاصره بنادر ایران داشتند، منحرف کردهاند، دو کشتی را غیرفعال کرده و دو کشتی را مورد بازرسی قرار دادهاند. سپاه پاسداران ایران گفت که شلیکهای هشداردهنده چهار کشتی را از مسیر جنوبی نزدیک عمان دور کرده است. کمپین هوایی متوقف شد؛ اما نبرد بر سر اینکه چه کسی قوانین عملیاتی تنگه هرمز را تعیین میکند، ادامه دارد.
این نه آتشبس است و نه دلیلی که مذاکرات، که تهران میگوید پیشرفتهای فنی داشتهاند، به آتشبس منجر شود. سوال این است که آیا اقداماتی که میتوانند تصمیم سپاه را تغییر دهند، همچنین درگیری را فراتر از هدف دریایی آن خواهند برد.
هر دو طرف اشکال مختلفی از فشار را بر حمل و نقل کشورهای ثالث اعمال میکنند. محاصره ایالات متحده تجارت وارد و خارج از ایران را محدود میکند. تهران تلاش میکند عبور از تنگه هرمز را به مسیر مورد نظر خود، تأیید و احتمالاً قیمت مشروط کند. ادعاها — دسترسی به بنادر ایران و عبور از یک تنگه بینالمللی — از نظر قانونی معادل نیستند، اما برخورد آنها جنگ در دریا را تعریف میکند.

چرا بمباران ایران متوقف میشود
نتیجه هرمز دو بعد قابل اندازهگیری دارد. بعد اول، اقتدار است. اگر کشتیها بتوانند از کریدور عمان بدون تأیید ایران استفاده کنند، هزینههای اجباری یا تبعیض بر اساس پرچم یا بار وجود نداشته باشد، قاعده بینالمللی عبور از تنگه برقرار شده است. اگر تهران بتواند کشتیها را انتخاب کند یا شرایط را تغییر دهد، حق وتوی آن در زمان جنگ نهادینه شده است.
دومین مورد، بازسازی است. دسترسی قانونی به معنای ناوبری عادی نیست: مالکان، خدمه و بیمهگران باید بازگردند، در حالی که طرح جداسازی ترافیک مرکزی باید پاکسازی و تأیید شود که ایمن است. سازمان بینالمللی دریانوردی میگوید که عبور نمیتواند رد یا معلق شود و باید غیرتبعیضآمیز و بدون عوارض باقی بماند. کریدور موقت عمان برای همه کشتیها بدون هزینه عبور باز است، اگرچه کشتیها با IMO هماهنگ میشوند. ایران وظایف دولتی ساحلی را در زمینه ایمنی، تنظیم ترافیک مطابق با IMO و پاکسازی مینها حفظ میکند.
این وظایف مجوز یکجانبهای برای اجازه یا رد عبور نمیدهد. عبور ایمن از جنوب که به تأیید ایران وابسته نباشد، مقام را تثبیت میکند؛ پاکسازی مین و سوابق بدون حادثه، بازگشت تدریجی به ترافیک کامل را مدیریت میکند. کمپین آغازین ایالات متحده و اسرائیل و حملات تجدید شده آمریکایی در این ماه نشان میدهد که چرا بمباران اهداف ثابت این رقابت را حل نکرده است. نیروی نظامی میتواند یک شیء را نابود کند، ظرفیت یک رقیب را کاهش دهد یا انتخاب سیاسی را تغییر دهد. ادامه بسته بودن تنگه به روی ترافیک تجاری عادی، حکم عملیاتی این کمپین است.
شواهد همچنین نشان نمیدهد که یک کمپین محدود دیگر علیه اهداف مشابه به تنهایی بتواند اختلاف را حل کند. وضعیت نیروهای آمریکایی گسترش یافته، عملیاتهای طولانیتر و مجموعه هدف وسیعتری را مجاز میسازد. ورود سوخترسانهای هوایی اضافی نشان نمیدهد که آیا مرحله بعدی کریدور عمان را محافظت میکند، به عمق ایران حمله میکند یا هر دو. این موضوع مهم است زیرا اهداف فراتر از مجموعه فعلی به دستهای متفاوت از جنگ تعلق دارند.

محدودیتهای بمباران ایران
رئیسجمهور دونالد ترامپ به پلها و نیروگاههای ایرانی تهدید کرده است. یک حمله محدود به یک ایستگاه فرعی، لینک فیبر یا گره حمل و نقلی که بهطور مستقیم از عملیاتهای نظامی حمایت میکند، با یک حمله سیستماتیک به شبکههای خدمات ملی یکسان نیست. مقیاس، استمرار، هدف و آسیبهای پیشبینیشده به غیرنظامیان مهم است. حقوق بشردوستانه بینالمللی هر شیء دو منظورهای را مصون نمیسازد، اما استفاده نظامی کل یک شبکه را به یک هدف تبدیل نمیکند؛ زیرساختها نمیتوانند صرفاً برای شکستن روحیه غیرنظامیان مورد حمله قرار گیرند و آسیبهای قابل پیشبینی و بازتابی باید در ارزیابیهای تناسب و احتیاطها در نظر گرفته شوند.
یک کمپین پایدار علیه سیستمهای برق، ارتباطات، حمل و نقل، سوخت و آب ایران بنابراین تغییر کیفی را نشان میدهد. این شبکهها به یکدیگر وابستهاند: قطع برق به پمپاژ آب، بیمارستانها، یخچالها، ارتباطات و توزیع غذا سرایت میکند. کمیته بینالمللی صلیب سرخ مستند کرده است که چگونه چنین قطعهایی میتوانند در خدمات ضروری زنجیرهای ایجاد کنند. بینظمی نیاز به یک اپوزیسیون متحد یا قضاوت مشترک درباره مقصر بودن ندارد. افرادی که از آب، غذا یا برق محروم شدهاند، برای بقا عمل خواهند کرد در حالی که نیروهای امنیتی با وضعیتهای اضطراری همزمان مواجه میشوند.
این فشار ممکن است جمهوری اسلامی را تکهتکه کند، اما انتقالی که واشنگتن بتواند طراحی کند، به بار نخواهد آورد. حکومت نظامی، اقتدار تکهتکه شده، جنبشهای محلی مسلح، جابجایی انبوه و فضای جدید برای فعالیتهای فراملی همه پیامدهای محتملی هستند. ایالات متحده میتواند اهداف زیرساختی را انتخاب کند؛ اما نمیتواند نظم سیاسیای را که در صورت شکست این سیستمها به وجود میآید، انتخاب کند.
بمباران ایران دیپلماسی را آزمایش میکند
تخریب بیشتر بهطور خودکار تسهیل امتیازدهی را آسانتر نمیکند. هزینهها بر ایران تحمیل میشود، در حالی که اعتراف به شکست تهدیدی برای نهادهایی است که تصمیم میگیرند آیا ادامه دهند یا نه. بقای نهادها به پایان جنگ قبل از غیرقابل اداره شدن دولت تمایل دارد؛ روایت مشروعیتبخش از استقامت، انتقام و امتناع از تسلیم هزینه داخلی عقبنشینی را افزایش میدهد. فشار مادی میتواند ظرفیت ایران را کاهش دهد در حالی که مقاومت تصمیمگیرندگان در برابر امتیازدهی را افزایش میدهد. این امر کاهش تدریجی را دشوار و توافق ناگهانی و دیرهنگام را قابل تصورتر میسازد. واشنگتن با یک محدودیت موازی، هرچند نه معادل، مواجه است: پذیرش حق وتوی ایران پس از تعریف عبور بدون قید و شرط به عنوان غیرقابل مذاکره، هزینههای داخلی و ائتلافی را تحمیل میکند.
به همین دلیل، توقف هوایی ممکن است باور تهران را تقویت کند که میتواند صبر کند. نگرانیهای آمریکایی درباره تشدید، مهمات، متحدان منطقهای، تأمین انرژی و اقتصاد جهانی بهطور گزارششده به محدود کردن یک حمله بزرگتر در آخر هفته کمک کرده است. ایران قبلاً به تأسیسات انرژی و آبشیرینکن در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) حمله کرده است. همچنین از حوثیها خواسته است، طبق سه منبع، آماده باشند تا در صورت حمله ایالات متحده به شبکه برق ایران، باب المندب را ببندند. تبادل آتش بین عربستان سعودی و حوثیها نشان میدهد که چگونه فشار در هرمز میتواند به مسیری که برای دور زدن آن استفاده میشود، سرایت کند.
یک توافق همچنان ممکن است، اما تنها به عنوان ترتیبی که هر دو طرف میتوانند بدون اعتراف به تسلیم توصیف کنند. یادداشت اسلامآباد در ژوئن، عبور ایمن ایران و پاکسازی مینها را با حذف تدریجی محاصره ایالات متحده مرتبط کرد، اما مدیریت آینده تنگه را به تأخیر انداخت. زمانی که اجرای آن شکست خورد، اختلاف به مقامات حلنشده بازگشت. فرمول جدید گزارششده — ایران با محدودیتهای کمتری بر کشتیها، حمل و نقل را اداره خواهد کرد — تنها در صورتی کار میکند که «اداره» به معنای خدمات ایمنی و ترافیک همکاری باشد، نه انتخاب کشتیها، دریافت هزینه برای عبور یا تعلیق عبور. یک توافق پایدار نیاز به مسیرهای روشن، تأیید، توالی متقابل و پیامدهایی برای نقض خواهد داشت.

بمباران ایران متوقف میشود
حتی این نیز یک جبهه را متوقف خواهد کرد، نه لزوماً جنگ را. پرونده هستهای نمیتواند به سادگی به تعویق بیفتد. یک قانون ایرانی در سال 2020 نیاز به بازرسیهای فراتر از توافقنامه ایمنی دارد تا در غیاب تسهیلات بانکی و نفتی مشخص متوقف شود. یک توافق پایدار باید به دسترسی به ایمنی، حسابرسی تأییدشده و تصرف اورانیوم غنیشده، محدودیتهای غنیسازی آینده و مجموعه کوه پیکاکس که هنوز بازرسی نشده است، در توالی متقابل با تسهیل تحریمها و هرگونه تغییرات قانونی ایرانی لازم برای اجرا، رسیدگی کند.
در کوتاهمدت، چانهزنی در میان اجبار دریایی ادامهدار محتملتر از صلح جامع یا یک دور محدود فوری علیه اهداف نظامی آشنا است. اگر این چانهزنی شکست بخورد، استقرار بزرگشده ایالات متحده میتواند عملیات را بدون افشای اینکه واشنگتن چقدر آماده است تا آنها را گسترش دهد، ادامه دهد، در حالی که گزینههای پاسخ ایران شامل زیرساختها در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و حمل و نقل دریایی در دریای سرخ است.
فهرست اهداف آمریکایی بعدی به لحاظ طول آن کمتر مهم خواهد بود و بیشتر به نوع جنگی که افشا میکند بستگی دارد. رادارها، قایقها، پرتابگرها و ارتباطات نظامی بیشتر نشاندهنده تکرار استراتژیک خواهد بود. حملات ایزوله به گرههای پشتیبانی دو منظوره به تنهایی یک هدف جدید را ایجاد نخواهد کرد. حملات مداوم و چند شبه بر قدرت ملی، ارتباطات، حمل و نقل و ظرفیت تعمیر نشاندهنده تغییر از تخریب تهدیدات به ناوبری به سمت اجبار توانایی عملکرد دولت خواهد بود. بمباران ایران در جایی متوقف شده است که نیروی محدود نتوانسته است نظم دریایی را برقرار کند و نیرویی که برای اجبار در نظر گرفته شده است میتواند از کنترل سیاسی فرار کند.

