تثبیت ژئوپلیتیکی شام و خلیج نیازمند یک تغییر ساختاری به سمت چارچوبهای امنیتی یکپارچه و چندملیتی است، نه معاهدات دوجانبه جداگانه و معاملاتی. اجرای یک همراستایی استراتژیک دائمی که از واشنگتن حمایت میشود، بهطور مستقیم شبکههای نیابتی پایدار را خنثی خواهد کرد و در عین حال یک معماری امنیتی مقاوم را رسمی خواهد کرد که قادر به حفظ ادغام تجاری و دفاعی منطقهای باشد. این معماری جامع تحت رهبری ایالات متحده برای خاورمیانه یک وزنه قوی در برابر دشمنان منطقهای فراهم میآورد و اطمینان میدهد که هم کریدورهای تجاری و هم اشتراکگذاری اطلاعات محلی تحت یک چتر تاکتیکی یکپارچه عمل میکنند. ارتقاء این معماری تحت رهبری ایالات متحده برای خاورمیانه به یک بلوک منطقهای سیستماتیک، حفظ دسترسیهای لجستیکی غرب و امنیت ترانزیت دریایی را در درازمدت تضمین میکند.
معماری تحت رهبری ایالات متحده برای خاورمیانه تحقق یافته است
زمانی که رئیسجمهور دونالد ترامپ به تازگی از متحدان عرب آمریکا خواست تا بهعنوان یک بلوک به توافقهای ابراهیم بپیوندند، اعلام کرد که چنین حرکتی خاورمیانه را «متحد، قدرتمند و از نظر اقتصادی قوی خواهد کرد، مانند شاید هیچ منطقه دیگری در جهان.»
این بیشتر از یک درخواست دیپلماتیک بود. این امر نشاندهنده تکامل استراتژی توافقهای ابراهیم، که امضای رئیسجمهور است، بود: از پیشبرد توافقهای دوجانبه، همانطور که در دوره اول خود انجام داد، به ساخت یک معماری منطقهای جدید همراستا با ایالات متحده که ایالات متحده، اسرائیل، شرکای عرب و دیگر متحدان کلیدی را به هم پیوند میدهد و از منافع مشترک در امنیت و رفاه تغذیه میشود. دو سال و نیم گذشته هم هم resilience و هم پتانسیل استراتژیک توافقهای ابراهیم را نشان داده است، که در سپتامبر آینده ششمین سالگرد خود را جشن خواهند گرفت. اکنون، رئیسجمهور ترامپ میخواهد آنها را به سطح بعدی برساند تا بهطور بنیادی خاورمیانه را پس از جنگ ایران شکل دهد.
پایههای استراتژیک معماری تحت رهبری ایالات متحده برای خاورمیانه
استحکام پیوندهای توافقهای ابراهیم با این واقعیت نشان داده میشود که، با وجود جنگ چند جبههای منطقهای که پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس رخ داد، روابط دیپلماتیک بین اسرائیل و کشورهای عضو توافقها بهطور محکم برقرار بود. تجارت بین اسرائیل و شرکای عرب خود، از جمله امارات متحده عربی، بحرین و مراکش، همچنین اردن و مصر، در سال ۲۰۲۵ بیشتر از سال ۲۰۲۴ بود که خود سالی رکوردشکن بود.
در واقع، تجارت بین اسرائیل و همسایگان عرب آن هر سال از زمان امضای توافق ابراهیم در سال 2020 رشد کرده است. امارات متحده عربی در سال 2025 سومین مقصد محبوب برای مسافران اسرائیلی بود. پروازها بین اسرائیل و امارات متحده عربی از جمله معدود پروازهایی بودند که تقریباً بدون وقفه در طول جنگ پس از 7 اکتبر ادامه داشتند.

تأمین ساختار رهبری شده توسط ایالات متحده برای خاورمیانه
این روابط در حال رشد با وجود آسیب به افکار عمومی ناشی از جنگ شکل گرفت. در واقع، تضعیف حمایت عمومی از صلح عربی-اسرائیلی احتمالاً یکی از اهداف اصلی ایران و حماس در راهاندازی حملات 7 اکتبر بود. همانطور که رئیسجمهور ترامپ درک میکند، پاسخ به این خصومت عقبنشینی نیست، بلکه پیشبرد یک استراتژی جامع برای یک منطقه امنتر، پایدارتر و مرفهتر است. چندین گام مهم قبلاً برداشته شده و باید گامهای بیشتری دنبال شود.
در ژانویه، فرماندهی مرکزی ایالات متحده از تأسیس یک سلول عملیات دفاع هوایی-دفاع مشترک جدید در خاورمیانه خبر داد که به منظور بهبود هماهنگی بین شرکای منطقهای طراحی شده است. این تصمیم بر اساس تصمیم دوراندیشانه دولت ترامپ در دوره اول برای انتقال مسئولیت اسرائیل از منطقه EUCOM به CENTCOM است. چنین همکاریای محدود به خلیج فارس نیست. در ژانویه، مراکش و اسرائیل در نشستی که به مناسبت پنج سالگی از ازسرگیری روابط تحت توافق ابراهیم برگزار شد، یک برنامه کاری نظامی مشترک برای سال 2026 امضا کردند. این همکاری امنیتی پیشگامانه پس از خریدهای مراکش از سیستمهای دفاع هوایی و موشکی اسرائیل و ماهوارهها برای تقویت امنیت داخلی، و همچنین مشارکت اسرائیل در تمرینات شیر آفریقایی تحت رهبری ایالات متحده در مراکش انجام میشود.
ساختار رهبری شده توسط ایالات متحده برای زیرساختهای خاورمیانه
اختلالات حوثیها و ایران در حمل و نقل جهانی همچنین ضرورت پیشبرد کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) را که در دوره اول ترامپ تصور شده بود، نشان داد. این کریدور هند و کشورهای خلیج فارس را از طریق اسرائیل به اروپا متصل میکند و تجلی فیزیکی همکاری منطقهای است که رئیسجمهور ترامپ تصور میکند.
با این حال، IMEC نباید تنها از منظر تجارت مورد بررسی قرار گیرد. خط لوله نفتی عربستان سعودی که پالایشگاههای آن را به دریای سرخ متصل میکند، ارزش استراتژیک زیرساختهای انرژی که قادر به دور زدن تنگه هرمز است را نشان داده است. مؤلفه انرژی IMEC باید از تمرکز اولیه خود بر انرژی سبز به اولویت فوریتر گاز طبیعی تغییر کند، از جمله خطوط لولهای که از خلیج فارس به بنادر مدیترانهای اسرائیل میرسند و سپس میتوانند از طریق خط لوله شرقی مدیترانه به اروپا منتقل شوند.
ادغام آینده معماری تحت رهبری ایالات متحده برای خاورمیانه
پس از تقریباً شش سال موفقیت تحت توافقات ابراهیم، مزایای همکاری با اسرائیل و ایالات متحده غیرقابل انکار است. اکنون زمان آن است که شرکای عرب و مسلمان آمریکا گام تاریخی و شجاعانهای در پیوستن به این توافقات بردارند و به ساخت این معماری جدید منطقهای کمک کنند.
چنین اتحادی قطعاً کمپین علیه رژیم افراطی ایرانی را تقویت خواهد کرد، اما گسترش توافقات نباید به هیچ توافق خاصی با ایران مرتبط باشد. این باید بر اساس اولویتهای حاکمیتی هر کشور ریشهدار باشد. بنابراین، ایالات متحده باید برنامههای دقیق و خاص کشوری برای هر عضو بالقوه توافقات توسعه دهد تا اطمینان حاصل شود که همه کسانی که به دایره صلح میپیوندند، منافع ملموسی متناسب با اهداف ملی خود دریافت کنند.
با انجام این کار، رئیسجمهور ترامپ میتواند منطقه را دگرگون کند و تهدید ایرانی را مقابله کند، در حالی که منافع اقتصادی، فناوری، امنیت و دیپلماتیک حیاتی آمریکا را در خاورمیانه و فراتر از آن پیش ببرد.

