تغییر ناگهانی به سمت دیپلماسی، تحولی عمیق در نوسانات ژئوپولیتیکی را نشان میدهد و نیاز به ارزیابی دقیق ریسک حاکمیتی و تابآوری زیرساختها در سراسر خاورمیانه را به وجود میآورد. این توافق صلح موقت تلاش میکند تا یک درگیری طولانیمدت را کاهش دهد، اما سوابق تاریخی نشان میدهد که اصطکاکهای ساختاری زیرین به شدت دوام چارچوب دوجانبه کنونی را آزمایش خواهد کرد. اجرای موفقیتآمیز توافق صلح موقت نیازمند مدیریت رقابتهای منطقهای عمیقاً ریشهدار و تحریمهای اقتصادی پیچیده است، که هر دو تهدیدی برای برهم زدن دستاوردهای دیپلماتیک شکنندهای هستند که تا کنون به دست آمده است.
توافق صلح موقت آغازگر بازنگری ساختاری
“بگذارید نفت جریان یابد!” با این کلمات در عصر روز یکشنبه، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، اعلام کرد که ایالات متحده به توافقی برای پایان جنگ با ایران پس از بیش از صد روز دست یافته و تنگه هرمز را باز خواهد کرد، با امضای رسمی که قرار است در تاریخ ۱۹ ژوئن انجام شود. بهمحض اینکه این خبر منتشر شد، مقامات ایرانی تأیید کردند که دو طرف مفاد تفاهمنامهای را نهایی کردهاند که مانع دریایی ایالات متحده بر بنادر ایران را برطرف کرده و آتشبس کنونی را تمدید میکند.
با ظهور جزئیات، کارشناسان ما بینشهای خود را در مورد آنچه میدانیم و هنوز نمیدانیم درباره این توافق، معنای آن و آنچه که باید انتظار داشت، به اشتراک میگذارند. ما این پست را بهروز خواهیم کرد زیرا اطلاعات بیشتری به دست میآوریم و مشارکتهای کارشناسی بیشتری وارد میشود. به “دلتا” بین آرزوهای MOU و توافق نهایی توجه کنید. ما از جزئیات کامل آنچه در MOU بین ایران و ایالات متحده وجود دارد، اطلاعی نداریم. تا به امروز، بیشتر اطلاعات به صورت تبلیغاتی بوده است تا محتوایی، اما سه مورد وجود دارد که باید به آنها توجه کرد: ۱) MOU چه کاری انجام میدهد، ۲) چه آرزویی دارد و ۳) برای جلوگیری از درگیری بیشتر چه نیاز دارد.
بر اساس گزارشهای عمومی، MOU یک طرح چهاردهنقطهای است که آتشبسهای شکننده در ایران و لبنان را کدگذاری کرده و زمینههای مذاکرات آینده را مشخص میکند. به احتمال زیاد، این توافق بهطور موقت خشونت را کاهش میدهد، ترافیک دریایی را افزایش میدهد و به طرفین زمان بیشتری میدهد تا جزئیات را نهایی کنند. به نظر نمیرسد که مسائل اصلی مربوط به سازوکار تنگه هرمز، امتیازات هستهای ایران یا مشوقهای مالی و کاهش تحریمهای ایران را حل کند. قرار است این مسائل در مرحله دوم مورد بررسی قرار گیرند و برنامههای مربوط به این مسائل در حال حاضر در ایالات متحده، اسرائیل و ایران به دلیل محتوای هنوز تأیید نشدهشان مورد انتقاد داخلی قرار گرفتهاند.
در ایالات متحده، ایران و اسرائیل مشوقهای ساختاری وجود دارد که دستیابی به مرحله دوم را دشوار میسازد. تا به امروز، ایالات متحده صبر لازم برای تکمیل یک توافق هستهای پیچیده که نیاز به تدابیر جدید نظارت و تأیید دارد را نشان نداده است. همچنین به راهحلهای خلاقانهای برای رژیم تحریمهای همپوشان نیاز است که در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ طراحی شده بود تا از بازگشت به توافق هستهای جلوگیری کند.
به همین ترتیب، رهبر عالیرتبه ایران، مجتبی خامنهای، ممکن است نخواهد فراتر از یک توافق کوچک و معاملاتی با ایالات متحده اقدام کند، با توجه به خروج ترامپ از توافق دولت اوباما در سال ۲۰۱۸ و این واقعیت که ایالات متحده و اسرائیل پدر، مادر، همسر و پسر خامنهای را کشتهاند. ممکن است ایران با شرایطی که به شدت به نفع ایران است موافقت کند، اما این شرایط احتمالاً به قدری غیرقابل قبول در ایالات متحده و اسرائیل خواهد بود که دستیابی به توافق بسیار بعید است. در همین حال، اسرائیل به نظر میرسد که مخالف هر توافقی است و از نفوذ خود برای مسدود کردن یا تضعیف آن استفاده خواهد کرد—بهویژه اگر شرایط بد باشد.
یک یادداشت تفاهم، بدون هیچ توافق دنبالهداری، ناپایدار و غیرممکن است که به تنهایی حفظ شود. باید در مورد تنگه هرمز درک بیشتری وجود داشته باشد تا از ازسرگیری تجارت دریایی اطمینان حاصل شود—وگرنه ایالات متحده به راحتی میتواند به جنگ با ایران بازگردد. با ظهور جزئیات در مورد پارامترهای مذاکرات آینده، باید محتاط بود. احتمالاً فاصله قابل توجهی بین آرزوهای مطرح شده در یادداشت تفاهم و آنچه در یک توافق نهایی به دست میآید وجود خواهد داشت.
—نیت سوئنسون، پژوهشگر ارشد مقیم و مدیر پروژه استراتژی ایران در ابتکار امنیت خاورمیانه اسکواکرافت است. از سال ۲۰۱۵، او به عنوان مشاور ارشد در سیاست ایران به دولتهای متوالی خدمت کرده است، از جمله بهعنوان مدیر ایران در شورای امنیت ملی ایالات متحده. در مورد بازگشت سریع به شرایط عادی در بازارهای انرژی مطمئن نباشید.
گزارش بازگشایی تنگه هرمز پس از یک درک شکننده بین واشنگتن و تهران بدون شک خبر خوشی برای بازارهای انرژی جهانی است. با این حال، فرض اینکه بازارهای نفت به سرعت به شرایط پیش از درگیری بازمیگردند، نیاز به بررسی دارد.
بسیاری از مسائل هنوز نامشخص است، بهویژه آینده برنامه هستهای ایران و دوام توافق گستردهتر. اگر تنگه واقعاً دوباره باز شود—و بهویژه اگر ترافیک دریایی بتواند بدون تهدید موشکها، پهپادها یا مینها حرکت کند—شرطبندی علیه نبوغ و عزم بخش انرژی نادرست خواهد بود. تأسیسات ذخیرهسازی نفت در سرتاسر خلیج بهخوبی تأمین شدهاند و آمادهاند تا بهطور فوری به بازارها کمک کنند، در حالی که هزاران مهندس و تکنسین در حال حاضر در حال کار بر روی بازگرداندن زیرساختهای تولید و صادرات به سطوح پیش از جنگ هستند.
چالش این است که بازارهای انرژی بر اساس قطعیت عمل میکنند. آتشبس متوقف و شروع که بهطور مکرر مسیرهای حمل و نقل را مختل میکند، عملیات پاکسازی مینها را به تأخیر میاندازد یا حملات دورهای به زیرساختهای حیاتی را ممکن میسازد، بازگشت عرضه را کند کرده و حقایق ریسک را بالا نگه میدارد. تولیدکنندگان خلیج به نقش خود بهعنوان تأمینکنندگان قابلاعتماد متعهد هستند، اما ثبات نمیتواند بهطور ناگهانی ایجاد شود و بهطور جهانی، موجودیها در پایینترین سطح چند ساله قرار دارند.
بازارها بهطور مثبت واکنش نشان دادهاند و قیمت نفت بهدلیل این خبر کاهش یافته است. با این حال، قیمتها همچنان بهطور قابلتوجهی بالاتر از جایی هستند که سال را آغاز کردند. احتمالاً یک حقایق ژئوپلیتیکی بهدلیل بیاعتمادی عمیق میان همه طرفها و کاهش قابلتوجه موجودیهای تجاری و استراتژیک که برای جبران خسارات اخیر عرضه استفاده شده، ادامه خواهد داشت. بازگشت به قیمتهای پیش از جنگ نیازمند نهتنها بازگرداندن عرضه مختلشده بلکه انتظارات جدیدی از عرضه بیش از حد خواهد بود—چیزی که گروه اوپک ممکن است بخواهد آن را مهندسی کند، هرچند احتمالاً نه قبل از اواخر امسال.
توافق صلح موقت، دستور کارهای جهانی را تثبیت میکند
چالش دیگری این است که جنگ آسیبهای ساختاری بهوجود آورده است. بخشهایی از زیرساختهای پاییندست منطقه و ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع، از جمله تأسیسات در راس لافان، به تعمیرات گسترده نیاز دارند. حتی در خوشبینانهترین سناریو، بازگشت به وضعیت عادی زمانبر خواهد بود.
—لندون درنتز، معاون رئیسجمهور برای انرژی و زیرساخت در شورای آتلانتیک و مدیر ارشد و رئیس کرسی امنیت انرژی جهانی در مرکز انرژی جهانی آن است. او در دوران نخستوزیری ترامپ بهعنوان مدیر انرژی در کاخ سفید خدمت کرده است.
اینها سوالات بزرگی هستند که بازارها—و متحدان ایالات متحده—اکنون میخواهند به آنها پاسخ داده شود. انتظار نداشته باشید که بازارها برای مدت طولانی به امضای توافق جشن بگیرند. این خبر، که درست زمانی که بازارهای آسیایی باز شدند اعلام شد، قیمتهای آتی را بالا و قیمتهای نفت را برای لحظهای پایین برد. در طول ماه گذشته، بهمحض اینکه خبر هر توافق احتمالی در ترمینالهای بلومبرگ منتشر شد، معاملهگران انرژی احتمال وقوع یک توافق را در آینده نزدیک قیمتگذاری کردهاند. این بدان معناست که بازارها، که بهطور ذاتی به آینده نگاه میکنند، در حال حاضر نتایج امروز را قیمتگذاری کردهاند.
اگر شما در مورد اینکه چرا قیمت نفت زیر ۹۰ دلار برای هر بشکه معامله میشود به جای ۱۲۰ دلار به بالا با توجه به بسته بودن طولانی مدت تنگه هرمز، تعجب کردهاید، دقیقاً به این دلیل است که این نتیجه به خوبی پیشبینی شده است. بازارها به دنبال پاسخ به دو سوال کلیدی برای تبدیل این افزایش قیمت به یک روند پایدار هستند: ۱) آیا تنگه واقعاً طبق وعده باز میشود؟ و ۲) هزینه عبور از تنگه اکنون نسبت به قبل از جنگ چقدر خواهد بود؟ خطرات مینها، پهپادها و بروز دوباره تنشها همه باید در این محاسبات لحاظ شوند. تا زمانی که شواهد بیشتری در مورد هر دو سوال وجود نداشته باشد، بازارها تنها امضای توافق صلح را به عنوان یک نقطه داده دیگر خواهند دید.

چشمانداز کلان بلندمدت از طریق توافق صلح موقت
اینها تنها سوالات بازار نیستند؛ این سوالات گروه هفت (G7) از ترامپ خواهند بود زمانی که او روز دوشنبه به اجلاس G7 در اویان، فرانسه میرسد. اقتصادهای این بلوک به دلیل جنگ با تورم بالاتری مواجه شدهاند و بانک مرکزی اروپا هفته گذشته برای اولین بار در سه سال نرخ بهره را افزایش داد.
اقتصاد جهانی در ۱۰۰ روز گذشته جنگ نوسانات زیادی را تجربه کرده است که نمیتوان بر اساس توافقی بدون جزئیات احساس راحتی کرد و اولین آزمون این جزئیات زمانی خواهد بود که ترامپ تحت فشار رئیسجمهور فرانسه، امانوئل ماکرون و دیگران حاضر در اجلاس قرار میگیرد. ترامپ احتمالاً میخواست با یک توافق به این جلسه بیاید. اکنون او شرایط را برای نشست رهبران تعیین کرده است و آنها به او واکنش نشان خواهند داد.
—جاش لیپسکی معاون رئیس و رئیس اقتصاد بینالملل در شورای آتلانتیک و مدیر ارشد مرکز ژئوپولیتیک است. او پیش از این به عنوان مشاور در صندوق بینالمللی پول خدمت کرده است. دستاوردهای تاکتیکی جنگ به موفقیت استراتژیک منجر نشده است. توافق ایران احتمالاً بهترین نتیجه ممکن است، اما شاید بهتر از آنچه که میتوانست به دست آید، اگر ایالات متحده به جای جنگ به دیپلماسی پرداخته بود، نباشد.
دولت ترامپ میتواند به حق ادعا کند که عناصر کلیدی قدرت نظامی ایران را نابود کرده است. اما با وجود این موفقیتهای تاکتیکی و حذف رهبران کلیدی ایرانی، جنگ یک شکست استراتژیک بود. رژیم همچنان در قدرت باقی مانده و پس از انتقامجوییاش در سرتاسر خلیج فارس جسورتر شده است. به جای اینکه ایران را متقاعد کند که برنامه هستهای خود را رها کند، جنگ ممکن است رهبری ایرانی را متقاعد کرده باشد که یک بازدارنده هستهای بهترین راه برای حفظ آیندهاش است.
از زمان آغاز این جنگ توسط ایالات متحده، اهداف استراتژیک آن تغییر کرده است. در نهایت، این کشور در ایجاد تغییر رژیم ناکام مانده و به جای آن، دست تندروها را تقویت کرده است.
در حالی که گزارشها حاکی از آن است که این توافق تنگه هرمز را دوباره باز خواهد کرد، ایران نشان داده است که تهدیدات دیرینهاش برای بستن تنگه تنها لفاظی نیست و میتواند به اقتصاد جهانی آسیب بزند. توانایی بستن تنگه سلاحی قوی است که ایران تهدید خواهد کرد در آینده به کار گیرد.
این احتمال وجود دارد که این آتشبس بتواند راه را برای یک توافق دائمیتر هموار کند، اما احتمال بیشتری وجود دارد که این یک تفاهم موقتی و شکننده باشد که در بهترین حالت، از تجدید جنگ تا پایان این دولت جلوگیری کند.
— ویکتوریا جی. تیلور مدیر ابتکار عراق در شورای آتلانتیک است. او اخیراً به عنوان معاون دستیار وزیر امور خارجه برای عراق و ایران در دولتهای بایدن و ترامپ خدمت کرده است.

