خشم عمیق درون ایران به نقطه جوش بحرانی رسیده است، زیرا حملات نظامی و سرکوبهای دولتی، نافرمانی عمومی را تسریع میکند. دههها حکومت سرکوبگر نتوانسته است خواسته ایرانیان برای تغییر را در میان اکثریت وسیع شهروندان که بهطور علنی حکومت تئوکراتیک حاکم را رد میکنند، کاهش دهد. نظرسنجیهای جدید تجربی نشان میدهد که این خواسته ایرانیان برای تغییر، همچنان قویترین نیروی شکلدهنده به آینده پرتنش ژئوپلیتیکی کشور است.
گسترش خواسته ایرانیان برای تغییر
اکثریت وسیع ایرانیان از رژیم اسلامی که از سال 1979 با دست آهنین بر آنها حکومت کرده است، متنفرند.
اکثریت واضحی از ایرانیان با تلاش رژیم برای دستیابی به سلاح هستهای مخالفند.
تعداد قابل توجهی از آنها از رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ (44%) و نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو (51%) حمایت میکنند، در حالی که رئیسجمهور روسیه، ولادیمیر پوتین تنها توسط 15% بهطور مثبت دیده میشود.
بیشتر ایرانیان از شعارهای رژیم مانند “مرگ بر اسرائیل” متنفرند—که 62% آنها آن را رد کردهاند—در حالی که بیش از 70% به سرودهای جنبش اعتراضی جامعه مدنی، از جمله “زنان، زندگی، آزادی” و “مرگ بر دیکتاتور” تأیید میکنند.

افزایش خواسته ایرانیان برای تغییر
اینها تنها برخی از افشاگریهای چشمگیر نظرسنجی اخیر از نظر ایرانیان درون ایران است که هفته گذشته توسط گروه تحلیل و اندازهگیری نگرشها در ایران (GAMAAN)، یک پروژه تحقیقاتی مستقر در هلند منتشر شد.
<p
این قابل درک است که بسیاری از خوانندگان ممکن است در مورد قابلیت اعتماد این دادهها سوال کنند، با توجه به اینکه حاکمان ایران یک تئوکراسی خشن را اداره میکنند که مخالفان را زندانی، شکنجه و اعدام میکند. به همین دلیل است که GAMAAN با احتیاط روششناسی خود را توضیح میدهد و به اندازه کافی صادق است که اذعان کند که دشواریهای کار در داخل ایران ممکن است منجر به حاشیه خطای بیشتری شود بدون اینکه اعتبار بنیادی دادهها را به خطر بیندازد.
پاسخهای بیش از 31,000 شرکتکننده به گونهای وزندهی شدهاند که با ویژگیهای جمعیتی جمعیت “باسواد” 15 سال و بالاتر مطابقت داشته باشد (یکی از دلایلی که باید به یاد داشت این است که ایران کشوری است که بیش از 40% جمعیت آن زیر 30 سال سن دارند، در حالی که حدود 73% پس از انقلاب اسلامی در سال 1979 به دنیا آمدهاند). پاسخهای آنها از طریق تعاملات آنلاین انجام شده با سه ابزار VPN—Psiphon، Lantern و MahsaNet—که به ایرانیان در دور زدن تلاشهای رژیم برای سانسور اینترنت کمک میکنند، درخواست و دریافت شده است.
استفاده از این ابزارها دادههایی تولید میکند که به مراتب قابل اعتمادتر از پاسخهای دریافتی از طریق تماسهای تلفنی است، که باعث میشود بسیاری، اگر نه بیشتر، از پاسخدهندگان خود را به دلیل ترس از انتقام سانسور کنند. در این زمینه، یکی از چشمگیرترین آمارها در این نظرسنجی به مشارکت در تظاهرات ژانویه علیه رژیم مربوط میشود—شش هفته قبل از حمله نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران در 28 فوریه—که در آن بیش از 40,000 معترض کشته و بیش از 50,000 نفر دستگیر شدند.

تمایل واقعی ایرانیان به تغییر
بر اساس این نظرسنجی، 25% از جمعیت، معادل حدود 14 میلیون نفر، در تظاهرات ژانویه شرکت کردند. 50% دیگر گفتند که در این تظاهرات شرکت نکردهاند، در حالی که 25% ترجیح دادند به سوال پاسخ ندهند. در میان این دو گروه اخیر، میتوان به طور منطقی فرض کرد که تعدادی از آنها در واقع اعتراض کردهاند، اما به طور قابل درکی نمیخواستند خود را حتی در هنگام استفاده از VPN به خطر بیندازند.
آنچه که غیرقابل انکار است، عمق تنفر از جمهوری اسلامی در میان شهروندان رنجدیده آن است. در 71 درصد موارد، “ناخرسندی از جمهوری اسلامی” به عنوان بالاترین دلیل برای پیوستن به اعتراضات ذکر شده است. دلایل دیگری که ذکر شده شامل خشم نسبت به فساد و قیمتهای بالایی است که مدیریت اقتصادی رژیم را مشخص میکند، پاسخ به دعوت شاهزاده رضا پهلوی در تبعید برای پیوستن به اعتراضات و حتی تشویق خود ترامپ در اوایل برای ادامه اعتراضات بود.
در همین راستا، وقتی از آنها درباره جنگ کنونی پرسیده شد، 52 درصد گفتند که از شنیدن خبر حذف “رهبر معظم” رژیم، آیتالله علی خامنهای، در روز اول درگیریها ناراحت نیستند، و 24 درصد دیگر به طور معقول نظری درباره حذف او از صحنه ارائه ندادند. در مورد آرزوهای هستهای، 59 درصد گفتند که مخالف توسعه سلاحهای هستهای توسط ایران هستند.
این تصویر نشان میدهد که ایرانیان رژیم خود را با وضوح بیشتری نسبت به دولتهای غربی که همچنان به آن امتیاز میدهند، و همچنین بخشهای وسیعی از افکار عمومی غربی که یا بیتفاوت هستند یا حتی به رژیم همدردی میکنند، به دلیل نوعی حس نادرست و مبهم “ضد استعماری”، درک میکنند.

تمایل ایرانیان به تغییر غالب است
در حالی که جنگ علیه رژیم ایران به کندی پیش میرود و در الگویی قفل شده است که حملات تنبیهی ایالات متحده با روزهای بیعملی دنبال میشود، نظرسنجی GAMAAN یادآور بهموقعی است که جنگ کنونی در پسزمینه یک موج جدید از اعتراضات ضد رژیم آغاز شده است.
این واقعیت دوباره این سوال را مطرح میکند که آیا و چگونه میتوان تغییر رژیم را محقق کرد. بهویژه، نظرسنجی GAMAAN به یک مسیر واضح برای سرنگونی و جایگزینی جمهوری اسلامی اشاره نمیکند. در میان پاسخدهندگان، 47 درصد گفتند که از تغییر کلی رژیم حمایت میکنند، در حالی که تنها 13 درصد از بقای آن حمایت کردند. اما در میان آن توده بزرگ مخالف، برخی تقسیمات مهم وجود دارد.
اگرچه حمایت از پهلوی در ماههای اخیر افزایش یافته است، اما مدعی تخت طاووس از حمایت عمومی برخوردار نیست و ۴۸٪ از پاسخدهندگان نظر مثبت و ۳۵٪ نظر منفی درباره او ابراز کردهاند. ایرانیان همچنین در مورد نوع نظام سیاسی که باید جایگزین جمهوری اسلامی شود، تقسیم شدهاند؛ ۳۴٪ از آنها از نوعی سلطنت حمایت میکنند و ۲۸٪ به جمهوری تمایل دارند. آنها همچنین در مورد راههای رسیدن به هر یک از این نتایج تقسیم شدهاند؛ اکثریت ۴۴٪ بر این باورند که جنبش اعتراضی داخلی کلید این مسئله است، در حالی که ۱۴٪ از مقاومت مسلحانه علیه رژیم حمایت میکنند و ۳۰٪ به مداخله نظامی خارجی همدردی دارند.
تمایل گسترده ایرانیان به تغییر
این تقسیمات قابل انتظار است و قطعاً نباید به عنوان دلیلی—یا به طور دقیقتر، به عنوان بهانهای—برای حفظ رژیم در قدرت تفسیر شود. شاید ملموسترین نشانه از اشتیاق ایرانیان به تغییر معنادار در یکی از یافتههای کمتر گزارش شده نظرسنجی نهفته باشد: با وجود تمام مصیبتهایی که رژیم به بار آورده است، ۴۶٪ از پاسخدهندگان گفتند که برنامهای برای مهاجرت از ایران ندارند، که نشاندهنده تعهد واقعی نزدیک به اکثریت به مالکیت فرآیند تغییر و بهرهبرداری از مزایای آن است که امیدواریم به همراه داشته باشد.
برای ایالات متحده، که بدون شک رهبر جهانی در مقابله با حاکمان ایران است، اینجا دلیلی کافی وجود دارد که جمعیت ایرانی را در محاسبات خود برای رفتار آینده جنگ در نظر بگیرد، از جمله احتمال اینکه اعتراضات دوباره شعلهور شود.
نابودی نهایی رژیم تقریباً به طور قطع به پایان برنامههای هستهای و موشکی بالستیک رژیم و همچنین حمایت آن از نمایندگان تروریستی در سراسر منطقه خواهد انجامید. طرف دیگر سکه به ایجاد نهادهای پایدار و پاسخگو در ایران مربوط میشود که به افزایش آزادی و رفاه مردم ایران معطوف است—هدف که به طور قابل توجهی دشوارتر به نظر میرسد، اما ایرانیان خود به وضوح خواهان دستیابی به آن هستند.

