جنگ ایران به وضوح مسیر معاون رئیسجمهور را به سوی قدرت به خطر میاندازد. جی. دی. ونس زمانی نماینده آینده بود.
مدیریت دولت در زمینه ثبات منطقهای و تأثیرات اقتصادی داخلی به شدت آزمونی است برای اینکه آیا حرکت بعدی ونس میتواند مسیری قابل قبول به رهبری اجرایی فراهم کند یا خیر. در مواجهه با این واقعیتهای ژئوپولیتیکی پرتنش، تعریف یک دیدگاه منسجم برای حرکت بعدی ونس برای جلب نظر رأیدهندگان اولیهای که خسته از جنگ و دچار تفرقه هستند، از اهمیت بالایی برخوردار است.
حرکت بعدی ونس آینده را به خطر انداخته است
اوایل دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، ونس به نظر میرسید که برای نامزدی جمهوریخواهان در سال ۲۰۲۸ انتخابی قطعی است. شناخت نام، بیوگرافی جذاب، مهارتهای بلاغی، اعتبار در میان “راست نو” و شاید مهمتر از همه، تأیید ظاهری خود ترامپ که او را به عنوان همنفر انتخاب کرده بود—ونس همه اینها را داشت.
دیگر نه.
برای بسیاری از رأیدهندگان، ونس اکنون نماینده یک دولت عمیقاً و به طور فزایندهای نامحبوب است که بر اقتصادی ناپایدار، افول ژئوپولیتیکی و جنگی فاجعهبار با ایران نظارت میکند. آنچه به نظر میرسید از پیش تعیین شده است—ونس ۲۰۲۸—دیگر نمیتواند به سادگی فرض شود. شاید این برای هر دو، ونس و جمهوری، بهتر باشد. رأیدهندگان آمریکایی عادت دارند که انتظارات را نادیده بگیرند و تاجگذاریها را خراب کنند. فقط از هیلاری “نوبت او” کلینتون بپرسید.
با کاهش هاله اجتنابناپذیری ونس، یک مقام دیگر ترامپ و نامزد احتمالی ریاستجمهوری ستارهاش در حال درخشش است: مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی. یک نظرسنجی از AtlasIntel که اوایل ماه مه انجام شد نشان داد که ۴۵.۴ درصد از پاسخدهندگان جمهوریخواه از روبیو در انتخابات مقدماتی حمایت خواهند کرد، در مقایسه با تنها ۲۹.۶ درصد برای ونس.
نظرسنجیهای دیگر نشان میدهند که ونس هنوز پیشی قابل احترامی دارد، اما دادههای مختلط تنها حس جدیدی از عدم قطعیت رادیکال را افزایش میدهد. و نظرسنجی AtlasIntel با گفتگوهایی که من با جمهوریخواهان در شهرستان مونتگمری، مریلند، جایی که زندگی میکنم، داشتهام همخوانی دارد. استیسی سوتر، یک مشاور املاک که به رهبری یک باشگاه محلی جمهوریخواه کمک میکند، به من گفت که او هر دو مرد را تحسین میکند اما به تدریج روبیو را به عنوان شخصیتی با جذابیت و تسلط بیشتر میبیند. “من این را از بسیاری از جمهوریخواهان میشنوم که او به عنوان شخصی واقعیتر به نظر میرسد و آنها واقعاً او را به خاطر این موضوع دوست دارند”، سوتر گفت.
دو سال دیگر، ونس باید در نخستین انتخابات مقدماتی رقابتی جمهوریخواهان در بیش از یک دهه، به رقابت بپردازد. این یک رویداد مهم خواهد بود. ترامپ، نخستین رئیسجمهور از زمان گروور کلیولند که دورههای غیرمتوالی را خدمت کرده است، از سال ۲۰۱۶ بر سرخط خبرها تسلط داشته و قدرت را به طرز شگفتانگیزی در حزب جمهوریخواه متمرکز کرده است. خروج قریبالوقوع او خلأی به جا خواهد گذاشت و رقابتی با ریسکهای بالا برای تعریف آینده حزب به وجود خواهد آورد.
ناوبری در بحرانهای جناحی با حرکت بعدی ونس در پیش است
ونس برای اینکه به موفقیت برسد، ابتدا باید خود را تعریف کند. در سالهای اخیر، او با این شک و تردید مواجه بوده که آیا یک جویای قدرت بدبین است که به هیچ چیز اعتقاد ندارد. زیرا ونس خود را به عنوان یک محدودکننده اصولی معرفی کرده است—یعنی، یک حامی محدودیت در سیاست خارجی ایالات متحده—جنگ ایران تنها این تصور را تشدید میکند و معاون رئیسجمهور را در تنگنا قرار میدهد و سوال را دوباره زنده میکند: مرد ج.د. ونس کیست؟
گزارشهای رسانهای میگویند او در پشت درهای بسته علیه جنگ مشاوره داده است، اما ونس به میلیاردر میریم آدلسون، یک جنگطلب افراطی ایران، حامی بزرگ اسرائیل و شهروند دوگانه اسرائیلی-آمریکایی، نزدیک شده است. بیوهی میلیاردر کازینو، شلدون آدلسون (که به وضوح فردی غیرعادی بود و خواستار بمباران ایران شده بود)، او به دنبال حذف صداهای انتقادی از اسرائیل در حزب جمهوریخواه است. نیویورک تایمز گزارش میدهد که ونس از موقعیت خود به عنوان رئیس مالی حزب جمهوریخواه برای جلب میلیاردرهایی مانند آدلسون استفاده میکند، با او “رابطهای توسعه داده است.”
در همین حال، محافظهکاران آمریکا اول به دنبال جدایی ملی از اسرائیل هستند و معتقدند که این کشور ایالات متحده را به جنگهای پرهزینهای کشانده است، از جمله جنگ کنونی در ایران. “امیدوارم اولین کاری که انجام میدهیم، وقتی و اگر این جنگ حل شود، جدا شدن از اسرائیل باشد”، این را تاکر کارلسون، دوست ونس و پادکستر تأثیرگذار محافظهکار، در آوریل گفت. از آنجا که هیچیک از طرفین به دنبال مصالحه نیستند، این ممکن است تفاوتی باشد که ونس نتواند آن را حل کند، هرچند که او قبلاً تلاش کرده است.
در یک رویداد ۲۰۲۴ که بهطور مشترک توسط The American Conservative و Quincy Institute برگزار شد، ونس برای اسرائیل در دیدگاه محدودکنندهاش استثنایی قائل شد. در سخنرانی اصلی، او به نزدیکی مذهبی فرضی بین آمریکا و اسرائیل اشاره کرد و استدلال کرد که واشنگتن باید قدرت اسرائیل را در خاورمیانه تقویت کند. این پیام بهطور جسورانهای با توجه به مخاطب، ناهماهنگ بود، اما احتمالاً ونس در تلاش بود تا به افرادی خارج از اتاق جذب شود و بهطور مؤثر از صحنهای که توسط نهادهای ضدجنگ فراهم شده بود، برای جلب نظر جنگطلبان حامی اسرائیل استفاده کند.
سال گذشته، در میان افزایش نگرشهای ضد اسرائیلی در میان جوانان محافظهکار، معاون رئیسجمهور لحن خود را تعدیل کرد. در سخنرانی در ماه اکتبر برای جمعی از دانشجویان دانشگاه، ونس تأکید کرد که ایالات متحده نباید از اسرائیل پیروی کند. ونس گفت: “گاهی اوقات آنها منافع مشابهی با ایالات متحده دارند و در این صورت با آنها همکاری خواهیم کرد، گاهی اوقات آنها منافع مشابهی با ایالات متحده ندارند.”
این یک جمله خوب است، اما اکنون کمتر معتبر به نظر میرسد. ونس شماره دو در دولتی است که به درخواست و به نمایندگی از اسرائیل، یک درگیری فاجعهبار را آغاز کرده است. در حالی که او راههایی پیدا کرده است تا نشان دهد هرگز به طور کامل از جنگ حمایت نکرده است، ونس مجبور شده است که به طور عمومی از آن دفاع کند و محافظهکاران آمریکا اول، در حالی که هنوز او را به روبیو ترجیح میدهند، نمیتوانند مطمئن باشند که او واقعاً در کجا قرار دارد.
تقاضاهای متضاد، حرکت بعدی ونس را پیچیده میکند
“دیدن او که از سیاستهای جنگی بیپروا حمایت میکند که به شدت با وعدههای قبلی ترامپ برای استفاده از دیپلماسی و عدم درگیر کردن کشور در جنگهای دائمی بیشتر در تضاد است، ناامیدکننده بوده است,” کِلی ولاهوس، مشاور ارشد در مؤسسه کوئینسی، در یک ایمیل گفت. “واضح است که تیم او در تلاش است تا روایتی بسازد که او تنها کسی بوده که در اتاق در برابر بمباران ایران در ژوئن 2025 و فوریه 2026 فشار آورده است.”
جوانان طرفدار آمریکا اول از آنچه از معاون رئیسجمهور هزارهای میشنوند، خوششان نمیآید. کسانی که با آنها صحبت میکنم هنوز از او حمایت میکنند اما کمتر از قبل مشتاق هستند. رئیس یک سازمان جمهوریخواه دانشگاهی گفت: “امیدوارم ونس با موضع کنونی دولت موافق نباشد.” اما بسیاری از تأثیرگذاران در سمت راست از نسلهای جوانتر میخواهند که به ایمان خود ادامه دهند. آن نویسنده، آن کالتِر، در یک مصاحبه به من گفت: “همه ما میدانیم که ونس مخالف جنگ ایران بود—ما این را میدانیم—اما او باید یک معاون رئیسجمهور وفادار باشد، ما همچنین این را میدانیم.”
برای پیچیدهتر کردن اوضاع، بیشتر محافظهکاران مسنتر و جمهوریخواهان “نرمال”—نوع افرادی که در انتخابات مقدماتی جمهوریخواهان رأی میدهند—از روابط آمریکایی-اسرائیلی حمایت میکنند و به ترامپ در مورد ایران اعتبار میدهند. در حالی که 57 درصد جمهوریخواهان زیر 50 سال نظر نامطلوبی نسبت به اسرائیل دارند، تنها 41 درصد از جمهوریخواهان به طور کلی چنین نظری دارند، طبق دادههای مرکز پژوهش پیو که در آوریل منتشر شده است. حمایت جمهوریخواهان از دولت یهودی ممکن است در حال کاهش سکولار باشد، اما در حال حاضر، حزب جمهوریخواه همچنان یک حزب حامی اسرائیل است.
با این حال، بیشتر جمهوریخواهان به مسائل معیشتی اولویت میدهند و از جنگی دائمی در خاورمیانه هراس دارند. یک نظرسنجی که توسط TAC سفارش داده شده و در اواسط مارس انجام شده، نشان داد که ۷۹ درصد از رأیدهندگان ترامپ در سال ۲۰۲۴ از تصمیم رئیسجمهور برای “اعلام پیروزی در ایران و پایان سریع این جنگ” حمایت میکنند، در حالی که نزدیک به ۶۰ درصد با اعزام نیروهای زمینی مخالف هستند.
آنها همچنین نگران عواقب اقتصادی فزاینده هستند. همان نظرسنجی نشان داد که ۵۵ درصد از پاسخدهندگان نگران “افزایش قیمت بنزین به دلیل جنگ” هستند. این عدد قطعاً با افزایش قیمتهای انرژی که به افزایش عمومی تورم و هزینههای وام مانند وامهای مسکن منجر شده، افزایش یافته است. سوتِر، مشاور املاک مریلند، گفت: “من همیشه با مسائل مربوط به زندگی روزمره سر و کار دارم و میبینم که ترس واقعی درباره آنچه در پیش است وجود دارد.”
حرکت بعدی ونس در مواجهه با نظرسنجیهای نامطلوب
کاهش شدید نرخ تأیید ترامپ در مورد تورم و اقتصاد، باعث شده است که نرخ کلی او به پایینترین سطح خود در دوره دوم ریاستجمهوری برسد، در حالی که نرخ عدم تأیید او در ماه مه—۵۸.۶ درصد—بالاترین میزان او در هر دو دوره بوده است، بر اساس دادههای جمعآوری شده توسط کارشناس آمار نیت سیلور. دیگر نمیتوان انکار کرد: جنگ ایران ترامپ را به پایین کشیده و تهدیدی برای تخریب میراث اوست.
نظرسنجیها برای ونس نیز بهتر نیست، او در این مرحله از ریاستجمهوری به کممحبوبترین معاون رئیسجمهور تبدیل شده است. هری انتن، تحلیلگر دادههای CNN، در آوریل گفت: “جی.دی. ونس در این مرحله خیلی خوب عمل نمیکند.” او به نظرسنجیهایی واکنش نشان میداد که نشان میداد ونس با یک نرخ تأیید خالص +۳ ریاستجمهوری خود را آغاز کرده اما اکنون ۱۸ امتیاز زیر خط قرار دارد—یک تفاوت ۲۱ امتیازی.
جنگ ایران هر تلاشی از سوی ونس برای بازپسگیری محبوبیت و پیروزی در کاخ سفید را پیچیده خواهد کرد. تحلیلگران سیاسی اغلب ادعا میکنند که سیاست خارجی تأثیر زیادی بر انتخابات ندارد زیرا رأیدهندگان به مسائل اقتصادی اولویت میدهند. اما آمریکاییها میدانند که نفت از خاورمیانه میآید و قیمتهای بنزین در سرتاسر کشور به وضوح نمایش داده میشود، بنابراین ارتباط بین جنگ و مشکلات مالی آمریکاییها به راحتی قابل درک است. حتی رأیدهندگانی که این ارتباط را درک نمیکنند، ترامپ را به خاطر قیمتهای بالای ناشی از جنگ در پمپ بنزین و فروشگاهها سرزنش میکنند.
علاوه بر این، مشاهده اینکه رأیدهندگان به مسائل داخلی اولویت میدهند و به ژئوپولیتیک اهمیت نمیدهند، دوطرفه است: آمریکاییها معتقدند که به اولویتهای آنها توجه نمیشود. حدود ۶۰ درصد از بزرگسالان آمریکایی میگویند که دولت بیش از حد بر امور خارجی متمرکز است و به مسائل داخلی توجه کافی ندارد.
واقعیت این است که سیاست خارجی در انتخابات اهمیت دارد و رأیدهندگان معمولاً نسبت به نخبگان دیدگاههای صلحطلبانهتری دارند. نامزدهای اخیر ریاستجمهوری، از جمله ترامپ، در رقابتهای شلوغ مقدماتی با محکوم کردن جنگهای بیمعنی و انتقاد از روسایجمهورهایی که آنها را آغاز کردند، خود را متمایز کردند.
ونس، یک کهنهسرباز دریایی، گفته است که تجربیاتش در خدمت در خاورمیانه او را به تردید در مورد جنگهای ایالات متحده که منافع مشخص آمریکایی را پیش نمیبرند، واداشته است و اکنون برای او بسیار سختتر است که این داستان را بگوید. او انگیزه قوی برای پایان دادن به جنگ ایران و کاهش اهمیت آن به عنوان یک مسئله سیاسی دارد، بنابراین محدودکنندگان باید بخواهند او در اتاق باشد در حالی که ترامپ سعی میکند راهحلی پیدا کند. و اگر جنگ ادامه یابد و هزینههای اقتصادی آن همچنان در ذهن رأیدهندگان باقی بماند، ونس باید آنها را متقاعد کند که هرگز از آن حمایت نکرده است.
درست است که معاون رئیسجمهور نمیتواند بهطور علنی رئیسجمهوری را که به او خدمت میکند تضعیف کند، حتی اگر فقط به دلایل حفظ خود باشد. ترامپ توانایی مداوم خود را در شکست جمهوریخواهان چالشگر نشان داده است، همانطور که نماینده توماس مسی از کنتاکی در ماه مه یاد گرفت، زمانی که در رقابت مقدماتی مجلس شکست خورد. اما در یک نقطه، تلاش برای اینکه مرد همه باشد میتواند ونس را در جزیرهای تنها بگذارد. در سال ۲۰۲۸، او باید به نوعی ثابت کند که واقعاً چه نوع جمهوریخواهی است، حتی اگر این به معنای بیگانه کردن یک جناح در جنگ داخلی راستها بر سر اسرائیل باشد.
شاید معاون رئیسجمهور احساس کند که او مدتها پیش خود را برای عموم تعریف کرده است، زمانی که کتاب «هیلبیلی الژی: خاطرات یک خانواده و فرهنگ در بحران» را منتشر کرد. این کتاب نگاهی همدلانه اما انتقادی به سفیدپوستان فقیر جنوبی و نوعی از خشونت خانگی، سوءمصرف مواد و وابستگی به رفاه دارد که ونس از نزدیک در دوران کودکیاش در اوهایو و کنتاکی مشاهده کرده است. این کتاب هم توسط لیبرالها و هم توسط محافظهکاران مورد تحسین قرار گرفت و به فیلمی در سال ۲۰۲۰ به کارگردانی ران هاوارد اقتباس شد.
انتشار این کتاب در ژوئن ۲۰۱۶ با کارزار تاریخی ترامپ برای ریاستجمهوری همزمان شد. ونس در ابتدا از نامزد میلیاردر که به پوپولیست راستگرا تبدیل شده بود، ناراحت بود و نگران بود که او تنشها را شعلهور کرده و آسیبهای اجتماعی سفیدپوستان طبقه کارگر را تشدید کند. در یک مقاله نظر در نیویورک تایمز که در آن آوریل منتشر شد، ونس بهخوبی جذابیت پیام ضدجنگ و ملیگرایانه ترامپ را توضیح داد، اما همچنین تأکید کرد که «آقای ترامپ برای بالاترین مقام کشور ما شایسته نیست.»
با ادامه فصل کارزار، انتقادات ونس تندتر شد. «بسیاری از مردم فکر میکنند ترامپ فقط اولین کسی است که به نژادپرستی و بیگانههراسی که قبلاً وجود داشت، appeal میکند، اما من فکر میکنم او مشکل را بدتر میکند»، ونس در آن ژوئیه به TAC گفت. در مصاحبههای دیگر، ونس خود را به عنوان «یک فرد مخالف ترامپ» توصیف کرد و گفت ترامپ «طبقه کارگر سفید را به مکان بسیار تاریکی هدایت میکند.»
پیروزی غیرمنتظره ترامپ در انتخابات، توسعهای ناخوشایند برای ونس بود، که به وضوح آرزوهای سیاسی داشت و از اوایل سال ۲۰۱۷ به عنوان کسی که در فکر نامزدی برای سنای ایالات متحده بود، شناخته میشد. هیچ جمهوریخواهی در اوهایو نمیتوانست به عنوان دشمن قسمخورده ترامپ در ایالت باکآی پیروز شود.
خوشبختانه ونس، با وجود آغاز humble خود، دوستانی در جایگاههای بالا داشت. در سال ۲۰۲۱، میلیاردر پیتر تیل، دیداری برای ونس در استراحتگاه ترامپ در فلوریدا، مار-آ-لاگو، ترتیب داد. این دیدار یک نقطه عطف بود. ونس بابت اظهارات گذشتهاش عذرخواهی کرد و توانست نظر رئیسجمهور پیشین و آینده را جلب کند. سال بعد، ونس به عنوان سناتور انتخاب شد. و تنها دو سال بعد، تیل، ایلان ماسک و دیگر غولهای فناوری ترامپ را متقاعد کردند که ونس را به عنوان معاون رئیسجمهور به لیست اضافه کند.
تحول سریع ونس از مخالف ترامپ به سناتور حامی ترامپ و سپس به دست راست ترامپ، به این تصور دامن زده است که او بیشتر شبیه به یک آفتابپرست است تا حتی یک سیاستمدار معمولی. “وقتی به هویت تعریفکننده ونس نگاه میکنید، روح واقعی او، چیزی وجود ندارد، فقط انبوهی از رسیدها از یک سری معاملات مفید”، این را نویسنده جرارد بیکر در آوریل گذشته نوشت.
برای انصاف، هر سیاستمدار جمهوریخواهی به حمایت ترامپ نیاز دارد، از جمله بسیاری که در ابتدا با او مخالف بودند. روبیو نیز در سال ۲۰۱۶ به ترامپ حمله کرده بود و حتی به او زیر کمربند زده بود، به این معنا که مرد خودبزرگبین کمتر از آنچه باید، برخوردار است. این نشاندهنده توانایی شگفتانگیز ترامپ در کنار گذاشتن کینههاست که روبیو و ونس نه تنها دوباره به لطف او بازگشتند بلکه در دولت دوم او نیز به موقعیتهای ارشد دست یافتند.
کولتر معتقد است که محافظهکاران باید از ترامپ پیروی کنند و به ونس کمی فرصت دهند. او که سخنران مکرر در دانشگاههاست، میگوید که بسیاری از جمهوریخواهان جوان به ونس به خاطر “اظهارات نامناسب” قبلیاش درباره ترامپ بیاعتماد هستند. “من به او فرصت میدهم چون او تازه از دانشکده حقوق ییل فارغالتحصیل شده بود”، کولتر توضیح داد. “این مثل این است که از شستشوی مغزی به سبک چینی خارج شده باشد. پس بیایید، این را کنار بگذارید. واضح است که او نظرش را تغییر داده است.”
این توضیح با روایت خود معاون رئیسجمهور از تغییر نظرش همخوانی دارد. “من به دروغها و تحریفات رسانهها باور کردم”، ونس در اولین مصاحبه تلویزیونیاش به عنوان نامزد معاونت رئیسجمهور گفت. “من به این ایده باور کردم که او به نوعی قرار است بسیار متفاوت باشد، تهدیدی وحشتناک برای دموکراسی. این یک شوخی بود.” روایت ونس قابل قبول است، اما اظهارات گذشتهاش نیاز دائمی به اثبات صداقت تغییر نظرش ایجاد کرده است.
با همراستا شدن ونس با ترامپ از نظر سیاسی، شخصیت او نیز دچار تغییر شد و کمتر متفکر و بیشتر جنگجو به نظر میرسید. «حماسه هیلبیلی» نقدی سازنده بر جوامع سفیدپوست ناکارآمد بود، نه چندان متفاوت از نوشتههای بوکر واشنگتن و دیگر روشنفکران محافظهکار آفریقایی-آمریکایی درباره فرهنگ سیاهان. اما ترامپ یک قومنگار از سفیدپوستان سرکوبشده نبود—او نماینده و گلادیاتور آنها بود. ونس نیز باید روحیه جنگجویی از خود نشان میداد.
در یک مصاحبه در سال 2021 با کارلسون، ونس اعلام کرد که آمریکا توسط “گروهی از زنان گربهدار بدون فرزند که از زندگی و انتخابهای خود ناراضی هستند، اداره میشود و بنابراین میخواهند بقیه کشور را نیز بدبخت کنند.” این اظهارنظر تحقیرآمیز بسیار متفاوت از لحن گرم و غمانگیز خاطرات ونس به نظر میرسید و قطعاً فاقد ظرافتهای جامعهشناختی آن بود.
به عنوان معاون رئیسجمهور، ونس اغلب سبک بیرحمانه و همیشه پاسخگو رئیسش را تقلید کرده است. ونس در ژانویه گفت: “نحوهای که رسانهها به طور کلی این داستان را گزارش کردهاند، یک رسوایی مطلق بوده است.” او در یک کنفرانس خبری درباره قتل رنه گود، یک زن آمریکایی که به طور مرگباری توسط یک افسر مهاجرت در صورتش شلیک شده بود، صحبت میکرد. “آن زن بخشی از یک شبکه چپگرای گستردهتر است که به حمله، افشای اطلاعات، و حمله به افسران ICE ما میپردازد و انجام کار آنها را غیرممکن میسازد.”
عملکرد ونس با دوستان راستگرای من خوب پیش رفت، اما مستقلها از این تیراندازی شوکه شدند و دو هفته بعد، یک شهروند دیگر آمریکایی به نام الکس پرتی در مینیاپولیس توسط افسران ICE به قتل رسید. کشور نسبت به سرکوب مهاجرتی دولت—که ونس خود را به عنوان چهره خشمگین آن معرفی کرده بود—بدبین شد.
اجازه دهید کمی حدس و گمان کنم: خشم تازه ونس، هرچقدر هم که حق باشد، احتمالاً مشکل اصالت او را تشدید میکند. به نظر نمیرسد که این احساسات به طور طبیعی از او نشأت بگیرد و از نوع احساساتی که در «حماسه هیلبیلی» بیان شده، فاصله دارد. ونس به راحتی در صفحه دوم اعتراف میکند: “هر استعدادی که دارم، تقریباً هدر رفته بود تا اینکه چند نفر از افراد دوستداشتنی مرا نجات دادند.” من هیچگونه ابراز آسیبپذیری مشابهی را در «هنر معامله»، کتاب خودیاری کلاسیک ترامپ، به یاد نمیآورم.
ونس به سادگی به نظر نمیرسد که همان مرد باوقار و متفکری باشد که آمریکا در سال 2016 با او روبرو شد، زمانی که آمریکاییها واقعاً او را دوست داشتند. گاهی اوقات سیاستمداران نیاز دارند که “روحیه خود را باز یابند”، اما ونس میتواند بخشی از آن را از دست بدهد. البته، او نباید محافظهکاری خود را رقیق کند یا اصولش را رها کند و باید از بیگانه کردن ترامپ—شاهساز نهایی—اجتناب کند، اگر ممکن باشد. اما تظاهر به اینکه بیشتر از آنچه که هستید، غیرقابلتحمل هستید، به ویژه در حال حاضر، به نظر میرسد که نادرست باشد.
رایدهندگان آمریکایی تمایل دارند از سبکهای سیاسی روسایجمهور خسته شوند و به سمت مخالف آن گرایش پیدا کنند. بیل کلینتون، فریبنده و زنباره، پیش از جورج بوش پسر، گاوچران مذهبی، بود که پس از او باراک اوباما، با شخصیت شهری و دانشگاهی، به مقام ریاستجمهوری رسید و غیره. و نظرسنجیها نشان میدهند که آمریکاییها از طبیعت چالشبرانگیز ترامپ خسته شدهاند، به طوری که تنها ۲۶ درصد او را «خونسرد» میدانند. قابل درک است که ونس تصمیم به تقلید از موفقترین سیاستمدار دوران ما گرفته است، اما آمریکاییها به چیزی جدید نیاز دارند و این تقلید به هر حال قانعکننده نیست.
تصمیمگیری درباره ائتلافهای فرقهای آینده برای حرکت بعدی ونس
پس، مرد ج.د. ونس کیست؟ با نزدیک شدن به سال ۲۰۲۸ و در حالی که رایدهندگان در مورد شایستگی او برای ریاستجمهوری فکر میکنند، ونس بهتر است دوباره به مرد خود تبدیل شود. حداقل، این به نظر کمتر خستهکننده میآید تا اینکه بخواهد گروههای غیرقابل سازش در راستای بینظم آمریکایی را راضی کند.
بدیهی است که من ترجیح میدهم او گروه خودم—آمریکا اول—را راضی کند تا حامیان مالی کلانی که ارتش ایالات متحده را به عنوان ماشینی برای از بین بردن رقبای اسرائیل در خاورمیانه میبینند. سه خلبان از اوهایو، ایالت زادگاه ونس، در جنگ ایران کشته شدهاند و زندگی و فداکاری آنها به مراتب ارزشمندتر از پولهای انتخاباتی از مریم ادلسون وحشتناک است، که حتی ترامپ نیز پیشنهاد کرده است که او اسرائیل را بیشتر از آمریکا دوست دارد.
مردی که از هیچ به جایی رسیده، موفقیتهای عظیمی کسب کرده، اما هرگز ریشههای خود را فراموش نکرده، یک الگوی کلاسیک آمریکایی است و این هویت شناختهشده ونس تا به تازگی بود. اگر ونس به پایان جنگ کمک کند و راهی برای بازپسگیری گذشتهاش پیدا کند، ممکن است دوباره آینده جمهوریخواهان شود.

