بازنگری استراتژیک در کمپین فشار حداکثری واشنگتن، ناهماهنگی عمیق ساختاری بین مانورهای دیپلماتیک معاملاتی و واقعیتهای میدانی جنبشهای مقاومت داخلی را آشکار میسازد و در نهایت، معترضان ایرانی را در معرض انتقام شدید دولتی قرار میدهد. با اولویت دادن به اقدامات کینتیک یکجانبه و چرخشهای دیپلماتیک ناگهانی به جای همراستایی نهادینه پایدار، سیاست خارجی کنونی ایالات متحده بهطور ناخواسته حاشیهنشینی اقتصادی و فیزیکی همان گروههای مخالفی را تسریع کرده است که وعده حفاظت از آنها را داده بود. در نتیجه، این ساختار سیاستی بهطور بنیادی اعتبار غرب را به خطر انداخته و معترضان ایرانی را در مواجهه با سرکوب داخلی تشدید شده، بدون عایق استراتژیک یا چندجانبهای که برای به چالش کشیدن استحکام استبدادی لازم است، رها کرده است.

معترضان ایرانی با بیتوجهی ژئوپلیتیکی شدید مواجه هستند
با وجود اینکه رژیم هنوز در قدرت است، جنگ وضعیت عادی ایرانیان را بدتر کرده است، و سیاست ایالات متحده احساس abandono آنها را تشدید کرده است.
با انتشار گزارشهایی مبنی بر اینکه ایالات متحده و ایران در حال نهایی کردن یک یادداشت تفاهم هستند، رپر مخالف مستقر در ایران، توماج صالحی، ویدیویی کوتاه در واکنش به این خبر و ادامه مخالفتش با جمهوری اسلامی منتشر کرد. “آزادی ایران هرگز به اراده کشور دیگری وابسته نبوده است،” او گفت. “بنابراین این مسیر به بنبست نخواهد رسید—چه از طریق جنگ، توافق یا حتی حمایت کشورهای دیگر.” با قاطعیت، او اشاره کرد، “آزادیخواهان ایران هنوز زندهاند.”
در حالی که جهان منتظر جزئیات توافقی است که این هفته بهصورت الکترونیکی امضا شده است، آنچه برای برخی ایرانیان در حال فرو رفتن است، این است که صرفنظر از اینکه چه کسی در کاخ سفید—دموکرات یا جمهوریخواه—در طول ۴۷ سال جمهوری اسلامی در قدرت بوده است، ایرانیانی که در اعتراضات دورهای ضد رژیم شرکت کردند، در نهایت، تنها میجنگیدند. و امروز، ایرانیان بدتر از دههها قبل هستند.
ایرانیان ضد رژیم ماهها در یک نوسان عاطفی بودهاند. اعتراضاتی که از اواخر دسامبر آغاز شد، به یک قیام خونین در ژانویه تبدیل شد که در آن نیروهای امنیتی هزاران غیرنظامی را کشتند. رئیسجمهور دونالد ترامپ در تاریخ ۱۳ ژانویه از مردم ایران خواست که به اعتراضات ادامه دهند، و وعده داد که “کمک در راه است.” بسیاری از آن ایرانیانی که به خیابانها آمدند—که برخی از آنها بهطور علنی خواستار مداخله چندجانبه خارجی شدند زیرا متوجه شدند که نمیتوانند بهتنهایی ستمگران خود را سرنگون کنند—در ۱۵ هفته پرآشوب گذشته سختیهای بیشماری را تحمل کردهاند. در همین حال، آنها نظارهگر بودند که مقامات آمریکایی با رژیمی که هموطنان ایرانی را، از جمله کودکان، به قتل رسانده بود، مذاکره میکردند و حتی گفتند که افتخار میکنند که با آن رهبران ملاقات کنند.
زمانی که ترامپ در تاریخ ۲۸ فوریه به ایران حمله کرد، تغییر رژیم را بهعنوان یک هدف اصلی ذکر کرد. در سخنرانیهای ویدیویی که حملات نظامی را اعلام کرد، ترامپ به مردم ایران گفت که “ساعت آزادی شما در حال نزدیک شدن است… وقتی کار ما تمام شد، حکومت خود را تصاحب کنید. این حکومت متعلق به شما خواهد بود. این احتمالاً تنها فرصت شما برای نسلها خواهد بود.” برخی از ایرانیان در ابتدا مداخله خارجی را خوشآمد گفتند، بهویژه زمانی که رهبر عالیرتبه علی خامنهای کشته شد.
اما حتی برای آنها، این درگیری به سرعت به منبعی از پشیمانی تبدیل شد. زندگی روزمره در ایران دشوار شد، بهویژه در تهران، جایی که بمبارانهای مداوم ایالات متحده و اسرائیل باعث شد ساکنان پایتخت ایران نتوانند بخوابند. در اوایل مارس، حملات اسرائیلی به انبارهای نفت تهران را به تاریکی فرو برد، مانند صحنهای از یک فیلم آخرالزمانی و شهر را در آلودگی و باقیمانده نفت پوشاند. این یک نقطه عطف برای بسیاری از ایرانیان بود که این حمله را بهعنوان حملهای به ثروت مردم ایران و نه به اهداف نظامی مشروع دیدند.
با ادامه درگیری، زیرساختهای غیرنظامی ایران بهطور فزایندهای آسیب دیده است—نه تنها حمله تصادفی ایالات متحده به یک مدرسه ابتدایی در میناب، بلکه همچنین، بهتازگی، ساختارهای آب شرب. با هر هفته، در میان صدای مزمن جتها و پهپادهایی که در بالای سر میوزیدند، واقعیت روشن شد: این یک کمپین جراحی نبود که برخی ایرانیان امیدوار بودند، و نه حمله کوتاهی که ترامپ وعده داده بود. بر اساس برآورد گروه فعالان حقوق بشر در ایران مستقر در ایالات متحده، حدود ۱۷۰۰ غیرنظامی کشته شدهاند.

معترضان ایرانی با شوکهای اقتصادی ویرانگر مواجه هستند
عواقب اقتصادی برای ایرانیان نیز شدید بوده است. برآورد میشود که این درگیری حداقل یک میلیون شغل ایرانی را از بین برده است، با ۲۰٪ از این خسارتها به قطع اینترنت تحمیلی دولت مربوط میشود—طولانیترین قطع اینترنت در جهان. ایرانیان عادی که قبلاً تحت مدیریت ناکارآمد و فساد سیستمیک و همچنین تحریمهای ایالات متحده در حال مبارزه بودند، این بارها را با هایپراینفلاسیون که ریال ایرانی را عملاً بیارزش کرده است، احساس کردهاند. وقتی که اتصال اینترنت بهتازگی بازگشت، برخی تصاویر یخچالهای خالی خود را منتشر کردند.
بدتر اینکه، به نظر میرسد جمهوری اسلامی بهعنوان بزرگترین پیروز این درگیری ظاهر میشود. پس از زنده ماندن در برابر جنگ دیگری که توسط ایالات متحده و اسرائیل آغاز شده بود، رژیم به نسخهای جسورتر و سختگیرتر تبدیل شده است، با افزایش سرکوب و اجرای اعدامها به نرخهایی که از دهه ۱۹۸۰ دیده نشده است.
حقوق بشر میتوانست اولویت باشد. دولت ترامپ حقوق بشر را در دیپلماسی خود زمانی که بخواهد، گنجانده است—برای مثال، درباره زندانیان سیاسی با کوبا صحبت کرده است. اما ایالات متحده در مذاکرات با ایران بر حقوق بشر تأکید نکرده است.
کاهش بودجههای حمایتی، معترضان ایرانی را تضعیف میکند
در همین حال، کاهش بودجههای ایالات متحده بر سازمانهای کلیدی جامعه مدنی تأثیر گذاشته است، درست زمانی که به شدت به آنها نیاز است، از جمله ممانعت از گروههایی که نقض حقوق بشر را مستند میکنند و آنهایی که ابزارهایی مانند VPN را فراهم میکنند که به ایرانیان کمک میکند تا در زمان در دسترس بودن اتصال آنلاین شوند. ایالات متحده همچنین از نهادهای چندجانبهای مانند ائتلاف آزادی آنلاین متشکل از ۴۱ دولت که میتواند به شکلدهی به مقررات فناوریهای جدید مانند مستقیم به تلفن همراه (ابزاری دیگر که میتواند به ایرانیان در دسترسی به اینترنت در زمان خاموشیهای تحمیلی دولت کمک کند) کمک کند، خارج شده است.
در همین حال، فرصتهای پناهندگان ایرانی برای یافتن پناه در ایالات متحده نیز آسیب دیده است. برخی از متقاضیان پناهندگی اخراج شدهاند، از جمله یک فعال طرفدار دموکراسی که به جمهوری آفریقای مرکزی درگیر در جنگ فرستاده شده است. ایرانیان دارای ویزای کار و دانشجویان در دانشگاههای معتبر مانند هاروارد و MIT—که برخی از آنها حق آزادی بیان خود را با پیوستن به اعتراضات ضد رژیم در دی ماه ابراز کردند—از عدم تمدید ویزاهای خود نگران هستند.
به طور کلی، جنگ و رفتار کلی ایالات متحده با مسائل ایران، بسیاری از افراد در داخل و خارج از ایران را به این فکر فرو برده است که آیا ایالات متحده هنوز به حمایت از مردم ایران متعهد است یا خیر. این درگیری، ایرانیان را در هر زمینهای بدتر کرده است و سیاستهای ایالات متحده احساس رهاشدگی آنها را تشدید کرده است. هنوز نمیدانیم که آیا یادداشت تفاهم برقرار خواهد ماند و به یک توافق پایدار تبدیل خواهد شد یا خیر. آنچه واضح است این است که دولت ترامپ به طرز وحشتناکی اعتبار ایالات متحده را با یکی از پروآمریکاییترین جمعیتهای جهان آسیب زده است.
در ۶۰ روز آینده مذاکرات، دولت ترامپ هنوز میتواند حقوق بشر را در کنار سایر اولویتهای امنیتی بر سر میز قرار دهد—مانند فشار برای توقف اعدامها و آزادی زندانیان سیاسی در ایران. در داخل کشور، میتواند بودجه سازمانهای جامعه مدنی را بازگرداند و اطمینان حاصل کند که ایرانیان میتوانند در ایالات متحده بمانند. جمهوری اسلامی در جنگ علیه ایرانیان آزادیخواه پیروز نشده است، اما تا کنون رژیم به نظر میرسد که در این آخرین نبرد برای بقای خود پیروز شده است.

