یک چشمانداز کلان اقتصادی ناپایدار نیازمند تنظیم مجدد تهاجمی تاکتیکی است و واشنگتن را وادار میکند تا بهطور ناگهانی به سمت تثبیت فوری بازارها از طریق توافق ایران ترامپ تغییر مسیر دهد. تغییر ناگهانی دیپلماتیک دولت نشان میدهد که چگونه نوسانات فزاینده انرژی جهانی و کاهش احساسات مصرفکننده داخلی میتواند منجر به یک مصالحه با ریسک بالا شود و بهطور مؤثری کمکهای اقتصادی محلی را بر فشارهای ژئوپلیتیکی طولانیمدت اولویت دهد. با تسریع در این توقف عملیاتی، کاخ سفید آتشبس شکنندهای را برقرار میکند که دینامیکهای قدرت منطقهای را تغییر میدهد و در عین حال توافق ایران ترامپ را بهعنوان یک مکانیزم حیاتی برای محافظت از بازارهای سهام داخلی در برابر شوکهای ناشی از انرژی به کار میگیرد.
توافق ایران ترامپ قدرت چانهزنی را بازتعریف میکند
دونالد ترامپ ماه گذشته تأکید کرد که در هنگام مذاکره با ایران به وضعیت مالی آمریکاییها فکر نمیکرد.
او بهوضوح نظرش را تغییر داده است.
“من نمیخواستم شاهد فاجعه اقتصادی باشم. اگر این روند ادامه پیدا میکرد، ممکن بود این اتفاق بیفتد,” ترامپ روز چهارشنبه در تلاش برای توضیح آنچه منتقدان بهعنوان توافقی عمیقاً معیوب برای پایان جنگ میبینند، گفت.
اظهار نظر ترامپ در فرانسه، لحظهای افشاگرانه بود. این نشان میدهد که چگونه تحت فشار سیاسی، او اغلب به دنبال مزیتهای کوتاهمدت بهجای تلاشهای استراتژیک بلندمدت است. و این احترام او به خرد بازارها را تأکید میکند، که او گفت “بیش از هر یک از مشاورانش، به جز من، البته، باهوشتر” هستند.
اما پذیرش طرح صلحی که یکی از سناتورهای جمهوریخواه هشدار داد که رونالد ریگان را “در قبرش به چرخش در میآورد” خطر تضعیف موقعیت ایالات متحده را در مذاکرات ۶۰ روزه حیاتی که میتواند سرنوشت هستهای ایران را تعیین کند، به همراه دارد.
این توافق که برای هموار کردن راه به سمت آن جلسات طراحی شده، بهنظر میرسد تقریباً تمام قدرت چانهزنی ایالات متحده را واگذار کرده و میلیاردها دلار درآمد به ایران بهصورت پیشپرداخت با لغو تحریمها میدهد. بنابراین ممکن است به افسانه خودساخته ترامپ بهعنوان بزرگترین معاملهگر جهان که او را از تلویزیون واقعنما به کاخ سفید رساند، آسیب بزند.
افزایش تنشها ثبات توافق ایران ترامپ را آزمایش میکند
رئیسجمهور به مدت چند هفته سعی کرد ایران را به تسلیم وادارد. او تهدیدات جدی برای نابودی تمدن آن صادر کرد. و وقتی دیپلماسی متوقف شد، هفته گذشته بمبافکنها و موشکهای آمریکایی را دوباره به آسمان فرستاد.
اما در درک او از هزینههای جنگ، ممکن است او در نهایت آنچه را که تقریباً از زمان آغاز درگیری در فوریه به دنبالش بوده است، پیدا کرده باشد: راهی برای خروج. گاهی اوقات، در میان همهمهاش، ترامپ صداقتهایی را بیان میکند که در یک رئیسجمهور نادر است.
پس از اجلاس G7، در روز چهارشنبه، او اعتراف کرد که مطالعه کرده است چگونه بازار سهام “مانند یک موشک به آسمان پرتاب میشود” هر بار که او درباره صلح ممکن با ایران صحبت میکند و سپس “بسیار، بسیار بزرگ” کاهش مییابد زمانی که تیترها علیه توافق پیشبینی میکنند.
او گفت: “تنها رئیسجمهوری که نمیخواستم باشم، هربرت هوور بزرگ و مرحوم بود”، اشاره به فرمانده کل قرن بیستم که به خاطر رکود بزرگ که سرمایهگذاران را نابود کرد و میلیونها آمریکایی را به فقر کشاند، سرزنش میشود.
عواقب جنگ ایران به اندازهای شدید نبوده است و اقتصاد ایالات متحده همچنان قوی باقی مانده است. اما جنگ باعث افزایش قیمت بنزین شد و به افزایش تورم کمک کرد و به نظر میرسید عواقب آن به سرعت عمیقتر خواهد شد.
در همین حال، نرخهای تأیید ترامپ به ۳۰ درصد کاهش یافته است و پیامدهای اقتصادی جنگ او را حتی بیشتر نسبت به بحران affordability که بسیاری از رأیدهندگان را تحت تأثیر قرار داده، بیخبر نشان میدهد — که او دوباره در روز چهارشنبه به عنوان یک کمپین افترا توسط دموکراتها به آن حمله کرد.
عواقب اقتصادی استراتژیک توافق ایران ترامپ
عواقب استراتژیک بالقوه جدی توافق ایران ترامپ در بسیاری از جهات قابل توجه است.
این امر منتقدان را جسورتر خواهد کرد که معتقدند رئیسجمهور اغلب بیانیههای مختلف خود درباره جنگ — به ویژه در اوایل هفته — را به گونهای طراحی کرده است که واکنشی در بازار سهام ایجاد کند و قیمتهای نفت را کاهش دهد. به طور جدیتر، اعتراف او به نظر میرسید که بینش استراتژیک ایران را تأیید میکند که هزینه درگیری بیشتر از آنچه آمریکاییها بتوانند تحمل کنند، خواهد بود، زمانی که یک حمله هوایی اولیه ایالات متحده و اسرائیل به بنبست برسد.
این بدان معناست که ورق برنده جدید تهران — ظرفیت قطع صادرات نفت از طریق تنگه هرمز — اکنون حتی قدرتمندتر شده است. ترامپ روز چهارشنبه هشدار داد که اگر ایران به تعهدات خود در توافق عمل نکند، او “بمبها را بر سرشان خواهد انداخت.”
ساکنان در آبهای تنگه هرمز شنا میکنند در حالی که یک قایق موتوری از کنار کشتیهای باری و دیگر شناورهای تجاری در نزدیکی بندرعباس، ایران، در روز چهارشنبه، ۱۷ ژوئن، عبور میکند. امیرحسین خورگویی/ایسنا/AP[/caption>
اما یک جنگ هوایی بیرحمانه که هفتهها به طول انجامید، نه تغییر رژیم را به همراه داشت و نه جمهوری اسلامی را به توافقی که به نفع واشنگتن باشد، وادار کرد. بنابراین بهطور منطقی میتوان نتیجه گرفت که ترامپ ریسک نخواهد کرد که به خاطر تحمیل خواستههایش، بازار سهام را به خطر بیندازد و قیمت نفت را افزایش دهد. و تهدید به بمباران دوباره ایران به نظر میرسد که نقض بند اول یادداشت تفاهم (MOU) باشد که استفاده از “تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر” را ممنوع میکند.
در اوایل درگیری، به نظر میرسید رئیسجمهور به انتقادات سناتورهای جمهوریخواه که نگران بودند او در برابر ایران نرمش نشان داده است، حساس است. اما با امضای MOU، برای او سختتر خواهد بود که از آن خارج شود یا شرایط آن را تغییر دهد.
تأثیر توافق ایران ترامپ بر سیاست
مشکل این نیست که ترامپ در پایان جنگ اشتباه میکند. اگر جنگ اکنون متوقف شود، جان بسیاری از آمریکاییها و ایرانیها ممکن است نجات یابد. و کاهش پیامدهای اقتصادی تفاوت قابل توجهی در زندگی بسیاری از آمریکاییهای شاغل ایجاد خواهد کرد.
اما دلیل بزرگی وجود دارد که چرا برخی جمهوریخواهان اینقدر انتقاد میکنند — از جمله مایک پنس، معاون رئیسجمهور پیشین، که روز سهشنبه به کایتلین کالینز از CNN گفت که توافق در حال ظهور به نظر میرسد “تسلیمطلبی” باشد.
با پرداخت چنین قیمت بالایی برای متوقف کردن جنگ، ترامپ بهطور مؤثری پیامی ارسال میکند، نه تنها به ایران بلکه به دیگر دشمنان، که عزم واشنگتن در درگیریهای نظامی میتواند تضعیف شود اگر آنها راههایی برای افزایش فشار سیاسی از طریق جنگ اقتصادی پیدا کنند.
او همچنین به نظر میرسد که ایرانیان را پس از اطمینان دادن به آنها در آغاز جنگ که این جنگ “تنها شانس آنها برای نسلها” برای سرنگونی دولت خشنشان است، رها کرده است. در یک امتیاز بزرگ به تهران، این یادداشت هر دو کشور ایالات متحده و ایران را متعهد میکند که “از دخالت در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند.” ترامپ ممکن است نه تنها دستان خود را بسته باشد، بلکه دستان جانشینانش را نیز.
جزئیات دیپلماتیک در طول مذاکرات توافق ایران ترامپ
او در یک کنفرانس خبری بینظم پس از اجلاس G7 در فرانسه در روز چهارشنبه اصرار داشت که این توافق به پایان دادن به درگیری و بازگشایی تنگه هرمز منجر خواهد شد. او شرط بزرگی را بر یک اطمینان آشنا از سوی ایران گذاشته است که به دنبال بمب هستهای نخواهد بود، اطمینانی که پیشتر با غنیسازی اورانیوم نزدیک به سطوح تسلیحاتی تضعیف شده است.
او همچنین استدلال کرد که سیاست ایران او باید در طول دو دورهاش قضاوت شود. او ادعا کرد که تصمیمش برای ترور رئیس امنیت ایران، قاسم سلیمانی، در بغداد در ژانویه 2020 تاریخ را تغییر داده است. و او فرض کرد که حملات هوایی ایالات متحده به سایتهای هستهای ایران در سال گذشته تهدید بمب را از روی میز برداشته است. رئیسجمهور در مورد تأثیر استراتژیک سیاست قبلیاش در مورد ایران حق دارد. اما اگر او مشکل را حل کرده بود، چرا جنگ جدیدی را آغاز کرد؟
و نه برای اولین بار، ترامپ به نظر میرسید که کنترل روایت خود را در مورد ایران در یک کنفرانس خبری بینظم از دست داده است. به طرز شگفتانگیزی، پس از درخواست قبلی برای “تسلیم بیقید و شرط”، او اشاره کرد که تهران در خواسته خود برای داشتن برنامه موشکی مشابه رقبای منطقهایاش توجیهپذیر است.
او همچنین با گفتن اینکه زمانبندی 60 روزه را به عنوان “مهلت سخت” نمیبیند، به ایران آرامش بیشتری داد. در یک چرخش عجیب دیگر، ترامپ نسخهای از یادداشت تفاهم را در کاخ ورسای امضا کرد و عکسی به ایرانیان ارسال کرد.
«امضا شد»، ترامپ گفت. «در ورسای امضا کردم، همین الان امضا کردم.» نمایش تئاتری او تنها حس او را تقویت میکند که به نظر میرسد او معتقد است که جنبههای ظاهری یک توافق به اندازه محتوای آن اهمیت دارد.
و این سوال را مطرح میکند: اگر یادداشت تفاهم امضا شده، دیپلماسی شدیدتری را که همه انتظار دارند به همراه نداشته باشد — بلکه به عنوان ایجاد یک وضعیت جدید توسط ترامپ دیده شود که به او اجازه میدهد از تمام ماجراجویی ایران خود به یک خروجی یکطرفه دست یابد؟

