توافق ایالات متحده و ایران به طور ناگهانی نقشه استراتژیک را تغییر داده است، اما برای کشورهای عرب خلیج فارس، آزمون واقعی نه در دیپلماسی واشنگتن بلکه در پیچیدگیهای پایدار خودشان در روابط خلیج فارس با تهران نهفته است، جایی که تاریخ عدم اعتماد و درگیریهای نیابتی تهدیدی برای تضعیف هرگونه آشتی به شمار میرود. این لحظه ناپایدار ایجاب میکند که پایتختهای خلیج فارس رویکرد خود را به روابط خلیج فارس با تهران بازنگری کنند و از احتیاط واکنشی فراتر رفته و به سمت چارچوبی پیشرو حرکت کنند که توانمندی آنها را تأکید کند و در عین حال با جناحهای سختگیر ایران که ممکن است احتیاط را به عنوان آسیبپذیری تفسیر کنند، مقابله کند.

روابط خلیج فارس با تهران و ثبات منطقهای
هنوز زود است که اثرات توافق ایالات متحده و ایران برای کشورهای عرب خلیج فارس به طور کامل درک شود، زیرا ماهیت و محتوای توافق هنوز باید مشخص شود. اما صرف نظر از آنچه توافق نشان میدهد، اکنون میتوان پیامدهای جنگ را برای کشورهای منطقه تشخیص داد، اگر واقعاً این آتشبس برقرار بماند.
آسیبهای ناشی از جنگ فراتر از ایران گسترش یافته و به همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) به درجات مختلف آسیب رسانده است. به همین دلیل، کشورهای عرب خلیج فارس از خبر توافق استقبال کردند، هرچند برخی بر این باورند که تل آویو ممکن است بخواهد آن را خراب کند و منطقه را به حالت تنش نظامی بازگرداند.
کشورهای خلیج فارس امیدوارند که توافق ثبات را به منطقه بازگرداند، اجازه دهد فعالیتهای دریایی به طور روان از سر گرفته شود، راه را برای تأمین انرژی به بازارهای جهانی بدون اختلال هموار کند و سرمایهگذاری را به منطقه جذب کند و بدین ترتیب خسارات وارده به برخی از کشورهای کوچکتر خلیج فارس را کاهش دهد. با این حال، کشورهای GCC باید ماهیت امنیت آینده و نظم سیاسی خود را دوباره بررسی کنند.
این به معنای بازنگری جدی در استراتژی دفاعی آنها، اختصاص توجه بیشتر به توسعه صنایع نظامی محلی و تنوع بخشیدن به شراکتهای استراتژیک با روسیه، چین و قدرتهای مختلف آسیایی و اروپایی است، در حالی که شراکت خود با ایالات متحده را حفظ میکنند اما بدون اینکه به طور کامل به آن وابسته باشند. از نظر اقتصادی، آنها باید گزینههایی برای کریدور دریایی از طریق تنگه هرمز که ایران میتواند آن را ببندد، توسعه دهند. باید به خروجیهای جایگزین به دریای عرب یا دریای سرخ به طور جدی فکر شود. شبکههای ریلی ممکن است بخشی از راهحل باشند.
تعریف مجدد امنیت در روابط خلیج با تهران
کشورهای خلیج باید درک کنند که امنیت منطقه نمیتواند تنها توسط واشنگتن و تهران تعیین شود. شورای همکاری خلیج فارس باید خارج از هرگونه همراستایی نظامی یا درگیری مسلحانه بین ایالات متحده و ایران باقی بماند. این باید در چارچوب آینده روابط با هر دو طرف روشن شود. بنابراین، قابل قبول نیست که ایران در صورت وقوع یک درگیری نظامی دیگر، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را هدف قرار دهد.

نگرانی خلیج
کشورهای عرب خلیج ممکن است نسبت به حس پیروزیطلبی در داخل نظام محافظهکار ایران نگران باشند، بهویژه اگر تحریمها لغو شوند و وضعیت اقتصادی ایران بهبود یابد. این میتواند تهران را تشویق کند تا نفوذ منطقهای خود را گسترش دهد و حمایت از نیابتیهای خود را افزایش دهد و منطقه را به نقطه آغازین بازگرداند.
سختگیرهای ایران حتی ممکن است احساس جسارت کنند زیرا کشورهای عرب خلیج در برابر حملات سپاه پاسداران ایران واکنشی نشان ندادند. همچنین گزارشهای تایید نشدهای وجود دارد که برخی کشورهای کوچکتر خلیج به شبهنظامیان طرفدار ایران پرداخت کردند تا زیرساختهای دولتی آنها را در طول درگیریها هدف قرار ندهند.
خویشتنداری خلیج و تأثیر آن بر روابط خلیج با تهران
اگر ایران به تهاجم خود علیه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ادامه دهد، این یک اشتباه بزرگ خواهد بود. خویشتنداری عربی ناشی از ضعف یا ترس نیست، بلکه از بلوغ و عدم تمایل به انجام خواستههای اسرائیل ناشی میشود. اگر آنها تصمیم میگرفتند به حملات ایران پاسخ دهند، میتوانستند خسارات قابل توجهی وارد کنند و به حمله آمریکایی مشروعیت بینالمللی ببخشند که از ابتدا در عمل آمریکا وجود نداشت، بنابراین مهم است که ایرانیها موضع خلیج را به وضوح و با واقعبینی درک کنند.
برخی از ‘اصلاحطلبان’ ایرانی این موضوع را درک میکنند. اگر آنها نقش فعالی در تصمیمگیریهای ایرانی ایفا کنند، احتمال تکرار اشتباهات گذشته در کشور کمتر خواهد بود. اما اصولگرایان تهران تا کنون موفق شدهاند رویکرد و تفکر سیاستمدار اسلامی روشنفکر، مهدی بازرگان، رئیسجمهور اصلاحطلب، مسعود پزشکیان، و برخی از اعضای دولت او را به حاشیه برانند. نفوذ آنها ایران را به سمت مسیری از اعتدال و صلح با همسایگان عرب خلیج فارس هدایت خواهد کرد.
جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران که سال گذشته آغاز شد، توسط اسرائیل تحریک شد، جایی که نخستوزیر آن، بنیامین نتانیاهو، تلاش کرد نیروهای آمریکایی را درگیر کند و رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، را به یک درگیری بکشاند که در آن هیچ شانسی برای پیروزی قاطع وجود نداشت. ترامپ میخواست جنگ به سرعت پایان یابد اما نتوانست درک کند که مگر اینکه پایان جنگ قاطع باشد، هیچکس نمیتواند مدت یا زمان آن را تعیین کند. به این ترتیب، آمریکاییها خود را در دام نتانیاهو گرفتار یافتهاند.

دام نتانیاهو و تأثیر آن بر روابط خلیج فارس با تهران
فشار از سوی عموم، مخالفان سیاسی و رسانهها شروع به افزایش کرد. حتی اعضای برجسته جنبش MAGA (آمریکا را دوباره بزرگ کن) ترامپ نیز شروع به انتقاد از رئیسجمهور کردند به خاطر پیگیری منافع اسرائیل. در روز ۱۴ ژوئن ۲۰۲۶ که او ۸۰ ساله شد، با اندکی آرامش اعلام کرد که یک یادداشت تفاهم بین ایالات متحده و جمهوری اسلامی امضا شده است. اکنون جهان منتظر جزئیات است.

