قمار فاجعهبار رئیسجمهور ترامپ در جنگ چهارماهه با ایران نه تنها شکست خورده بلکه بهطور فعالانه برتری استراتژیک آمریکا را معکوس کرده و خلایی را بهجای بازدارندگی که زمانی وجود داشت، باقی گذاشته است. این رئیسجمهور ترامپ این جنگ را باخت، این درگیری نشاندهنده فراتر رفتن عملیاتی و سرپیچی قانونی بود، اما چارچوب آتشبس به ایران اهرمی میدهد که هرگز قبل از 2026 نداشت و یک معکوس تحقیرآمیز برای رهبری است که وعده پیروزی کامل داده بود، تثبیت میکند. هزینههای پایدار این شکست هرگونه دستاورد موقتی در مسیرهای حملونقل جهانی را تحتالشعاع قرار خواهد داد.
رئیسجمهور ترامپ این جنگ را باخت آغاز میشود
توافق اولیهای که جنگ چهارماهه رئیسجمهور ترامپ با ایران را به پایان میرساند، خوشایند است اما حقایق سختی را به همراه دارد. آقای ترامپ در آغاز این جنگ اشتباه بزرگی مرتکب شد. او این جنگ را بهطور بیپروا و در سرپیچی آشکار از قانون پیش برد. ایالات متحده در حال ظهور بهعنوان کشوری ضعیفتر — از نظر نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی — است و برای سالهای آینده هزینههای استراتژیک خواهد پرداخت.
جزئیات این توافق نامشخص است، اما چارچوب اعلام شده نشان میدهد که آقای ترامپ کمتر از شرایطی که بر آن اصرار داشت، به دست آورده است. این یک افت تحقیرآمیز برای او و کشوری است که رهبری میکند.
از زمان آغاز جنگ، او گفته است که ایالات متحده به “پیروزی کامل و جامع” دست خواهد یافت و ایران باید به “تسلیم بدون قید و شرط” توافق کند. او پیشنهاد کرد که تغییر رژیم اتفاق خواهد افتاد. او گفت که ایران اجازه “غنیسازی” اورانیوم نخواهد داشت و اینکه “ایالات متحده، با همکاری ایران، تمام مواد هستهای نزدیک به بمب که بهطور عمیق دفن شدهاند” را که در حال حاضر در اختیار دارد، استخراج و حذف خواهد کرد.

تجزیه و تحلیل رئیسجمهور ترامپ این جنگ را باخت
هیچیک از این موارد به نظر نمیرسد که درست باشد. دولت سختگیر ایران همچنان در قدرت باقی مانده است. جزئیات توافق هستهای بهنظر میرسد که در دو ماه آینده مورد مذاکره قرار خواهد گرفت، اما شرایط به احتمال زیاد شبیه به توافقی خواهد بود که در سال ۲۰۱۵ توسط رئیسجمهور باراک اوباما مذاکره شد و آقای ترامپ در سال ۲۰۱۸ آن را لغو کرد. او این توافق را به عنوان “بدترین توافق تاریخ” توصیف کرد و گفت که ایران را به “مسیر دستیابی به سلاح هستهای” میبرد. او به خاطر عدم توانایی در وادار کردن ایران به توقف حمایت از گروههای تروریستی مانند حماس و حزبالله و همچنین کاهش تحریمهای اقتصادی به شدت انتقاد کرد. با این حال، به نظر میرسد که جنگ ویرانگر او او را با توافقی مشابه مواجه خواهد کرد.
بزرگترین دستاورد او در چارچوب آتشبس، بازگشایی مورد انتظار تنگه هرمز به روی ترافیک کشتیرانی جهانی است که در نهایت قیمت انرژی و سایر کالاها را کاهش خواهد داد. البته، این تنها بازگشت به وضعیت پیش از جنگ است. ایران به تلافی، تنگه را بست تا به اقتصاد جهانی آسیب بزند و فشار سیاسی بر ایالات متحده را افزایش دهد. این اقدام مؤثر بود و رهبران ایران اکنون درک میکنند که سلاح اقتصادی قدرتمندی در دست دارند.
پیروزی استراتژیک برای ایران، رئیسجمهور ترامپ این جنگ را باخت
بهطور کلی، ایران به عنوان برنده استراتژیک جنگ چهارماهه ظاهر میشود. این کشور خسارات قابل توجهی را متحمل شد، از جمله بخش عمدهای از نیروی دریایی، نیروی هوایی، ظرفیت نظامی-صنعتی و رهبری سیاسی خود، از جمله آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی، که در روز اول جنگ کشته شد. با پایان جنگ، اما رهبری ایران میتواند به بازسازی آغاز کند.
ایالات متحده، از طرف دیگر، در چشم جهان ضعیفتر به نظر میرسد. ارتش آمریکا نشان داده است که قادر به سرکوب یک رقیب بسیار کوچکتر نیست، حتی در حالی که بسیاری از موشکهای دقیق دوربرد و سامانههای رهگیری خود را مصرف کرده است. این نتیجه توانایی این کشور را در بازدارندگی دیگر رقبای بالقوه تضعیف میکند. برای شروع به ترمیم آسیبها، ایالات متحده باید به ترمیم اتحادهای خود در اروپا، خاورمیانه و آسیا که به خاطر اثرات نظامی و اقتصادی جنگ آسیب دیدهاند، بپردازد. پنتاگون همچنین باید بهروزرسانی کند و برای جنگهای آینده آماده شود. هیچیک از این موارد به احتمال زیاد در دوران ریاستجمهوری ترامپ اتفاق نخواهد افتاد.

رئیسجمهور ترامپ این جنگ را باخت، آسیبپذیری را نمایان میکند
قبل از آغاز حمله آمریکایی و اسرائیلی در ۲۸ فوریه، رهبری ایران دو سال و نیم miserable را سپری کرده بود. دولت به مراتب ضعیفتر از قبل از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل توسط حماس بود، که ایران به مدت طولانی آن را تأمین مالی و مشاوره داده است. در پاسخ به آن حمله، اسرائیل به طور قابل توجهی حماس و حزبالله، گروه نیابتی دیگر ایران، را تضعیف کرد.
در سوریه، یک دیکتاتور قاتل که از ایران حمایت میشد سقوط کرد در حالی که رهبران ایران کار چندانی برای نجات او نکردند. اسرائیل و ایالات متحده دفاع هوایی و برنامه موشکی ایران را در تابستان گذشته زمانی که سایتهای هستهای ایران را بمباران کردند، به عنوان ببر کاغذی افشا کردند و برنامه آن را به تأخیر انداختند. در تمام این مدت، ارز ایران به سقوط ادامه داد و اقتصاد آن در ویرانی بود. از اواخر سال گذشته، ایرانیان به خیابانها آمدند تا اعتراض کنند و رژیم در پاسخ به کشتن هزاران نفر از آنها، اگر نه دهها هزار نفر، اقدام کرد.
تمام این مشکلات همچنان باقی مانده و ایران هنوز از سه سال پیش ضعیفتر است. اما جنگ به آن اهرمی داده است که در آغاز سال ۲۰۲۶ نداشت. رژیم آن نشان داده است که میتواند در برابر امواج حملات از دو دشمن بزرگ خود زنده بماند. رهبران آن مجبور نشدهاند که از آرزوهای هستهای خود دست بکشند. و آنها آموختهاند که به نظر میرسد بقیه جهان تمایلی به استفاده از نیروی نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز ندارند. اگر ایران در برخی از ماهها یا سالهای آینده تصمیم به بستن تنگه بگیرد، آقای ترامپ در پاسخ چه خواهد کرد؟
محاسبه و هزینههای رئیسجمهور ترامپ که این جنگ را باخت
ما این حقایق را بدون هیچ لذتی بیان میکنیم. ایران نیرویی برای بدی بوده و باقی مانده است. این کشور مردم خود، به ویژه مخالفان سیاسی، زنان، افراد L.G.B.T.Q. و اقلیتهای مذهبی را سرکوب میکند. این کشور در شکنجه و اعدام پیشرو است و تروریسم را در منطقه خود و فراتر از آن تأمین مالی کرده است. رهبران ایران کشوری را فقیر کردهاند که درآمد سرانه آن به تازگی در دهه ۱۹۷۰ بالاتر از میانگین جهانی بود.
شقاوت خاص رژیم باید دلیلی برای ایالات متحده باشد تا با دقت فکر کند و با احتیاط برای هر جنگی برنامهریزی کند. تاریخ جنگهای مدرن آمریکایی، به ویژه در منطقه ایران، پر از خودبزرگبینی است که شکست را پرورش داده است. با این حال، آقای ترامپ در هر مرحله از برنامهریزی دقیق اجتناب کرد.
او ارزیابی خوشبینانه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را پذیرفت که پیشبینی کرده بود رژیم ایران بهسرعت سقوط خواهد کرد. آقای ترامپ نظرات مشاورانش را که به او گفتند پیشبینی آقای نتانیاهو مضحک است، رد کرد. آقای ترامپ به قانون اساسی توجه نکرد و از درخواست تأیید کنگره برای جنگ خودداری کرد. او به متحدان اروپایی و آسیایی خود که با جنگ او مخالف بودند، گوش نداد. او برای توانایی واضح ایران در بستن تنگه هرمز برنامهریزی نکرد. او تهدیدهایی درباره نابودی تمدن ایرانی مطرح کرد که تنها به کاهش جایگاه اخلاقی آمریکا منجر شد.
برای گناهانش، او اکنون به چارچوب صلحی توافق کرده است که کل جهان آن را شکست برای او میداند. این همچنین یک عقبنشینی برای آمریکا است.

