آتشبس که در غزه در اکتبر ۲۰۲۵ برقرار شد، خلع سلاح حماس را به تنها دروازهبان بازسازی، حکومتداری و استقرارهای امنیتی تبدیل کرد. برای ماهها، هیئت صلح به خلع سلاح سلاحها به عنوان اولین دومینو نگاه کرد و به اسرائیل اجازه داد کنترل خود را از ۵۳ درصد به نزدیک به ۷۰ درصد از این منطقه گسترش دهد بدون اینکه گفتوگوی موازی درباره خروج وجود داشته باشد.
برنامه رسمی خلع سلاح حماس که به طور عمومی توسط این گروه در یک حرکت غافلگیرکننده پذیرفته شد، اکنون این منطق را به هم میریزد. با توافق بر اساس چارچوبی که جامعه بینالمللی خواستار آن بود، حماس بار اثبات را به دوش اسرائیل انداخته و واشنگتن و شرکای آن را مجبور به مواجهه با سؤال ناراحتکنندهای از امتیازات متقابل کرده است. بنابراین، برنامه خلع سلاح حماس دیگر یک چکلیست فنی نیست و به یک آزمون فشار سیاسی تبدیل میشود که تله توالی را که هر مذاکره قبلی را فلج کرده، نمایان میسازد. اینکه آیا این به حرکت واقعی تبدیل میشود بستگی به تمایل قدرتهای خارجی دارد—بهویژه یک دولت ترامپ که تا کنون از فشار به متحد خود اجتناب کرده است—تا همان فشاری را که به طور مداوم بر حماس اعمال کرده، بر اسرائیل نیز تحمیل کند.
برنامه خلع سلاح حماس بلوف اسرائیل را به چالش میکشد
از زمانی که آتشبس غزه در اکتبر ۲۰۲۵ به اجرا درآمد، هیئت صلح عمدتاً بر خلع سلاح حماس به عنوان کلید باز کردن سایر عناصر برنامه ۲۰ مادهای رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، تمرکز کرده است. این عناصر شامل ورود کمیته ملی تکنوکرات برای اداره غزه (NCAG)، استقرار نیروی تثبیت بینالمللی (ISF) و آغاز بازسازی به شدت مورد نیاز است.
مهمترین نکته این است که تأکید بر خلع سلاح، هرگونه بحث درباره خروج اسرائیل از غزه را منتفی کرده است. در عوض، کنترل اسرائیل بر این سرزمین از زمان آغاز آتشبس به طور قابل توجهی افزایش یافته است، از حدود ۵۳ درصد غزه در اکتبر (که با خط موسوم به «خط زرد» مشخص شده است) به نزدیک ۷۰ درصد امروز.

بمب خبری ریاستجمهوری درباره غزه
اعلامیه اخیر رئیسجمهور ترامپ مبنی بر اینکه حماس با طرح خلع سلاح او موافقت کرده است، ممکن است این دینامیک را تغییر دهد. با به چالش کشیدن اسرائیل، اقدام حماس میتواند برای اولین بار در ماهها فشار خارجی بر اسرائیل در غزه وارد کند. سوال این است که آیا هیئت صلح به طور کلی و ترامپ به طور خاص، مایل به وارد کردن فشار لازم بر هر دو طرف برای عبور از بنبست کنونی هستند.
تغییر سریع بعید است
در واقع، بعید است که زمانبندی برای خلع سلاح یا کاهش نیروها به زودی توافق شود.
نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، احتمالاً سعی خواهد کرد هرگونه مذاکرات بیشتر را تا حد ممکن به تأخیر بیندازد؛ آخرین چیزی که او میخواهد در آستانه انتخابات اکتبر، فشار ایالات متحده برای خروج از غزه است. هرگونه پیشنهاد عمومی از نتانیاهو مبنی بر اینکه اسرائیل کنترل خود را در غزه کاهش دهد یا به حماس امتیازاتی بدهد، احتمالاً او را از پایگاه رأیدهندگانش دور خواهد کرد. (به دور از پذیرش خروج اسرائیل از این منطقه، وزرای راستگرای اسرائیلی قبلاً برنامههایی برای ساختوسازهای جدید در غزه اعلام کردهاند.)

توالی درخواستها مذاکرات را فلج میکند
کشاندن روند مذاکرات به طولانیتر شدن به نفع حماس نیز هست. توافق با طرح ترامپ احتمالاً یک حرکت عملی از سوی رهبر جدید حماس، خلیل الحیه، است. این امر گروه را در گفتگو درباره آینده غزه نگه میدارد و ممکن است موقعیت آن را در رابطه با هیئت صلح بهبود بخشد – حتی ممکن است بار عدم انعطاف را به اسرائیل منتقل کند. اما حماس میداند که خلع سلاح واقعی سلاحهایش فوری نخواهد بود.
در واقع، هر دو طرف احتمالاً بر روی خواستههای توالی که تلاشهای قبلی برای رسیدن به توافق در غزه را مختل کرده، تأکید خواهند کرد: اسرائیل احتمالاً خواستار خلع سلاح کامل حماس قبل از خروج خواهد بود، در حالی که حماس احتمالاً بر خروج اسرائیل قبل از خلع سلاح سلاحها تأکید خواهد کرد.
در حال حاضر، مقامات اسرائیلی اعلام کردهاند که بدون «خلع سلاح واقعی» از سوی حماس عقبنشینی نخواهند کرد و نگرانیهای امنیتی «جدی» خود را درباره این توافق به کاخ سفید ابراز کردهاند.
گزارشها حاکی از آن است که اسرائیل به هیئت صلح تأکید کرده که حق حمله به مناطقی که قرار است به نیروهای امنیتی داخلی (ISF) تحویل داده شود را برای خود محفوظ میدارد و به مشارکت قطر و ترکیه (هر دو میانجی مرکزی در توافق با حماس) در مراحل تأیید آینده نقشهراه اعتراض کرده است. همچنین گزارش شده که اسرائیل خواستار این شده که سلاحهای حماس پس از ضبط به جای ذخیرهسازی، نابود شوند.
خلع سلاح بدون تسلیم
حماس همچنین احتیاط میکند. این گروه اعلام کرده که اقداماتش به پایان «همه اشکال تجاوز» از سوی اسرائیل، همچنین عقبنشینی به «خط زرد» آتشبس اکتبر، تسهیل ورود نیروهای امنیتی داخلی (ISF) و شورای ملی کمکهای انسانی (NCAG) و برآورده کردن تعهدات کمکهای انسانی بستگی دارد.
حماس همچنین خواستههای اسرائیل مبنی بر نابودی سلاحها را رد کرده و به عمد از زبان خلع سلاح یا تسلیم اجتناب کرده است. در واقع، واژه «خلع سلاح» در هیچکجای نقشهراه ترامپ به چشم نمیخورد و به جای آن بر «خلع سلاح» تأکید شده که بخشی از آن بر اساس فرآیند ایرلند شمالی مدلسازی شده است.
علاوه بر این، حماس احتمالاً در برابر خلع سلاح کامل مقاومت خواهد کرد مگر اینکه یک فرآیند مذاکره گستردهتر برای تحقق یک دولت فلسطینی وجود داشته باشد. طرح خلع سلاح به طور مستقیم به حق تعیین سرنوشت فلسطینیها اشاره نمیکند، اما در ماده ۸ به تکمیل «تعهدات باقیمانده تحت پروتکل شرم الشیخ» اشاره دارد، که طرح اولیه ۲۰ مادهای ترامپ برای غزه است. ماده ۱۹ آن طرح به «مسیر معتبر برای حق تعیین سرنوشت و دولت فلسطینی» اشاره دارد. نتانیاهو به طور کامل مفهوم دولت فلسطینی را رد کرده است، در حالی که حماس بر آن اصرار خواهد داشت.
فشار خارجی با طرح خلع سلاح حماس
مقامات آمریکایی و هیئت صلح بر ماهیت «عدم اعتماد» نقشه راه تأکید کردهاند و تصریح کردهاند که این نقشه تنها بر اساس مراحل و شرایط تأیید شده از سوی خارجیها پیش خواهد رفت. اما حتی فرآیندهای متقابل نیز نیاز به این دارد که یک طرف اولین قدم را بردارد. احتمال بیشتری وجود دارد که هر دو طرف با گفتن حداقل برخی از آنچه هیئت صلح میخواهد بشنود، زمان بخرند. در عین حال، آنها احتمالاً از هر گونه تعهد واقعی با اعتراض به هر یک از جزئیات پیچیدهای که برای اجرای واقعی یک طرح لازم است، اجتناب خواهند کرد.
فشار خارجی
در این زمینه، تعهد و فشار خارجی بسیار حیاتی است. برای حماس، تلاشهای میانجیگری مصر، ترکیه و قطر در پذیرش عمومی توافق از سوی این گروه ضروری بوده است. اما این کشورهای منطقه در بهاجرا گذاشتن این توافق بر حماس کمتر نفوذ خواهند داشت، زیرا آنها به طور فیزیکی در غزه حضور ندارند تا تعهدات را اجرا کنند یا تضمینهای امنیتی ارائه دهند.
در طرف اسرائیلی، هنوز مشخص نیست که ایالات متحده – و به تبع آن، هیئت صلح – تا چه حد حاضر است فشار قابل توجهی بر اسرائیل وارد کند تا حتی درباره خروج بحث کند.

آیا نفوذ رو به کاهش ترامپ میتواند نتیجه دهد؟
چندین عامل در اینجا وجود دارد که باید در نظر گرفته شود. اول این است که آیا ترامپ به طور شخصی متعهد به پیشبرد توافق فراتر از هیاهوی عناوین اولیه است. اگر سال گذشته راهنمایی باشد، نقشه راه خلع سلاح میتواند به راحتی به یکی دیگر از قربانیان رویکرد بیدقت ترامپ در دیپلماسی تبدیل شود، که در آن یک طرح شمارهگذاری شده با شجاعت منتشر میشود، اما سپس بدون کار طولانی و دشواری که برای عملیاتی کردن آن لازم است، به بنبست میرسد.
<p
دوم، حتی اگر ترامپ بخواهد در غزه به مسیر خود ادامه دهد، مشخص نیست که او (یا نماینده ویژهاش جارد کوشنر) چقدر مایل به فشار به اسرائیل خواهد بود. به همین ترتیب، مشخص نیست که ترامپ در آستانه انتخابات اسرائیل چقدر نفوذ بر نتانیاهو خواهد داشت.
با وجود اینکه نتانیاهو وجود اختلاف شخصی را رد کرده است، روابط بین این دو رهبر به وضوح به سردی گراییده است، با ناامیدی متقابل در مورد روند جنگ با ایران. در این زمینه، ترامپ احتمالاً انتظار دارد که اسرائیل در توافق اخیرش همکاری کند. اما نتانیاهو، که از محدودیتهای آمریکا بر عملیاتهای اسرائیل در لبنان و سوریه ناراحت است، به دنبال نشان دادن استقلال خود از ترامپ به رأیدهندگان و منتقدان خواهد بود، به ویژه در مورد مسئله مهم غزه.
هرچقدر هم که محاسبه شده باشد، توافق حماس فرصتی برای تغییر فشار خارجی به منظور شکستن بنبست ایجاد میکند که دو میلیون غزهای را در شرایط فاجعهبار رنج میدهد. فشار بر حماس ضروری و کاملاً موجه بوده است. این فشار همچنان لازم است – هم برای ثبات غزه و هم برای امنیت اسرائیل. اما اکنون باید با فشار بر اسرائیل نیز همراه باشد، اگر بخواهیم شانس پیشرفت به سوی آیندهای پایدار برای غزه وجود داشته باشد.

