پیروزیهای میدانی اسرائیل یک معکوس خطرناک را پنهان میکند: تهران اکنون شرایط آتشبس را تعیین میکند، در حالی که واشنگتن به حق دفاع از خود شک دارد. این واقعیت تلخ ایجاب میکند که استراتژی جدید اسرائیل جنگهای فرسایشی را رد کند، اما اجرای استراتژی جدید اسرائیل نیازمند یک بازنگری اساسی در دکترین جنگ و کاهش وابستگی به حمایت صنعتی خارجی است.
استراتژی جدید اسرائیل و تله فرسایش
جنگ در ایران به یک چرخش غیرمنتظره رسیده است. ایرانیها، با وجود یک شکست نظامی قاطع، نه تنها توانستهاند شرایطی را بر ایالات متحده تحمیل کنند بلکه اسرائیل را نیز وادار به پذیرش آتشبس در لبنان کردهاند. این درگیری که با نقض آشکار آتشبس نوامبر 2024 توسط نیابتی آن، حزبالله، آغاز شد، به کانون فشار بر اورشلیم تبدیل شده است.
اما بحران عمیقتر از این است. پس از نزدیک به سه سال جنگ، اسرائیل خود را در سه جبهه باز در مرزهایش گرفتار میبیند و در صحنه بینالمللی منزوی شده است. در همین حال، ایران که در آستانه شکست بود، اکنون قویتر و ثروتمندتر ظاهر شده است.
اما جدیترین تغییر در روابط اسرائیل با ایالات متحده است. اظهارات اخیر معاون رئیسجمهور جی دی ونس نشان میدهد که دوران “رابطه ویژه” بین اورشلیم و واشنگتن ممکن است به پایان رسیده باشد. از اینکه یک “قدرت منطقهای” که “چهره خاورمیانه را تغییر میدهد”، به گفته بنیامین نتانیاهو، اسرائیل به یک واسیلی صرف کاهش یافته است، به طوری که حق دفاع از خود آن اکنون حتی در واشنگتن مورد بحث قرار دارد.
این یک انحراف گذرا نیست. دولتهای آینده در واشنگتن احتمالاً کمتر از پیشینیان خود به همکاری با اسرائیل متعهد خواهند بود، نه بیشتر. در منطقه، در عین حال، خود ساختار توافقات ابراهیم اکنون در سوال است، زیرا این توافقات محصول تهدید ایرانی و همچنین فرضیات خلیجی بود که روابط با اسرائیل به همراه خود حمایت آمریکایی را به ارمغان میآورد.
بازنگری در استراتژی جدید اسرائیل
برای سازگاری، اسرائیل به آنچه من “استراتژی پایدار” نامیدهام نیاز دارد و چنین رویکردی با بازنگری در رویکرد کنونی کشور به جنگ آغاز میشود.
<p
در هر دو نوار غزه و لبنان، ارتش اسرائیل توانایی نظامی قابل توجهی را با تکیه بر برتری هوایی و حرکت آهسته و روشمند نیروهای زمینی نشان داده است. این رویکرد جان بسیاری از سربازان را نجات داده است، اما معایب استراتژیک جدی نیز به همراه دارد. سرعت کند نظامی به دشمن اجازه میدهد که عقبنشینی کند و به عنوان یک سازمان نظامی خود را حفظ نماید و طول درگیری را افزایش میدهد.
برای حفظ پیشرفتهای خود، ارتش اسرائیل باید آماده باشد تا هم سرزمین را تصرف کند و هم آن را نگه دارد—چیزی که ارتش ذخیره مبتنی بر شهروندان اسرائیل به سادگی نمیتواند آن را حفظ کند. و چنین کمپینهای پایدار نیاز به منابع عظیمی در قالب مهمات هوایی، بولدوزرهای سنگین و سامانههای رهگیر دارد؛ چیزهایی که اسرائیل از نظر صنعتی قادر به تولید آنها نیست و در تأمین مقادیر لازم با مشکل مواجه است.
ارزش پایدار استراتژی جدید اسرائیل
این تصادفی نبود که دکترین امنیتی که در زمان خود توسط دیوید بنگوریون مطرح شد، به جنگهای کوتاه و تند که بر شکست نظامی تهدید فوری متمرکز بود، تأکید داشت و به تلاشها برای بازسازی سیاسی منطقه بزرگتر توجهی نداشت. بنگوریون نه تنها عدم تقارن استراتژیک را که علیه اسرائیل در زمینه اقتصاد، نیروی انسانی و نفوذ سیاسی منطقهای وجود داشت، شناسایی کرد، بلکه به وابستگی وجودی کشور به یک قدرت جهانی حامی نیز آگاه بود.
امروز، اسرائیل یک قدرت فناوری است، نه یک قدرت صنعتی دفاعی. مزیت آن در نرمافزار، اجزای هوشمند و هوش مصنوعی نهفته است، نه در تولید. جمعیت آن به حدود ۱۰ میلیون نفر رسیده است، اما هنوز هم اقلیت ناچیزی در منطقه وسیعتر باقی مانده است. اسرائیل میتواند شریک بسیار ارزشمندی برای همسایگان خود باشد، اما یک تأثیرگذار سیاسی نیست.
با این حال، اسرائیل پیشگام ادغام پهپادها و هوش مصنوعی در میدان نبرد بوده است. با پیروی از نمونه اوکراین، اکنون میتواند بیشتر از صرفاً پذیرش جنگ تمامعیار با پهپادها عمل کند. این کشور همچنین میتواند از نقاط قوت سنتی ارتش خود بهرهبرداری کند و این عصر جدید جنگهای خودکار را به سطح بعدی برساند.
استراتژی جدید اسرائیل برای جنگ با پهپادها
ارتش اسرائیل میتواند و باید نمونهای از این باشد که چگونه جنگ با پهپادها میتواند ابتکار عمل میدان نبرد را بازیابی کند و تحرک عمیق و سریع را بازگرداند و بدین ترتیب تسلط خاص اسرائیل را در جنگهای کوتاه بازپس گیرد. انجام این کار نه تنها به استراتژی جنگی خود اسرائیل کمک خواهد کرد، بلکه آن را به یک متحد جذابتر و ارزشمندتر تبدیل خواهد کرد.
اصول بنگوریون، به عبارت دیگر، هنوز معتبر هستند. روشهای جنگی ما نیاز به تغییر دارند تا اسرائیل را از دام جنگهای فرسایشی که آن را از نظر سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی تضعیف میکند، رها کنند. چنین تغییری همچنین میتواند وابستگی به واردات و کمکهای امنیتی را کاهش دهد و ماهیت سودمند متقابل اتحاد ما با ایالات متحده را دوباره برقرار کند – شراکتی مبتنی بر فناوری پیشرفته و موفقیت استراتژیک.

