عدم انسجام استراتژیک ناشی از واشنگتن به طور سیستماتیک نفوذ آمریکا در برابر تهران را تضعیف کرده و موقعیت برتری نظامی را به عقبنشینی دیپلماتیک تبدیل کرده است. این تضعیف، که ریشه در بینظمی ذاتی دولت ترامپ دارد، به ایران مسیری برای احیا داده است، درست زمانی که به نظر میرسید در ضعیفترین حالت خود قرار دارد. نتیجه این وضعیت هرج و مرج ترامپ در مورد ایران نشاندهنده یک شکست فاجعهبار در دیپلماسی است که برای دههها ادامه خواهد داشت، زیرا هرج و مرج ترامپ در مورد ایران چالشگری ایران را عادی کرده و متحدان را دلسرد کرده است.
هرج و مرج ترامپ در مورد ایران باعث انحراف استراتژیک میشود
در تاریخ ۱۹ ژوئن، دولت ترامپ یک یادداشت تفاهم (MOU) با ایران امضا کرد که حتی با تفسیر و پیامرسانی عمومی خود کاخ سفید – چه رسد به ایران – به معنای یک تمدید ۶۰ روزه آتشبس شکنندهای است که از ۸ آوریل برقرار بوده و توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز، همراه با امید به اینکه با مشوقهای قابل توجه، این امر راه را برای توافقی برای کنار گذاشتن، ارسال یا به هر نحو دیگری رسیدگی به برخی عناصر برنامه هستهای ایران هموار کند. شاید. [اد. برای اطلاعات بیشتر در مورد جزئیات MOU و پیامدهای آن، اینجا را ببینید]
درگیری با ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شده، بیش از ۱۳,۰۰۰ حمله به پایگاه صنعتی نظامی ایران را شامل میشود. توانایی ایران برای بازسازی برنامههای تسلیحاتیاش به تأخیر افتاده است. با این حال، در غیاب توافق هستهای از نوعی که هیچ کارشناس ایرانی به هیچ شکلی باور ندارد تهران به آن توافق خواهد کرد، میتوان با اطمینان گفت که در حالی که رژیم جدید در ایران به سرعت از این رویارویی قویتر نشده است، به وضوح به نظر میرسد که به زودی بسیار قویتر خواهد شد.
چگونه به اینجا رسیدیم؟
این نتیجه عمیقاً نگرانکننده بخشی از واقعیت این است که در مورد ایران، هرج و مرج و اطلاعات نادرست ناشی از دولت ترامپ به طور منحصر به فردی فاجعهبار بوده است.

رمزگشایی از واقعیت هرج و مرج ترامپ در مورد ایران
رئیسجمهور از هرگونه سناریوسازی دور است؛ در واقع، آنچه او در یک روز میگوید اغلب با آنچه در روز دیگر میگوید متناقض است. هیچ فرآیندی در داخل شورای امنیت ملی یا در وزارت امور خارجه وجود ندارد. هزاران موقعیت در واشنگتن و خارج از کشور خالی است. در نتیجه، میدان برای افشاگران غیرمجاز که ادعا میکنند به نمایندگی از، با، یا در مورد آنچه دونالد ترامپ در هر لحظه فکر میکند، صحبت میکنند، باز است.
بهطور قابلبحثی، مفهوم حملات آمریکایی به ایران از عملیات بسیار موفق «شیر در حال صعود» اسرائیل در روزهای گرم ژوئن ۲۰۲۵ آغاز شد. اورشلیم جنگ خود را علیه جمهوری اسلامی آغاز کرد تا برنامه هستهای، موشکی و تسلیحات کشتار جمعی که بهطور فزایندهای سخت شده بود و وعده میداد که در آینده غیرقابل نفوذ باشد، را متوقف کند. با هدف قرار دادن آن سایتها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دیگر رهبریهای نظامی، رهبران هستهای، سیاسی و علمی، اسرائیلیها با تقریباً بدون مجازات در آسمان ایران عمل کردند. اما سختترین اهداف، سایتهای هستهای ایران در فردو، نطنز و اصفهان بودند.
در شب ۲۰-۲۱ ژوئن، دو موج بمبافکنهای B-2 استلث از پایگاه نیروی هوایی وایتمن در میسوری پرتاب شدند. یک موج به سمت شرق و دیگری به سمت غرب بهعنوان فریبدهندهها حرکت کردند و در نهایت به همقطاران خود در آسمان ایران پیوستند.
ساعاتی بعد، طبق گفته رئیس ستاد مشترک، دن “رازین” کین، “بمبافکن B-2 پیشرو دو سلاح GBU-57 Massive Ordnance Penetrator را بر روی اولین نقطه هدف در فردو رها کرد.” بمبافکنهای بیشتری نیز بر روی نطنز حمله کردند. این بزرگترین عملیات B-2 در تاریخ بود.
قدرت نظامی با هرج و مرج ترامپ در ایران مواجه میشود
با وجود بارانی از اطلاعات نادرست طرفدار ایران و ارزیابیهای “اطلاعاتی” بیاساس که نشان میداد آسیب به ایران حداقل بوده است، واقعیت جنگ ۱۲ روزه اسرائیلی-آمریکایی علیه ایران به شدت توانایی ایران برای عملیاتی کردن و تحویل یک سلاح هستهای را تضعیف کرد – هرچند ویرانگر نبود. با این حال، آنچه این عملیات کوتاه و بسیار موفق انجام داد، از بین بردن هرگونه تردید در مورد معنای یک عملیات بزرگتر بود. و بنابراین، زمانی که ایالات متحده و اسرائیل دیدند که ایران بهطور جدی در تلاش است تا برنامه موشکی خود را پس از آن جنگ احیا کند، ایده بازگشت به آن به نظر میرسید… جذاب. خیلی آسان.
اینگونه نبود.
کل گارد قدیمی رژیم ایران از بین رفته است؛ به گفته فرمانده عملیات مرکزی ایالات متحده، دریادار برد کوپر، بیش از ۱۳,۵۰۰ حمله هوایی ایالات متحده بیش از ۸۵٪ از پایه صنعتی نظامی ایران را ویران کرده است. ایران کنترل کامل فضای هوایی بالای کشور را از دست داده است. و با این حال، رژیم همچنان کنترل کشور را در دست داشت و بدتر از آن، توانست برای ماهها کنترل ظاهری بر تنگه هرمز اعمال کند.
منتقدان بهطور منطقی پرسیدهاند که چرا رئیسجمهور ترامپ، که از کشتار بیرحمانه حدود ۴۲,۰۰۰ ایرانی که به دنبال آزادی بودند، خشمگین بود، وعده داد که کمک در راه است. آنها تعجب کردهاند که چرا ایالات متحده به نظر نمیرسید انتظار داشته باشد که ایران تنگه را ببندد. و چرا، پس از اینکه خواسته بود ایران محدودیتهایی بر برنامه موشکی خود بپذیرد، سرکوب مردم خود را متوقف کند و بهطور کامل برنامه هستهای خود را، از جمله سانتریفیوژها و “گرد و غبار” (ذخایر اورانیوم غنیشده)، کنار بگذارد، اکنون به نظر میرسد ایالات متحده در حال توافق برای پرداخت میلیاردها دلار به رژیم ایرانی در ازای… وعدهای برای عدم جستجوی سلاح هستهای و چیز دیگری است.

هرج و مرج ترامپ در ایران اهداف روشن را منحرف میکند
پاسخ به هر سوال به بینظمی در کاخ سفید، عدم فرآیند و طبیعت دمدمیمزاج تصمیمگیری ترامپی برمیگردد. چرا ما از مردم ایران حمایت نمیکنیم؟ زیرا برنامه کمک به آنها بهدست خود ترامپ پس از تماسی از رهبر ترکیه، رجب طیب اردوغان، منحرف شد. چرا انتظار نداشتیم که ایران تنگه هرمز را تصرف کند؟ ما انتظار داشتیم، اما رئیسجمهور اجازه نداد نیروهای آمریکایی در منطقه آنها را بیرون برانند.
چرا اکنون از محدودیتهای موشکی صرفنظر میکنیم؟ زیرا ایرانیها آنها را نمیپذیرند. چرا پیروزی در پرونده سلاحهای هستهای را به حداقل میرسانیم؟ زیرا مذاکرهکنندگان ما اطلاعات بسیار کمی درباره گسترش سلاحهای هستهای دارند. چرا ترامپ به نخستوزیر اسرائیل نتانیاهو حمله کرده است؟ زیرا نتانیاهو فکر میکرد رژیم سریعتر سقوط خواهد کرد.
آیا کسی دروغ میگفت؟ آیا نخستوزیر اسرائیل رئیسجمهور را فریب میداد؟ نه. جنگ جهنم است و به ندرت طبق برنامه پیش میرود. و هرگز طبق برنامه پیش نمیرود زمانی که فرمانده کل قوا نمیتواند تصمیم بگیرد که چه میخواهد بکند. زمانی که او دستورات متناقض میدهد. زمانی که به ارتش ایالات متحده میگوید بروید، سپس متوقف شوید، سپس دوباره بروید. زمانی که او کاملاً مطمئن نیست که اهدافش چیست زیرا هرگز آنها را به وضوح بیان نکرده است.
زمانی که رهبری در میان هرج و مرج ترامپ در ایران شکست میخورد
مشکل واقعی این است که رئیسجمهور ایالات متحده بر اساس مشاورههای مشاوران ناتوان، رهبران خارجی مضر، بازیگران بیرونی و تقریباً هر کسی که شماره تلفن همراهش را دارد، نظرش را تغییر میدهد.
آیا مبارزه علیه جمهوری اسلامی قابل نجات است؟ البته. دونالد ترامپ، با وجود شواهدی که خلاف آن را نشان میدهد، از این رژیم خوشش نمیآید. آنها یک دست ضعیف را بیش از حد بازی کردهاند، درست همانطور که او یک دست قوی را کماهمیت جلوه داده است. ترامپ هنوز میتواند تصمیم بگیرد که از تلاشهای تهران برای هدایت مذاکرهکنندگان بیچارهاش به سخره خسته شده و عملیات نظامی را از سر بگیرد. او میتواند به طرح اولیه برای تقویت مردم ایران بازگردد.
اما در حال حاضر این احتمال بعید به نظر میرسد.

