تجزیه و تحلیل اقتصاد جهانی تحول پایداری را از یک فعالیت گزارشدهی به یک دیدگاه استراتژیک برای مدیریت ریسک سیستماتیک در زنجیرههای ارزش دارویی تبدیل کرده است. رهبران اکنون درک میکنند که اقتصاد جهانی نیاز به مدیریت تعارضات دارد که در آن اهداف زیستمحیطی، مقرراتی و عملیاتی تداخل میکنند — که نیازمند تصمیمگیریهایی است که هزینههای کوتاهمدت را در برابر تابآوری بلندمدت متعادل میکند.
اقتصاد جهانی نیاز به تفکر سیستمی دارد
پایداری اغلب به عنوان یک هدف زیستمحیطی محدود، یک الزام گزارشدهی، یا یک ابتکار شرکتی چارچوببندی میشود. در واقع، این یک چارچوب تصمیمگیری برای درک ریسکها، وابستگیها و تعارضات در سیستمهای پیچیده به منظور حمایت از تابآوری و ایجاد ارزش بلندمدت است.
در حالی که پایداری به یکی از موضوعات پر بحث در دنیای کسبوکار امروز تبدیل شده است، بسیاری از اصول اصلی آن جدید نیستند. سالها قبل از اینکه پایداری به یک اولویت در اتاقهای هیئت مدیره یا بخشی برجسته از گفتمان عمومی تبدیل شود، شرکتها در زمینه سلامت و ایمنی کارگران، نظارت بر محیط زیست، پیشگیری از آلودگی، مدیریت پسماند، سیستمهای کیفیت، آمادگی برای شرایط اضطراری، تداوم زنجیره تأمین و مدیریت ریسک سرمایهگذاری میکردند.
این شیوهها برای حفاظت از مردم، کاهش ریسک، بهبود عملکرد عملیاتی و اطمینان از قابلیت ادامهدار بودن در بلندمدت طراحی شده بودند. امروزه، همه اینها به عنوان اجزای اساسی یک استراتژی پایداری گستردهتر شناخته میشوند. آنچه تغییر کرده است، وجود خود پایداری نیست — یا مسئولیتهایی که با آن همراه است — بلکه مقیاس، دید و وابستگیهای سیستمهایی است که آن مسئولیتها در آن تعامل دارند.
به عنوان مثال، صنعت داروسازی در یکی از شدیداً تنظیمشدهترین، بحرانیترین از نظر ایمنی، و بههمپیوستهترین سیستمهای جهانی فعالیت میکند. از شرکتها خواسته میشود که بهطور همزمان انتشار گازهای گلخانهای را کاهش دهند، ضایعات را به حداقل برسانند، شفافیت را افزایش دهند، تابآوری زنجیره تأمین را تقویت کنند، ایمنی بیماران را تضمین کنند، قیمتها را در دسترس نگهدارند، با مقررات در حال تغییر سازگار شوند و در شرایط عدمقطعیت ژئوپولیتیکی حرکت کنند. هر یک از این اهداف مهم است، اما همیشه با یکدیگر همراستا نیستند. بنابراین، چالش دیگر این نیست که آیا پایداری اهمیت دارد یا خیر. چالش این است که چگونه میتوان پایداری را در دنیایی که بهطور فزایندهای با عدمقطعیت، تکهتکه شدن، و اولویتهای متضاد تعریف میشود، پیش برد.
این موضوع مرکزی بود که در یک میزگرد اخیر درباره پایداری در CPHI Americas مطرح شد، جایی که رهبران صنعت واقعیتهای اجرای استراتژیهای پایداری را در میان شرایط سیاسی، اقتصادی، نظارتی، و ژئوپولیتیکی در حال تغییر بررسی کردند. این میزگرد همچنین بر این نکته تأکید کرد که سازمانها در سرتاسر زنجیره ارزش داروسازی با بسیاری از چالشهای مشابه دست و پنجه نرم میکنند: تعادل بین اولویتهای متضاد، ساخت تابآوری، و ترجمه آرزوهای پایداری به تصمیمات عملی تجاری. این بحث نتیجهگیری مهمی را تقویت کرد: پایداری کمتر به دستیابی به یک نتیجه خاص زیستمحیطی مربوط میشود و بیشتر به مدیریت تعاملات در میان سیستمهای بههمپیوسته مربوط است.

ناوبری در اقتصاد جهانی
حرکت از تعهدات و گزارشدهی به اجرای تصمیمگیری
برای بخش عمدهای از دهه گذشته، تلاشهای پایداری به شدت بر تعهدات، اهداف، افشاگریها و چارچوبهای گزارشدهی متمرکز بود. سازمانها اهداف خنثیسازی کربن را تعیین کردند، گزارشهای پایداری منتشر کردند، انتشار گازها را اندازهگیری کردند و استراتژیهای زیستمحیطی، اجتماعی و حکمرانی (ESG) را توسعه دادند. این تلاشها پایداری را در تصمیمگیریهای شرکتی ارتقا داد و به ایجاد شفافیت بیشتر در مورد تأثیرات زیستمحیطی و اجتماعی کمک کرد. اما امروز، پایداری وارد مرحله جدیدی میشود — مرحلهای که بر اجرای عملی و عملیاتی شدن متمرکز است.
تعهداتی که زمانی عمدتاً داوطلبانه بودند، به طور فزایندهای به الزامات تجاری تبدیل شدهاند. انتظارات مربوط به پایداری اکنون در قوانین، فرآیندهای تأمین مشتری، انتظارات سرمایهگذاران و روابط زنجیره تأمین گنجانده شده است. اتحادیه اروپا به عنوان یک عامل مهم در این انتقال از طریق ابتکاراتی مانند دستورالعمل گزارشدهی پایداری شرکتی (CSRD) و مقررات بستهبندی و زبالههای بستهبندی (PPWR) عمل کرده است که ملاحظات پایداری را فراتر از تعهدات شرکتی و به تصمیمگیریهای عملیاتی و تجاری گسترش میدهد.
در عین حال، مشتریان بر عملکرد پایداری تأمینکنندگان تأکید بیشتری میکنند از طریق مکانیزمهایی مانند رتبهبندیهای EcoVadis، گواهینامهها و برچسبهای محصول، کدهای رفتار تأمینکننده و تعهدات مرتبط با اقلیم مانند اهداف ابتکار اهداف مبتنی بر علم (SBTi).
در نتیجه، از سازمانها خواسته میشود که نه تنها اهدافی تعیین کنند بلکه تصمیمات دشواری درباره چگونگی دستیابی به آن اهداف اتخاذ کنند. این تصمیمات اغلب شامل تعادل بین اولویتهای متضاد در ابعاد زیستمحیطی، اقتصادی، عملیاتی، قانونی و اجتماعی است — به عنوان مثال، کاهش استفاده از پلاستیک در حالی که الزامات استریل، ایمنی و عملکرد ضروری برای محصولات دارویی حفظ شود؛ پیگیری کاهش کربن بدون به خطر انداختن قابلیت اطمینان انرژی یا تابآوری زنجیره تأمین؛ یا افزایش شفافیت و قابلیت ردیابی در حالی که بارهای گزارشدهی و هزینههای انطباق مدیریت شود.
در عین حال، تغییر اولویتهای سیاسی، تحولات در چشماندازهای قانونی و افزایش بدبینی نسبت به ابتکارات مرتبط با ESG باعث شده است که برخی سازمانها تلاشهای پایداری را در اولویت پایینتری قرار دهند یا دوباره چارچوببندی کنند. در بسیاری از موارد، پایداری به طور باریکی با اهداف اقلیمی، گزارشدهی انتشار گازهای گلخانهای و الزامات افشا مرتبط شده است. وقتی از این منظر تنها به آن نگاه شود، پایداری میتواند در برابر تغییرات احساسات سیاسی و بازار آسیبپذیر به نظر برسد.
با این حال، پایداری بسیار فراتر از حسابداری اقلیمی یا کربن است. سازمانها هنوز با همان چالشهای بنیادی که همیشه داشتهاند، مواجه هستند: حفاظت از سلامت و ایمنی کارگران، مدیریت تأثیرات زیستمحیطی، تأمین زنجیرههای تأمین قابل اعتماد، حفظ کیفیت محصول، رعایت قوانین، مدیریت کارآمد منابع و ساخت تابآوری در برابر اختلالات. اینها همه چالشهای پایداری هستند، چه به این نام شناخته شوند و چه نشوند.
سازمانهایی که در این مرحله بعدی احتمال موفقیت بیشتری دارند، آنهایی خواهند بود که پایداری را نه به عنوان یک ابتکار مستقل، موضوع سیاسی یا فعالیت گزارشدهی، بلکه به عنوان یک چارچوب استراتژیک و یکپارچه برای مدیریت ریسک، تابآوری و سازگاری بلندمدت در سیستمهای به هم پیوسته درک میکنند.

استراتژی در یک اقتصاد جهانی تکهتکه
چرا پیچیدگی نشانهای از بلوغ سیستم است
بسیاری از فعالیتهایی که اکنون به عنوان پایداری شناخته میشوند، مدتهاست که بخشی از عملیات استاندارد کسبوکارها بودهاند. به مدت چند دهه، شرکتها در سلامت و ایمنی کارگران، نظارت بر محیط زیست، پیشگیری از آلودگی، مدیریت پسماند، نگهداری محصولات، مدیریت ریسک، آمادگی برای شرایط اضطراری و رعایت مقررات سرمایهگذاری کردهاند. این تلاشها همیشه به عنوان ابتکارات پایداری توصیف نمیشدند، اما بسیاری از همان اهداف زیرین را منعکس میکردند: کاهش ریسک، حفاظت از مردم و محیط زیست، بهبود عملکرد عملیاتی و حفظ قابلیت بقا سازمانی در بلندمدت.
تاریخ مثالهای متعددی از کسبوکارهایی را ارائه میدهد که به انتظارات در حال تحول و عدم قطعیتهای نظارتی سازگار شدهاند. معرفی الزامات اداره ایمنی و بهداشت شغلی (OSHA)، مقررات مدیریت پسماند تحت قانون حفاظت و بازیابی منابع (RCRA) و سایر برنامههای رعایت محیط زیست، الزامات گزارشدهی قابل توجهی، تغییرات عملیاتی و چالشهای اجرایی را به همراه داشت. بسیاری از سازمانها در ابتدا این الزامات را به عنوان بار اضافی، پرهزینه و نامشخص میدیدند. با این حال، با گذشت زمان، شرکتها سازگار شدند، سیستمهای مدیریتی بالغ شدند و رعایت مقررات به بخشی از عملیات روزمره کسبوکار تبدیل شد.
پایداری در حال پیروی از یک مسیر مشابه است. در حالی که انتظارات امروز فراتر از مرزهای تسهیلات به زنجیرههای ارزش گسترش یافته و شامل محصولات، زنجیرههای تأمین، تصمیمات تأمین و مدیریت پایان عمر میشود، چالش زیرین آشناست: سازگاری با انتظارات در حال تغییر در حالی که عملکرد عملیاتی و رقابتپذیری حفظ میشود.
آنچه تغییر کرده است، مقیاس، دیداری بودن و ارتباطات سیستمهایی است که این مسئولیتها در آنها عمل میکنند. شرکتها اکنون با چشماندازی مواجه هستند که با تکهتکه شدن سیاستها، چارچوبهای گزارشدهی همپوشان، تعاریف نظارتی در حال تحول و تقاضاهای فزاینده برای شفافیت زنجیره تأمین مشخص میشود. در حالی که این تحولات اغلب با نیت خوب انجام میشوند، میتوانند سردرگمی ایجاد کنند، بارهای اداری را افزایش دهند و تصمیمگیری را پیچیدهتر کنند.
با این حال، نباید پیچیدگی را با شکست اشتباه گرفت. پیچیدگی اغلب نشانهای از بلوغ سیستم است. هنگامی که سازمانها به تأثیرات و وابستگیهایی که قبلاً نادیده گرفته شده بودند، دید پیدا میکنند، سؤالات، انتظارات و تعهدات جدید به طور اجتنابناپذیر ظهور میکنند. چالش این است که نه پیچیدگی را از بین ببریم، بلکه قابلیتهای لازم برای مدیریت آن را توسعه دهیم.
تجارتهای اقتصادی جهانی
بهکارگیری تفکر چرخه عمر و دوگانگی ماده در تصمیمگیری
یکی از اشتباهات مداوم در مورد پایداری، فرض این است که نتایج بهتر زیستمحیطی به طور خودکار به نتایج کلی بهتری تبدیل میشوند. در عمل، تصمیمات پایداری به ندرت دوتایی هستند.
کاهش پلاستیکها ممکن است نگرانیهایی مربوط به استریل بودن، حفاظت از محصول، قابلیت پرداخت یا ایمنی بیمار را به همراه داشته باشد. ابتکارات کاهش کربن ممکن است انتشار گازهای گلخانهای عملیاتی را کاهش دهند در حالی که وابستگی به زیرساختهای برق، مواد معدنی حیاتی، منابع آب یا زنجیرههای تأمین جدید را افزایش دهند. تلاشها برای بهبود چرخش ممکن است به دلیل الزامات نظارتی، سیستمهای جمعآوری، زیرساختهای پردازش یا مشخصات کیفیت محدود شوند.
این مثالها واقعیت گستردهتری را نشان میدهند: مداخلات پایداری اغلب پیامدهای درجه دوم و سوم را ایجاد میکنند که فراتر از هدف اصلی گسترش مییابند. به همین دلیل است که تفکر چرخه عمر اهمیت دارد.
به جای تمرکز بر معیارهای جداگانه، تفکر چرخه عمر سازمانها را تشویق میکند تا به طور جمعی تأثیرات، ریسکها و مبادلات را در سراسر زنجیره ارزش ارزیابی کنند. این رویکرد به این نکته توجه دارد که نتایج پایداری تنها تحت تأثیر آنچه در مرزهای تأسیسات اتفاق میافتد، شکل نمیگیرد، بلکه تحت تأثیر تصمیمات تأمین در بالادست، سیستمهای حمل و نقل، زیرساختهای انرژی، فرآیندهای تولید، استفاده از محصول و مدیریت پایان عمر نیز قرار دارد.
هدف حذف تعادلها نیست. هدف این است که آنها را به اندازه کافی درک کنیم تا بتوانیم تصمیمات آگاهانه بگیریم. این دیدگاه وسیعتر در مفهوم رو به رشد دوگانگی ماده منعکس شده است. به طور سنتی، سازمانها مسائل پایداری را عمدتاً از منظر ماده مالی ارزیابی میکردند — یعنی اینکه مسائل ESG چگونه بر عملکرد کسبوکار، هزینهها یا ریسکها تأثیر میگذارند. دوگانگی ماده این دیدگاه را گسترش میدهد و همچنین در نظر میگیرد که فعالیتهای یک شرکت چگونه بر مردم، جوامع و محیط زیست تأثیر میگذارد. از منظر سیستمها، هر دو دیدگاه مهم هستند زیرا نتایج پایداری و نتایج کسبوکار اغلب به هم مرتبط هستند.
از منظر سیستمها، هر دو دیدگاه اهمیت دارند. کمبود آب ممکن است ریسکهای عملیاتی برای یک تولیدکننده دارو ایجاد کند، اما استفاده از آب توسط شرکت همچنین میتواند بر جوامع محلی و اکوسیستمها تأثیر بگذارد. به همین ترتیب، تصمیمات مربوط به بستهبندی، تأمین، مواد شیمیایی، انتشار گازها یا زنجیرههای تأمین میتوانند تأثیراتی ایجاد کنند که فراتر از مرزهای سازمان گسترش یابد و در عین حال ریسکها و فرصتهای تجاری را معرفی کند.
دوگانگی ماده واقعیت مهمی را تقویت میکند: تأثیرات کسبوکار و تأثیرات اجتماعی اغلب به هم مرتبط هستند. تصمیمات مؤثر در زمینه پایداری نیاز به درک هر دو جنبه دارند: اینکه چگونه چالشهای پایداری خارجی بر سازمان تأثیر میگذارند و چگونه تصمیمات سازمانی بر مردم، جوامع و محیط زیست تأثیر میگذارند.
سازمانهایی که به طور انحصاری بر معیارهای فردی تمرکز میکنند، در معرض ایجاد عواقب ناخواسته در سایر نقاط سیستم هستند. سازمانهایی که تعاملات سیستم را درک میکنند، بهتر میتوانند فرصتهایی را شناسایی کنند که هم پایداری و هم عملکرد عملیاتی را بهبود میبخشند.

تابآوری در اقتصاد جهانی
تقارن پایداری، تابآوری و تداوم کسبوکار
شاید قویترین موضوعی که در حال حاضر در صنایع مختلف به چشم میخورد، تقارن رو به رشد بین پایداری و تابآوری باشد.
در دهه گذشته، سازمانها با یک سری اختلالات مواجه شدهاند، از جمله پاندمیها، درگیریهای ژئوپلیتیکی، اختلافات تجاری، نوسانات بازار انرژی، گلوگاههای حمل و نقل، رویدادهای آب و هوایی شدید، کمبود نیروی کار، فشارهای تورمی و محدودیتهای منابع. این رویدادها نشان دادهاند که چگونه اختلالات ناشی از یک بخش از سیستم میتوانند به سرعت در سراسر زنجیرههای ارزش گسترش یابند.
شرکتهای داروسازی این تأثیرات را بهطور مستقیم تجربه میکنند. دسترسی به مواد اولیه دارویی فعال، مواد شیمیایی خاص، حلالها، مواد بستهبندی، زیرساختهای حمل و نقل، سیستمهای انرژی و منابع آب همگی بر توانایی این صنعت در ارائه محصولات ایمن و مقرون به صرفه تأثیر میگذارند. داروها محصول سیستمهای بههمپیوستهای هستند که فراتر از تأسیسات تولیدی گسترش مییابند. آنها به تأمینکنندگان، شبکههای لجستیک، زیرساختهای انرژی، منابع آب، سیستمهای داده، نهادهای نظارتی و ارائهدهندگان خدمات بهداشتی که بهطور مشترک عمل میکنند، وابستهاند. درک و مدیریت این وابستگیها به یکی از چالشها — و فرصتهای — تعیینکننده پایداری مدرن تبدیل شده است. به همین دلیل، دیگر نمیتوان پایداری را بهطور مستقل از تابآوری مشاهده کرد.
یک چالش پایداری در بالادست اغلب به یک چالش عملیاتی در پاییندست تبدیل میشود. این درس در سایر بخشها نیز مشهود است. صنعت خودروسازی تمرکز خود را فراتر از انتشار گازهای گلخانهای خودروها گسترش داده و شامل مواد معدنی حیاتی، مواد باتری، تنوع تأمینکنندگان و امنیت منابع شده است. صنعت هوانوردی نشان داده است که ابتکارات پایداری زمانی موفقتر هستند که در سیستمهای موجود ایمنی، کیفیت و مدیریت ریسک ادغام شوند و نه بهعنوان برنامههای مستقل مورد توجه قرار گیرند.
در سراسر بخشها، یک درس مشترک در حال ظهور است: سازمانهایی که وابستگیها را در اکوسیستم وسیعتر خود درک میکنند، بهتر میتوانند پیشبینی اختلالات، سازگاری با تغییرات و ایجاد ارزش بلندمدت را انجام دهند.
از آگاهی تا اقدام در اقتصاد جهانی
اصول عملی برای تبدیل آرزو به عمل
سوالی که سازمانهای داروسازی با آن مواجه هستند دیگر این نیست که آیا پایداری باید در اولویت باقی بماند یا خیر. سوال اکنون این است که چگونه میتوان پایداری را به تصمیمات تجاری معنادار تبدیل کرد. پاسخ نیاز ندارد که سازمانها از صفر شروع کنند.
بسیاری از قابلیتهای مورد نیاز برای پایداری در حال حاضر در سازمانها از طریق برنامههای زیستمحیطی، بهداشتی و ایمنی؛ سیستمهای مدیریت کیفیت؛ عملکردهای تأمین؛ برنامهریزی تداوم کسبوکار؛ امور نظارتی؛ و مدیریت ریسک شرکتی وجود دارد. فرصت این است که این عملکردها را از طریق یک رویکرد مبتنی بر سیستم به تصمیمگیری متصل کنیم. چندین اصل عملی میتواند به سازمانها در پیشرفت کمک کند.
<p
نخست، با ابتکاراتی شروع کنید که ارزش عملی واضحی ارائه میدهند. بهینهسازی انرژی، کاهش ضایعات، صرفهجویی در آب، بهینهسازی بستهبندی و شفافیت زنجیره تأمین معمولاً بازدههای قابل اندازهگیری را فراهم میکنند در حالی که اعتبار داخلی را نیز میسازند.
دوم، درک کنید که چه چیزی واقعاً برای کسبوکار مهم است. ارزیابیهای اهمیت و اهمیت دوگانه میتوانند به سازمانها کمک کنند تا بین مسائلی که از نظر استراتژیک مهم هستند و آنهایی که ممکن است ارتباط محدودی با عملیات، ذینفعان یا اهداف بلندمدت آنها داشته باشند، تمایز قائل شوند. یک ارزیابی بهخوبی اجرا شده به سازمانها کمک میکند تا تلاشها را اولویتبندی کنند، منابع را بهطور مؤثرتری تخصیص دهند و مشتریان و ذینفعان را در گفتگوهای معنادارتر درباره اولویتهای مشترک پایداری درگیر کنند.
سوم، بر روی سودمندی تصمیمگیری تمرکز کنید نه حجم گزارشدهی. ارزشمندترین معیارها لزوماً آنهایی نیستند که اندازهگیری آنها آسانتر است، بلکه آنهایی هستند که تصمیمگیری را بهبود میبخشند.
چهارم، شفافیت چرخه عمر را در زنجیرههای تأمین و جریانهای مواد ایجاد کنید. سازمانها نمیتوانند ریسکهایی را که نمیتوانند ببینند، مدیریت کنند.
در نهایت، هوش سیستمها را توسعه دهید. توانایی درک وابستگیها، پیشبینی عواقب ناخواسته، ارزیابی مبادلات و سازگاری در شرایط عدم قطعیت ممکن است یکی از مهمترین مزایای رقابتی دهه آینده شود.
صنعت داروسازی دههها به بهینهسازی اجزای فردی سیستم پرداخته است — کارایی تولید، کیفیت محصول، عملکرد زنجیره تأمین، انطباق با مقررات، مدیریت هزینه و عملکرد زیستمحیطی. چالش پیش رو دیگر بهینهسازی اجزای فردی بهطور جداگانه نیست، بلکه درک چگونگی تعامل آنهاست.
آینده پایداری به توانایی یک شرکت در دستیابی به یک هدف واحد، بهبود یک معیار واحد یا برآورده کردن انتظارات یک ذینفع واحد بستگی نخواهد داشت. بلکه این آینده به توانایی آن در اتخاذ تصمیمات آگاهانه در میان عدم قطعیت، اولویتهای متضاد و محدودیتهای در حال تحول شکل خواهد گرفت.
این امر نیازمند تغییر از تفکر خطی به تفکر سیستمی است — از مدیریت مسائل فردی به مدیریت وابستگیها. این نیازمند شناسایی این نکته است که پایداری، تابآوری، قابلیت دسترسی، ایمنی، کیفیت و رقابتپذیری اهداف جداگانهای نیستند که بهطور مستقل دنبال شوند، بلکه نتایج مرتبطی هستند که باید بهطور مشترک در نظر گرفته شوند.
سازمانهایی که در دهه آینده پیشرو خواهند بود لزوماً آنهایی نخواهند بود که متعهدترین اهداف پایداری را دارند. بلکه آنها خواهند بود که میتوانند پایداری را از آرزو به قابلیت عملیاتی تبدیل کنند — با گنجاندن تفکر چرخه عمر، مدیریت ریسک، دوراندیشی و سازگاری در تصمیمگیریهای روزمره.
در یک اقتصاد جهانی تکهتکه، پایداری در نهایت به مدیریت منابع، مدیریت ریسک، مدیریت زنجیرههای ارزش و مدیریت تابآوری بلندمدت سیستمهایی که جامعه به آنها وابسته است، مربوط میشود.

