کاهش آمار پناهندگان جهانی در سال ۲۰۲۵، در حالی که از نظر آماری قابل توجه است، واقعیتی بسیار تیرهتر را پنهان میکند که ناشی از فروپاشی بیسابقه تأمین مالی و بازنگری بنیادی در کمکهای بشردوستانه به سمت کنترل مهاجرت است. در زیر این کاهش سطحی، پناهندگان در حال دستکاری از طریق بازگشتهای اجباری به مناطق جنگی فعال و طرحهای اخراج سیاسی هستند که یک سراب بشردوستانه ایجاد میکند. سیستمهایی که به منظور حفاظت از آسیبپذیرترین افراد جهان طراحی شدهاند، به طور سیستماتیک در حال تخریب هستند و وضعیت واقعی جابجایی جهانی نشان میدهد که کاهش آمار پناهندگان دلیل چندانی برای خوشبینی واقعی ارائه نمیدهد.
پناهندگان خطر را پنهان میکنند
خبرهای نسبتاً خوبی وجود داشت زمانی که آژانس پناهندگان سازمان ملل، UNHCR، گزارش جدید خود را در تاریخ ۱۰ ژوئن منتشر کرد: تعداد افراد جابجا شده در جهان در سال ۲۰۲۵ برای اولین بار در یک دهه کاهش یافت.
اما برخی ملاحظات جدی وجود دارد. بسیاری از افرادی که در سال ۲۰۲۵ به خانه بازگشتند، به کشورهایی مانند سوریه، که هنوز در حال بهبود از بیش از یک دهه جنگ است، و افغانستان، با وضعیت اضطراری بشردوستانه و حکومت سرکوبگر طالبان، بازگشتند.
درگیری در خاورمیانه فشار بیشتری را اضافه کرده است، با ۳.۲ میلیون نفر که به طور موقت در ایران جابجا شدهاند و بیش از ۱ میلیون نفر که در اوج درگیریها از خانههای خود در لبنان مجبور به فرار شدهاند. در همین حال، در سودان، یک جنگ داخلی به طور فزایندهای طولانیمدت خانوادهها را به طور روزانه از خانههایشان مجبور به ترک میکند.

واقعیت پنهان پناهندگان
علاوه بر این، در حالی که ما آماده میشویم تا روز جهانی پناهندگان را در تاریخ ۲۰ ژوئن گرامی بداریم، پسزمینهای وجود دارد که برای کارشناسان مهاجرت و توسعه به شدت نگرانکننده است: در حالی که جهان از شیوهای که سیستم بشردوستانه به مدت طولانی تأمین مالی شده است، بدون ساختار جدیدی برای جایگزینی آن فاصله میگیرد، پناهندگان کسانی هستند که در این میان رها شدهاند.
تقریباً یک سال از زمانی که دولت ترامپ بهطور رسمی آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده، یا USAID را تعطیل کرد، میگذرد. این اقدام شامل کاهش بودجههای انسانی، لغو قراردادها و اخراج ۱۶,۰۰۰ کارمند بود. این کاهشها – به همراه کاهش تأمین مالی از سوی دولتهای اروپایی – سیستم انسانی که از بیش از ۱۰۰ میلیون فرد آواره حمایت میکند را به بحران کشانده است.
بهطور همزمان، دولت ترامپ حداقل ۳۰ کشور را تحت فشار قرار داده تا توافقهای جدید مهاجرتی امضا کنند. این امر باعث شده کشورهای کممنابع، افراد دیپورتشده از ایالات متحده – که اغلب حتی شهروندان خود آن کشورها نیستند – را در ازای دریافت کمک بپذیرند.
بهعنوان کارشناسان در زمینه مهاجرت و توسعه، ما سه کتاب در مورد چگونگی و چرایی کمکهای انسانی دولتهای کشورهای شمال جهانی منتشر کردهایم.
کاهشهای اخیر و توافقهای تلافیجویانه نشاندهنده تغییر در نحوه حمایت جهان از پناهندگان است. ما بر این باوریم که کشورهای ثروتمند اکنون در حال رقابت برای کاهش هزینهها و حذف تعهدات حقوق بشری خود هستند.
سقوط صخره کمکها و پناهندگان
بستن USAID بزرگترین بازتاب جهانی را داشته است: کاهش هزینهها از ۸ میلیارد دلار در ۲۰۲۴ به ۵.۸ میلیارد دلار در ۲۰۲۵، با کاهش تعهدات آینده نیز از ۹.۲ میلیارد دلار به ۳.۵ میلیارد دلار. اما این تنها یک داستان آمریکایی نیست. بریتانیا در سال ۲۰۲۱ یک میلیارد دلار کاهش داد و هرگز آن وجوه را بازنگرداند و هزینههای انسانی آلمان بین ۲۰۲۲ و ۲۰۲۵ به میزان ۷۶ درصد کاهش یافته است.
کاهش جهانی کمکها به شدت بر تأمین مالی مرتبط با پناهندگان تأثیر گذاشته است. هزینههای وزارت امور خارجه ایالات متحده در زمینه مهاجرت و کمک به پناهندگان از ۴.۶ میلیارد دلار در سال مالی ۲۰۲۴ به ۳.۲ میلیارد دلار در سال بعد کاهش یافته و تعهدات از ۵.۷ میلیارد دلار به ۲.۹ میلیارد دلار افت کرده است.

از سوی دیگر، بودجه ۲۰۲۶ UNHCR به میزان ۸.۵ میلیارد دلار تعیین شده است که ۲۰ درصد کاهش نسبت به سال ۲۰۲۵ دارد – که عمدتاً به کاهشهای ایالات متحده مربوط میشود. این امر منجر به تغییر استراتژیک عمدی در نحوه عملکرد UNHCR شده است. این سازمان دفاتر میدانی را بسته، ادغام یا کوچک کرده است، به طوری که ۱۸۵ دفتر از ۵۵۰ دفتر تحت تأثیر قرار گرفته و بیش از ۵۲۰۰ کارمند UNHCR شغل خود را از دست دادهاند – که تقریباً ۲۵ درصد از نیروی کار جهانی آن است.
برای پناهندگان، این تأثیر بسیار ملموس است. به عنوان مثال، در لبنان – یک کشور میزبان بزرگ پناهندگان که همچنین از سال ۲۰۲۳ به دلیل جنگ با اسرائیل دچار جابجایی داخلی گستردهای شده است – حدود ۸۰,۰۰۰ پناهنده در سال ۲۰۲۵ کمکهای مالی مربوط به سرپناه را از دست دادهاند که خطرات اخراج و بیخانمانی را افزایش میدهد.
پناهندگان مجبور به اولویتبندی شدید
با پیشبینی کاهش جهانی کمکها، کمیته دائمی بینسازمانی – نهاد هماهنگی پاسخهای جهانی به کمکهای بشردوستانه سازمان ملل – در مارس ۲۰۲۵ یک بازنگری بشردوستانه را اعلام کرد که به دنبال سازماندهی مجدد نحوه ارائه کمکها از طریق کاهش اثرات و تجمیع منابع بود.
زمانی که سقوط کمکهای جهانی به واقعیت تبدیل شد، آژانسهای سازمان ملل در ژوئن ۲۰۲۵ یک سیاست بازنگری شده از اولویتبندی شدید را اعلام کردند تا مشخص کنند کدام جمعیتها در معرض خطر بیشتری هستند. “ما مجبور به انجام تریاژ بقا انسانی شدهایم،” تام فلتچر، معاون دبیرکل امور بشردوستانه و هماهنگکننده کمکهای اضطراری، در آن زمان گفت.
به طور مشخص، این به این معنا بود که سازمان ملل قصد داشت در سال ۲۰۲۵ به ۱۱۴.۴ میلیون نفر کمکهای نجاتبخش ارائه دهد – که تنها ۳۸.۳ درصد از ۲۹۸.۹ میلیون نفری است که به عنوان نیازمند کمکهای بشردوستانه شناسایی شدهاند.
برای UNHCR و سازمان بینالمللی مهاجرت، بازنگری بشردوستانه همچنین به معنای تمرکز بر “رویکرد مبتنی بر مسیر” بوده است که شامل تسهیل گفتوگوی سیاسی، تقویت ظرفیت و ارائه حمایت به کشورها در طول کل مسیر مهاجرت میشود.
این موضوع بهطور جزئی شامل حمایت از پناهندگان میشود اما همچنین امنیت مرزها و حتی بازگشت مهاجران را ترویج میکند. منتقدان استدلال کردهاند که این رویکرد به اولویتهای کشورهای ثروتمند اهداکننده خدمت میکند که ترجیح میدهند مهاجرت را زودتر در مسیر مهاجرت متوقف کنند، حتی زمانی که مهاجرت مورد نظر اجباری باشد نه داوطلبانه.

چگونه کنترل مهاجرت پناهندگان را تحت تأثیر قرار میدهد
در حالی که کاهشهای اخیر کمکها به شدت به پناهندگان آسیب میزند و ادامه خواهد داشت، این رویکرد جدید بر اساس یک روند دو دههای است که کشورهای مختلف از کمکها برای کنترل مهاجرت استفاده میکنند.
این سیاست کمکهای مدیریت مهاجرت، که شامل حمایت از پناهندگان و همچنین هرگونه تأمین مالی که برای کنترل حرکت افراد استفاده میشود، از سال 2002 تا 2022 بیش از 1000 درصد افزایش یافته است. برآوردهای ما نشان میدهد که کمکهای مدیریت مهاجرت از سال 2002 تا 2022 به 73 میلیارد دلار رسید و اغلب برای نگهداشتن پناهندگان و مهاجران در کشورهای فقیرتر در حاشیه سیستم بینالمللی استفاده میشد.
کتاب آینده ما، “کمک به خودکامهها”، توضیح میدهد که چگونه این نوع کمک به حمایت از مهاجران و پناهندگان در کشورهای در حال توسعه اختصاص مییابد و همچنین برای کنترل مرزها و امنیت دولتی که مردم را مجبور به ماندن میکند، صرف میشود.
این نوع تأمین مالی بیشتر به تثبیت آنچه که پژوهشگران “توافق بزرگ” نامیدهاند، کمک میکند، بهطوریکه کشورهای ثروتمند هزینه کمک برای اکثریت پناهندگان جهان را پرداخت میکنند تا در جنوب جهانی میزبانی شوند، به شرطی که آن کشورهای میزبان مانع از حرکت بعدی آنها شوند. این تنظیم نابرابر تضمین میکند که مهاجران و پناهندگان در کشورهایی که کمترین امکانات را برای میزبانی دارند، محبوس بمانند، که تنها زمانی کار میکند که کمک بهعنوان چربی که سیستم را به حرکت در میآورد عمل کند.
تقویت ظرفیت دولتها، بهویژه دولتهای خودکامه، برای مدیریت مهاجرت و محدود کردن پناهندگان یک خیر جهانی ذاتی نیست. در واقع، کتاب ما نشان میدهد که این امر به عواقب منفی جدی و نقض حقوق بشر منجر میشود. تأمین مالی که به دولتها یا سازمانهای فعال در کشورهای سرکوبگر توزیع میشود، خطر جدی تقویت بازیگران امنیتی را به همراه دارد که نه تنها بر حقوق پناهندگان بلکه بر حقوق شهروندان نیز تأثیر میگذارد.
کمکهای جهانی احتمالاً هرگز به سطح قبل از پاندمی باز نخواهد گشت، اما ما معتقدیم آنچه باقی مانده است – بهویژه پس از سقوط کمکها در سال ۲۰۲۵ – باید برای نجات جانها و پاسخگویی به نیازهای پناهندگان صرف شود، نه برای جلوگیری از مهاجرت یا تسهیل بازگشت.
در روز جهانی پناهنده، شایسته است که به این نکته توجه کنیم که کمکها ابزاری حیاتی و نجاتبخش هستند که به پناهندگان کمک میکنند تا بهطور موقت زنده بمانند و گاهی اوقات، زندگی خود را بهطور دائمی بازسازی کنند. کمکهای انسانی برای پناهندگان باید بهخاطر تأثیرش توجیه شود، مستقل از اینکه آیا مانع از مهاجرت میشود یا کشورهای دیگر را متقاعد به پذیرش دیپورتشدگان میکند.

