امنیت آب در خلیج به یک منطق صد ساله متکی است: عرضه باید همیشه از تقاضا بیشتر باشد. واردات دو واحد شیرینسازی آب دریا توسط ملک عبدالعزیز آل سعود در سال ۱۹۲۶ برای زائران حج و عمره الگویی را ایجاد کرد که از آن زمان منجر به تولید خوشههای متراکم از کارخانههای شیرینسازی آب در سواحل شبه جزیره عربستان شده است. این تأسیسات اکنون بین ۶۰٪ تا ۱۰۰٪ آب شرب را در چندین کشور خلیج تأمین میکنند و کارایی صنعتی را به هدفی متمرکز تبدیل کردهاند.
محاسبات استراتژیک تغییر کرده است زیرا دشمنان شروع به خواندن این وابستگی به عنوان یک نقطه فشار کردهاند. در جنگ بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران، زیرساختهای آب به عنوان یک آسیبپذیری بحرانی نمایان شد و عدم تقارن با ایران شدید است: آب شیرینشده تنها حدود ۳٪ از کل تقاضای ایران را تأمین میکند، در حالی که کشورهای خلیج به تعداد معقولی از کارخانههای بزرگ وابستهاند.
این عدم تعادل محاسبات جدیدی را برای امنیت آب در خلیج ایجاد میکند که فراتر از مدیریت منابع است. حفاظت از عرضه دیگر تنها یک مسئله مهندسی، مقررات یا ذخایر اضطراری نیست. این نیازمند گنجاندن ارزیابیهای تهدید نظامی، انتخابهای زیرساخت غیرمتمرکز و هماهنگی منطقهای در مراحل اولیه برنامهریزی است. چالش اکنون این است که آیا دولتهای خلیج میتوانند آب را به عنوان یک اولویت امنیتی استراتژیک در نظر بگیرند نه یک مشکل مدیریت منابع.
چه چیزی امنیت آب در خلیج را آسیبپذیر میکند؟
در سال ۱۹۲۶، پدر بنیانگذار عربستان سعودی، ملک عبدالعزیز آل سعود، دستور واردات دو واحد شیرینسازی آب دریا را برای تأمین نیازهای زائران حج و عمره صادر کرد. دلیل او ساده بود: اطمینان از وجود آب کافی برای تأمین تقاضا.
نزدیک به یک قرن بعد، این منطق همچنان یکی از ارکان اصلی سیاست آب مدرن در خلیج است. چارچوبهای سیاستی، مانند استراتژی یکپارچه آب شورای همکاری خلیج فارس، و سیاستهای آب در سراسر منطقه بر تأمین تقاضای رو به افزایش آب در منطقه متمرکز شدهاند. این منجر به ابتکاراتی برای گسترش ظرفیت شیرینسازی، تنوع بخشیدن به منابع آب از طریق افزایش استفاده از آبهای تصفیهشده و معرفی تدابیری برای کاهش مصرف بالای آب به ازای هر نفر در منطقه شده است.
تهدیدات علیه توانایی خلیج برای تأمین تقاضای آب همیشه با تغییرات اقلیمی، کاهش آبهای زیرزمینی و افزایش تقاضا مرتبط بوده است. با این حال، در طول جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران، آب به عنوان یک آسیبپذیری بحرانی نمایان شده است.
آسیبپذیری اصلی برای کشورهای خلیج فارس در وابستگی شدید آنها به تعداد محدودی از تأسیسات بزرگ آبشیرینکن واقع در سواحل خلیج است که بین 60% تا 100% آب شرب آنها را تأمین میکند. در مقابل، تأثیر بر روی زیرساختهای آبشیرینکن ایران کمتر قابل توجه خواهد بود، زیرا آب شیرینشده تنها حدود 3% از کل تقاضای آب کشور را تأمین میکند.
این عدم تقارن واقعیت بحرانی را برجسته میکند: دشمنان به طور فزایندهای زیرساختهای آب را به عنوان یک آسیبپذیری استراتژیک برای خلیج در نظر میگیرند. برای ایجاد تابآوری بلندمدت، دولتهای منطقه باید چارچوب جدیدی برای سیاست آب توسعه دهند که آب را در مرکز برنامهریزی امنیت ملی قرار دهد و امنیت آب را نه تنها به عنوان یک چالش زیرساختی، بلکه به عنوان یک ضرورت امنیتی استراتژیک تلقی کند.

ادغام نهادهای امنیت ملی در سیاست آب
در طول سالها، کشورهای عربی خلیج فارس رژیمهای حکمرانی آب به طور فزایندهای پیچیدهای را توسعه دادهاند که از یک شبکه وزارتخانهها، نهادهای نظارتی، شرکتهای دولتی و همکاری با شرکتهای پیشرو در فناوری آب بینالمللی پشتیبانی میشود. این نهادها به طور مشترک برنامهریزی، تنظیم و بهرهبرداری از زیرساختهای حیاتی آب را نظارت میکنند و اطمینان حاصل میکنند که پروژهها قبل از تأیید و اجرا، استانداردهای زیستمحیطی، فنی و اقتصادی را رعایت میکنند.
بسیاری از این نهادها دارای اختیارات قانونی هستند و نقش مستقیمی در تصمیمگیریهای دولتی ایفا میکنند. مأموریتهای قانونی آنها اغلب ایجاب میکند که پروژههای بزرگ زیرساخت آب را از طریق فرآیندهای نظارتی، مانند ارزیابیهای تأثیر زیستمحیطی، مطالعات امکانسنجی فنی و بررسیهای انطباق، ارزیابی کنند. نهادهایی از جمله شورای عالی محیط زیست بحرین، مرکز ملی انطباق زیستمحیطی عربستان سعودی و سازمان محیط زیست – ابوظبی در امارات متحده عربی در این فرآیندهای تأیید مرکزی هستند و به اطمینان از اینکه پروژههای جدید از نظر زیستمحیطی پایدار و با اهداف توسعه ملی همراستا هستند، کمک میکنند.
جایی که نهادهای امنیتی خارج از آن باقی میمانند
استراتژیهای آب در خلیج عمدتاً بر مدیریت منابع متمرکز است تا امنیت. نهادهای امنیت ملی در حال حاضر تنها نقش محدودی در حکمرانی آب ملی ایفا میکنند و حفاظت از زیرساختهای حیاتی بهطور کامل یکپارچه نشده است. و هماهنگی محدودی بین نهادهای زیستمحیطی و نهادهای امنیت ملی وجود دارد.
در نتیجه، بیشتر رویکردهای دولتی به سیاست آب واکنشی باقی میماند تا پیشگیرانه. در حالی که دولتها مخازن آب، مکانیزمهای پاسخ به بحران و برنامههای مدیریت بحران را برای مقابله با اختلالات تأمین توسعه دادهاند، توجه بسیار کمتری به گنجاندن ملاحظات امنیتی در مراحل اولیه برنامهریزی و توسعه زیرساختهای آب داده میشود. به عنوان مثال، استراتژی امنیت آب امارات ۲۰۳۶ عمدتاً توسط نهادهای غیرنظامی هماهنگ شده است و نقشی دائمی برای بازیگران امنیت ملی وجود ندارد. الگوهای مشابهی در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس وجود دارد که در آن حکمرانی آب توسط نهادهای آب، محیط زیست، انرژی و خدمات عمومی هدایت میشود.
در حالی که نهادهای امنیتی ممکن است بهطور غیررسمی درگیر باشند، اما از طریق کمیتههای مشترک امنیت آب یا ساختارهای تصمیمگیری رسمی که بازیگران غیرنظامی و امنیتی را گرد هم میآورد، یکپارچه نشدهاند. اینگونه نیست که نهادهای امنیتی هیچ تأثیری نداشته باشند، اما بدون گنجاندن نهادی، توانایی آنها برای شکلدهی سیستماتیک به برنامهریزی سیاست آب محدود باقی میماند.

چگونه ایالات متحده و استرالیا اطلاعات تهدید را به اشتراک میگذارند
دولتهای خلیج فارس میتوانند از چندین کشور که مکانیزمهایی برای ادغام نهادهای امنیت ملی در حکمرانی و تصمیمگیری آب توسعه دادهاند، درس بگیرند. به عنوان مثال، در ایالات متحده، آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساخت از سال ۲۰۱۸ در شورای هماهنگی حکمرانی آب شرکت کرده و به تلاشها برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی آب پس از چندین حمله به سیستمهای آب که آسیبپذیریهای این بخش را نمایان کرد، کمک کرده است.
به طور مشابه، وزارت امور داخلی استرالیا از حفاظت از داراییهای حیاتی آب از طریق اشتراکگذاری اطلاعات، مدیریت ریسک، ارزیابی تهدیدات و هماهنگی با اپراتورهای آب برای تقویت تابآوری در برابر تهدیدات فیزیکی و سایبری حمایت میکند. این رویکردها نشاندهنده یک شناخت گستردهتر در میان این کشورها از پیامدهای امنیت ملی آب، دامنه تهدیدات پیش روی سیستمهای آب و اهمیت بینسکویی منابع آب است.
نگاه امنیتی میتواند تابآوری آب خلیج فارس را تقویت کند
با دیدن آب به عنوان یک نگرانی امنیت ملی و ادغام نهادهای امنیت ملی در حکمرانی آب، چندین اقدام سیاستگذاری عملی میتواند برای تقویت تابآوری این منبع حیاتی توسعه یابد. نهادهای امنیتی میتوانند نقش مهمی در پیشبینی و حفاظت در برابر تهدیدات به زیرساختهای حیاتی آب، انجام اطلاعات و نقشهبرداری ریسک و حمایت از پاسخ به بحران ایفا کنند.
اولاً، گنجاندن ارزیابیهای تهدید و ریسک نظامی در برنامهریزی زیرساختهای آب میتواند راهی برای تقویت تابآوری و شناسایی تأسیسات آسیبپذیرتر در برابر خرابکاری، حملات موشکی و پهپادی و سایر تهدیدات امنیتی باشد. کشورهای عرب خلیج فارس قبلاً سیستمهای دفاع هوایی و موشکی را برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی در برابر حملات موشکی و پهپادی مستقر کردهاند. به طور خاص، در اواخر ژوئیه، پس از حملات موشکی و پهپادی حوثیها به تأسیسات نفتی در منطقه صنعتی ینبع عربستان سعودی، عربستان سعودی یک سیستم دفاع موشکی پاتریوت تحت عملیات یونان را برای حفاظت از پالایشگاه و زیرساختهای انرژی اطراف مستقر کرد.
داشتن رویکرد مشابه برای تأسیسات آب شیرینکن میتواند به ادغام ملاحظات امنیتی در سیاستگذاری و برنامهریزی زیرساخت آب از ابتدا کمک کند. با ارزیابی تهدیدات موشکی و پهپادی در طول فرآیند طراحی و انتخاب محل، دولتها میتوانند تعیین کنند که چه اقداماتی برای حفاظت ممکن است لازم باشد.
چرا امنیت آب خلیج فارس به تمرکززدایی نیاز دارد
دوم، در نظر گرفتن آب به عنوان یک اولویت امنیت ملی میتواند از طریق تمرکززدایی و تنوع زیرساختهای آبی، تابآوری را تقویت کند. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در حال حاضر به تعداد نسبتاً کمی از تأسیسات بزرگ شیرینسازی آب وابستهاند، به طوری که حدود ۴۰۰ تأسیسات تقریباً ۴۰٪ از ظرفیت شیرینسازی آب جهانی را تشکیل میدهند. این یک آسیبپذیری استراتژیک واضح است. رویکردی با تابآوری بیشتر شامل گسترش تعداد تأسیسات کوچکتر شیرینسازی آب، کاهش وابستگی به هر تأسیسات واحد و تنوع منابع آب از طریق سرمایهگذاری بیشتر در بازیافت آبهای فاضلاب، مدیریت آبهای زیرزمینی و سایر منابع آب غیرمتعارف خواهد بود.
تغییر جغرافیای ریسک با یک شبکه منطقهای
سوم، ادغام امنیتی یکی از معدود حوزههایی است که کشورهای عرب خلیج فارس به طور مداوم از طریق شورای همکاری خلیج فارس همکاری کردهاند، با وجود اختلافات سیاسی مکرر میان کشورهای عضو. در طول جنگ، نیروهای نظامی خلیج فارس هماهنگیهایی در زمینه دفاع هوایی، تبادل اطلاعات و تدابیر امنیتی گستردهتر داشتند. این چارچوب موجود پایهای قوی برای گسترش همکاری به بخش آب فراهم میکند. به طور تاریخی، همکاری در زمینه آب در شورای همکاری خلیج فارس محدود باقی مانده است. با این حال، آسیبپذیری فزاینده زیرساختهای حیاتی آب باید به تغییر به سمت یک رویکرد جمعیتر تشویق کند. با توجه به اینکه آب یک دارایی منطقهای مشترک است، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس میتوانند از هماهنگی در حفاظت از تأسیسات شیرینسازی آب، خطوط لوله و تأسیسات ذخیرهسازی بهرهمند شوند.
یک استراتژی منطقهای همچنین به کشورهای عضو این امکان را میدهد که از تفاوتهای جغرافیایی در ریسک بهرهبرداری کنند. به عنوان مثال، تأسیسات شیرینسازی آب عربستان سعودی در سواحل دریای سرخ کمتر در معرض تهدیدات ناشی از ایران و عراق نسبت به تأسیسات نزدیک به خلیج فارس قرار دارند. این فرصتی برای توسعه یک شبکه شیرینسازی آب مشترک یا شبکه آبی منطقهای ایجاد میکند که به کشورهای عضو این امکان را میدهد که در صورت اختلال در زیرساختها در یک سواحل، از یکدیگر حمایت کنند.

آب به عنوان یک اولویت امنیت ملی
برآورده کردن تقاضای آب از طریق کارآمدترین روشهای زیستمحیطی و اقتصادی دیگر کافی نیست. تهدیدات امنیتی نوظهور برای زیرساختهای آبی در سراسر خلیج یک بعد جدید و به همان اندازه حیاتی را معرفی میکند که سیاستگذاران دیگر نمیتوانند آن را نادیده بگیرند.
<p
راهحلهای فنی و تدابیر تابآوری ضروری هستند، اما بدون تغییر بنیادی در نحوه درک دولتها از آب، ناکافی خواهند بود. در یک منطقه بهطور فزایندهای ناپایدار، دشمنان به وابستگی خلیج به سیستمهای آب آسیبپذیر به عنوان یک نقطه فشار پی میبرند. بنابراین، اولین گام به سوی تابآوری، گامی سیاسی و استراتژیک است: شناسایی آب به عنوان یک اولویت امنیت ملی.
تنها در این صورت است که دولتها میتوانند رویکردی یکپارچه ایجاد کنند که سیاست آب را با برنامهریزی امنیت ملی مرتبط کند و اطمینان حاصل کند که منطقه نه تنها برای تأمین تقاضای آینده آماده است، بلکه قادر به مقابله با تهدیدات نوظهور نیز خواهد بود.

