توافق سهجانبه لبنان یک قمار دیپلماتیک با ریسک بالا را نمایان میسازد که در آن زمانبندیهای هماهنگ برای خروج و خلع سلاح با سرسختی حزبالله که از ایران حمایت میشود، تداخل دارد. درک این توافق نیازمند تجزیه و تحلیل مکانیزم منطقه آزمایشی آن است که راهی ملموس برای کاهش تنشها ارائه میدهد، اما چارچوب توافق سهجانبه لبنان به طور کامل به اجرای سریع و بازسازی تحت رهبری ایالات متحده وابسته است، زیرا هر گونه تأخیر به نفع موانع خواهد بود. این توافق سهجانبه لبنان کمتر یک پیمان صلح و بیشتر یک توالی شکننده از آزمایشهای متقابل است.
ضرورت منطقه آزمایشی توافق سهجانبه لبنان
هفته گذشته لبنان و اسرائیل یک توافق سهجانبه تاریخی را به پایان رساندند، با ایالات متحده به عنوان طرف سوم. این توافق یک نقطه عطف تاریخی است که مراحل لازم برای هر دو کشور را برای پایان دادن به وضعیت جنگی مؤثر چند دههای بین آنها مشخص میکند و میتواند به یک توافق صلح منجر شود.
این توافق همچنین پیچیده است، با مراحل هماهنگ پیشنهادی که از سه طرف خواسته میشود و هر یک از آنها میتواند پیشرفت را در صورت عدم انجام به موقع مختل کند. برای پیشبرد سریع عناصر مختلف این توافق، به رهبری هماهنگ از واشنگتن و تعهد مستمر از بیروت و اورشلیم نیاز است. مذاکرات جاری ایالات متحده با ایران این چالش را بیشتر پیچیده میکند.
در قلب این مشکل، چالشی شبیه به چالش تخممرغ و مرغ وجود دارد که در آن متحد و نیابت ایران، حزبالله، به طور قاطع توافق را رد کرده و از بحث در مورد کنار گذاشتن هر یک از تسلیحات خود تا زمانی که اسرائیل به طور کامل از لبنان خارج نشود، خودداری میکند و اسرائیل نیز از خروج خودداری میکند مگر اینکه حزبالله ابتدا به طور کامل خلع سلاح شود.
اگرچه در ابتدا به دلیل حملات اسرائیل از سال 2024 تضعیف شده بود، اما اکنون حزبالله به دلیل ادعاهای ایران مبنی بر داشتن برتری در جنگ خود با ایالات متحده و اسرائیل، تقویت شده است. اصرار موفقیتآمیز ایران بر گنجاندن لبنان در بند اول یادداشت تفاهم (MOU) خود با ایالات متحده و تأکید بر آتشبس در آنجا و همچنین احترام به “حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان” نیز تأثیر حزبالله را در جامعه شیعه تقویت کرده است. علاوه بر این، به عنوان بخشی از یادداشت تفاهم، ایالات متحده و ایران مکانیزم کاهش تنش را برای نظارت بر آتشبس پیشنهاد کردند. ایران، ایالات متحده و لبنان اعضای این مکانیزم خواهند بود، اما اسرائیل شامل نخواهد شد.
نقش ایران باعث شده است که رهبری شیعه در لبنان، از جمله نبیه بری، رئیس مجلس که در ابتدا به جداسازی مذاکرات ایالات متحده و ایران از مذاکرات لبنان و اسرائیل تمایل داشت، اکنون به ادغام این دو تمایل پیدا کند. این موضع در آستانه دور جدید مذاکرات بین اسرائیل و لبنان در واشنگتن مطرح شد و خشم دولتهای لبنانی و اسرائیلی را برانگیخت و تهدیدی برای به هم زدن مذاکرات به وجود آورد.

تأمین توافقنامه سهجانبه لبنان
با وجود این چالشها، مذاکرهکنندگان لبنانی و اسرائیلی موفق شدند به یک توافقنامه چارچوب تاریخی دست یابند که حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان، خروج کامل اسرائیل در طول زمان، خلع سلاح حزبالله توسط نیروهای مسلح لبنان (LAF)، تأمین ایمنی و امنیت برای شهروندان هر دو کشور و امکان برقراری روابط مسالمتآمیز را تأیید میکند.
به جلو، یکی از نگرانیهای کلیدی در این توافق این است که به این معناست که اسرائیل به اشغال اراضی لبنانی ادامه خواهد داد، با تنها خروجهای تدریجی که به خلع سلاح حزبالله بستگی دارد. با این حال، آنچه که توافق پیشنهاد میدهد، “منطقههای آزمایشی” است که میتوانند به سرعت اجرا شوند. در این مناطق، نیروهای اسرائیلی پس از حذف جنگجویان و زیرساختهای حزبالله، عقبنشینی خواهند کرد و نیروهای مسلح لبنان جایگزین خواهند شد و در محل باقی خواهند ماند. سپس شهروندان لبنانی قادر خواهند بود به شهرها و روستاهای داخل منطقه، تحت حفاظت LAF بازگردند. علاوه بر این، توافق وعده حمایت بینالمللی برای بازسازی در هر منطقه تکمیل شده را میدهد.
ضروری است که دو منطقه آزمایشی اول به سرعت اجرا شوند و ایالات متحده حمایت بینالمللی، از جمله از کشورهای خلیج فارس، را برای تأمین بودجههای سریع بازسازی و بهبود برای هر منطقه بسیج کند.
اگر مناطق آزمایشی به عنوان یک موفقیت سریع و چشمگیر دیده شوند، با بازگشت دهها هزار غیرنظامی و پولهای کافی برای بازسازی و تغییر زندگیهایشان، آنگاه توافق و مناطق آزمایشی به عنوان راهی برای پیشرفت تلقی خواهند شد. این امر دست دولت لبنان و حامیان آن را تقویت کرده و مشروعیت حزبالله و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لبنان را تضعیف خواهد کرد، که اقداماتشان این جنگ و اشغال را به وجود آورد و هیچ مسیر واضحی برای بازگرداندن غیرنظامیان به شهرها و روستاهای اشغالی ندارند.
چارچوب توافق سهجانبه لبنان
ایالات متحده باید تمرکز خود را بر پیشرفت سریع این مناطق آزمایشی حفظ کند—نخست دو منطقه ذکر شده و به زودی مناطق آزمایشی اضافی، از جمله آنهایی که در “خط زرد” به اصطلاح اسرائیل قرار دارند. علاوه بر این، دولت اسرائیل باید درگیر و از این دینامیک مثبت حمایت کند، که به تقویت دولت لبنان و ارتش لبنان (LAF) کمک خواهد کرد.
اگر پیشرفت در اجرای مناطق آزمایشی کند شود، توافق در خطر جدی فروپاشی قرار خواهد گرفت. بنابراین، برای موفقیت مناطق آزمایشی و این توافق، نیاز به تعهد و اقدام هماهنگ از سوی هر سه امضاکننده این توافق است.
این امر مستلزم آن است که اسرائیلیها به طور دقیق به شرایط آتشبس پایبند باشند، که از نوامبر ۲۰۲۴ به طور مکرر اعلام شده است. در حالی که توافق چارچوب اخیر حق هر دو کشور را برای دفاع از خود تأیید میکند، اسرائیلیها نباید از این بند برای ادامه عملیات نظامی در مقیاس بزرگ به مانند گذشته سوءاستفاده کنند و ایالات متحده باید از نفوذ خود برای فشار به اسرائیل استفاده کند تا این حق را تنها در معنای محدود و فوری خود به کار گیرد.
بسیاری از افراد بیگناه قبلاً کشته شدهاند، با بیش از ۱ میلیون نفر که به دلیل اقدامات اسرائیل آواره شدهاند و دهها شهر و روستا به طور عمده از روی نقشه محو شدهاند. اسرائیل باید از تخریب کلی شهرها و روستاها در جنوب لبنان دست بردارد و شرایطی را برای بازگشت غیرنظامیان تحت شرایط توافق حفظ کند، در حالی که مناطق آزمایشی به تدریج اجرا میشوند.

توافق سهجانبه لبنان نیاز به اقدام دارد
دولت و ارتش لبنان نیز باید اراده و توانایی خود را برای اجرای کامل این توافق نشان دهند. ارتش لبنان باید آماده باشد تا به سرعت به کنترل دو منطقه آزمایشی اول و سپس مناطق دیگر بپردازد. دولت لبنان باید با سازوکارهای مناسب حکمرانی و نظارت مالی برای مدیریت کمکهای بازسازی که به این مناطق سرازیر میشود، آماده باشد.
دولت و ارتش لبنان باید به طور قاطع و پیوسته برای کنترل بخشهای بیشتری از کشور—غیر از مناطق آزمایشی—حرکت کنند تا حاکمیت کامل دولتی را برقرار کنند و در حین این کار، حزبالله را خلع سلاح کنند. دولت لبنان همچنین باید اقداماتی برای دستگیری عوامل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، تعطیلی تأمین مالی غیرقانونی و رسیدگی سریع به قوانین بانکی خود انجام دهد. دیگر نمیتوان به بهانههای عدم اقدام یا عدم کنترل تلاشهای حزبالله برای مختل کردن این توافق توجیهی داشت.
با این حال، توافق در صورتی که ایالات متحده این تلاش را رهبری نکند، همانطور که در توافق خواسته شده، از هم میپاشد. ایالات متحده، در درجه اول، باید از نفوذ خود برای فشار به ایران به منظور توقف حمایتهای نیابتیاش از حزبالله استفاده کند. ایالات متحده همچنین باید به طور فوری، جلسات مشترک منظم تیمهای نظامی و دیپلماتیک لبنان و اسرائیل را برگزار کند تا اهداف توافق به جلو پیش برود.
ایالات متحده باید متعهد به حمایت از ارتش لبنان باشد تا بتواند وظایف خود را تحت چارچوب توافق انجام دهد. این حمایت باید مشروط به ارائه نتایج منظم و قابل تأیید از سوی ارتش لبنان باشد. ایالات متحده باید رهبری یک تلاش بینالمللی برای حمایت از بهبودی، بازسازی و نیازهای انسانی لبنان را به سرعت انجام دهد. مهم است که ایالات متحده یک سازوکار هماهنگی قوی و قابل تأیید برای کمک به ارتش لبنان در انجام وظایفش و نظارت و حمایت از آموزش، تجهیزات و جمعآوری اطلاعات ارتش لبنان ایجاد کند.
نقش محوری در توافق سهجانبه لبنان
لبنان و اسرائیل یک گام جسورانه به جلو برداشتهاند که امنیت و ثبات نهایی را برای مردم هر دو کشور و تأثیرات مفیدی برای خاورمیانه وسیعتر وعده میدهد. اما این توافق با چالشهایی روبرو است. برای موفقیت این توافق، هر سه طرف باید به طور همزمان و سریع همکاری کنند.

