تثبیت پس از اسد در سوریه تحت رهبری رئیسجمهور احمد الشراعه پارادوکسی ایجاد کرده است که در آن سیاستهای متمرکز برای تثبیت دولت بهطور ناخواسته ساختار امنیتی آن را تضعیف میکند. رویکرد احمد الشراعه نیاز به ادغام عملی فوری نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) دارد، نه جذب نمادین، تا از ظهور دوباره جهادگرایان جلوگیری کند. بدون آنکه احمد الشراعه به شراکت واقعی متعهد شود، دمشق در معرض خطر بازسازی فضاهای بدون حاکمیتی است که به داعش، حزبالله و نمایندگان ایرانی اجازه رشد در سالهای جنگ داخلی را داد.

احمد الشراعه با تله امنیتی مواجه است
زمانی که رئیسجمهور سوریه احمد الشراعه بهطور رسمی پس از سقوط بشار اسد در ژانویه 2025 قدرت را بهدست گرفت، وعده داد که “صلح مدنی” را حفظ کند، نهادهای نظامی و امنیتی سوریه را بازسازی کند و پس از سالها تکهتکه شدن و جنگ داخلی، حاکمیت دولت را بازگرداند. این یک پیشنهاد جذاب بود. تحت حکومت اسد، کنترل ضعیف دولت و سرزمینهای بدون حاکمیت به گروههای جهادگرایی مانند داعش در سوریه اجازه داد تا زمین را تصرف و حفظ کنند. در عین حال، ایران از مرزهای نفوذپذیر شرق سوریه برای حفظ یک کریدور زمینی به حزبالله در لبنان بهرهبرداری کرد. بازگرداندن حاکمیت منسجم دولتی، راهی معتبر برای تثبیت بلندمدت سوریه و منطقه ارائه میداد.
اما انتقال جاری سوریه یک تناقض خطرناک را نمایان میکند. در حالی که دمشق قدرت نظامی و سیاسی را تجمیع میکند، برخی از سیاستهای intended برای تقویت دولت، خطر تضعیف توانایی آن در تأمین امنیت را به همراه دارد. از جمله این سیاستها، حاشیهنشینی نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) است، نیرویی که مورد حمایت ایالات متحده قرار دارد و در دهه گذشته به تخریب خلافت سرزمینی داعش، اداره مناطق سابق جهادگرایان و ساخت شبکههای اطلاعاتی که مانع از بازگشت شرق سوریه به شورش شد، پرداخته است. با از دست دادن کنترل عملیاتی SDF بر زمینهای کلیدی در شمال شرق پس از درگیریها در ژانویه 2026 با دمشق، سلولهای بازگشته داعش، زندانیان جهادگرای فراری و شبهنظامیان عراقی مورد حمایت ایران از خلأ امنیتی رو به رشد بهرهبرداری میکنند.
شعرا نمیتواند وعده خود را برای تثبیت از طریق تمرکزگرایی به تنهایی محقق کند. ساختار امنیتی سوریه همچنان بسیار شکننده است، ارتش آن تجربه کافی ندارد و محیط تهدید آن به قدری ناپایدار است که دمشق نمیتواند شریک مؤثر خود در مبارزه با تروریسم را کنار بگذارد. ادغام عملی نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) پیشنیاز سوریه باثباتی است که شعرا وعده داده است. واشنگتن باید این موضوع را در مرکز سیاست خود در سوریه قرار دهد و ادامه حمایت از استراتژی مبارزه با تروریسم سوریه را مشروط به ارائه ادغام واقعی از سوی دمشق به جای جذب نمادین کند. اگر دمشق در این زمینه اشتباه کند، در خطر بازتولید شرایطی است که روزگاری به سوریه اجازه داد تا فضاهای غیرقابل کنترل آن به کانون شورشهای جهادی و جنگهای نیابتی خارجی تبدیل شود.

چرا احمد الشعرا باید با داعش مقابله کند
اگر پروژه تمرکزگرایی شعرا بخواهد موفق شود، باید با تهدید تجدیدشونده داعش مقابله کند. اگرچه این گروه در سال ۲۰۱۹ خلافت سرزمینی خود را در سوریه از دست داد، اما هرگز به طور کامل ناپدید نشد. بلکه، این گروه سازگار شد و از کنترل سرزمینی به حالت بقای مخفیانه از طریق جذب مخفی و حملات هدفمند علیه نیروهای امنیتی محلی منتقل شد. انتقال سوریه اکنون در خطر است که به داعش بزرگترین فرصت برای بازسازی در سالهای اخیر را بدهد.
علائم هشداردهنده شدت بیشتری یافته و نشاندهنده خطر قابل توجهی از افزایش فعالیتهای داعش است. در ژانویه ۲۰۲۶، رئیس اطلاعات عراق، حمید الشطری، هشدار داد که نیروی انسانی داعش در سال گذشته پنج برابر افزایش یافته است—از حدود ۲,۰۰۰ جنگجو به بیش از ۱۰,۰۰۰—زیرا این گروه از بیثباتی پس از اسد در سوریه بهرهبرداری کرده است. درگیریهای همان ماه بین نیروهای دموکراتیک سوریه و نیروهای دمشق در شمال شرق سوریه فرصتهای بیشتری را ایجاد کرد، زیرا تخمین زده میشود که ۱۵,۰۰۰ تا ۲۰,۰۰۰ زندانی و اعضای خانواده مرتبط با داعش از تأسیسات قبلاً تأمینشده توسط SDF فرار کردهاند. با ارتباط دوباره داعش با جهادیهای فراری، حملات ممکن است در مقیاس و فراوانی افزایش یابد—با احتمال حملات فراملی که ممکن است به اروپا و ایالات متحده برسد.
اگرچه فعالیت داعش پس از سقوط اسد در دسامبر 2024 کاهش یافت، اما سلولها همچنان فعال هستند و تمرکز بیشتری بر تضعیف دولت موقت جدید دارند. در سال گذشته، داعش حدود 330 حمله در خاک سوریه انجام داد که بیشتر آنها در شمالشرقی سوریه که اکثریت کردها در آنجا ساکن هستند، صورت گرفت و این گروه بهطور مکرر مقامات و نیروهای تحت حکومت شراعه را هدف قرار داد تا آنچه را که یک رژیم مرتد میداند، تضعیف کند.
پس از پیوستن سوریه به ائتلاف برای شکست داعش در نوامبر گذشته، این گروه تروریستی حملات خود را در مناطقی که تحت کنترل دولت سوریه است، افزایش داد. داعش همچنین در تلاش است تا از شکافهای در حال رشد در درون رژیم بهرهبرداری کند. پیگیری سیاستهای معتدل شراعه برای تقویت حمایتهای بینالمللی و داخلی، بهطور فزایندهای گروههای اسلامی را که پایه سیاسی او را تشکیل میدهند، ناامید کرده است و داعش در حال آمادهسازی خود برای بهرهبرداری از این بیگانگی است.
دیگر بازیگران مسلح نیز از همان خلأهای موجود در سراسر سوریه بهرهبرداری میکنند. بازیگران مرتبط با القاعده در شمالغرب کشور فعال هستند، در حالی که گروههای افراطی نوظهور مانند سرایا انصار السنه—که از فراریان داعش و هیأت تحریر الشام (HTS) تشکیل شدهاند، گروهی تروریستی که توسط خود شراعه تأسیس و قبلاً رهبری میشد—قبلاً حملات فرقهای انجام داده و تهدید به خشونت بیشتر کردهاند. حزبالله، هرچند که بهدلیل حملات اسرائیلی تضعیف شده، همچنان در داخل سوریه فعال است.
در ماه مه، نیروهای امنیتی سوریه 11 عامل مرتبط با حزبالله را در پنج استان دستگیر کردند و یک طرح ادعایی برای ترور مقامات ارشد را مختل کردند. این اقدام پس از توقیفهای قبلی موشکها، مواد منفجره و محمولههای تسلیحاتی که از دو طرف مرز سوریه-لبنان منشأ میگرفت، انجام شد. ادامه فعالیت حزبالله در ارسال تسلیحات به خاک سوریه و برنامهریزی برای طرحهای ترور مقامات سوری، با وجود سرکوبهای دمشق، نشان میدهد که این گروه هنوز دولت سوریه را به اندازه کافی نفوذپذیر میداند تا از آن بهرهبرداری کند.
تهدید از شرق مرزهای سوریه ممکن است برای امنیت سوریه حتی عواقب بیشتری داشته باشد. در ژانویه، یک حمله به رهبری دمشق علیه نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) شبهنظامیان را از پایگاههای شمالشرقی خود بیرون راند. این حمله با آتشبس میانجیگری شده توسط ایالات متحده به پایان رسید که در آن SDF تقریباً 80 درصد از سرزمین خود را از دست داد. با از دست دادن کنترل عملیاتی در امتداد مرز عراق و سوریه، گروههای وابسته به ایران در نیروهای بسیج مردمی عراق (PMF) در امتداد مرز مستقر شدند و دامنه نفوذ خود را به کریدوری گسترش دادند که تا چند هفته پیش تحت نظارت SDF بود.
در اواخر مارس، نیروهای امنیتی سوریه یک شبکه اطلاعاتی و قاچاق سلاح مرتبط با PMF را در دیرالزور، یکی از نخستین شبکههای کشف شده در شمالشرقی سوریه، که سالها تحت کنترل SDF بود، منهدم کردند. دستگیری این شبکه قاچاق PMF با شلیک موشک از خاک عراق به سمت مواضع نظامی سوریه در عرض چند ساعت دنبال شد که به ماهیت مرتبط تهدیدات PMF در داخل سرزمین سوریه و در مرزهای آن اشاره دارد. احتمال کاهش فعالیتهای PMF بعید به نظر میرسد. در آوریل و مه، اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به بغداد سفر کرد تا به هماهنگی گروههای عراقی وابسته به ایران کمک کند—نشانهای از اینکه تهران ارزش جدیدی در شبهنظامیان عراق میبیند زیرا حزبالله در لبنان تضعیف شده است.
آنچه این تهدیدات را به هم پیوند میدهد، ایدئولوژی نیست، بلکه فرصت است: دولتی سوری که هنوز در حال تحکیم کنترل است، ساختار امنیتی در حال تغییر، و قویترین نیروی ضدتروریسم کشور که در بدترین زمان ممکن کنترل عملیاتی خود را از دست میدهد.
تهدید فزاینده گروههای تروریستی اسلامی با خطرات ناشی از عناصر افراطی در داخل نیروهای امنیتی سوریه تشدید میشود. برای تحکیم انحصار دولت سوریه بر خشونت، شرا، صحنهای از کافه مو Eisley در جنگ ستارگان را شامل جهادگران سابق و گروههای تحریم شده توسط ایالات متحده که علیه رژیم اسد جنگیده بودند، به ارتش و خدمات امنیتی سوریه، از جمله موقعیتهای ارشد، وارد کرد. از زمان پیوستن به ارتش دولتی، برخی از این گروهها مرتکب نقضهای جدی حقوق بشر شدهاند، از جمله مشارکت در دو کشتار فرقهای علیه جوامع علوی و دروزی سوریه در سال گذشته.
در دسامبر گذشته، یک عضو وابسته به داعش از نیروهای امنیتی سوریه دو نظامی آمریکایی و یک مترجم غیرنظامی را در یک جلسه بین نیروهای سوری و ائتلاف جهانی ضد داعش به قتل رساند. همچنین گزارشهایی از ظهور یک فرهنگ افراطی در داخل ارتش سوریه به گوش میرسد که شامل آموزشهای ایدئولوژیک در برنامههای آموزشی است. کارایی درخواست از مبارزان افراطی برای کنار گذاشتن ایدئولوژیهای راهنمای خود—از جمله وابستگیهای احتمالی به گروههای تروریستی که اکنون به آنها گفته میشود که باید با آنها مبارزه کنند—برای تضمین امنیت دولت سوریه مشکوک است.
چرا احمد الشراعه هنوز به SDF نیاز دارد
توافق ادغام دمشق-SDF در ۲۹ ژانویه گام اول مهمی در راستای تثبیت شمال شرق سوریه بود. دمشق چهار تیپ SDF را به ارتش عربی سوریه (SAA) ادغام کرده است و مقامات سوریه فرماندهان ارشد SDF، سیپان حمو و چیا کوبانی را در موقعیتهایی در سلسله مراتب نظامی سوریه قرار دادهاند—هرچند با نفوذ محدود.
اما دمشق ادغام را کامل نکرده است. در ماه مه، حمو اذعان کرد که دمشق چندین مسئله اساسی را حل نکرده است، از جمله اندازه و ترکیب تیپها و آینده واحدهای حفاظت از زنان (YPJ)، که یک تشکیل اصلی SDF است. گزارشها حاکی از آن است که دمشق تمایل خود را برای ادغام زنان در وزارت کشور (MOI) در موقعیتهای امنیت داخلی نشان داده است اما در برابر گنجاندن آنها در وزارت دفاع مقاومت کرده است، همانطور که فرمانده YPJ، روحلات عفرین، خواستار آن شده است. هر مسئله حلنشده یک نقطه شکست بالقوه ایجاد میکند و هر تأخیر اعتماد رهبری SDF به دمشق را کاهش میدهد و در نتیجه خطر از سرگیری درگیری را افزایش میدهد.
برای جلوگیری از بازسازی داعش و بازدارندگی فعالیتهای تروریستی، دمشق باید SDF را به طور معناداری به SAA ادغام کند. بر خلاف SAA، SDF تجربه گستردهای در خنثیسازی تهدیدات تروریستی دارد. این نیرو در شکست داعش با ایالات متحده نقش محوری ایفا کرد. SDF آموزش نظامی از نیروهای آمریکایی دریافت کرده و قابلیتهای اطلاعاتی قابل توجه و زیرساخت نظامی مؤثری را حفظ کرده است. این نیرو همچنان به عنوان قابل اعتمادترین نیروی ضدتروریسم سوریه خدمت میکند و در صورت ادغام، میتواند نیروی ارتش سوریه و وزارت کشور را به میزان حدود ۳۰,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰ مبارز افزایش دهد—مزیتی در تواناییها و اندازه که به ارتش سوریه اجازه میدهد عملیات ضدتروریسم خود را قبل از بدتر شدن تهدید داعش و دیگر گروهها گسترش دهد.
به طور همزمان، دمشق باید پرسنل SDF که هنوز به وزارت دفاع ادغام نشدهاند را به وزارت کشور (MOI) منصوب کند. در سوریه، وزارت کشور نهاد پیشرو در تلاشهای ضدتروریسم داخلی است و تنها نهادی است که با ایالات متحده در عملیاتهای ضدتروریسم همکاری میکند. نیروهای امنیت داخلی سوریه قبلاً شبکههای مرتبط با داعش و حشد شعبی را در دیرالزور منهدم کردهاند. در نوامبر گذشته، فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) و نیروهای وزارت کشور سوریه همچنین بیش از ۱۵ انبار سلاح داعش را در جنوب سوریه نابود کردند. دمشق باید مشارکت کردها را در واحدهای ضدتروریسم وزارت کشور گسترش دهد، به فرماندهان کرد اختیارات واقعی تصمیمگیری درون وزارتخانه بدهد و شبکههای اطلاعاتی سابق SDF را در ساختار امنیت داخلی سوریه ادغام کند.

برای واشنگتن، رها کردن SDF در میانه یک ادغام ناقص، بیثباتیای را که حضور نظامی ایالات متحده کنترل کرده است، تشدید خواهد کرد. در عوض، ایالات متحده باید همکاری خود را با هر دو نیروی سوری و SDF حفظ کند، در حالی که حمایت نظامی از دمشق را به تحقق تعهدات آن در تاریخ ۲۹ ژانویه مشروط کند. اگرچه نیروهای نظامی ایالات متحده از سوریه خارج شدهاند، CENTCOM قبلاً یک پیشینه برای همکاری مستقیم ضدتروریسم با هر دو SDF و وزارت کشور سوریه ایجاد کرده است. این رویکرد دوگانه باید حفظ شود تا هر دو رابطه حفظ شوند، به جای اینکه به یک تعامل صرفاً با دمشق فروکش کند.
به طور همزمان، ادامه حمایت ایالات متحده از ظرفیت ضدتروریسم دولت سوریه—آموزش، اشتراکگذاری اطلاعات و عملیاتهای مشترک مانند آنچه که در نوامبر توسط CENTCOM و وزارت کشور انجام شد—باید به تحقق تعهدات دمشق در تاریخ ۲۹ ژانویه مشروط باشد. ادغام کامل تیپها با اختیارات عملیاتی در هر دو وزارت دفاع و کشور، تجربه ضدتروریسم SDF را در تمام جنبههای دستگاههای امنیتی دمشق گسترش میدهد.
ادغام YPJ در نقشهای ضدتروریسم، متناسب با قابلیتهای آنها، ۷۰۰۰ جنگنده اثباتشده و متعهد را حفظ میکند. بدون شرایط قابل اجرا، توافقنامه ژانویه ساختارهایی را تولید خواهد کرد که به نظر میرسد ادغام در کاغذ باشد اما در عمل به عنوان exclusion عمل میکند—و داعش، القاعده، حزبالله و حشد شعبی به بهرهبرداری از خلاءهای امنیتی که تمرکزگرایی شراعه قرار بود ببندد، ادامه خواهند داد.
احمد الشراعه یک فرصت محدود دارد
تحول سوریه در انزوا در حال وقوع نیست. حزبالله همچنان زخمی است اما دوباره به دنبال نفوذی در داخل سوریه میباشد. نیروهای حشد الشعبی عراق به عنوان یکی از مؤثرترین نمایندگان باقیمانده ایران ظاهر شدهاند. داعش در حال بازسازی خود به عنوان یک شورش پراکنده است. تهدیدی که هر یک از این گروهها ایجاد میکند میتواند در صورت شکست تحول سوریه تشدید شود—و هر یک از آنها در حال حاضر شروع به جستجوی فرصت کردهاند.
متمرکزسازی شرا در قالب حذف دیگران، آن فرصت را ایجاد میکند. با حاشیهنشین کردن نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) به نام تحکیم اقتدار دولتی، دمشق در حال تخریب همان ساختار ضدتروریسمی است که برای ارائه ثباتی که شرا وعده داده به آن نیاز دارد. چارچوب ادغام ۲۹ ژانویه مسیری برای اجتناب از آن نتیجه ایجاد کرد، اما دمشق هنوز نتوانسته است مهمترین اختلافات سیاسی و عملیاتی خود را حل کند.
چرا احمد الشرا باید اکنون اقدام کند
پنجره برای اصلاح مسیر باریک اما واقعی است. چارچوب ادغام در حال حرکت است، حمو و کوبانی هنوز سمتهای خود را حفظ کردهاند و CENTCOM قبلاً پیشزمینهای برای همکاری مستقیم ضدتروریسم با هر دو نهاد دولتی سوریه و تیپهای سابقاً خودمختار SDF ایجاد کرده است. تصمیماتی که شرا و واشنگتن در ماههای آینده اتخاذ میکنند، تعیین خواهد کرد که آیا سوریه به عنوان یک دولت توانمندتر یا آسیبپذیرتر ظاهر میشود. زمان تمرکز بر داعش، القاعده، حزبالله و حشد الشعبی زمانی نیست که این تهدیدات غیرقابل اجتناب شوند. اکنون است، در حالی که دمشق، SDF و واشنگتن هنوز ساختار لازم برای مقابله با آنها را در اختیار دارند.

