اقتصاد سیاسی بحرین مدتهاست که ناپایداری ساختاری را پشت معیارهای تنوع پنهان کرده است، اما جنگ ایران این پوشش را کنار زده و نشان داده است که چگونه بخشهای غیرنفتی به جای تابآوری خودمختار، به ثبات منطقهای وابستهاند. آزمون واقعی اقتصاد سیاسی بحرین نه در شوکهای خارجی بلکه در ناتوانی پادشاهی در آشتی دادن اصلاحات مالی با محدودیتهای سیاسی داخلی است که مانع تغییرات معنادار میشود.
اقتصاد سیاسی بحرین و دینامیک بدهی
موافقتنامه 14 مادهای که بین ایالات متحده و ایران امضا شده، خواستار توقف فوری درگیریها و یک دوره 60 روزه برای مذاکره بر سر یک توافق نهایی برای پایان جنگ است. اگرچه این توافق هنوز در مراحل اولیه قرار دارد و در هفتههای آینده آزمایش خواهد شد، هرگونه پیشرفت پایدار به سمت پایان خصومتها و بازگشایی تنگه هرمز حداقل تسکین جزئی برای کشورهای آسیبدیده خلیج فارس، مانند بحرین، فراهم خواهد کرد.
از زمان آغاز درگیریها در 28 فوریه، منطقه خلیج فارس به گزارشها بیش از 7000 حمله موشکی و پهپادی ایرانی را تجربه کرده است که حدود 700 مورد آن بحرین را هدف قرار داده است. به عنوان میزبان ناوگان پنجم ایالات متحده و امضاکننده توافقهای ابراهیم، بحرین بهویژه در معرض حملات تلافیجویانه ایران قرار دارد که نه تنها داراییهای مرتبط با ایالات متحده و اسرائیل در سراسر منطقه را هدف قرار داده بلکه زیرساختهای غیرنظامی را نیز مورد حمله قرار داده است.
علاوه بر ایجاد تهدیدات امنیتی مداوم، این حملات فشار اقتصادی قابل توجهی بر بحرین وارد کرده است. موانع بیسابقه در تنگه هرمز که باعث شوکهای انرژی از سمت عرضه و سایر اختلالات شده، فشارهای اقتصادی مرتبط با درگیری را بر کشور تشدید کرده است. اختلال در تجارت از طریق تنگه، وابستگی سنگین بخشهای غیرنفتی بحرین به مسیرهای کشتیرانی امن و ثبات منطقهای گستردهتر را برجسته کرده است.
جنگ ایران ویژگی پایدار اقتصاد سیاسی بحرین را تقویت کرده است: این کشور در ظاهر درجهای از تنوع اقتصادی را نشان میدهد، اما این امر به تابآوری اقتصادی در عمل تبدیل نشده است. بحرین بخشهای غیرنفتی مهمی را ایجاد کرده و فرآیندهای اصلاحی حساسی را آغاز کرده است، اما این پیشرفت همچنان تحت تأثیر ضعفهای ساختاری و آسیبپذیری شدید در برابر نوع خاصی از شوکهای ژئوپلیتیکی که ایران نشان داده است تمایل به تحمیل آن بر منطقه دارد، محدود مانده است. در حالی که بحرین باید به مدیریت فشارهای خارجی قابل توجه ادامه دهد، چالش اصلی که سیاستگذاران اقتصادی آن با آن مواجه هستند، از درون ناشی میشود.
واقعیتهای اقتصادی دردناک
بحرین در دوره پرتنش جنگ ایران با پایههای اقتصادی قوی وارد نشد. در واقع، این کشور کوچک خلیج فارس یکی از ضعیفترین اصول اقتصادی را در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس دارد. در نوامبر 2025، S&P برای اولین بار از سال 2017، رتبه بلندمدت بحرین را به “B” کاهش داد و به دینامیکهای چالشبرانگیز مالی و بدهی اشاره کرد. و در ژانویه 2026، بحرین بستهای از اصلاحات مالی را اعلام کرد که هدف آن مقابله با افزایش بدهی از طریق مالیاتها، تعدیل یارانهها و کاهش هزینهها بود.
سطوح بالای بدهی دولت، کسریهای بودجه سال به سال و درآمدهای دولتی که به شدت به بخش نفت وابسته است، نگرانیهای مداومی را ایجاد کرده است. صندوق بینالمللی پول پیشبینی کرده است که بدهی ناخالص عمومی دولت این کشور در سال 2026 به بیش از 150% خواهد رسید و همچنان افزایش خواهد یافت. پس از ثبت کسری مالی تخمینی 10.8% از تولید ناخالص داخلی در سال 2025، پیشبینی میشود که کسری بحرین در سال 2026 دوباره به بیش از 10% برسد. علاوه بر این، هیدروکربنها حدود 75% از درآمد دولت بحرین را تشکیل میدهند و این امر کشور را به شدت حساس به محدودیتهای ترافیک دریایی از طریق تنگه هرمز میکند. کاهش درآمد نفت و افزایش هزینههای خدمات بدهی، که حدود 33% از کل درآمد دولت را جذب میکند، فشارهای اقتصادی مضاعفی ایجاد میکند.
قبل از جنگ، برخی از روندهای اقتصادی به نفع بحرین در حال شکلگیری بود. صندوق ثروت ملی این کشور، مومتالکات، در سال 2025 شاهد افزایش 87 درصدی در درآمد خالص بود که منجر به سود خالص تجمیعی حدود 1.6 میلیارد دلار برای سهامداران شد. بحرین همچنین در ماه فوریه “استراتژی ملی هوانوردی برای 2026-27” را معرفی کرد. شرکت هواپیمایی ملی این کشور در مسیر بهبودی اقتصادی قرار داشت و در حالی که این شرکت و فرودگاه بینالمللی بحرین همچنان با اختلالاتی مواجه بودند، مدیرعامل Gulf Air نسبت به پتانسیل رشد بلندمدت خوشبین به نظر میرسید.
مقابله با آسیبپذیریهای اقتصاد سیاسی بحرین
مدیریت جنگ ایران
جنگ ایران لایهای از آسیبپذیری را برای بحرین نمایان کرد که کاهش آن دشوار است: جغرافیا. وابستگی شدید کشور به تنگه هرمز آن را به شدت در معرض اختلالات دریایی که بر صادرات هیدروکربن، محمولههای آلومینیوم و جریانهای تجاری گستردهتر تأثیر میگذارد، قرار داد. در سهماهه اول سال 2026، ارزش تجارت بحرین 14.5 درصد کاهش یافت.
آلبای بحرین، یکی از بزرگترین ذوبکنندههای آلومینیوم در جهان، در ماه مارس به دلیل بسته شدن تنگه، 19 درصد از ظرفیت خود را تعطیل کرد. این اختلالات نشان میدهد که تنوع اقتصادی بحرین نمیتواند بهطور کامل کشور را از شوکهای خارجی محافظت کند. در حالی که این کشور در سالهای اخیر بخشهای غیرنفتی کلیدی را ایجاد کرده است، بهطوری که فعالیتهای غیرنفتی در سال 2025 معادل 85.8 درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد، این بخشها همچنان به شدت به ثبات منطقهای وابسته هستند و بهطور مستقیم در معرض اختلالات مرتبط با جنگ قرار دارند.
بخش گردشگری بحرین نیز آسیبپذیر است. این بخش حدود 7 درصد از تولید ناخالص داخلی بحرین را تشکیل میدهد و مشارکتهای مستقیم و غیرمستقیم آن به حدود 13 درصد میرسد. اما با جمعیتی حدود 1.6 میلیون نفر، بحرین دارای پایگاه گردشگری داخلی محدودی است و به شدت به بازدیدکنندگان بینالمللی، بهویژه از عربستان سعودی، وابسته است. این امر بخش گردشگری را در معرض اختلالات سفر مرتبط با درگیری قرار میدهد. علاوه بر این، تلاشهای مداوم عربستان سعودی برای گسترش پیشنهادات گردشگری و تفریحی داخلی خود ممکن است موانع بیشتری برای بخش گردشگری بحرین ایجاد کند.
پس از بروز جنگ ایران، بحرین به سرعت اقداماتی برای کاهش تأثیرات اقتصادی فوری و جلوگیری از تبدیل اختلالات مرتبط با جنگ به یک بحران عمیقتر انجام داد. در ماه آوریل، بانک مرکزی بحرین بستهای از تعویقهای وام و سایر تدابیر را با حمایت 18.6 میلیارد دلار نقدینگی برای کاهش فشار بر وامگیرندگان اعلام کرد. دولت همچنین حمایت از دستمزد برای 105,500 کارگر بخش خصوصی بحرینی را برای دریافت حقوق ماه آوریل خود معرفی کرد.
علاوه بر این، تمکین، صندوق کار بحرین، در ماه مه یک بسته حمایت اقتصادی برای بیش از ۷۰۰۰ شرکت کوچک، متوسط و میکرو بحرینی که تحت تأثیر درگیری قرار گرفتهاند، اعلام کرد. با این حال، این ابتکارات سیاستی، هرچند به خوبی طراحی شده و به موقع هستند، عمدتاً به عنوان ابزارهای دفاعی عمل میکنند. این اقدامات تأثیر فوری جنگ را کاهش میدهند، اما به آسیبپذیریهای عمیق مالی و ساختاری که قبل از درگیری وجود داشتند، نمیپردازند.

کسریهای ماندگار در اقتصاد سیاسی بحرین
راه پیش رو
بحرین هنوز به بازارهای سرمایه بینالمللی دسترسی دارد. در اوایل ژوئن، بحرین یک میلیارد دلار از طریق یک اوراق قرضه ۱۰ ساله به دلار آمریکا جمعآوری کرد. تقاضای قوی برای این انتشار و تنگ شدن قیمتها نشان میدهد که سرمایهگذاران هنوز تمایل به سرمایهگذاری در اعتبار بحرین دارند. در ماه آوریل، بانکهای مرکزی امارات متحده عربی و بحرین یک توافق مبادله ارز به ارزش ۵.۴۴ میلیارد دلار امضا کردند.
انتظار قوی وجود دارد که اشکال مختلف حمایتهای دولتی از کشورهای همسایه خلیج فارس – به ویژه عربستان سعودی، کویت و امارات متحده عربی – به بحرین اجازه دهد تا به مدیریت فشارهای مالی و خارجی ادامه دهد. با این حال، نیازهای اقتصادی فزاینده در کشورهای همسایه میتواند بر مقیاس و دامنه کمکهای منطقهای به بحرین تأثیر بگذارد، به ویژه اگر یک راهحل جامع برای درگیری همچنان دور از دسترس باشد.
در عین حال، مسائل اقتصادی بحرین تا حدی با سیاست داخلی در هم تنیده است. انتخابات پارلمانی بحرین برای اواخر سال ۲۰۲۶ برنامهریزی شده بود، اما یک فرمان سلطنتی دوره فعلی قانونگذاری را یک سال تمدید کرد و انتخابات را تا سال ۲۰۲۷ به تعویق انداخت. انتخابات آینده احتمالاً تغییرات معناداری در سیاستها به وجود نخواهد آورد. با این حال، پیشرفت تدریجی به سمت انتخابات ممکن است بستری برای شهروندان فراهم کند تا نارضایتیهای اجتماعی و اقتصادی خود را بیان کنند، ترجیحات سیاسی خود را نشان دهند و حتی خواستار اصلاحات تدریجی شوند.
اقتصاد سیاسی بحرین و مسیر بهبودی
جنگ ایران نه تنها اقتصاد بحرین را آزمایش کرده بلکه مدل اقتصادی گستردهتری در خلیج فارس را نیز به چالش کشیده است و نشان میدهد که تنوع اقتصادی لزوماً در معرض تهدیدات امنیتی مشترک را از بین نبرده است. بحرین به ویژه به دلیل ورود به این درگیری با ذخایر مالی کمتر از همسایگانش آسیبپذیر باقی مانده است. در حالی که واکنش سریع آن به کاهش فشارهای فوری کمک کرده است، یک بهبود پایدار نیازمند اصلاحات مالی مستمر و تلاشهای مؤثر برای ایجاد تابآوری اقتصادی خواهد بود. کاهش خصومتها ممکن است به سیاستگذاران فضای بیشتری برای پیگیری این وظایف حیاتی بدهد.

