تغییرات قانونی اخیر در مورد وضعیت حفاظت موقت، عدم تطابق عمیقی را بین اجرای قوانین مهاجرت غربی و واقعیتهای سخت بازسازی پس از درگیریها نشان میدهد. در حالی که چارچوبهای قضایی غربی سیاست داخلی را بر ثبات انسانی خارجی اولویت میدهند، حذف حمایتها موجب بازگشت زودهنگام به یک سرزمین شکسته میشود. این خاتمه ناگهانی چارچوبهای امنیتی، فرسایش جهانی اصول عدم بازگشت اجباری را برجسته میکند و جمعیتهای آواره را به شدت آسیبپذیر میسازد. در نتیجه، این تغییر سیاست در مورد پناهندگان سوری تلاشهای تثبیت منطقهای درازمدت را با نادیده گرفتن کمبودهای شدید اقتصادی و فیزیکی کشور در حال بازسازی مختل میکند. وادار کردن پناهندگان سوری به یک دولت ضعیف و آمادهنشده، شوکهای سیستمی ایجاد میکند که در سراسر چشمانداز ژئوپلیتیکی گسترش مییابد.
پناهندگان سوری با دستورات فوری بازگشت مواجه هستند
تصمیم به پایان وضعیت حفاظت موقت (TPS) برای پناهندگان سوری در خیابان اول، واشنگتن دیسی اتخاذ شد، اما این تصمیم در دمشق، بیروت، استانبول، برلین، پاریس، آمستردام و فراتر از آن احساس خواهد شد.
در تاریخ ۲۵ ژوئن، دیوان عالی ایالات متحده تصمیم دولت ترامپ برای خاتمه برنامههای TPS برای هزاران سوری و چند صد هزار هائیتی که در ایالات متحده تحت حمایت انسانی زندگی میکنند را تأیید کرد.
اکنون، بیش از شش هزار پناهنده سوری در ایالات متحده مجبور به مواجهه با بازگشت به سوریه هستند، سرزمینی که بسیاری از آنها دیگر آن را نمیشناسند. یکی از پناهندگان سوری که تحت تأثیر این تصمیم قرار گرفته و به دلیل وضعیت قانونی نامشخص خواست نامش فاش نشود، به من گفت: “احساس میکنیم که محاصره شدهایم.” “شما نمیتوانید هیچ ویزای دیگری دریافت کنید. همه چیز در حالت تعلیق است.”
سوریه همچنان یک دولت ضعیف است که بیش از ۱۵.۶ میلیون نفر به دلیل دههها حکومت استبدادی تحت رژیم اسد و همچنین یک درگیری طولانیمدت که با برکناری دیکتاتور بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ به پایان رسید، به کمکهای انسانی نیاز دارد.
سوریهایی که در ایالات متحده تحت TPS زندگی میکنند، بخش کوچکی از ۱۲.۵ میلیون سوری هستند که برآورد میشود در سراسر جهان آواره شدهاند—بیش از نیمی از جمعیت پیش از جنگ سوریه. اما تصمیم دیوان عالی پیامدهایی برای این گروه وسیعتر نیز دارد. این تصمیم یک پیشزمینه برای پناهجویان و پناهندگان سوری در سایر کشورهای میزبان بزرگ، از جمله آلمان، اتریش، فرانسه و کانادا ایجاد میکند و به آن دولتها علامت میدهد که اقدامات مشابه مجاز است، با وجود اینکه سوریه هنوز برای بازگشت دیاسپورا آماده نیست.
ده روز پس از سقوط رژیم اسد در دسامبر ۲۰۲۴، من در مرز سوریه و لبنان بودم. صدها سوری در صف ایستاده بودند، با کارتهای شناسایی سوری در دست، مشتاق به دیدن کشوری که بسیاری از آنها بیش از یک دهه به آن بازنگشته بودند.
برای برخی، بازگشت به سوریه انتخاب آسانی بود. شرایط سیاسی و اقتصادی به سرعت در حال وخامت در لبنان—که با افزایش خصومتها بین اسرائیل و حزبالله در سپتامبر ۲۰۲۴ تسریع شده بود—دیدن آیندهای در این کشور را برای سوریها به ویژه دشوار کرده بود. در سال پس از خروج اسد، بیش از ۴۳۷,۰۰۰ سوری در لبنان از طریق گذرگاههای مرزی رسمی و غیررسمی به وطن خود بازگشتند.
برای بسیاری دیگر در آن جمع—به ویژه مردانی که به نمایندگی از خانوادههای خود که در لبنان جا مانده بودند، بازدید میکردند—این بازدید اول بخشی از فرآیند مشاهده قبل از تعهد به بازگشت دائمی بود، که به عنوان رویکرد “صبر و دیدن” شناخته شده است. به عنوان مثال، در ترکیه، با وجود مخالفت سیاسی از سوی اکثر احزاب ملی، به سوریها اجازه داده شد تا به سوریه سفر کنند تا تصمیم آگاهانهای درباره بازگشت بگیرند.
در سال و نیم پس از آن، برآوردها نشان میدهد که بیش از ۱.۶ میلیون سوری از ترکیه، لبنان و کشورهای نزدیک دیگر به وطن خود بازگشتهاند. دو میلیون نفر دیگر که قبلاً در سراسر کشور آواره داخلی بودند، به خانههای اصلی خود بازگشتهاند.
در پس این آمار، تصمیمات عظیمی نهفته است که هر سوری و اعضای خانوادهاش درباره مزایا و معایب بازگشت به کشوری در حال گذار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اتخاذ کردهاند. بیشتر آنها منتظر بودند تا ایالات متحده تحریمها و تعیین سوریه به عنوان یک کشور حامی تروریسم را لغو کند، تا راه برای احیای اقتصادی هموار شود و مقامات انتقالی خدمات اولیهای مانند آب و برق را بازگردانند.
در سپتامبر ۲۰۲۵، من با چندین سوری در آلمان ملاقات کردم. بیشتر آنها پس از زندگی در این کشور به مدت بیش از هشت سال، شهروندی آلمان را دریافت کرده بودند و هنوز با انتخاب بازگشت به سوریه دست و پنجه نرم میکردند. برخی به دنبال حمایت از انتقال دولت جدید بودند، اما بیشتر دلایل آنها شخصی بود—برای بازپسگیری املاک یا مراقبت از والدین سالخورده، به عنوان مثال. کسانی که در آلمان ماندند، آماده نبودند که از زندگیای که برای ساخت آن بسیار فداکاری کرده بودند، دست بکشند.
کشوری در بلاتکلیفی
سوریه هنوز برای بازگشت امن نیست. هم سوریه و هم هائیتی همچنان دارای هشدار “سطح ۴: سفر نکنید” در وبسایت وزارت امور خارجه هستند—بالاترین هشدار صادر شده که معمولاً برای مناطق درگیر در جنگ فعال اختصاص داده میشود. آژانس پناهندگان سازمان ملل در دسامبر ۲۰۲۴ اعلام کرد که سوریه هنوز برای بازگشت امن نیست و همچنان بر این نکته تأکید دارد که بازگشتها باید “داوطلبانه، آگاهانه و در شرایط امن و با کرامت انجام شود.” در ژوئن ۲۰۲۵، شورای اروپا تأیید کرد که شرایط هنوز برای بازگشت در مقیاس وسیع آماده نیست، هرچند که از پناهندگان “که به طور داوطلبانه میخواهند بازگردند” حمایت کرد.
واقعیتهای موجود در میدان به طور گستردهای در گزارشهای انسانی منظم، بیانیههای سازمان ملل و ارزیابیهای اقتصادی و توسعهای بانک جهانی مستند شده است. هزینه بازسازی فیزیکی سوریه به تنهایی تقریباً ده برابر تولید ناخالص داخلی پیشبینی شده سوریه برآورد میشود. سوریه همچنین یکی از کشورهای آلوده به مهمات منفجرنشده (UXO) در جهان باقی مانده است، با برآورد ۱۵.۴ میلیون نفر در معرض خطر مرگ و جراحت ناشی از UXOها. در واقع، UXOها و مینهای زمینی علت اصلی مرگ و میر کودکان در سوریه هستند—با برآورد بیش از ۳۲۰,۰۰۰ UXO که در سرتاسر کشور باقی مانده است.
انتقال سیاسی سوریه همچنین منجر به نوساناتی در خشونت در سرتاسر کشور شده است. کمیسیون مستقل بینالمللی تحقیق سازمان ملل بیش از ۱,۷۰۰ مرگ اعضای اقلیت دروزی در جنوب سوریه در ژوئیه ۲۰۲۵ را به دست عناصر سرکش نیروهای دولتی سوریه مستند کرده است. در اوایل همان سال، بیش از ۱,۴۰۰ علوی سوری که در شهرهای ساحلی در کنار دریای مدیترانه زندگی میکردند، طبق گزارشهای مستقل کشته شدند.
درگیریهای جاری شامل لبنان، ایران و خاورمیانه وسیعتر همچنین شرایط امنیتی ناپایداری و بیثباتی برای سوریهایی که به فکر بازگشت به کشور هستند، ایجاد کرده است. تشدید خصومتها در لبنان، به ویژه، منجر به آواره شدن بیش از ۲۰۰,۰۰۰ پناهنده سوری و اتباع لبنانی شده است که برای فرار از خشونت در جنوب لبنان به سوریه عبور کردهاند، که فشار بیشتری بر توانایی سوریه برای پذیرش مجدد شهروندانش در مقیاس وسیع وارد میکند. این تحولات همچنان باعث میشود که سوریها در فکر بازگشت دائمی به کشور تردید کنند و تأکید میکند که سوریها در میان چندین بحران گرفتار شدهاند و به جلو نمیروند تا به یک راهحل پایدار دست یابند.
این شرایط همچنان به عنوان موانعی برای سوریهایی که در ایالات متحده و سایر نقاط زندگی میکنند، در نظر گرفته میشود. بسیاری از دوستان و همکاران من که از طریق برنامه TPS وارد شدهاند، به طور بیوقفه تلاش کردند تا خود را مستقر کنند—زبان انگلیسی را یاد بگیرند، فرزندان خود را در مدارس آمریکایی بزرگ کنند، و به جوامع و محلههای خود کمک کنند—در حالی که به آرامی منتظر کشوری پایدار برای بازگشت احتمالی بودند. همانطور که یکی دیگر از سوریهای تحت تأثیر این تصمیم به من گفت، “آنچه ما از ابتدا خواستهایم زمان است—زمانی برای اینکه مردم بفهمند چه مسیرهایی برای آنها وجود دارد.”
مسئله این است که کشور هنوز در مسیر بهبودی قرار دارد و شرایط برای بازگشت کامل مناسب نیست.” بنابراین، تصمیم دیوان عالی تأثیرات عمیقی در این مرحله از انتقال سوریه دارد و سوریها را به انجام بازگشتهای “داوطلبانه، ایمن، با کرامت و منظم” که توسط حقوق بینالملل الزامی شده، تشویق نمیکند.
پناهندگان سوری روندهای مهاجرت جهانی را تغییر میدهند
ایجاد یک پیشینه جهانی
حکم ایالات متحده در انزوا وجود ندارد. چند روز پس از سقوط اسد، کشورهایی که میزبان پناهندگان سوری بودند، شروع به صدور بیانیههایی برای تعلیق درخواستهای پناهندگی کردند و در برخی موارد، به اخراج سوریها اقدام کردند. در دانمارک، پس از تعلیق موقت پروندههای پناهندگی در دسامبر 2024، این تصمیم چند ماه بعد لغو شد. بلژیک، سوئد، ایتالیا و بریتانیا نیز به همین ترتیب عمل کردند، اما این تصمیمات چند ماه بعد لغو شد. اما انگیزه همواره ثابت بود. دولتهای سراسر جهان سقوط رژیم اسد را به عنوان مجوزی برای فرستادن سوریها به خانه تفسیر کردند، بدون توجه به شرایط موجود در میدان.
سوریهای واقعی احساس متفاوتی دارند. در بلژیک، تنها 7 درصد از سوریهای مورد بررسی اعلام کردند که آماده بازگشت هستند. در آلمان، بیش از 66 درصد از سوریها در دسامبر 2024 اعلام کردند که میخواهند بمانند. در آوریل امسال، صدراعظم فریدریش مرز در کنار رئیسجمهور موقت سوریه، احمد الشراعه، ظاهر شد و اعلام کرد که هر دو مرد امیدوارند 80 درصد از سوریهای مقیم آلمان به خانه بازگردند. اما تنها بخش کوچکی از آن تعداد رفتهاند—چهار هزار نفر از حدود یک میلیون سوری مقیم آلمان، یا یک نفر از هر 250 نفر.
تصمیم دولت ترامپ—که اکنون توسط دیوان عالی ایالات متحده تأیید شده است—برای لغو وضعیت قانونی هزاران سوری، به کشورهای میزبان دیگر پوشش سیاسی میدهد تا اقداماتی مشابه و قاطعانه اتخاذ کنند. این ابزارهای قانونی چالشی مستقیم برای اصل عدم بازگرداندن پناهندگان، یعنی ممنوعیت بازگرداندن پناهندگان به مکانهایی که در آنها با خطر جدی مواجه هستند، به شمار میروند.
میتوان گفت که سوریهایی که در مکانهایی مانند ایالات متحده و آلمان زندگی میکنند، صرفنظر از شرایط موجود در سوریه، میخواهند بمانند. و این در بسیاری از موارد درست است. من میتوانم به شمار زیادی از مثالها اشاره کنم که سوریها از طریق کار، شخصیت و فرزندانشان به جامعه آمریکایی کمکهای مثبتی کردهاند. بسیاری از آنها وضعیت پناهندگی کسب کرده یا به عنوان شهروندان ایالات متحده تابعیت گرفتهاند.
اکثر سوریهایی که اخیراً بازگشتهاند، در کشورهای همسایهای مانند لبنان و ترکیه زندگی میکردند، جایی که برای بازگشت ریسک کمتری نسبت به کسانی که در ایالات متحده و آلمان زندگی میکنند، دارند و باید “حفاظتهای قانونی که به سختی به دست آمدهاند را واگذار کنند”، همانطور که یک کارشناس از دانشگاه آکسفورد استدلال کرده است. اما همانطور که میبینیم، آن حفاظتهای قانونی به سرعت در حال از بین رفتن هستند.
گزارشی از مؤسسه سیاست مهاجرت پیچیدگیهای بازگشت پناهندگان به کشورهای آسیبپذیر و در حال بهبودی را نشان میدهد. این گزارش استدلال میکند که “برداشتهای کلی” از حفاظتهای پناهندگی برای افرادی از کشورهای پس از درگیری مانند سوریه باید به دقت مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد، ایدهآل این است که با یک دوره انتقالی—برای هر دو کشور پذیرنده و همچنین اقتصادها و جوامع کشورهای میزبان—اجازه داده شود تا افراد قبل از بازگشت دائمی، کشور خود را بازدید کنند.

حمایت نهادی از ادغام پناهندگان سوری در حال فروپاشی است
چه چیزی در پیش است
مسئله جابجایی به سادگی ناپدید نخواهد شد. با بحرانهای جاری در خاورمیانه، که با تأثیرات اجتنابناپذیر تغییرات اقلیمی، بیثباتی اقتصادی و جمعیت جوان در حال رشد سریع، تشدید میشود، فشار بر سیستم پناهندگی تنها افزایش خواهد یافت. ما دیدهایم که چه اتفاقی میافتد زمانی که سیستمهای آمادهنشده—در کشورهای ثروتمند و فقیر—پناهجویان و پناهندگان را به مقیاس بیسابقهای جذب میکنند.
تصمیم ایالات متحده تأثیراتی بر نظم جهانی خواهد داشت. در مرکز این تأثیرات، انتزاعاتی وجود ندارد—اینها مردم هستند. آنها همسایگان خوبی در ایالات متحده هستند که در اینجا با حسن نیت زندگی ساختهاند، تحت حفاظت قانونی، در انتظار سوریهای که بتوانند به آن بازگردند.
آن سوریه هنوز وجود ندارد و این حکم تغییری در آن ایجاد نمیکند.

