نقص ساختاری عمدی که در چارچوب میانجیگری شده توسط ایالات متحده در سال 2026 گنجانده شده است، تضمین میکند که حاکمیت لبنان به یک عملیات نظامی داخلی غیرقابل دستیابی وابسته باشد و این تله قانونی دقیقا مشابه تلهای است که توافق می 1983 را به شکست کشاند. این مکانیزم منطقههای آزمایشی با درخواست از بیروت برای پاکسازی زیرساختهای حزبالله قبل از هرگونه خروج اسرائیلی، پیشینه تاریخی را معکوس میکند و به طور مؤثری سناریوی شکست را تولید میکند که به واشنگتن و تلآویو پوشش قانونی دائمی برای اشغال طولانیمدت میدهد. استراتژی منطقههای آزمایشی جغرافیای تاکتیکی را به یک قفس استراتژیک برای دولت لبنان تبدیل میکند.
منطقههای آزمایشی و شرایط غیرممکن
آخرین باری که لبنان و اسرائیل توافقی تحت میانجیگری آمریکا امضا کردند، کمتر از یک سال طول کشید تا به شکست بینجامد.
توافق 17 می 1983 وضعیت جنگ بین دو کشور را پایان داد، به شناسایی متقابل حاکمیت پرداخت و جدول زمانی برای خروج نیروهای اسرائیلی از کشوری که سال قبل به آن حمله کرده بودند، تعیین کرد.
این توافق از آزمون زمان جان سالم به در نبرد. مذاکرهکنندگان اسرائیلی بندی را اضافه کردند که بر اساس آن نیروهایشان تنها زمانی خارج خواهند شد که نیروهای سوری نیز خارج شوند و سوریه، که هرگز در میز مذاکره حاضر نشده بود، به سادگی امتناع کرد.
این بند به دمشق حق وتو بر کل توافق را داد و دمشق از آن استفاده کرد. بیروت توافق را در عرض 10 ماه لغو کرد و اسرائیل برای 16 سال دیگر در جنوب ماند.
این بند تقریباً غیرقابل دستیابی بود و تاریخ در سال 2026 دوباره خود را تکرار میکند.
چارچوبی که اسرائیل و لبنان در 26 ژوئن در واشنگتن امضا کردند، همان ویژگیای را دارد که موجب شکست توافق قبلی شد. بر اساس برخی تحلیلگران لبنانی، خروج اسرائیل بار دیگر به شرطی وابسته است که بیروت نمیتواند به تنهایی به آن عمل کند.
بر اساس متن لو رفته از ضمیمه امنیتی این چارچوب، ارتش لبنان باید به روستاهای تعیینشده در جنوب وارد شود، سلاحها و زیرساختهای حزبالله را پاکسازی کند و ارزیابی کمیتهای که شامل اسرائیل و ایالات متحده است را بگذراند، قبل از اینکه اسرائیل در نظر بگیرد از زمینهای اطراف آنها خارج شود.
سربازانی که به مناطق پاکسازی شده فرستاده شدهاند به عنوان پرسنل “بسیار واجد شرایط” نیروهای مسلح لبنان توصیف میشوند. اینکه آیا این به معنای بررسی یا آموزش اضافی است، مشخص نیست، هرچند به طور مستقیم به گردان ویژه ارتش اشاره نمیشود.
نخستین “مناطق آزمایشی” که برای خروج اسرائیل در نظر گرفته شدهاند شامل زوتر غربی است که در شمال لیتانی و در سایه قلعه بوفور قرار دارد، ساختمانهای آن ویران و ساکنان آن رفتهاند. سربازان در آنجا در اطراف شهر مواضع دارند بدون اینکه آن را تصرف کرده باشند.
در جنوبتر، در آن سوی رودخانه، منطقه دوم شامل فرون و قندوریه است. هیچیک از این مناطق در زمان امضای چارچوب در دست اسرائیل نبود، همانطور که ساکنان و مقامات امنیتی به سرعت اشاره میکنند.
این جزئیات در مرکز بحثی قرار دارد که از زمان ظهور فرمول در مذاکرات میانجیگری شده توسط واشنگتن، تحلیلگران نظامی و ناظران سیاسی لبنان را تقسیم کرده است.
یک گروه مناطق آزمایشی را به عنوان تنها مسیر موجود برای استخراج هرگونه خروج اسرائیل میبیند که تحت حمایت سطحی غیرمعمول از مشارکت مستقیم آمریکاییها قرار دارد. گروه دیگر آن را به عنوان مکانیزمی میبیند که برای تولید شکست لبنان طراحی شده و پوشش قانونی برای اشغال مشروط طولانیمدت فراهم میکند.
توافقی که خروج اسرائیل را به خلع سلاح حزبالله مرتبط میکند به عنوان مکانیزمی مورد انتقاد قرار گرفته است که در آن هم موفقیت و هم شکست ممکن است در نهایت اشغال اسرائیل را تقویت کند. [Getty]
وظیفه غیرممکن مناطق آزمایشی ارتش
سرتیپ بازنشسته بسام یاسین، رئیس سابق هیئت لبنان در مذاکرات غیرمستقیم مرزی دریایی با اسرائیل، توضیح میدهد که از ارتش لبنان خواسته شده است که به مناطق غیرمستقیم اشغال شده وارد شود، تا عملیات جستجوی گستردهای برای کشف انبارهای سلاح، تونلها و تجهیزات انجام دهد و زیرساختهای حزبالله را تحت نظارت مستقیم یک کمیته بینالمللی که ایالات متحده و اسرائیل در آن شرکت دارند، از بین ببرد.
“این مکانیزم به گونهای طراحی شده است که برخوردی اجتنابناپذیر و مستقیم بین ارتش لبنان و حزبالله ایجاد کند”، او به روزنامه العرب جدید میگوید و به این نکته اشاره میکند که این جنبش روستاهای غیر اشغال شده را به عنوان مناطقی میداند که حق حفظ آمادگی نظامی را تا زمانی که نیروهای اسرائیلی خط مقدم را در دست دارند و عقبنشینی نکردهاند، حفظ میکند.
«در واقع، بلوک پارلمانی حزبالله بهطور علنی اعلام کرده است که خلع سلاح در این مناطق به نفع اشغالگری است»، او ادامه داد.
او اضافه میکند که وقتی ارتش لبنان از ورود به یک درگیری خونین با حزبالله برای حذف سلاحها بهزور خودداری کند، اسرائیل این «شکست» را بهعنوان بهانهای آشکار برای شانه خالی کردن از تعهداتش و اعلام تعلیق پروژه مناطق آزمایشی خواهد گرفت و به مناطق وسیع اشغالی در جنوب که تحت شرایط توافقنامه امضا شده در واشنگتن قرار دارد، چنگ خواهد زد.
خروج بر اساس شرایط مناطق آزمایشی اسرائیل
رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، تلاش کرده است تا ارتش را از انتقاداتش محافظت کند و «کمپینهای دورهای تردید و افترا» علیه آن را بهعنوان مسألهای که نه به کار آن آسیب میزند و نه اعتماد رهبری کشور را خدشهدار میکند، رد کرده است.
عون که خود یک رئیسارتش سابق است، این اظهارات را به مردی که اکنون این سمت را دارد، ژنرال رودولف هایکل، که بهتازگی از بریتانیا و ترکیه پس از روزها گفتوگو با مقامات دفاعی در هر دو کشور ناتو بازگشته است، ارجاع داد.
عون به ارتش اعتبار داد که کشور را در کنار هم نگه داشته است، از گسترش اقتدار آن و حفاظت از مرزها تا حفظ صلح در داخل.
آنها روز دوشنبه با دریاسالار برد کوپر ملاقات کردند. بهعنوان رئیس فرماندهی مرکزی و افسر هدایتکننده جنگ آمریکا با ایران، کوپر بالاترین مقام نظامی ایالات متحده در منطقه است و انتظار میرود که مرحله ابتدایی چارچوبی را که بیروت و تلآویو هفته گذشته بر سر آن توافق کردند، هدایت کند.
او از اسرائیل به لبنان عبور کرد تا نحوه پیگیری و تأیید خلع سلاح حزبالله در مناطق آزمایشی را بررسی کند.
با این حال، با وجود این پیشرفتها، یک مقام نظامی لبنانی روز سهشنبه گفت که اسرائیل به بیروت علامت داده است که تخلیه دو منطقه آزمایشی تعیینشده که تحت کنترل نیروهایش است، بهسرعت انجام نخواهد شد، تأخیری که اجرای توافق را به تأخیر خواهد انداخت.
بهگفته کارشناس نظامی لبنانی، سعید قضا، دلیلی که او را نسبت به این توافق خوشبین میکند، با وجود تأخیرهای اسرائیلی، این است که در این مرحله، درگیری آمریکا بهطور کیفی با هرگونه مشارکت بینالمللی قبلی متفاوت است و از نظر ماهیت به فشار سال ۲۰۰۵ که حضور نظامی سوریه را به پایان رساند، نزدیکتر است.
“منطقههای آزمایشی بین خط زرد در جنوب و لیتانی در شمال قرار دارند,” او اضافه کرد. “از مواضع خود بالای خط، اسرائیل نظارت خواهد کرد که آیا ارتش لبنان موفق به پاکسازی منطقه زیر خط شده است یا خیر، قبل از اینکه تصمیم بگیرد که آیا به عقب برگردد یا نه.”
او همچنین معتقد است که فرآیند کنونی واشنگتن تلاشی برای تأمین ترتیباتی است که حقوق و اختیارات لبنانیها را حفظ کند و آن را به شرایط تسلیم توافق هوچشتاین در نوامبر 2024 مقایسه میکند.
تصمیم لبنان برای پیگیری یک مسیر دیپلماتیک جداگانه با واشنگتن به اسرائیل مدرکی امضا شده داده است که میتواند از آن برای حفظ اشغال سرزمین در جنوب استفاده کند. [Getty]
منطقههای آزمایشی و تله ساختاری
اما تحلیلگر سیاسی و نویسنده قاسم قاسر همان خوشبینی را ندارد. در واقع، او این چارچوب را به عنوان چیزی که “ساختاری شیطانی” است میبیند.
“ضمیمه امنیتی الحاق شده به چارچوب واشنگتن به اسرائیل حق قانونی ورود مجدد به مناطق را میدهد اگر تشخیص دهد که ارتش لبنان در وظیفه خلع سلاح خود ناکام مانده است,” او به روزنامه العرب جدید گفت.
“اسرائیل و ایالات متحده به طور مشترک اختیار دارند که تصمیم بگیرند آیا ارتش موفق شده یا ناکام. اگر ارتش از تحمیل یک درگیری با حزبالله خودداری کند، اسرائیل اعلام ناکامی کرده و مواضع خود را حفظ میکند. اگر ارتش تلاش کند و حزبالله مقاومت کند، یک درگیری نظامی داخلی آغاز میشود. در هر صورت، اسرائیل باقی میماند.”
یاسین تضاد را با آنچه لبنان به طور تاریخی خواستار آن بود، که عقبنشینی کامل اسرائیل به مرزهای بینالمللی بود، و بلافاصله پس از آن استقرار ارتش لبنان، مقایسه میکند. فرمول کنونی این توالی را به طور کامل معکوس میکند.
“لبنان به تنهایی به سراغ آمریکا و اسرائیل رفت,” او میگوید، “باور داشت که این کار جنگ را متوقف کرده و خواسته داخلی برای حذف سلاحهای حزبالله را محقق میکند، بدون اینکه عواقب جدایی از چتر منطقهای را درک کند.”
آن چتر منطقهای به آنچه تحلیلگران مسیر اسلامآباد مینامند اشاره دارد، کانال مذاکره ایران-آمریکا که در آن چارچوب 60 روزه برای عقبنشینی کامل اسرائیل در حال بحث بود و قابل تمدید ماه به ماه به همراه پیشرفت در مذاکرات وسیعتر منطقهای بود.
یاسین استدلال میکند که تصمیم لبنان برای پیگیری یک مسیر جداگانه با واشنگتن به اسرائیل یک سند امضا شده داده است که میتواند از آن برای مانور، باقی ماندن در سرزمین و پیگیری سه هدف استراتژیک به طور همزمان استفاده کند.
این اهداف شامل باقی ماندن در موقعیتهای فرماندهی در جنوب تحت پوشش چارچوب مناطق آزمایشی، سوق دادن لبنان به مسیری که زمینهساز یک توافق صلح دائمی باشد و تحمیل خلع سلاح کامل حزبالله به عنوان پیششرطی برای هر اقدام حاکمیتی است.
سه مسیر برای مناطق آزمایشی پیش رو
یاسین و قاسر بر این نظر همنظر هستند که توافق مناطق آزمایشی به گونهای ساختاربندی شده است که اجرا نشود. هر دو استدلال میکنند که طرفهایی که آن را طراحی کردهاند، محدودیتهای ملی ارتش لبنان را درک میکنند و میدانند که این ارتش اجازه نخواهد داد به عنوان ابزاری برای استراتژی اسرائیل در حالی که نیروهای اشغالگر بر خاک لبنان باقی ماندهاند، استفاده شود.
وزیر دفاع اسرائیل، ایزاک کاتز، خود برنامه آزمایشی را به عنوان اولین مرحله از سه مرحله ممکن توصیف کرده است، در حالی که ارتش تخمین میزند که حدود ۲۵۰۰ جنگجوی حزبالله هنوز باید از جنوب پاکسازی شوند.
این ارزیابی سه سناریو برای دوره پیش رو تولید میکند. در سناریوی اول، فرمول آزمایش مشروط فرو میپاشد و نیروهای اسرائیلی خود را در موقعیتهای پیشرفته زیر خط زرد محصور مییابند، که به حزبالله شرایطی برای سازماندهی مجدد، انجام عملیات چریکی هدفمند و افزایش هزینههای انسانی و مادی اشغال تا زمان خروج اسرائیل تحت فشار میدهد.
قاسر میگوید: “دومین سناریو این است که اسرائیل اعلام کند توافق شکست خورده، لغو آن را اعلام کند و عملیات نظامی وسیعتری را برای گسترش منطقه کنترل خود از سر بگیرد و جنوب را به جنگی بیپایان بازگرداند.”
در سناریوی سوم، جنوب وارد وضعیت تنشزای یخزدهای میشود که در آن اسرائیل موقعیتهای پیشرفته خود را حفظ میکند، ارتش لبنان از جستجوی روستاها خودداری میکند و هر دو طرف منتظر نتیجه مسیر مذاکره بزرگتر واشنگتن-تهران هستند که قاسر آن را تنها چارچوبی میداند که وزن منطقهای لازم برای باز کردن گره را دارد.
هر سناریویی که پیش بیاید، به گفته قاسر، نتیجه برای اسرائیل یکسان است.
“آنها بر زمین میمانند و منتظر میمانند تا لبنان در آزمایشی که خود نوشته است، شکست بخورد.”

