خروج تاکتیکی که در یادداشت اخیر ایالات متحده و ایران به تصویب رسیده است، آتشبس نیست بلکه پنجرهای برای تسلیح مجدد است، با پیروزی واضح حزبالله که در خیابانهای ضاحیه قابل مشاهده است. در حالی که واشنگتن این را به عنوان پیشرفت دیپلماتیک میبیند، محور ایرانی هر امتیاز را به عنوان چراغ سبز عملیاتی تفسیر میکند و پیروزی واضح حزبالله بر حاکمیت لبنان و ثبات منطقهای را تضمین میکند. احیای فیزیکی پایگاههای پرچمدار آنها، همراه با سفارت بیاعتنا، ثابت میکند که بازدارندگی به طرز کشندهای معکوس شده است.

جشنهای پیروزی واضح حزبالله آغاز میشود
شش ماه پیش، حزبالله در حال حفظ پروفایل پایین بود. پرچمهای حزبالله در عمق کوچههای مارپیچ ضاحیه، حومه جنوبی که حزبالله در آن تسلط داشت، به اهتزاز درآمده بود، اما در کنار جادههای اصلی که به محله و شریانهای عبوری آن محدود میشد، نشانههای آشکار حزبالله نادر بود. در کافههای محله، مردان دور هم جمع شده بودند—بسیاری از آنها انگشتان یا چشمان خود را پس از انفجار بمبهای کار گذاشته شده توسط اطلاعات اسرائیل از دست داده بودند.
صعود رئیسجمهور جوزف عون نمایانگر ضربهای دیگر بود. عون، فرمانده سابق نیروهای مسلح لبنان، تنها به این دلیل به مقام خود رسید که حزبالله حق وتوی de facto خود را از دست داده بود. نخستوزیر نواف سلام نیز چهرهای جدید بود که نه از یک حزب سیاسی، بلکه به دلیل مقام خود به عنوان دیپلمات و حقوقدان به این سمت رسید.
سقوط رژیم اسد در سوریه نه تنها ضربهای به ایران بود که بشار اسد را تنها متحد قابل اعتماد خود در منطقه میدانست، بلکه به حزبالله نیز ضربهای وارد کرد، زیرا سوریه آخرین آجر در پل زمینی بود که تأمین کالاها را از ایران از طریق عراق به سوریه و سپس به لبنان منتقل میکرد. با از دست دادن کنترل بر فرودگاه بینالمللی اصلی لبنان در سال 2024، حزبالله تحت فشار مالی و مشکلات تأمین لجستیکی قرار گرفت.
امروز، ضاحیه داستان متفاوتی را روایت میکند. نه تنها پرچمهای حزبالله، بلکه پرچمهای جمهوری اسلامی ایران نیز در خیابانها به اهتزاز درآمدهاند؛ در واقع، تنها پرچمی که به نظر میرسد غایب است، پرچم خود لبنان است. در حالی که ساختمانهای بیشتری اکنون ویرانهاند—ضربات دقیق بدون آسیب به ساختمانهای مجاور—جو جشنوارهای است.
پوسترهای تازه شهیدان برای مزدوران حزبالله لبنان تقریباً از هر تیر چراغی و در طول نوارهای میانی خیابانهای اصلی آویزان شده است. حزبالله عکسهای علی خامنهای، رهبر فقید ایران، و پسر و جانشین او، مجتبی، و همچنین قاسم سلیمانی، فرمانده فقید نیروی قدس را به نمایش گذاشته است. در همین حال، حزبالله به آرامی حضور خود را در فرودگاه افزایش داده و چارچوبی را برای دریافت دوباره تسلیحات از ایران و شبهنظامیان شیعه در عراق فراهم کرده است.

چگونه آتشبس ترامپ پیروزی واضح حزبالله را تثبیت کرد
با نزدیک شدن به مراسم سوگواری شیعه «عاشورا»، سالگرد شهادت امام حسین در نبرد کربلا در سال ۶۸۰ میلادی، حال و هوای امروز در ضاحیه جشنوارهای است. مردان، زنان و کودکان در تقریباً هر تقاطع شیرینی، کیک و لیموناد توزیع میکنند. چند نفر با نوارهای حزبالله آراسته شدهاند؛ برخی از کودکان تصاویری از اعضای خانواده خود که در درگیریهای اخیر کشته شدهاند، به تن دارند.
فقط در خیابانها نیست که لبنانیها یادداشت تفاهم رئیسجمهور دونالد ترامپ با ایران را پیروزی واضحی برای جمهوری اسلامی میدانند. در تاریخ ۲۴ مارس ۲۰۲۶، وزیر امور خارجه لبنان، کاردار ایران، سفیر محمدرضا شیبانی، را شخص غیرمطلوب اعلام کرد و دستور داد که تا ۲۹ مارس کشور را ترک کند به دلیل تأمین مالی و حمایت از حزبالله. شیبانی امتناع کرد. تقریباً سه ماه بعد، او هنوز در لبنان باقی مانده و خود را فرستاده به جای سفیر مینامد. تنها چند بلوک از ضاحیه، سفارت ایران هنوز به فعالیت خود ادامه میدهد.
تنها یک ماه پیش، مذاکرات مستقیم بین اسرائیل و لبنان به دورترین نقطه خود در بیش از چهار دهه پیشرفت کرد. اسرائیل با تهدید تروریستی از سوی حزبالله مواجه بود، در حالی که گروه تحت حمایت ایران به حاکمیت لبنان تهدید میکرد. با از دست دادن رهبری خود، حزبالله به نظر میرسید که در وضعیت دشواری قرار دارد.

توهم شکست به پیروزی واضح حزبالله تبدیل میشود
در حالی که پوسترهای شهید حسن نصرالله، دبیرکل پیشین حزبالله، در داهیه به وفور دیده میشود، تنها یک پوستر از نعیم قاسم، جانشین غیرکاردان و بیاهمیت او، مشاهده کردم. این امر به معنای مرگ حزبالله نیست، بلکه پایان تظاهر به این است که این یک حرکت لبنانی است. تعداد کمی از تحلیلگران شک دارند که وقتی در سال ۱۹۸۳، حزبالله به سفارت ایالات متحده و پادگان تفنگداران دریایی حمله کرد، این کار به دستور جمهوری اسلامی ایران انجام شد. با این حال، در دهههای بعد، تحلیلگران اطلاعاتی ایالات متحده و کارشناسان اندیشکدهها ادعا کردند که این گروه به یک گروه ملیگرای لبنانی مشروع تبدیل شده است.
پایداری این گروه پس از خروج اسرائیل در سال ۲۰۰۰ و اعزام آن به عنوان مزدور برای اسد در طول جنگ داخلی سوریه باید هرگونه تصور درباره اولویت حزبالله برای لبنان را از بین میبرد. امروز، مقامات لبنانی حزبالله را تنها به عنوان شعبه محلی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توصیف میکنند. آنها ممکن است از لبنانیها به عنوان نیروی انسانی استفاده کنند، اما آنها نیروی اشغالگر در حاشیه بیروت هستند.
پیروزی واضح حزبالله، روایت آمریکایی را به چالش میکشد
ترامپ ممکن است یادداشت تفاهم خود را به عنوان یک پیروزی تفسیر کند و توافق ایران را نشانه تسلیم مطلق آن توصیف کند، اما چنین تفسیرهایی در لبنان بازتابی ندارد. زمانی که یک گروه تروریستی به شدت ضد آمریکایی جشن میگیرد و معتقد است که پس از آنچه ممکن است یک شکست وجودی بوده باشد، یک قایق نجات دریافت کرده است، این نشانهای است که توافقی که کاخ سفید اکنون به آن میپردازد ممکن است موفقیتی نباشد که ترامپ و معاون رئیسجمهور جی دی ونس توصیف میکنند.

