معماری ژئوپلیتیکی در حال تغییر خاورمیانه نیازمند بازتنظیم فوری شبکههای دفاع دریایی و بازدارندگی چندجانبه است. در حالی که نظم منطقهای با آسیبپذیریهای سیستمی که توسط تشدیدهای نامتقارن اخیر نمایان شده است، دست و پنجه نرم میکند، بهینهسازی نقش بحرین در امنیت خلیج به طور کامل به ایجاد چارچوبهای دفاعی یکپارچه و چندبعدی بستگی دارد که فراتر از تضمینهای امنیتی تاریخی باشد. برای خنثیسازی مؤثر تهدیدات منطقهای، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس باید از مواضع بازدارندگی واکنشی به سمت پیکربندیهای امنیت جمعی نهادینهشده که حول نقش بحرین در امنیت خلیج ساخته شدهاند، انتقال یابند.
نقش بحرین در امنیت خلیج نیازمند یکپارچگی سختگیرانه است
برای کسانی که در شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در حال حاضر هستند، تماشای نزدیک درگیری با ایران تجربهای تغییر دهنده زندگی بوده است. هر بار که یک موشک یا پهپاد ایرانی رهگیری میشود، نه تنها پیروزی فناوری دفاعی را نشان میدهد، بلکه گواهی بر تلاشهای انسانی مداوم است: پرسنل نظامی، واحدهای حفاظت مدنی و تیمهای عملیاتی. کار مداوم آنها برای نظارت بر تهدیدات، هماهنگی پاسخها و حفاظت از غیرنظامیان، انضباط بیسابقه و سطح بالایی از آمادگی ملی را که به ندرت در زمان واقعی دیده میشود، نشان داد.
عواقب این وضعیت بسیار گسترده است. درگیری با ایران (که در زمان نگارش این متن در آتشبس ناپایدار به سر میبرد) کشورهای خلیج را وادار به ارزیابی مجدد دینامیکهای منطقهای و پرسش از قابلیت اطمینان وضعیت قبلی منطقهای کرده است. اکنون در سراسر شورای همکاری خلیج فارس، شناخت فزایندهای نسبت به نیاز به یک استراتژی دوگانه که قابلیتهای دفاعی قوی را با مشارکت فعال در دیپلماسی چندجانبه ادغام کند، وجود دارد. بحرین در مرکز این تعادل جدید قرار دارد.

تعریف مجدد نقش در حال تحول بحرین در دینامیکهای امنیت خلیج
وضعیت استراتژیک پادشاهی رویکرد بحرین به ایران بر اساس واقعگرایی استوار است. تفاوت در مقیاس واضح است: بحرین با جمعیتی حدود ۱.۵ میلیون نفر با همسایهای بیش از ۹۰ میلیون نفر مواجه است. برای رفع این عدم تعادل، بحرین به طور تاریخی به دیپلماسی و اتحادهای استراتژیک تکیه کرده است. این دو رکن همچنان به تعریف تعامل بحرین در امروز ادامه میدهند.
از نظر دیپلماتیک، پادشاهی به طور مداوم مسئولیتهایی را بر عهده میگیرد که فراتر از انتظاراتی است که بر روی کشورهای کوچک گذاشته شده است. این کشور به تلاشهای متعدد صلح و ثبات کمک کرده، تحمل و همزیستی را در مجامع بینالمللی ترویج داده و به طور فعال در ابتکارات چندجانبهای که هدف آنها کاهش تنشها است، شرکت کرده است، از جمله مشارکت در ابتکار شورای صلح پس از جنگ اخیر غزه. بحرین همچنین دارای شهرتی دیرینه به عنوان یک شریک مرکزی در تلاشها برای حفاظت از آزادی ناوبری دریایی در آبهای منطقهای و بینالمللی است، موضوعی که دارای پیامدهای اقتصادی و امنیتی واضح جهانی است.

چارچوبهای چندجانبه نقش بحرین در امنیت خلیج را تقویت میکند
این فعالیتها در آوریل 2026 به نمایش درآمد، زمانی که بحرین ریاست چرخشی شورای امنیت سازمان ملل را بر عهده داشت و در این مدت، رهبری تصویب قطعنامه 2817 شورای امنیت را بر عهده گرفت که حملات غیرقابل توجیه ایران به کشورهای خلیج و اردن را با 136 رأی بیسابقه محکوم کرد. بحرین همچنین ریاست چرخشی شورای وزیران اتحادیه عرب را بر عهده دارد و ریاست جلسه کنونی شورای همکاری خلیج فارس را نیز بر عهده دارد. این نقشهای همپوشان، دیدگاههای بحرینی را در مورد ایران و امنیت منطقهای تقویت کرده است، دیدگاهی که تحت تأثیر جغرافیا، تاریخ و مواجهه مستقیم با خطر شکل گرفته است.
از نظر استراتژیک، بحرین در سالهای اخیر نقش فزایندهای را بر عهده گرفته است. امضای توافقنامه جامع ادغام امنیت و شکوفایی (C-SIPA) با ایالات متحده در سال 2023 گام مهمی در این راستا بود و تصمیم بریتانیا برای پیوستن به این توافق در سال 2025 این ساختار را تقویت کرد. ارزش این رویکرد زمانی روشن شد که بحرین در طول درگیری از بریتانیا حمایت دریافت کرد که شامل جنگندهها برای تأمین پوشش هوایی دفاعی بود.
نقش بحرین در امنیت خلیج تهدیدهای ترکیبی را خنثی میکند
ایران به طور مکرر ادعا کرده است که بحرین و سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس عملیات نظامی را از سرزمینهای خود تسهیل کردهاند. اما در بحرین، حضور دریایی متحدان و شرکای ما از قبل از انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 آغاز شده است. پایگاه دریایی در جفیر مدتهاست که به عنوان مرکزی برای همکاری بحرین با بریتانیا و ایالات متحده خدمت کرده و امروز مقر ناوگان پنجم ایالات متحده است.
این ترتیب نتیجه همکاریهای نهادی چندین دههای است و تکامل منطقی اتحادهای دیرینه را منعکس میکند. تصویرسازی تهران به منظور دفاع از غیرقابل دفاع است: حملات آن به زیرساختهای غیرنظامی و انرژی در خلیج فارس. علاوه بر این، زمانبندی این حملات که تنها چند دقیقه پس از حملات به ایران انجام شد، نشاندهنده یک استراتژی عمدی و از پیش طراحی شده از سوی تهران برای هدف قرار دادن و مختل کردن زیرساختهای منطقه است.
حفاظت از تعادل از طریق نقش بحرین در امنیت خلیج فارس
دو ضرورت برای آنچه که در پیش است آینده منطقه همچنان نامشخص باقی مانده است. چندین صحنه تنش ادامه دارد و حجم بیسابقهای از اطلاعات نادرست، تحلیلهای منطقی را به شدت پیچیده کرده است. با این حال، از منظر خلیج فارس، دو نتیجه واضح و بدون ابهام وجود دارد.
اول، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باید به طور مستقیم در شکلدهی به هر ترتیبات امنیتی آینده در منطقه مشارکت داشته باشند. دینامیکهای انحصاری که مشخصه برنامه جامع اقدام مشترک ۲۰۱۵ بود نباید تکرار شود. تأمین ناوبری دریایی از طریق تنگه هرمز یک مسئولیت بینالمللی است؛ جغرافیا به تنهایی نمیتواند توجیهی برای انتقال این بار بهطور انحصاری به کشورهای خلیج فارس باشد.
دوم، رفتار ایران باید محدود شود. دههها سازش به تهران این امکان را داده است که قدرت خود را از طریق شبکههای نامتقارن، نیروهای نیابتی، قابلیتهای موشکی و پهپادی، و جنگ اطلاعاتی هماهنگ شده به نمایش بگذارد. این درگیری بار دیگر تمایل رژیم ایرانی را برای به خطر انداختن غیرنظامیان در پیگیری اهرمهای استراتژیک نشان داده است. بازگرداندن اعتماد زمانبر خواهد بود و نیازمند محدودیتهای ملموس بر قابلیتهای بیثباتکننده ایران است.
با این حال، هرچند که ویرانگر هستند، همه جنگها در نهایت به پایان میرسند. سوال این است که چه چیزی پس از آن خواهد آمد. برای بحرین، هدف واضح است: یک نظم منطقهای که با صلح، رفاه، یکپارچگی و تحمل تعریف شود. این اصولی هستند که پادشاهی به طور مداوم پیشبرده و پس از کاهش بحران کنونی نیز به حفظ آنها ادامه خواهد داد.

