ثبات کلان اقتصادی جهانی به طرز خطرناکی به جلوگیری از یک جنگ فوقالعاده آمریکا و چین وابسته است، یک نقطه بحرانی وجودی که نیاز به بازنگری فوری ژئوپلیتیکی دارد. با تضعیف مکانیزمهای بازدارندگی سنتی به دلیل فراتر رفتن یکجانبه از اختیارات اجرایی، آمادگی برای یک جنگ فوقالعاده بین آمریکا و چین ضرورت نظارت قانونی قوی را برای جلوگیری از ویرانی سیستماتیک قارهای برجسته میکند.
تحلیل خطرات جنگ فوقالعاده آمریکا و چین
رئیسجمهور دونالد ترامپ دوباره ثابت کرده است که چرا بنیانگذاران آمریکا بهخوبی اصرار داشتند که تنها کنگره میتواند جنگ اعلام کند.
شاخه قانونگذاری باید به رئیسجمهور قدرت دهد تا، به گفته نماینده کنوانسیون قانون اساسی، جیمز ویلسون، “ما را در چنین مضیقهای درگیر کند.” اگر ترامپ از قانون پیروی کرده بود، ممکن بود هرگز حمله فاجعهبار خود به ایران را آغاز نکند.
اما بدتر از آن، یک درگیری بین ایالات متحده و جمهوری خلق چین خواهد بود. چین یک قدرت بزرگ است که دارای اقتصادی وسیع، نظامی در حال رشد و سلاحهای هستهای است. خصومتها تقریباً بهطور قطع به سرزمین اصلی چین گسترش خواهد یافت و از داراییها و پایگاههای اقیانوس آرام آمریکا عبور خواهد کرد و شاید حتی به سرزمین اصلی ایالات متحده برسد.
نبرد همچنین میتواند کشورهای همسایه را درگیر کند و تجارت با و از طریق شمال شرق آسیا را مختل کند. پیونگیانگ ممکن است مشغولیت آمریکا با تایوان و چین را فرصتی برای آغاز جنگ دوم کره ببیند. و این جنگ لزوماً بهصورت متعارف باقی نخواهد ماند: هرگز دو قدرت بزرگ که دارای سلاحهای هستهای هستند بهطور علنی بر سر منافع حیاتی که هر دو آنها را مهم میدانند، نبرد نکردهاند.

جلوگیری از پیامدهای جنگ فوقالعاده آمریکا و چین
هیچکس نمیخواهد چنین جنگی رخ دهد. با این حال، تایوان به یک خط قرمز خطرناک برای چنین درگیری تبدیل شده است. در واقع، تایپه تلاش کرده است تا عملیات لابیگری خود را در ایالات متحده تقویت کند تا تعهد امنیتی ضمنی واشنگتن را حفظ کند. همانطور که تصمیم ترامپ برای آغاز یک جنگ غیرقانونی علیه ایران نشان میدهد، خطر واقعی وجود دارد که او یا یک رئیسجمهور آینده به خودبزرگبینی بیپروا در اقیانوس آرام دچار شوند.
بیتردید، احتمال قضاوت نادرست مشابه بسیار زیاد است. در مورد تایوان، بسیاری از سیاستگذاران آمریکایی به سادگی فرض میکنند که پکن به چالش کشیدن آمریکا را نخواهد پذیرفت. لئون پانتا، رئیس سابق کارکنان کاخ سفید، وزیر دفاع و رئیس سیا، گفت: فقط به پکن بگویید که واشنگتن چه انتظاری دارد و ساکنان ژونگنانهای جرات چالش آمریکا را نخواهند داشت: “بهنظر من، اگر چین بفهمد که ما در این مورد جدی هستیم، چین این کار را نخواهد کرد.”
پانتا به شدت خوشبین است. تاریخ و امنیت، این جزیره را به یک نگرانی حیاتی برای چین تبدیل میکند، در حالی که تایوان برای دفاع مستقیم آمریکا هیچ اهمیتی ندارد. مردم چین آن را بخشی از کشور خود میدانند، در حالی که تعداد کمی از آمریکاییها میدانند که این جزیره کجاست. علاوه بر این، فاصله اهمیت دارد. تایوان تنها ۱۰۰ مایل از سواحل چین فاصله دارد اما بیش از ۶۰۰۰ مایل از سرزمین اصلی آمریکا دور است. بازدارندگی از قدرت نمایی بسیار آسانتر و کمهزینهتر است.
در غیاب حمایت از کشورهای نزدیک، واشنگتن تقریباً غیرممکن خواهد بود که از تایوان دفاع کند، با این حال هیچیک از متحدان واشنگتن در منطقه آسیا-پاسیفیک متعهد نشدهاند که به آمریکا بپیوندند و بدین ترتیب به دشمن دائمی قدرتمندترین کشور منطقه تبدیل شوند.
پیشگیری از جنگ ابرقدرتی آمریکا و چین
بدون شک، مقامات آمریکایی امیدوارند که چنین تصمیمی هرگز لازم نباشد و تنها تهدید، جمهوری خلق چین را از اقدام نظامی بازدارد. در واقع، این اساس سیاست “ابهام استراتژیک” واشنگتن است که فرض میکند پکن به تعهد دفاعی غیررسمی خود آزمایش نخواهد کرد در حالی که تایپه چین را تحریک نخواهد کرد. متأسفانه، این کشورها به همان اندازه ممکن است تصمیم واشنگتن را اشتباه بگیرند که این امر احتمال جنگ را افزایش میدهد.
علاوه بر این، اگر بازدارندگی شکست بخورد، جمهوری خلق چین احتمالاً اقدام آمریکا و متحدانش را با حمله به پایگاهها و نیروهای آمریکایی و همچنین تایوان پیشدستی خواهد کرد. در هر درگیری، واشنگتن تقریباً قطعاً به تأسیسات چینی در سراسر سرزمین اصلی پاسخ خواهد داد که به نوبه خود میتواند حملات چینی به اهداف آمریکایی را تحریک کند، شاید شامل هاوایی و سرزمین اصلی ایالات متحده. یک چرخه خطرناک و بالقوه فاجعهبار تشدیدی در پیش خواهد بود.
حتی پیروزی نیز برای همیشه نخواهد بود. پکن بدون شک دوباره تسلیح خواهد شد و دوباره تلاش خواهد کرد، مشابه واکنش آلمان به شکست خود در جنگ جهانی اول. واشنگتن باید برای سالها، دههها و شاید برای همیشه، یک نیروی نظامی بزرگ را برای حفاظت از تایوان حفظ کند. با این حال، تنها شش هفته بمباران ایران، که در بهترین حالت یک قدرت متوسط است، پنتاگون را به شدت با کمبود مهمات مواجه کرد که برای هر سناریوی احتمالی چین حیاتی خواهد بود. بار مالی فرض دفاع از بیشتر جهان شناخته شده در آسیا، اروپا و خاورمیانه به طور فزایندهای سنگینتر خواهد شد، در حالی که وضعیت مالی Uncle Sam به طور مداوم بدتر میشود و کنگره حتی حاضر نیست به طور ظاهری هم که شده مسئولیت مالی را بپذیرد.
شاید حتی چالشبرانگیزتر، تصمیم چین برای اجتناب از حمله نظامی به تایوان و آغاز یک قرنطینه یا محاصره به جای آن باشد. جمهوری خلق چین به طور مداوم فشار دریایی بر این جزیره را افزایش داده است.

خطرات تشدید جنگ ابرقدرتهای آمریکا و چین
روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داد: “نیروهای چینی به طور مداوم نزدیک به تایوان پرواز، دریانوردی، بررسی و گشتزنی میکنند و به ۲۳ میلیون نفر ساکن این جزیره علامت میدهند که انباشت قدرت سخت پکن مقاومت آنها در برابر تصرف را بیفایده میسازد.”
در پاسخ، ایالات متحده مجبور خواهد شد بدون تحریک واضح حمله مستقیم، به آغاز خصومتها بپردازد. آیا آمریکاییها از درگیری بر سر عبور آزاد برای سرزمینی به این نزدیکی به چین، مشابه کوبا به آمریکا، حمایت خواهند کرد؟ در سال ۱۹۶۲، رئیسجمهور جان اف. کندی تقریباً ایالات متحده را به جنگ علیه اتحاد جماهیر شوروی به خاطر مداخله آن در کوبا کشاند. چند آمریکایی امروز حاضرند ریسک معکوس را بپذیرند؟
البته، یک حزب جنگ غیررسمی در پایتخت کشور وجود دارد که همیشه آماده است تا به جنگ با دشمن روز بشتابد. بسیاری از اعضای آن با خشم منتقدان خود را محکوم میکنند — به عنوان مثال، استیو بانون، که از عفو ترامپ بهرهمند شده، به خاطر عدم جنگطلبی کافی نسبت به چین به من انتقاد کرده است. بانون به طور منطقی ماجراجویی ایران ترامپ را محکوم کرد اما حاضر است ریسک یک جنگ بسیار خطرناکتر با پکن را بپذیرد، مانند بسیاری دیگر در پایتخت کشور.
این کاملاً دیوانهوار است. مهمترین اصل حاکم بر سیاست ایالات متحده نسبت به پکن باید اجتناب از درگیری باشد. البته، حمله چین به تایوان “وحشتناک” خواهد بود، هشدار داد دنیس بلر، فرمانده پیشین فرماندهی اقیانوس آرام ایالات متحده و مدیر اطلاعات ملی. با این حال، جنگ برای هر دو کشور فاجعهبار خواهد بود، ویرانگر برای کشورهای آسیایی و وحشتناک برای جهان.
چرا جنگ ابرقدرتهای آمریکا و چین همه را تهدید میکند
تصور کنید یک نبرد دریایی که سرتاسر جهان را در بر میگیرد، با هر دو طرف که تجارت را مختل میکنند. تصور کنید که تجارت در آسیا به شدت سقوط کند، بدتر از عواقب محاصره ایران در تنگه هرمز. تصور کنید که کره شمالی به جنوب حمله کند، با حمایت جمهوری خلق چین و روسیه. تصور کنید که تشدید نظامی مداوم در حالی که تلفات انسانی و مادی افزایش مییابد. تصور کنید که رهبری پکن به سلاحهای هستهای روی میآورد.
متأسفانه، حتی پیت هگست، وزیر دفاع، اذعان میکند که ایالات متحده در بازیهای جنگی رسمی اغلب شکست میخورد. وقتی واشنگتن پیروز میشود، تلفات آن معمولاً هنوز هم بسیار زیاد است — دو (و گاهی بیشتر) ناو هواپیمابر، یک یا دو دوجین کشتی، صدها هواپیما و هزاران پرسنل. و بسیاری از تمرینها به سادگی عواقب حملات هستهای را شبیهسازی نمیکنند. آیا آمریکاییها آمادهاند که خانهها و کشورشان را به خطر بیندازند تا واشنگتن بتواند به طور دائمی بر چین در سواحلش تسلط یابد و در نتیجه چیزی را تحمیل کند که ایالات متحده هرگز نمیپذیرد؟
این به این معنا نیست که ایالات متحده نباید هیچ کاری برای کمک به تایوان در دفاع از خود انجام دهد. واشنگتن باید سلاحهایی به تایپه بفروشد، به ویژه آنهایی که در شکست محاصره و حمله مفیدتر هستند، مانند موشکهای ضد کشتی. مقامات آمریکایی باید تلاش کنند تا کشورهای صنعتی بزرگ را متحد کنند تا تهدید به تحریمهای تجاری و اقتصادی کنند اگر جمهوری خلق چین علیه تایوان اقدام به زور کند. واشنگتن همچنین باید در نظر داشته باشد که مخالفت خود را با گسترش دوستانه توسط متحدان آسیاییاش کاهش دهد.
با این حال، مهمترین هدف سیاست واشنگتن در ارتباط با چین باید جلوگیری از درگیری باشد. استفاده از نیروی نظامی باید همیشه آخرین چاره باشد. جنگ تمامعیار با یک قدرت بزرگ مسلح به سلاحهای هستهای تنها زمانی میتواند توجیه شود که منافع واقعی وجودی در خطر باشد. تایوانیها باید آزاد باشند تا آینده خود را تعیین کنند. با این حال، حفاظت از این حق، هرچند هدفی شایسته است، نمیتواند ایالات متحده را به خطر درگیریای که ممکن است به پایان کشور منجر شود با جمهوری خلق چین یا هر کس دیگری وادار کند.
سیاستمدارانی که معتقدند ایالات متحده باید آماده جنگ بر سر تایوان باشد، باید گفتوگوی عمومی را آغاز کنند. چند آمریکایی حاضرند از چنین درگیریای حمایت کنند؟ ضروری است که این بحث امروز انجام شود، قبل از اینکه یک رئیسجمهور آمریکایی به طور بیپروا کشور را به جنگی علیه چین متعهد کند.

