تنگه هرمز به دلیل تنشها مسدود شده است در حالی که نیروهای دریایی با یک محاصره خاموش و مرگبار مواجه هستند. نیروهای مسلح اکنون در تلاشند تا این آبها را پاکسازی کنند، جایی که مینهای دریایی پنهان تهدید میکنند که رگ اصلی انرژی جهان را قطع کنند. فرماندهان میدانند که پاکسازی این مینهای دریایی نیاز به تصمیمات با ریسک بالا تحت آتش مستقیم دشمن دارد و تجارت دریایی عادی را متوقف میکند.
مینهای دریایی در حمل و نقل جهانی
مینهای دریایی اغلب دینامیکهای امنیتی خلیج را شکل دادهاند، از جنگ نفتکشها در دهه ۱۹۸۰ تا حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰. بحران در تنگه هرمز آخرین فصل است که نشان میدهد چگونه مینهای دریایی همچنان قادر به مختل کردن حمل و نقل جهانی و محدود کردن قدرت دریایی هستند.
در حالی که تلاشهای اولیه به دنبال ایجاد شرایطی برای پاکسازی آبهای بینالمللی بود، عملیات مینزدایی به نظر میرسد به آرامی پیش میرود. ایالات متحده به دلیل چندین محدودیت، از جمله محیط پرخطر، آمادگی عملیاتی محدود و خطر مداوم تشدید، در راهاندازی یک عملیات پاکسازی وسیع تأخیر داشته است.
واشنگتن برای اولین بار در طول جنگ نفتکشها با مینهای دریایی در خلیج مواجه شد، زمانی که هم عراق و هم ایران به کشتیهای تجاری و مسیرهای دریایی حمله کردند. با تهدید جریانهای نفتی، ایالات متحده در سال ۱۹۸۷ عملیات ارنست ویل را آغاز کرد و نفتکشهای کویتی را دوباره پرچمگذاری کرده و آنها را در سراسر خلیج همراهی کرد. عملیات کاروان نشان داد که نفتکشها به طور نسبی در برابر انفجارهای مین مقاومتر از ناوشکنهای همراه هستند، ضعفی که زمانی مشخص شد که ناوچه موشکانداز ساموئل بی. رابرتس در سال ۱۹۸۸ پس از برخورد با یک مین دریایی تقریباً غرق شد.
نیروی دریایی ایالات متحده دوباره در سال ۱۹۹۱ در طول عملیات طوفان صحرا با مینها مواجه شد، زمانی که دو ناوشکن آمریکایی در حین نقشهبرداری از آبهای نزدیک سواحل کویت توسط مینهای دریایی عراقی آسیب دیدند.
در مرحله پس از جنگ، عملیات پاکسازی مین توسط چندین ائتلاف انجام شد. ایالات متحده و بریتانیا یک گروه کار را رهبری کردند، در حالی که یک گروه اروپایی دوم، که توسط بلژیک، فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند و بعداً بریتانیا حمایت میشد، عملیاتهای موازی را به همراه ژاپن انجام داد. در اوج خود، این عملیات ۲۸ کشتی را به کار گرفت.

پاکسازی مینهای دریایی به طور ایمن
بین مارس و اکتبر 1991، واحدهای ائتلاف نزدیک به 1,300 مین را پاکسازی کردند. تلاشهای ایالات متحده بر بازگرداندن دسترسی به بنادر کویت متمرکز بود، در حالی که نیروهای اروپایی بر میدانهای مین دریایی تمرکز کردند که نشاندهنده تقسیم کار متعارف ناتو است. فعالیتهای پاکسازی مین از شرایط مساعد و دسترسی به نقشههای میدان مین عراق بهرهمند شد و پیچیدگیهای عملیاتی را کاهش داد و زمانبندیها را تسریع کرد.
در چهار دهه گذشته، استراتژی مقابله با مین دریایی واشنگتن به رویکرد سطحی و هوایی متکی بوده است. دو رکن اصلی این رویکرد، کشتیهای ضد مین کلاس آونجر و هلیکوپتر MH-53E Sea Dragon بودهاند.
برای رویکرد سطحی، کشتیهای کلاس آونجر که از چوب و فیبرگلاس ساخته شدهاند، با امضای مغناطیسی و صوتی پایین طراحی شدهاند که خطر فعالسازی مینهای تأثیرگذار را کاهش میدهد، مینهایی که از تأثیر مغناطیسی، صوتی یا فشار منفجر میشوند نه از تماس مستقیم. آنها سیستمهای کنترل از راه دور را با سونار با وضوح بالا ترکیب کردند تا مینهای دریایی را شکار و نابود کنند. پس از آزادی عراق، یک اسکادران چهار کشتی در بحرین مستقر باقی ماند تا ژانویه، زمانی که کشتیها به عنوان بخشی از کاهش تدریجی از خدمت خارج شدند.
رویکرد هوایی بر هلیکوپتر مینزنی سنگین MH-53E Sea Dragon متمرکز بود. این هلیکوپتر که در ارتفاع پایین عمل میکند، میتواند مجموعهای از سیستمهای جاروکشی کشیده شده را برای فعالسازی مینها مستقر کند. مانند کشتیهای کلاس آونجر، اسکادران Sea Dragon در خلیج نیز در حال برنامهریزی برای کاهش تدریجی است.
از اوایل دهه 2000، نیروی دریایی ایالات متحده تلاش کرده است تا معماری مقابله با مین خود را بازنگری کند، اما تأخیرها و مشکلات فنی انتقال را کند کرده است. رویکرد جدید یکپارچه، قابلیتهای سطحی، هوایی و بدون سرنشین را در یک پلتفرم واحد ترکیب میکند.

چگونه مینهای دریایی را شکار کنیم
کشتی جنگی کلاس Independence به عنوان دارایی مرکزی عمل میکند. بدنه سهبدنهای آن سرعت بالا، مدولاریت و آبخور کم را برای عملیات ساحلی فراهم میکند. از سال 2025، یک اسکادران سهکشتی در بحرین مستقر شده است.
در کشتیهای کلاس Independence، هلیکوپتر اصلی پاکسازی مین، MH-60S Knighthawk است. این هلیکوپتر دارای سیستم لیزری AES-1 برای شناسایی مینهای نزدیک به سطح و سیستم خنثیسازی ASQ-235 هوایی برای مستقر کردن وسایل کنترل از راه دور فیبر نوری برای نابود کردن آنها است.
سیستم اصلی بدون سرنشین یک وسیله نقلیه نیمهخودکار برای پاکسازی تأثیرات است. این وسیله به عنوان یک کشتی مادر برای مجموعهای از فناوریهای مقابله با مین، از جمله بارهای پاکسازی کشیده شده، سونار AQS-20C و سیستم خنثیسازی WSQ-46 Barracuda عمل میکند.
با تغییر از کشتیهای مخصوص مقابله با مین به سیستمهای هوایی و بدون سرنشین، ایالات متحده قصد دارد خطرات برای ملوانان را کاهش دهد. با این حال، این انتقال ناپایدار بوده و زیرسیستمها با مشکلات نگهداری مواجه هستند، پاکسازی تأثیرات تنها قابلیت اطمینان جزئی را ارائه میدهد و WSQ-46 هنوز به توانایی کامل نرسیده است. نتیجه این امر یک شکاف عملیاتی است که دشمنان میتوانند از آن بهرهبرداری کنند.
در مرحله تهاجمی عملیات Epic Fury، کمپین ایالات متحده ضربه شدیدی به توانایی ایران در نمایش قدرت دریایی وارد کرد، ناوگان آن را نابود کرد، کارگاههای کشتیسازی را آسیب زد و دهها سایت پرتاب موشک و پهپاد ساحلی را خنثی کرد. با این حال، با وجود هفتهها حملات مداوم، تهران ظرفیت کافی برای انجام یک ضدحمله به سمت کشورهای عرب خلیج فارس، پایگاههای منطقهای ایالات متحده و حمل و نقل تجاری را حفظ کرد.
مینهای دریایی مانع ناوگان غربی
نگرانیها در مورد خطر مینهای دریایی ایران، واشنگتن را وادار به انجام حملات هدفمند علیه کشتیهایی کرد که قادر به استقرار آنها بودند. در حالی که این کمپین تعداد قابل توجهی از پلتفرمها را از بین برد، باور بر این است که دهها قایق تهاجمی سریع به همراه ذخایر قابل توجه مینها در تأسیسات پراکنده تحت کنترل نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سواحل ایران پنهان ماندهاند.
نگرانیها در مورد مینها در تنگه هرمز در تاریخ 9 آوریل شدت گرفت، زمانی که نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقشهای منتشر کرد که منطقه خطر را به مساحت تقریبی 268 مایل دریایی مربع در امتداد مسیرهای حمل و نقل سنتی و کریدور عبوری مشخص میکرد و یک مسیر جایگزین از طریق آبهای سرزمینی ایران را پیشنهاد میکرد. در حالی که احتمالاً نیروی دریایی سپاه پاسداران میدانهای مین را در امتداد مسیرهای حمل و نقل بینالمللی قرار داده است، چگالی، دامنه جغرافیایی و انواع مینهای مستقر شده هنوز مشخص نیست.
در تاریخ 11 آوریل، دو ناوشکن موشکانداز نیروی دریایی ایالات متحده از تنگه هرمز عبور کردند. به جای نشان دادن قدرت، این عبور به نظر میرسید که به منظور آمادهسازی زمینه برای عملیاتهای پاکسازی مین در آینده با جمعآوری اطلاعات در مورد مسیرهای قابل ناوبری و کریدورهای بدون مین انجام شده است. با این حال، ناوهای جنگی نیروی دریایی ایالات متحده از آن زمان به ندرت از تنگه عبور کردهاند که سوالاتی را در مورد قابلیت عملیاتی تلاشهای پاکسازی و تمایل واشنگتن به انجام آنها در شرایط کنونی مطرح میکند.
با توجه به اینکه راهی برای خروج از خصومتها هنوز نامشخص است، به ویژه با توجه به اینکه یادداشت تفاهم ژوئن بین ایالات متحده و ایران به نظر میرسد در حال تضعیف است، واشنگتن با مجموعه محدودی از گزینهها مواجه است که هر یک دارای محدودیتهای تاکتیکی و استراتژیک خاص خود هستند.
نخست، با اتکا به تجربه طوفان صحرا، ایالات متحده میتواند به دنبال یک ائتلاف چندملیتی برای پاکسازی مینها باشد که بر اساس تقسیم کار میان شرکای همنظر شکل گیرد. در حالی که تلاشهای اولیه رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ برای تأمین حمایت متحدان در عملیاتهای امنیت دریایی در تنگه نتایج کمی به همراه داشت، اجماع اروپایی به تدریج تقویت شده است. هلند، ایتالیا و بریتانیا داراییهای مقابله با مین را پیشموقعیتگذاری کردهاند، در حالی که فرانسه اعلام کرده است که برنامههایی برای همکاری با عمان در زمینه پاکسازی تنگه هرمز دارد.

آیا مینهای دریایی امروز قابل حل هستند
اگر واشنگتن تصمیم بگیرد به تنهایی پیش برود، دو مسیر اصلی عمل باقی میماند. اولین گزینه شامل استفاده از بحران کنونی برای آزمایش قابلیت عملیاتی کشتیهای کلاس استقلال و هلیکوپترهای MH-60S در یک محیط واقعی است. با این حال، قابلیت اطمینان محدود این سیستمها باعث میشود که برنامهریزان نظامی و تصمیمگیرندگان سیاسی نتوانند خطرات مرتبط با اعزام ملوانان و داراییهای با ارزش به آبهای مورد منازعه را بپذیرند. پلتفرمهایی با تأییدیه محدود در نبرد، عدم قطعیت عملیاتی قابل توجهی را به همراه دارند، در حالی که مینهای غیرقابل شناسایی میتوانند تصوری کاذب از امنیت برای حمل و نقل تجاری ایجاد کنند. با توجه به حساسیت سیاسی پیرامون تلفات و خسارات عمده داراییها، این گزینه به نظر بعید میرسد.
گزینه دوم میتواند رویکردهای قبلی را با اعزام آخرین اسکادران کلاس آونجر، مستقر در ژاپن، به تنگه هرمز تکرار کند. این کشتیها با بدنههای چوبی و پوششهای فیبر شیشهای ساخته شدهاند و برای عبورهای طولانی در اقیانوس آزاد مناسب نیستند و احتمالاً به کشتیهای باربری سنگین برای حمل و نقل نیاز خواهند داشت. عبور از ساسبو به دریای عربی میتواند بین ۱۷ تا ۲۱ روز طول بکشد و شروع عملیات پاکسازی را بیشتر به تأخیر بیندازد.
با این حال، قابلیت اجرایی هر سه گزینه به تعلیق پایدار خصومتها بین ایالات متحده و ایران بستگی دارد. مرز شمالی میدانهای مین مشکوک تقریباً ۱۵ مایل دریایی از سواحل ایران فاصله دارد، که عملیات پاکسازی مین را در محدوده سیستمهای دفاع ساحلی کوتاهبرد قرار میدهد و به خوبی در فاصله ضربهزنی قابلیتهای میانبرد و دوربرد ایران قرار دارد. هیچ یک از کشتیهای ضد مین نیروی دریایی ایالات متحده دارای سیستمهای دفاع هوایی قوی نیستند، که نیروها را به شدت به ناوشکنهای موشک هدایتشونده برای حفاظت در برابر تهدیدات هوایی وابسته میکند. اینکه اسکادران سهکشتی مستقر در بحرین به آرامی قبل از عملیات خشم حماسی از خلیج خارج شد، این آسیبپذیری زیرین را برجسته میکند.
تجربه سال ۱۹۹۱ نشان میدهد که عملیات پاکسازی مین میتواند دسترسی دریایی را بازگرداند، اما تنها تحت شرایط سیاسی و عملیاتی مساعد. این شرایط هنوز در تنگه هرمز وجود ندارد. در غیاب فضایی معتبر برای کاهش تنش، هرگونه تلاش برای بازگشایی مسیرهای دریایی از طریق عملیاتهای مستمر ضد مین، نیروهای پاکسازی مین را در معرض خطرات غیرقابل قبول قرار میدهد. در حالی که ایالات متحده و ایران به یک چارچوب اولیه برای پایان دادن به جنگ دست یافتهاند، دورهای مکرر تشدید نظامی همچنان دوام آن را تهدید میکند.
فراتر از ناپایداری آتشبس، ایران به شدت با عملیاتهای پاکسازی مین خارجی در تنگه مخالف است و استدلال میکند که این توافق مسئولیت حذف “موانع فنی و نظامی” برای حمل و نقل تجاری را به تهران واگذار میکند. همکاری ایران برای هرگونه تلاش موفقیتآمیز در پاکسازی مین حیاتی خواهد بود، اما کشورهای غربی و عرب خلیج فارس همچنان تمایلی به اتکا صرف به تهران ندارند. تا زمانی که چرخههای تشدید ادامه داشته باشد و بیاعتمادی متقابل بالا باشد، عملیاتهای مستمر پاکسازی مین بعید به نظر میرسد و ناامنی بیشتری در سراسر تنگه ایجاد میکند.

