عراق با آزمون بحرانی در زمینه حکمرانی مواجه است زیرا نخستوزیر علی الزیدی تلاش میکند تا از طریق دستگیریهای با پروفایل بالا، اقتدار خود را به نمایش بگذارد. کمپین دولت علیه فساد در عراق به منظور نشان دادن موضعی سختتر به ناظران بینالمللی طراحی شده است، اما عدم پیگردهای سطح بالا نشان میدهد که اصلاحات واقعی در زمینه فساد در عراق همچنان دشوار است.
فساد در عراق نیازمند اقدام واقعی است
“ای مردم محترم، دولت شما دولتی از نهادها خواهد بود—دولتی از قانون و عدالت. این دولت به روی همه باز خواهد بود، به صدای شهروندانش توجه خواهد کرد و به شدت معتقد است که قدرت دولت از اعتماد مردمش ناشی میشود.” این سخنان بود که مردم عراق در صبح روز یکشنبه، ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶ با آن بیدار شدند. اینها کلمات نخستوزیر تازه انتخاب شده علی الزیدی بود که همراه با تصاویری دراماتیک پخش شد که به نظر میرسید برای نشان دادن یک نقطه عطف تاریخی طراحی شده است.
سیاستمداران، نمایندگان پارلمان و مقامات با دستبند به مکانهای نامشخص منتقل شدند. خودروهای زرهی و تانکهای M1 آبرامز به قلب منطقه سبز بغداد وارد شدند و یادآور خاطرات مارس ۲۰۰۳ شدند، زمانی که به عراقیها گفته شد که سقوط صدام حسین آغازگر یک دوره جدید از پاسخگویی و حکمرانی خواهد بود.
برای لحظهای کوتاه، این تصاویر نشاندهنده شکاف بودند. آنها به دولتی اشاره داشتند که سرانجام با خود مواجه میشود. اما عراق این سناریو را قبلاً دیده است و هرچه بیشتر به وقایع آن صبح نگاه کنیم، آشنا و توخالیتر به نظر میرسد.

دستگیریهای هدفمند فساد در عراق را پنهان میکند
در شبکههای اجتماعی، تیترها با صحبت از “سرکوب”، “حملات شوکآور” و “عراق جدید” افزایش یافت. هماهنگی این عملیات غیرقابل انکار بود: عملیاتهای پیش از سپیدهدم، تصاویری که به دقت ضبط شده بودند، دستگیریهای با نمای بالا. نخستوزیر الزیدی میخواهد این لحظه به عنوان سپیدهدم اصلاحات در کشوری که به طور مداوم در میان فاسدترین کشورهای جهان قرار داشته است، درک شود. پیام الزیدی واضح است؛ رهبری قاطع آمده است و سیستم سرانجام در حال پاکسازی است. اما اینجاست که این نمایش تحت بررسی فرو میریزد.
چه کسانی دقیقاً دستگیر شدند؟ در حالی که مقامات عراقی ۴۷ نفر را دستگیر کردند، تنها نام ۱۵ نفر از آنها بهطور عمومی منتشر شد و حتی آنهایی که هویتشان فاش شد، معماران شبکههای فساد ریشهدار عراق نبودند، بلکه دستهای آشنا از افراد قابل قربانی بودند: مقامات میانی تأمین کالا، واسطههای بوروکراتیک و خویشاوندان سیاسی. اینها مردان و زنانی نیستند که سیستم را طراحی کردهاند؛ بلکه آنهایی هستند که سیستم میتواند قربانی کند. آنها قربانیان بهدقت انتخابشدهای هستند که به جمعیتی که از دههها مصونیت خسته شدهاند، ارائه میشوند در حالی که کسانی که سیستم را بنا کردند و حفظ کردند، دستنخورده باقی ماندهاند. مراکز واقعی قدرت دستنخورده باقی ماندهاند.
نخبگان فراتر از فساد عراق باقی میمانند
شخصیتهایی مانند نوری المالکی، نخستوزیر سابق که دورهاش با نهادینه شدن سیاستهای رانتخواری همزمان بود، بهطور محکم در چشمانداز سیاسی عراق جا خوش کردهاند. در دوران او، وزارتخانهها به پایگاههای حزبی تبدیل شدند، بودجههای دولتی به شبکههای مبهم ناپدید شدند و پدیده «سربازان خیالی» نیروهای امنیتی کشور را خالی کرد و بهطور مستقیم به سقوطی که به داعش اجازه داد سرزمینهای وسیعی را در سال ۲۰۱۴ تصرف کند، کمک کرد. با این حال، المالکی همچنان یک تعیینکننده قدرت است، نه یک متهم.
او تنها نیست. هادی العامری، قیس الخزعلی، فالح الفیاض، خمیس الخنجر، احمد الجبوری، نوفل حمادی السطان و بسیاری دیگر از شخصیتهای قدرتمند همچنان در تقاطع سیاست، امنیت و نفوذ اقتصادی در مقیاس بسیار بزرگتری فعالیت میکنند. بسیاری از آنها با تحریمهای بینالمللی یا اتهامات معتبر فساد، سرکوب یا سودجویی مرتبط با میليشیا مواجه شدهاند. هیچیک در تاریخ ۲۸ ژوئن با دستبند به نمایش گذاشته نشدند. هیچیک در سپیدهدم از خانههایشان کشیده نشدند.
این اجرای گزینشی تصادفی نیست؛ این سیستم است که بهطور مورد انتظار عمل میکند. نظم پس از ۲۰۰۳ عراق بر اساس تقسیم قدرت، تعادل فرقهای و حفاظت متقابل استوار است، جایی که فساد وفاداری را حفظ میکند. از بین بردن فساد به معنای از بین بردن بنیادهای دولت خواهد بود.
به همین دلیل است که هر نخستوزیر عراقی وعده اصلاحات داده و شکست خورده است. حیدر العبادی وعده داد که با فساد مبارزه کند و نهادهای دولتی را تقویت کند. عادل عبدالمهدی نیز وعده داد که اعتماد عمومی را بازگرداند و حکمرانی را بهبود بخشد. مصطفی الکاظمی وعده داد که با میليشیاهای حشد الشعبی مقابله کند و فساد را ریشهکن کند. محمد شیعه السودانی از پاسخگویی و نوسازی نهادها سخن گفت. هر یک با واقعیت یکسانی مواجه شدند: همان دستگاهی که قرار بود اصلاح کنند، همان دستگاهی بود که قدرت آنها را حفظ میکرد. علی الزیدی نیز استثنا نیست.
فساد عراق زمانبندی سیاسی را فاش میکند
اگر چیزی باشد، زمانبندی این حملات بیشتر از خود دستگیریها را نشان میدهد. ایران پس از حملات نظامی مداوم ایالات متحده و اسرائیل به طور قابل توجهی تضعیف شده است، در حالی که واشنگتن نشان داده که قصد ندارد از خاورمیانه کنار بکشد. در عین حال، این دستگیریها همزمان با ورود وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، به بغداد بود. به طور رسمی، این سفر به هماهنگی مراسم پس از مرگ علی خامنهای مرتبط بود. اما اگر این تنها هدف بود، چرا عراقچی تنها اکنون وارد شده است؟ زمانبندی نشان میدهد که ممکن است سفر او اهمیت سیاسی گستردهتری داشته باشد، در حالی که نخبگان همسو با تهران در بغداد با چشمانداز منطقهای به طور فزایندهای نامشخص مواجه هستند.
در عین حال، موضع واشنگتن از هر زمان دیگری مهمتر است. رئیسجمهور دونالد ترامپ به طور غیرمعمولی درباره آینده سیاسی عراق صحبت کرده است. در تاریخ ۲۷ ژانویه، در یک پست در Truth Social، او به طور علنی درباره بازگشت نوری المالکی هشدار داد و اعلام کرد که ادامه حمایت ایالات متحده به رد بازگشت او از سوی عراق بستگی دارد. پس از اینکه علی الزیدی به نخستوزیری رسید، ترامپ از هشدار به تأیید تغییر موضع داد. در یک پست Truth Social در تاریخ ۳۰ آوریل، او الزیدی را تبریک گفت و به چشمانداز دولتی بدون تروریسم اشاره کرد. روز بعد، ترامپ فراتر رفت و به خبرنگاران گفت که واشنگتن به شدت از الزیدی حمایت میکند و در کنار او خواهد بود “تا انتها.”
این زمینه بسیار حیاتی است. الزیدی در خلأ عمل نمیکند. دولت او با فشار مالی قابل توجهی از سوی ایالات متحده مواجه است، به ویژه با توجه به مشارکت گذشتهاش در جریانهای غیرقانونی دلار و شیوههای بانکی مرتبط با مؤسسات عراقی. واشنگتن بارها نشان داده که تمایل دارد از سیستم مالی عراق به عنوان یک نقطه فشار استفاده کند. به عنوان مثال، وزارت خزانهداری ایالات متحده، بانک اسلامی الجنوب را از دسترسی به معاملات دلار آمریکا منع کرد پس از اینکه اطلاعات این مؤسسه را به شیبل الزیدی، یک رهبر شبهنظامی مورد حمایت ایران و پسرعموهای نخستوزیر کنونی که به خاطر ارتباطاتش با سپاه پاسداران و حزبالله تحریم شده، مرتبط کرد. پیام واشنگتن ضمنی اما غیرقابل انکار است: همکاری و اصلاحات پاداش خواهد داشت؛ سرپیچی عواقبی خواهد داشت.
از این منظر، حملات ۲۸ ژوئن کمتر شبیه یک کمپین ضد فساد داخلی و بیشتر شبیه یک نمایش حسابشده برای مخاطبان خارجی به نظر میرسد. این نمایشها به منظور اطمینان بخشی به واشنگتن، نشان دادن همسویی و نشان دادن اینکه بغداد آماده است، یا حداقل قادر است، عمل کند، طراحی شدهاند. اما نمایشها نمیتوانند جایگزین محتوا شوند.

این حملات بهطور گزارششدهای به اعترافات معاون وزیر نفت، عدنان الجمیلی، مرتبط است که پروندهاش شامل بیش از ۱۲ میلیون دلار نقدی است که در اقامتگاههای خصوصی و مخفیگاههای زیرزمینی پنهان شده بود. مقامات به ارتباطات با قاچاق دلار، شبکههای نفتی غیرقانونی و کانالهای تأمین مالی مرتبط با گروههای مسلح اشاره میکنند. این اتهامات جدی هستند و مقیاس فساد نهفته در درون دولت را نشان میدهند.
اما حتی در اینجا، الگو حفظ میشود. به نظر میرسد که تحقیقات به سطوح بالای مقامات سیاسی نمیرسد. این تحقیقات تکههایی از شبکه را افشا میکند بدون اینکه به هسته آن بپردازد. این مشکل اساسی است. شما نمیتوانید از یک سیستم آسیبدیده بخواهید که خود را پاکسازی کند. نمیتوانید به نهادهایی که تحت تأثیر حمایت، نفوذ و چانهزنی سیاسی شکل گرفتهاند، اعتماد کنید که ناگهان عدالت بیطرفانه را اجرا کنند. و نمیتوانید به یک جامعه عمیقاً بدبین این اطمینان را بدهید که تغییرات معناداری در حال وقوع است وقتی که قدرتمندترین افراد همچنان در دسترس نیستند.
برای عراقیهای عادی، تصاویر تانکها و دستگیریها نه امید، بلکه یادآوری دوباره را تداعی میکند. آنها به سال ۲۰۰۳ فکر میکنند، زمانی که وعدههای تحول به سالها بیثباتی، فساد و انتظارات برآوردهنشده تبدیل شد. آنها زبان اصلاحات را قبلاً شنیدهاند. آنها اعلامیهها، کمیتهها و تحقیقات را دیدهاند. آنها شاهد بودهاند که هر موج از مسئولیتپذیری ظاهری بدون تغییر واقعیتهای زیرین ناپدید شده است.
در حالی که علی الزیدی امروز به کاخ سفید میرود، رئیسجمهور ترامپ باید روشن کند که ۲۸ ژوئن تنها آغاز بود، نه پایان. حمایت سیاسی، مالی و امنیتی آینده ایالات متحده باید به پیشرفتهای قابل اندازهگیری بستگی داشته باشد: پیگرد قانونی مقامات ارشد سیاسی بدون توجه به وابستگی، از بین بردن شبکههای حمایت مرتبط با شبهنظامیان، بازپسگیری داراییهای عمومی دزدیدهشده، اصلاح قوه قضائیه، حفاظت از محققان در برابر ارعاب سیاسی، تشدید نظارت بر معاملات دلار و قطع دائمی ارتباط نهادهای دولتی با گروههای مسلح. تنها اصلاحات ساختاری پایدار میتواند عراقیها را متقاعد کند که مسئولیتپذیری واقعی است.
اگر نخستوزیر الزیدی در مورد تغییر جدی است، استاندارد واضح و اجتنابناپذیر است. بازداشت مقامات میانهمرتبه یا بازیگران حاشیهای کافی نیست. تولید نمایشهای تلویزیونی از اجرای قانون کافی نیست. مسئولیتپذیری واقعی در عراق نیازمند مواجهه با قدرتمندترین افراد در سیستم است؛ کسانی که آن را شکل داده، حفظ کرده و همچنان از آن بهرهبرداری میکنند.
این به معنای پیگیری پروندههایی علیه افرادی مانند المالکی و دیگران با نفوذ مشابه است. این به معنای از بین بردن شبکههایی است که احزاب سیاسی، شبهنظامیان و منافع اقتصادی را به هم پیوند میدهد. این به معنای افشای نه تنها اعمال جداگانه فساد، بلکه ساختاری است که آنها را ممکن میسازد. هر چیز کمتر از این اصلاح نیست. این نمایش است. و عراق به اندازه کافی از این نمایشها دیده است.

