اسرائیل با هدفی روشن وارد این درگیری شد، اما سوال اساسی همچنان باقی است: آیا اسرائیل میتواند حماس را از بین ببرد? پیروزی واقعی نیاز به چیزی فراتر از نابودی تونلها دارد؛ این پیروزی مستلزم استخراج کامل قدرت سیاسی این گروه است. جایگزینی عمیق ساختاری تنها راه برای از بین بردن حماس است، زیرا صرفاً شکستن بال نظامی آن، سایه حاکمیتی زیرین را کاملاً دست نخورده باقی میگذارد.
از بین بردن حماس اکنون گام حیاتی
حماس هفته گذشته اعلام کرد که آماده است تا حکومت غزه را به کمیته ملی اداره غزه (NCAG) واگذار کند. NCAG به عنوان بخشی از آتشبس و طرح صلح غزه که در اواسط اکتبر 2025 آغاز شد، تأسیس شد. با وجود ادعاهای حماس مبنی بر اینکه ممکن است نقش خود را در حکومت نوار غزه “حل کند”، هیچ مدرک روشنی وجود ندارد که نشان دهد واقعاً در حال انجام این کار است. علاوه بر این، حماس سلاحهای خود را که منبع حملات تروریستی دههها بودهاند، واگذار نمیکند.
برای اینکه طرح صلح در غزه پیش برود، نیاز به چیزی فراتر از کلمات از سوی حماس دارد. حماس در طول دههها وجود خود نشان داده است که آتشبسها و کلمات قابل اعتماد نیستند. حمله 7 اکتبر، که در آن بیش از 1,100 نفر در اسرائیل کشته و 250 نفر به گروگان گرفته شدند، واضحترین مثال است که حماس قابل اعتماد نیست. نه تنها حماس غیرقابل اعتماد است، بلکه کنترل آن بر نهادهای سیاسی غزه نیز نامشروع است و از کودتای 2007 علیه تشکیلات خودگردان فلسطینی که به رسمیت شناخته شده است، آغاز شد.
بیانیه حماس درباره حل کردن حکومت خود در غزه آخرین مانع است که به کارها اضافه شده است. در اکتبر، آتشبس در غزه آغاز شد. این بخشی از یک طرح 20 مادهای بود که توسط کاخ سفید میانجیگری شده و سپس در قطعنامه 2803 شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید که در اواسط نوامبر تصویب شد. طرح حمایت شده توسط ایالات متحده و سازمان ملل منجر به ایجاد هیئت صلح در ژانویه شد. این هیئت به نوبه خود NCAG و نیروی بینالمللی تثبیت (ISF) را تأسیس کرد.

ارزیابی مسیرهای استراتژیک برای از بین بردن مؤثر حماس
بر روی کاغذ، طرح برای غزه امیدوارکننده به نظر میرسد. حماس قرار است خلع سلاح شود. نهادهای حاکمیتی آن، هرچند که وجود دارند، قرار است به یک کمیته تکنوکرات واگذار شوند. بازسازی قرار است آغاز شود و یک نیروی بینالمللی قرار است امنیت را تأمین کند. 2 میلیون غیرنظامی در غزه که به مدت 20 سال تحت حکومت حماس از نیازهای اولیه محروم بودهاند، به شدت نیاز دارند که حکومت نوار این اقدامات را به سرعت انجام دهد.
حدود نیمی از مردم غزه زیر ۱۸ سال سن دارند، به این معنی که آنها کاملاً تحت حاکمیت حماس بزرگ شدهاند. این حاکمیت یک فاجعه پس از دیگری به همراه داشته است. جنگهای کوتاهی با اسرائیل در سالهای ۲۰۰۸–۲۰۰۹، ۲۰۱۲، ۲۰۱۴، ۲۰۲۱ و جنگ طولانیتری که از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، رخ داده است. با اینکه آتشبس همچنان برقرار است، زندگی غیرنظامیان در غزه هنوز در بلاتکلیفی به سر میبرد.
نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) ۶۰ درصد از غزه را کنترل میکنند. در ماه مه، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دستور داد که IDF این بخش را به ۷۰ درصد افزایش دهد. تمام غیرنظامیان در غزه در نیمهای از این منطقه که تحت کنترل حماس است، زندگی میکنند. آنها اجازه ندارند که از آن منطقه به بخش تحت کنترل IDF منتقل شوند. طرح مورد حمایت ایالات متحده قرار است به بازسازی و تشکیل یک کمیته تکنوکرات برای اداره غزه منجر شود. تا کنون آن کمیته، NCAG، نتوانسته است حکومت کند.
مقدمات تاریخی برای بررسی در راستای برچیدن حماس
جنگ علیه حماس به طرز بسیار متفاوتی نسبت به کمپین موفق برای حذف داعش از منطقه انجام شد. زمانی که ائتلاف مورد حمایت ایالات متحده در حال مبارزه با داعش در موصل بود، به عنوان مثال، غیرنظامیان قادر به ترک موصل بودند تا ارتش عراق بتواند داعش را حذف کند. این روش به خوبی عمل کرد. برای حذف داعش، نه ماه جنگ در اطراف موصل و در داخل شهر قدیمی در سالهای ۲۰۱۶–۲۰۱۷ طول کشید. امروز، موصل یک شهر پررونق و صلحآمیز است. غزه نیز میتواند به این شکل تبدیل شود. با این حال، این امر نیازمند حذف حماس است. طرح صلح برای غزه خواستار خلع سلاح حماس است. برای اینکه این امر محقق شود، خلع سلاح باید تعریف شود.
در تاریخ، نمونههای زیادی از گروههای تروریستی به بزرگی حماس که خلع سلاح شدهاند وجود ندارد. نمونه صلح در ایرلند شمالی در دهه ۱۹۹۰ یکی از معدود مواردی است که در آن شبهنظامیان به طور داوطلبانه سلاحهای خود را کنار گذاشتند و دولتی با اشتراک قدرت تشکیل دادند. در مکانهای دیگر، مانند مکزیک، کلمبیا و ترکیه، تلاشها برای خلع سلاح کارتلهای مواد مخدر، فارک (نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا) و پکک (حزب کارگران کردستان) به خوبی پیش نرفته است. اکنون چگونه حماس خلع سلاح خواهد شد در حالی که ۱۰۰۰ روز درگیری در این کار موفق نبوده است؟
تاکتیکهای برچیدن حماس و درسهای لبنان
در تاریخ ۶ ژوئیه، گیدئون ساعر، وزیر امور خارجه اسرائیل، حماس را متهم کرد که در حال وانمود کردن به انحلال ساختار نهادی خود به شیوهای مشابه با حزبالله در لبنان است. او مشکوک است که حماس کنترل اداری ظاهری را به NCAG واگذار کند، در حالی که کنترل مؤثر نوار غزه را از طریق زور یا تهدید زور حفظ کند. در لبنان، این همان کاری بود که حزبالله هر بار که به ظاهر خلع سلاح میکرد، انجام میداد.
به عنوان مثال، پس از سال 2000، زمانی که اسرائیل از جنوب لبنان خارج شد، حزبالله سلاحهای خود را حفظ کرد. سایر گروههای مسلح در لبنان به عنوان بخشی از توافق طائف، که جنگ داخلی را در سال 1989 به پایان رساند، سلاحهای خود را زمین گذاشتند. حزبالله از این کار امتناع کرد و ادعا کرد که در حال «مقابله» با اسرائیل است. در سال 2006، حزبالله حمله جدیدی به اسرائیل آغاز کرد که منجر به جنگ جدیدی شد. با وجود درخواستهای بینالمللی برای خارج کردن حزبالله از جنوب لبنان، این گروه در آنجا ماند و قدرت بیشتری پیدا کرد.

نیاز به گزینههای منطقهای برای برچیدن حماس امروز
حماس داستانی کمی متفاوت دارد. این گروه به عنوان یک حزب سیاسی در اواخر دهه 1980 تأسیس شد و کمپینی از حملات تروریستی را در مخالفت با راهحل دو دولتی که در توافقات اسلو پیشبینی شده بود، دنبال کرده است. پس از خروج اسرائیل از غزه در سال 2005، حماس در یک کودتا به قدرت رسید. حماس از سال 2007 اجازه حکومت بر غزه را داشته است و عملاً تلاشی برای برکناری آن از قدرت صورت نگرفته است.
چالش امروز تنها در مورد وادار کردن حماس به واگذاری حکومت نیست. این موضوع عمدتاً مربوط به وادار کردن حماس به خلع سلاح و اجازه دادن به یک دولت جدید برای ورود به غزه و ارائه گزینهای به غیرنظامیان به جای حماس است. تا زمانی که 2 میلیون نفر گزینهای نداشته باشند و تحت حکومت حماس زندگی کنند، هیچ راهی برای برکناری حماس وجود ندارد. این موضوع در مورد مقابله با کارتلها نیز صادق است.
زمانی که کارتلها یک منطقه یا شهری را مانند پابلو اسکوبار در مدئین، کلمبیا اداره میکنند، تنها راه برای برکناری آنها کاهش قدرتشان و ارائه گزینهها است. گروههای تروریستی و کارتلها، یا رژیمهای خودکامه، به دلیل ترس زنده میمانند. آنها زمانی سقوط میکنند که نتوانند اراده خود را از طریق ترس و خشونت تحمیل کنند.
حماس در حال صحبت درباره واگذاری حکومت است. اما قدرت آن همیشه ناشی از نیروی سلاح بوده است. مسیر پیش رو در غزه یکی از دو مسیر جدا اما هماهنگ خواهد بود. یک مسیر باید به یک دولت جایگزین تحت رهبری غیرنظامیان بپردازد. مسیر دیگر باید به جمعآوری سلاحها از حماس بپردازد، حتی اگر لازم باشد به زور.

