ترتیب امنیتی منطقه در حال تجربه یک تغییر سریع و خشن است زیرا ترکیه و ایران مواضع خود را برای محافظت از حزبالله در برابر تضعیف بیشتر تنظیم میکنند. این ائتلاف ترکیه و حزبالله به عنوان یک حائل در برابر هژمونی اسرائیل عمل میکند و محاسبات استراتژیک واشنگتن و شرکای منطقهای آن را به طور بنیادی تغییر میدهد و در عین حال به یک ویژگی کلیدی از معماری امنیتی جدید در شام تبدیل میشود.
ائتلاف ترکیه و حزبالله واقعیتها را شکل میدهد
مدتی پیش، حزبالله به نظر میرسید که در حال خروج است. یک کمپین نظامی شدید اسرائیلی در سال 2024 بخش زیادی از رهبری ارشد آن، از جمله رهبر پیشین آن، حسن نصرالله، را از بین برد. سقوط بعدی بشار اسد، رئیسجمهور پیشین سوریه، نیز ضربه بزرگی به این گروه وارد کرد و یک خط تأمین لجستیکی حیاتی را قطع کرد و احمد الشراعه، رهبر پیشین جبهه النصره که در طول جنگ داخلی سوریه با حزبالله جنگید، به قدرت رسید.
در نتیجه، حرکت شیعه لبنانی از قویترین نیروی نظامی غیر دولتی در جهان با یک کریدور زمینی حیاتی به نیرویی عمدتاً تضعیفشده تبدیل شد که از همه جبههها محاصره شده بود. با این حال، این وضعیت به طور قابل توجهی تغییر کرده است زیرا دکترینهای جدید امنیت ملی ایران و ترکیه به نظر میرسد به نفع حزبالله عمل میکنند. جنگ 2026 ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران به طور قابل توجهی تهران را به حمایت مضاعف از حزبالله واداشته است. قبل از امضای یادداشت تفاهم بین ایران و ایالات متحده، تهران تأکید کرد که هر توافقی باید شامل پایان عملیات نظامی اسرائیل در لبنان باشد.
مقامات ارشد ایرانی حتی حزبالله را به عنوان شریک ایران در این توافق معرفی کردند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به جمعی از دیپلماتهای خارجی در تهران پس از امضای توافق گفت: “از نظر ما دو طرف در این یادداشت تفاهم وجود دارد—یک طرف آمریکا و اسرائیل و طرف دیگر ایران و حزبالله.”

استراتژی ائتلاف ترکیه و حزبالله را میسازد
ایران همچنین اقدام بیسابقهای را در پاسخ به بمباران مواضع حزبالله در جنوب بیروت در اوایل ژوئن انجام داد و به اسرائیل حمله کرد.
این تأکید بیسابقه بر اتحاد با حزبالله را میتوان بهترین شکل از طریق لنز امنیت ملی درک کرد. پس از جنگ هشتساله با عراق تحت رهبری صدام حسین، دکترین امنیت ملی جمهوری اسلامی به بررسی تهدیدات ناشی از کشورهای هممرز متمرکز شد. بنابراین، ایران در سال ۲۰۱۴ به کمک عراق در برابر داعش شتافت و نخستین کشوری بود که از بغداد حمایت کرد پس از آنکه گروه تروریستی بخشهای وسیعی از خاک عراق را تصرف کرد.
اما وضعیت پس از حملات ۷ اکتبر تغییر کرد، که منجر به ظهور دکترین جدید اسرائیلی شد که با تمایل بسیار بیشتری به جنگ تعریف میشود. اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ حملات به ایران را آغاز کرد که بعدها به جنگ ۱۲ روزه معروف شد و شریک و تحریککننده واشنگتن در درگیری اخیر با جمهوری اسلامی بود. این امر نیاز به تغییر در اولویتهای امنیت ملی ایران را فراتر از کشورهای همسایه فوری ایجاب کرد تا به این واقعیت توجه شود که اسرائیل اکنون تهدیدی قریبالوقوع و وجودی به شمار میرود.
بنابراین میتوان گفت که حمایت از حزبالله به یک ضرورت حیاتی امنیت ملی تبدیل شده است، که کمک میکند تا توضیح دهد چرا ایران بر حمایت خود از این گروه تأکید بیشتری دارد.
کشورها از اتحاد ترکیه و حزبالله حمایت میکنند
در همین حال، ایران موفق شد تا دولت ترامپ را به پذیرش شرایط خود در مورد لبنان متقاعد کند. برای هموار کردن راه برای یادداشت تفاهم، واشنگتن بر اسرائیل فشار آورد تا در لبنان تنشها را کاهش دهد و آتشبس با حزبالله بهطور بعدی اعلام شد. در حالی که عملیات نظامی اسرائیل در لبنان بهطور کامل متوقف نشده است، اما سرعت آن بهطور قابل توجهی کاهش یافته است.
دولت ترامپ یک توافقنامه چارچوبی بین لبنان و اسرائیل اعلام کرده است که طبق آن خروج اسرائیل از سرزمینهای لبنانی به خلع سلاح حزبالله مشروط خواهد بود. با این حال، مشخص نیست که آیا این موضوع بیشتر از یک تلاش توخالی برای آرام کردن اسرائیل و حامیان آن که به شدت مخالف گنجاندن لبنان در یک توافق گستردهتر بین ایالات متحده و ایران هستند، خواهد بود یا خیر.
اهمیت فزایندهای که به نظر میرسد تهران به حزبالله میدهد، نشان میدهد که هرگونه تلاش برای خلع سلاح اجباری این گروه احتمالاً تنشها را افزایش خواهد داد و ممکن است حتی منجر به فروپاشی کامل یادداشت تفاهم شود، که بهنظر میرسد با تشدید اخیر بین ایالات متحده و ایران عملاً از هم گسسته است. با وجود این تشدید، مشخص نیست که آیا ترامپ مایل است اجازه دهد یادداشت تفاهم صرفاً به خاطر خلع سلاح حزبالله فروپاشد. در حالی که ترامپ اعلام کرده که یادداشت تفاهم “به پایان رسیده” است، اما او در عین حال درهای گفتوگو با ایران را باز نگه داشته است.
قبل از تنشهای اخیر، ناتان ساکس از مؤسسه خاورمیانه مشاهده کرد که رویدادهای اخیر نشان میدهد که برای دولت ترامپ، توافق با ایران از اهمیت تحولات در لبنان بیشتر است؛ اما این را نمیتوان درباره اسرائیل گفت.
در حالی که تشدید اخیر این ارزیابی را زیر سؤال میبرد، اما همچنان این واقعیت وجود دارد که جریان نفت از طریق تنگه هرمز منافع آمریکایی بسیار حیاتیتری نسبت به لبنان را تشکیل میدهد. بنابراین، احتمال نه چندان کمی وجود دارد—با توجه به سرسختی ایران در مورد تنگه و بیمیلی واشنگتن به اعزام نیروهای نظامی لازم برای باز کردن آن—که ایالات متحده ممکن است هنوز مجبور شود موضع نرمتری در قبال حزبالله اتخاذ کند به عنوان بخشی از یک معامله گستردهتر با ایران، حتی اگر تنها به منظور تأمین جریان بیوقفه نفت باشد.

ائتلاف ترکیه و حزبالله مرزها را تأمین میکند
به همین ترتیب، دکترین اسرائیل پس از ۷ اکتبر به نظر میرسد که ترکیه را وادار کرده تا اولویتهای امنیت ملی خود را بازنگری کند. در پسزمینه تنشهای رو به افزایش با اسرائیل، رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان به تازگی اعلام کرد که عملاً به یک دکترین جدید امنیت ملی دست یافته است، جایی که عملیات نظامی اسرائیل در لبنان و سوریه به عنوان تهدیدی برای خود ترکیه تلقی میشود.
اردوغان گفت: “امنیت ترکیه در هاتای آغاز نمیشود، بلکه در حلب، دمشق و بیروت آغاز میشود.” او افزود: “ما اجازه نخواهیم داد که در کشورهای برادرمان واقعگرایی ایجاد شود و به هیچ حملهای که هدف آنها باشد، چشم نخواهیم بست.” اینکه اردوغان عملیات اسرائیل در لبنان را به امنیت ترکیه مرتبط میکند، این تصور را تقویت میکند که آنکارا اکنون مبارزه مسلحانه حزبالله علیه اسرائیل را جداییناپذیر از منافع ملی ترکیه میداند.
در همین حال، علی فایاد، نماینده حزبالله در یک مصاحبه رسانهای بیان کرد که سفیر ترکیه در بیروت در یک دیدار اخیر پیامهای حمایتی را منتقل کرده است. فایاد گفت: “آنچه توجه من را (در طول دیدار) جلب کرد، حمایتی بود که برای نقش مقاومت در لبنان ابراز شد.”
مهمترین عامل در موضع ترکیه این است که چگونه به سوریه مربوط میشود. نه تنها رئیسجمهور سوریه، احمد الشراعه، از پذیرش حزبالله به طور نظامی ابراز بیمیلی کرده است، بلکه حتی تمایل خود را برای برگزاری مذاکرات با این گروه نیز ابراز کرده است. الشراعه در یک مصاحبه اخیر با تلویزیون المشهد گفت: “اگر این [مذاکرات با حزبالله] به منافع لبنان خدمت کند و منافع سوریه را تأمین کند، چرا که نه؟”
رئیسجمهور سوریه دلایل خاص خود را برای عدم تمایل به دخالت نظامی علیه حزبالله دارد. انجام این کار منابع را از تهدید فوریتری که داعش برای دمشق ایجاد کرده، منحرف میکند و حتی احتمالاً به نفع این گروه خواهد بود زیرا تنشهای فرقهای سنی-شیعه را تشدید میکند.
این موضوع بهویژه با افزایش اخیر تروریسم مرتبط با داعش که قلب پایتخت، دمشق را هدف قرار داده، صدق میکند. اوایل این ماه، یک بمبگذاری تروریستی در یک کافه نزدیک کاخ عدالت ۱۰ کشته بر جای گذاشت و داعش بهعنوان یکی از مظنونان اصلی ذکر شد. در همین حال، مقامات سوریه از دستگیری یک شبکه وابسته به داعش خبر دادند که به گفته آنها مسئول بمبگذاریها در دمشق در زمان سفر رئیسجمهور فرانسه، امانوئل ماکرون، بوده است. با این حال، با توجه به اینکه الشعرا پیشتر حمایت خود را از خلع سلاح حزبالله ابراز کرده، دشوار است که ارتباطی بین لحن جدید مصالحهآمیز او نسبت به حزبالله و تغییر اولویتهای امنیت ملی حامی اصلیاش در آنکارا برقرار نشود.
این موضوع با گزارشهای رسانههای اسرائیلی که حاکی از آن است که ترکیه از دولت سوریه خواسته تا در عملیات نظامی علیه حزبالله دخالت نکند، بهمنظور جلوگیری از بهرهبرداری اسرائیل از چنین سناریویی، بیشتر تأیید میشود.

قدرتها به ائتلاف ترکیه و حزبالله میپیوندند
در همین حال، نه تنها نشانهای وجود ندارد که تنشهای ترکیه و اسرائیل به زودی کاهش یابد، بلکه هر نشانهای حاکی از آن است که این تنشها به اوج جدیدی رسیده است. اخیراً، اسرائیل اقدام به شناسایی مرگهای ارمنی در طول جنگ جهانی اول بهعنوان یک عمل نسلکشی کرده و همچنین به ارتقاء روابط خود با یونان، دشمن اصلی ترکیه، ادامه داده است. مقامات ارشد ترکیه نیز به نوبه خود بیانیههای غیرعادی قویتری علیه اسرائیل صادر کردهاند، بهطوریکه وزیر امور خارجه، هاكان فیدان، آن را “باری که بشریت دیگر نمیتواند تحمل کند” توصیف کرده است.
این دینامیکها نباید بهعنوان نشانهای از این تلقی شود که حزبالله اکنون در همان محیط استراتژیک مطلوبی که قبلاً داشت، فعالیت میکند، بلکه باید گفت که دیگر به اندازهای که پس از جنگ ۶۶ روزه و سقوط سلسله اسد در سوریه آسیبپذیر به نظر میرسید، نیست.
بهطور کنایهآمیز، این موضوع بهطور قابل توجهی به سیاستهای رقیب اصلیاش اسرائیل مربوط میشود، که تلاش برای هژمونی منطقهای و دکترین نظامیگرایانهاش پس از ۷ اکتبر بهطور ناخواسته وضعیت حزبالله را در نظر قدرتهای منطقهای ارتقا داده است. بهویژه، این شامل یک عضو ناتو و متحد نزدیک آمریکا میشود که باید واشنگتن را وادار کند تا در نحوه برخورد با حزبالله احتیاط بیشتری به خرج دهد.

