در یک چرخش دیپلماتیک بیسابقه پس از تغییرات منطقهای، جلسه ترامپ-عون در کاخ سفید یک فرصت حیاتی برای نجات چارچوب شکننده اسرائیل-لبنان و قطع ارتباط بیروت با نفوذ ایران فراهم میکند. در حالی که واشنگتن به ارزیابی سرمایهگذاریهای بلندمدت در نیروهای مسلح لبنان میپردازد، این اجلاس با ریسک بالا فرصتی قطعی برای هر دو رهبر است تا تعیین کنند آیا لبنان میتواند نمایندگان حزبالله را خلع سلاح کند و راهی واقعی به سوی امنیت پایدار ایجاد کند.
جلسه ترامپ-عون بر چارچوب متمرکز است
ریسکها برای توافق چارچوب اسرائیل-لبنان که در حال شکلگیری است، بالا است زیرا رئیسجمهور جوزف عون آماده میشود تا در تاریخ 21 ژوئیه برای اولین بار به کاخ سفید سفر کند. دیدار فرمانده سابق ارتش لبنان با رئیسجمهور ترامپ—اولین دیدار برای یک رئیسجمهور لبنانی از سال 2009—فرصتی است برای هر رهبر تا تعیین کند آیا دیگری به اندازه کافی جدی است که سرمایهگذاری و ریسک قابل توجهی را برای قطع لبنان از مدار ایران، خلع سلاح نماینده تهران حزبالله و هموار کردن راهی به سوی صلح لبنان-اسرائیل، به خود بگیرد.
زمینه دیپلماتیک
با وجود تاریخچهای از کمکهای ایالات متحده که به هفتاد و پنج سال پیش برمیگردد، روابط نظامی نزدیک دو جانبه و جامعه بزرگ مهاجران در آمریکا، لبنان پیش از جنگ ایران برای تعاملات سطح بالا در کاخ سفید در نظر گرفته نمیشد. در سال اول ریاستجمهوری عون، ترامپ هیچ ارتباطی با او نداشت—نه دیدار، نه تماس تلفنی، نه نامه. عون تنها یک دیدار سطح بالا با مقامات آمریکایی داشت—با وزیر امور خارجه مارکو روبیو در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر گذشته. در مقابل، ترامپ سه دیدار رو در رو با احمد الشراعه، جهادگر سابق که اکنون رئیسجمهور سوریه است، داشته است.
در همین حال، مقامات وزارت امور خارجه و افسران فرماندهی مرکزی ایالات متحده در حال تسهیل فرآیند کند اجرای توافق “قطع خصومتها” اسرائیل-لبنان در نوامبر 2024 بودند، فرآیندی که تا زمان آغاز جنگ ایران در فوریه گذشته متوقف شده بود. دو روز پس از آن انفجار، حزبالله موجی از موشکها را به سمت شمال اسرائیل شلیک کرد و جبهه جدیدی را برای حمایت از تهران باز کرد. در پاسخ، نیروهای دفاعی اسرائیل—که تا آن زمان حضور خود را در لبنان به پنج نقطه نزدیک به مرز بینالمللی محدود کرده بودند—عملیات نظامی گستردهتری را آغاز کردند.
درگیریهای منطقهای و تشدید نظامی
در سه ماه آینده، حزبالله به جوامع و نیروهای اسرائیلی با بیش از ۷۰۰۰ راکت، موشک و پهپاد حمله کرد که منجر به کشته شدن سی و یک نفر و زخمی شدن دهها نفر دیگر شد. اسرائیل هزاران سرباز را به سمت مرز فرستاد و در نهایت یک منطقه حائل به عمق هشت تا ده کیلومتر در لبنان ایجاد کرد. علاوه بر حمله به انبارها و تأسیسات تسلیحاتی حزبالله در دره بقاع و حومه بیروت، نیروهای اسرائیلی تلاش کردند تا منطقه وسیعتری در جنوب را تا و حتی فراتر از رودخانه لیتانی پاکسازی کنند. این عملیاتها دهها روستا را ویران کرد، هزاران جنگجوی حزبالله و غیرنظامی را به قتل رساند و بیش از یک میلیون لبنانی را آواره کرد.
پس از اعلام آتشبس آمریکا-ایران در آوریل، تمرکز به دیپلماسی معطوف شد و واشنگتن اولین جلسه مستقیم و عمومی بین نمایندگان لبنانی و اسرائیلی را تسهیل کرد. این ابتکار از ابتدا غیرمعمول بود، زیرا دولت لبنان خود یک طرف درگیر نبود. با این حال، بیروت از طریق دیپلماسی امیدوار بود که از حزبالله و ایران توانایی اتخاذ تصمیمات حاکمیتی درباره جنگ و صلح را بازپس گیرد.
در ادامه، پنج دور مذاکرات به توافقنامه چارچوبی در ۲۶ ژوئن منجر شد که بخشی از آن به مداخله شخصی روبیو مربوط میشود. سنگ بنای این توافق، موافقت لبنان با خلع سلاح و برچیدن تمام گروههای مسلح غیر دولتی—که به حزبالله اشاره دارد—در ازای عقبنشینی تدریجی اسرائیل از سرزمین لبنانی است. انتظار میرود این تلاشها در “منطقههای آزمایشی” که تحت کنترل نیروهای مسلح لبنان (LAF) خواهد بود، آغاز شود و در چارچوب تعهدی وسیعتر برای دستیابی به صلح کامل دوجانبه در بلندمدت قرار گیرد.
گزینههای دیپلماتیک و توافقهای آتشبس
توافقنامه چارچوبی با یادداشت تفاهم آمریکا-ایران که در ۱۷ ژوئن امضا شد، پیچیدهتر شد. این یادداشت شامل یک مسیر جایگزین بود که به موجب آن تهران و واشنگتن میتوانستند به “پایان دائمی” درگیریها در لبنان دست یابند در حالی که اسرائیل هیچ نقشی نداشت. حزبالله و متحدانش—از جمله نبیه بری، رئیس مجلس لبنان—به گزینه یادداشت تفاهم روی آوردند، زیرا این گزینه خروج بدون قید و شرط اسرائیل را پیشبینی میکرد و هیچ نشانهای از صلح وسیعتر بین بیروت و اورشلیم نداشت.
از آن زمان، رئیسجمهور ترامپ در مورد اینکه کدام مسیر را شخصاً تأیید میکند: توافق چارچوب یا یادداشت تفاهم، سکوت کرده است. در حالی که او در تاریخ ۲۷ ژوئن با عون تماس گرفت تا او را به خاطر توافق با اسرائیل تبریک بگوید و دعوتی به واشنگتن ارائه دهد، هیچ گزارشی از گفتوگوی آنها از سوی کاخ سفید منتشر نشد و همچنین هیچ بیانیه عمومی دیگری از ترامپ در مورد توافق چارچوب وجود ندارد.

جلسه ترامپ-عون ارزیابی تعهدات استراتژیک
این وضعیت مبهم احتمالاً پس از ورود عون روشن خواهد شد. سفر او یک لحظه سرنوشتساز برای توافق چارچوب خواهد بود، فرصتی برای ارزیابی تعهد هر یک از رهبران به این توافق و آزمایشی برای اینکه آیا این مسیر به امنیت و صلح ارزش پیگیری دارد یا خیر.
ترامپ از قبل میداند که عون در مورد مقابله با ایران و پذیرش ایده صلح نهایی با اسرائیل “صحبت میکند”، که همین موضوع باعث شد رئیسجمهور مارونی—تنها رئیسجمهور مسیحی در خاورمیانه—ملاقاتی داشته باشد. مسیر کممقاومت عون میتوانست این باشد که با بری همپیمان شود و بگذارد تهران آب لبنان را تأمین کند و از طریق مذاکرات آمریکا و ایران به دنبال خروج اسرائیل باشد. اما این کار رئیسجمهور را به یک چهره بیقدرت در یک سیستم سیاسی تحت سلطه حزبالله تبدیل میکرد، که او از پذیرش آن امتناع ورزید.
در عین حال، مقامات آمریکایی شک و تردیدهای مشروعی در مورد تمایل بیروت به عمل به وعدههای خود برای خلع سلاح و برچیدن حزبالله دارند. دور اول چنین تلاشهایی—ادعای ارتش لبنان (LAF) مبنی بر “کنترل عملیاتی” بر بخش جنوبی لیتانی در اواخر ۲۰۲۵—پس از کشف داراییها و زیرساختهای قابل توجه حزبالله در آنجا ناکافی تشخیص داده شد.
از آن زمان، فرمانده ارتش لبنان، ژنرال رودولف هایکل، بارها “صلح مدنی” را بر هر نوع رویارویی با حزبالله اولویت داده است، در حالی که عون به طور کلی در مورد خلع سلاح صحبت کرده و آن را دارای اجزای سیاسی، اقتصادی و نظامی دانسته است. با توجه به اینکه رهبران لبنانی در طول سی و پنج سال گذشته—از توافق طائف تا آتشبس ۲۰۲۴—چندین بار وعده داده و در خلع سلاح حزبالله شکست خوردهاند، ترامپ میخواهد عون توضیح دهد که این بار چه تفاوتی دارد و بیروت چه زمانی شروع به “عمل کردن” خواهد کرد و از تمام وسایل علیه این گروه، از جمله اجبار نظامی، استفاده خواهد کرد.
ضمانتهای امنیتی و حمایت واشنگتن
از سوی خود، عون مشتاق است بداند آیا کاخ سفید میتواند به عنوان یک پشتیبان قابل اعتماد عمل کند در حالی که او در برابر فشارهای متحدان ایران در داخل لبنان که به دنبال کنار گذاشتن توافقنامه چارچوبی به نام “اجماع ملی” هستند، مقاومت میکند. از نظر عملی، عون میخواهد بداند آیا ترامپ منابع قابل توجهی را برای توسعه قابلیتهای ارتش لبنان (LAF) سرمایهگذاری خواهد کرد، حمایت بینالمللی برای بازسازی لبنان سازماندهی خواهد کرد و از اسرائیل خواهد خواست که او را از طریق خروجهای تدریجی تقویت کند.
عون همچنین با یک سایه تاریخی مواجه است—او میخواهد از تبدیل شدن به یک امین جمیل روزگار جدید جلوگیری کند، رئیسجمهوری که در زمان او بیروت توافق صلح ۱۷ مه ۱۹۸۳ تحت نظارت ایالات متحده با اسرائیل را امضا کرد که ده ماه بعد تحت فشار سوریه فروپاشید. او احتمالاً درباره رابطه ایالات متحده و اسرائیل نیز کنجکاو است، با توجه به تمایل دولت ترامپ برای مذاکره درباره یک یادداشت تفاهم با ایران بدون ورودی یا تأیید اورشلیم. در تمام این موارد، عون میخواهد نگرانیهایش برطرف شود.

چه انتظاری باید داشت
شرایط برای یک دیدار موفق آماده است—یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران در هم شکسته است و منتقدان توافق اسرائیل-لبنان گزینههای آسانی ندارند. زیرا عون کنترل تهران بر سرنوشت لبنان را رد کرده است، این کشور به طور خودکار به یک منطقه جنگی بزرگ بازنگشته است زمانی که درگیریها بین ایالات متحده و ایران هفته گذشته از سر گرفته شد.
در عوض، بیروت و اورشلیم با یک دور گفتوگوهای فنی “سودمند و مثبت” در رم این هفته، زمینه را برای دیدار کاخ سفید فراهم کردند تا برای راهاندازی دو منطقه آزمایشی تحت کنترل ارتش لبنان (LAF) که در چارچوب پیشبینی شده است، آماده شوند. از نظر شخصی، ترامپ احتمالاً به عون، یک میهنپرست لبنانی که در جنگ آزمایش شده و خسته از جنگ است و در برابر جاهطلبیهای منطقهای ایران به خاطر افتخار ملی و تلاش برای صلح موضع قوی گرفته است، گرایش پیدا خواهد کرد—دقیقاً نوعی از رهبران ملی که ترامپ به آنها احترام میگذارد.
اما هر دو رئیسجمهور به دنبال چیزی بیشتر از دوستی هستند. از نظر عملی، عون به تعهدات عملی ایالات متحده برای حمایت نیاز دارد تا در کنار یک آغوش شخصی و تأیید قوی توافقنامه چارچوبی قرار گیرد. این موارد میتواند شامل موارد زیر باشد:
ارائه آموزش و تأمین یک واحد به سبک نیروی دلتا در داخل ارتش لبنان (LAF) که میتواند عملیات ویژهای علیه حزبالله انجام دهد
تأمین پهپادها، حسگرها و سایر ابزارها برای تقویت امنیت مرزهای لبنان در برابر قاچاق گسترده سلاح، مواد مخدر و انسان توسط حزبالله
سازماندهی یک تلاش بینالمللی برای جمعآوری کمکهای مالی، هم برای آغاز بازسازی مناطق آسیبدیده از جنگ و هم برای تکمیل حقوق نیروهای ارتش لبنان (LAF) بهگونهای که نسبت به مبارزان حزبالله بهطور فاحشی کمپرداخت نباشند.
آغاز یک فرآیند برنامهریزی برای ابتکارات قابل توجه در بخش کسبوکار به منظور بازسازی اقتصاد ویران لبنان و بهرهبرداری از فرصتهای ناشی از صلح بالقوه با اسرائیل.

استراتژی برای خلع سلاح و ثبات
این حمایت مشهود ایالات متحده میتواند به قانع کردن عون کمک کند که ترامپ هم به او و هم به استراتژی مذاکرات مستقیم با اسرائیل علاقهمند است. علاوه بر این، این موضوع مشکل نشان دادن منافع کوتاهمدت توافق چارچوبی را در زمانی که اسرائیلیها مشغول انتخابات داخلی پیشرو هستند، حل میکند—وضعیتی سیاسی که باعث میشود اورشلیم حتی بیشتر به هر پیشنهادی (حتی از سوی ترامپ) درباره جابجاییهای قابل توجه اسرائیلیها فراتر از مناطق آزمایشی، واکنش منفی نشان دهد.
در عوض این بسته مشوقها، ترامپ بدون شک میخواهد شواهد بیشتری از جدیت عون بشنود. این میتواند شامل جزئیات خاصی از برنامه او برای خلع سلاح و از بین بردن حزبالله؛ وعدههایی برای برکناری افسران ارتش لبنان (LAF) که با حزبالله همدست شناخته شوند، بهویژه در اطلاعات نظامی؛ و تعهد به تعلیق قوانین سختگیرانهای که هرگونه تماس غیرنظامی بین لبنانیها و اسرائیلیها را ممنوع میکند، باشد. از همه مهمتر، عون باید تأکید کند که صلح با اسرائیل هدف استراتژیک اوست—در واقع، هرچه بیشتر بر تعهد خود به صلح تأکید کند، زمان، فضا و حمایت بیشتری از ترامپ دریافت خواهد کرد.
در نهایت، جلسه کاخ سفید همچنین به عون فرصتی میدهد تا به یک ایده خطرناک که به نظر میرسد تخیل ترامپ را به خود مشغول کرده است، پایان دهد: توانمندسازی سوریه برای اعزام نیرو به لبنان بهمنظور بهاصطلاح سرکوب حزبالله. عون بهخوبی آگاه است که هرگونه مداخله نظامی سوریه یادآور وحشتهایی خواهد بود که در دوران تسلط آهنین رژیم اسد بر کشورش رخ داده است، و در این فرآیند، تقسیمات فرقهای را شعلهور کرده و حمایت عمومی از حزبالله را افزایش میدهد. با وجود اینکه خود شرا این ایده را رد کرده است، ترامپ همچنان به آن بازمیگردد. امیدواریم عون چنین مورد قانعکنندهای از تعهد خود به از بین بردن حزبالله ارائه دهد که ترامپ در نهایت گزینه سوریه را رها کند.

