جنگ طولانیمدت ایران بهطور بنیادی نحوهی برخورد کشورهای عرب خلیج فارس با امنیت اقتصادی را تغییر داده است. شش ماه حملات مداوم به زیرساختهای انرژی و تهدیدات مداوم به حمل و نقل دریایی، اولویتهای منطقهای را از سرمایهگذاری در ثروتهای ملی و آرمانهای فناوری به سمت ساخت سریع و چندوجهی زیرساختها تغییر داده است. دور زدن تنگه هرمز به اصل سازماندهنده مرکزی این موج توسعه تبدیل شده است.
عربستان سعودی در حال گسترش ظرفیت خط لوله شرق-غرب خود برای انتقال نفت خام به سمت دریای سرخ است و در عین حال نئوم را بهعنوان یک کریدور لجستیکی چندوجهی که خلیج فارس را به مصر و اروپا متصل میکند، معرفی میکند. امارات متحده عربی در حال تسریع یک حرکت مکمل به سمت شرق است و بر روی خط لوله حبشان-فجیره دو برابر سرمایهگذاری میکند و فجیره، دبا و خورفکان را به مراکز ژئواکونومیک حیاتی تبدیل میکند.
عمان از بنادر عمیق آب جنوبی خود در صحار، دقم و صلاله که خارج از تنگه هرمز و بابالمندب قرار دارند، بهرهبرداری میکند. دور زدن تنگه هرمز اکنون فراتر از ساخت خطوط لوله به کریدورهای کامیونی، شبکههای ریلی، گسترش بنادر و توافقهای لجستیکی فرامرزی با عراق، سوریه، مصر و خروجیهای مدیترانهای گسترش یافته است. شرکتهای بینالمللی انرژی و لجستیک از جمله شِورون، توتال انرژی و سیامای سیجیام در حال حاضر با این پروژهها در حال تعامل هستند. این ساخت و ساز احتمالاً به همان اندازه برای اقتصاد سیاسی منطقهای مهم خواهد بود که برنامههای فناوری خلیج فارس و رفتار صندوقهای ثروت ملی.
دور زدن تنگه هرمز شتاب تغییر به سمت غرب را تسریع میکند
جنگ ایران اکنون به مدت شش ماه ادامه دارد. پیش از جنگ، کشورهای عرب خلیج فارس توجه دولتها و جامعه جهانی کسب و کار را با تعهدات سرمایهگذاری عظیم – بهویژه در اقتصاد ایالات متحده – و برنامههای فناوری بلندپروازانه جلب کرده بودند. سرمایهگذاریهای قوی صندوقهای ثروت ملی خلیج و جریان ثابت ابتکارات تنوع اقتصادی سالهاست که توجه سرمایهگذاران و شرکتهای چندملیتی را به خود جلب کرده است. این فعالیتها هنوز در حال انجام است، با وجود عدم قطعیت کلان اقتصادی ناشی از درگیری.
اما ویژگی جدیدی از چشمانداز اقتصادی منطقه در میان جنگ طولانیمدت ایران پدیدار شده است: یک ساخت زیرساخت اقتصادی عمده که توسط خلیج فارس هدایت میشود. این فرآیند توسعه وسیع و چندوجهی احتمالاً به سرعت ادامه خواهد یافت، صرفنظر از نتیجه کوتاهمدت درگیری. در حالی که دور زدن تنگه هرمز یک هدف کلیدی است، اما آرزوهای زیرساخت اقتصادی بسیار فراتر از صرفاً ساخت خطوط لوله در اطراف تنگه و اطمینان از جریان کالاها و افراد به و از منطقه از طریق راهآهن، جاده و دیگر کریدورها است. ساخت زیرساخت اقتصادی در حال حاضر در چندین جهت به طور همزمان در حال حرکت است و پیامدهای قابل توجهی برای منطقه و فراتر از آن دارد.

پیشرفت خط لوله غربی عربستان سعودی
در منطقه خلیج فارس، سه جهت واضح از توسعه در حال شکلگیری است. اول، یک تغییر به سمت غرب در حرکت اقتصادی که به نفع عربستان سعودی است. خط لوله شرق-غرب این کشور میتواند به طور تقریبی 7 میلیون بشکه نفت خام در روز به دریای سرخ منتقل کند و مسیری را فراهم میآورد که تنگه هرمز را دور میزند و عربستان سعودی در حال بررسی گسترش ظرفیت خط لوله و زیرساختهای صادرات دریای سرخ است. کریدورهای اقتصادی وسیعتر و ابتکارات اتصال که به کاهش وابستگی به تنگه کمک میکند، موقعیت عربستان سعودی را به عنوان یک گره تجاری و لجستیکی تقویت خواهد کرد.
مقامات سعودی در حال قرار دادن بندر نیوم – بخشی از پروژه بزرگ متعلق به صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان که در حال حاضر در حال بازنگری استراتژیک در طرح توسعه خود است – در یک کریدور اقتصادی چندوجهی هستند که خلیج فارس را به مصر و اروپا متصل میکند. یکی از تحلیلگران سعودی، تغییر استراتژیک از نیوم بازنگری شده به لجستیک جنگی را به عنوان “یکی از نقاط قوت تعریفکننده دولت سعودی” توصیف کرده است. با این حال، تنشهای تجدید شده سعودی-حوثی تهدیدی برای تلاشهای عربستان سعودی برای تبدیل شدن به یک گره ضروری در کریدورهای اقتصادی منطقهای است که نیاز به ثبات و دسترسی به کریدور دریای سرخ دارد.
امارات متحده عربی به سرعت به سمت شرق پیش میرود
دوم، امارات متحده عربی در خط مقدم توسعه به سمت شرق قرار دارد، زیرا این کشور برنامههایی را برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز پیش میبرد و زیرساختهای تجاری حیاتی را در سواحل شرقی خود ایجاد میکند. ابوظبی قصد دارد ظرفیت صادرات نفت خود را با تسریع در توسعه یک کریدور انرژی جدید، خط لوله غرب-شرق، دو برابر کند تا مکمل خط لوله موجود حبشان-فجیره باشد. مراکز شرقی فجیره، دبی و خورفکان به طور چشمگیری در اهمیت ژئواکونومیک افزایش خواهند یافت.
شرکت DP World مستقر در دبی به طور فزایندهای از مسیرهای داخلی برای جابجایی کالا در سراسر کشور استفاده میکند. منطقه آزاد پرچمدار DP World، جبل علی، از کریدورهای جدید سریعالسیر برای اتصال مراکز لجستیکی در سواحل شرقی استفاده میکند. این شرکت به تازگی ۷۰۰ کامیون به ناوگان خود اضافه کرده است تا ظرفیت حمل و نقل مرزی و داخلی را افزایش دهد و انبارهای کانتینری را “برای حرکت کانتینری مبتنی بر راهآهن آینده از طریق راهآهن اتحاد” آمادهسازی میکند. DP World همچنین از گزینههای مسیریابی دریای سرخ از طریق بندر اسلامی جده استفاده میکند و یک کریدور گمرکی با صحار در عمان ایجاد کرده است.
عمان از مسیرهای جنوبی بهرهمند میشود
سوم، پیشروی به سمت خلیج جنوبی برای اجتناب از گلوگاههای حیاتی این منطقه به نفع عمان خواهد بود. بنادر عمیق آب این کشور – در صحار، دوqm و صلاله – و مراکز لجستیکی آن در خارج از تنگه هرمز و باب المندب قرار دارند. بلافاصله پس از حملات اولیه جنگ ایران، ادارات گمرک دبی و عمان یک کریدور سبز راهاندازی کردند.
آنچه که قرار بود یک ابتکار موقت برای تغییر مسیر کالاهای وارداتی به عمان برای حمل و نقل زمینی به امارات از طریق گذرگاه مرزی حتا باشد، اکنون به نظر میرسد که به یک ساختار دائمی تبدیل شده است. مسقط همچنین در حال رهبری مذاکرات با تهران در مورد کریدورهای ترانزیتی آینده از طریق تنگه هرمز است. کشورهای همسایه خلیج امیدوارند که عمان بتواند ترتیبات قابل قبولی با ایران برای عبور از تنگه به دست آورد – حتی اگر این ممکن است در نهایت شامل نوعی پرداخت برای ترانزیت دریایی امن باشد.

چه چیزی کشورهای کوچک خلیج را محدود میکند
کشورهای باقیمانده شورای همکاری خلیج فارس شامل بحرین، قطر و کویت از محدودیتهای جغرافیایی بیشتری در توسعه کریدورهایی برای دور زدن تنگه هرمز برخوردارند. این کشورها میتوانند از کریدورهای اقتصادی منطقهای که توسط همسایگان توسعه مییابد، بهرهمند شوند – به شرطی که بتوانند ارتباطات زیرساخت اقتصادی پایدار ایجاد کنند. برخی از پیوندهای دریایی در حال حاضر وجود دارد و شبکههای ریلی در حال گسترش هستند. پروژه راهآهن شورای همکاری خلیج فارس یک پایه مناسب پیش از جنگ برای ساخت و ساز فراهم کرد. همچنین بحثهای منطقهای درباره اشتراکگذاری ظرفیتهای گسترشیافته خطوط لوله وجود دارد، هرچند که تأمین تقاضای منطقهای ممکن است با منافع ملی تداخل داشته باشد.
کریدورها فراتر از خلیج فارس میرسند
جهت توسعه زیرساختهای اقتصادی نیز به مناطق وسیعتری از خاورمیانه گسترش مییابد. عراق به دنبال مسیرهای حمل و نقل زمینی جایگزین به سمت دریای مدیترانه از طریق سوریه است، با حمایت سایر کشورهای خلیج فارس و ایالات متحده. در واقع، واشنگتن از امضای یک یادداشت تفاهم برای احیای خط لوله نفت کرکوک-بانیاس استقبال کرد. ترکیه و لبنان نیز دیگر خروجیهای مدیترانهای را ارائه میدهند. مصر – با خط لوله سوئز-مدیترانهای یا سومد و کانال سوئز – “به یک کشور ترانزیتی ضروری تبدیل شده است که زیرساختهای دریای سرخ عربستان سعودی را با بازارهای جهانی پیوند میزند”، به گفته تحلیلگر انرژی کیت دوریان.
کشورهای خلیج فارس به دنبال فرصتهای بیشتر منطقهای و بینالمللی برای نزدیک کردن فعالیتهای اقتصادی حیاتی به بازارهای کلیدی خواهند بود. به عنوان مثال، سعودی آرامکو در حال بررسی گسترش تأسیسات ذخیرهسازی جهانی خود است. دولتهای خلیج فارس و نهادهای مرتبط با دولت احتمالاً به دنبال راههایی برای تقویت سایر قابلیتهای تجاری مهم – از جمله پالایش، سوختگیری و انبارداری – فراتر از منطقه نیز خواهند بود به عنوان بخشی از استراتژیهای کاهش تهدید خود.
کریدورهای جدید مرتبط با توسعه زیرساختهای اقتصادی خلیج فارس به طور حتم با ابتکارات موجود در زمینه اتصال تعامل خواهند داشت: ابتکار کمربند و جاده چین، کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا و جاده توسعه عراق. با این حال، اولویت بیشتری به کریدورهای جدید و بومی داده خواهد شد که آماده و چابک کافی برای پاسخگویی به چالشهای جدید و فوری منطقه باشند. بنابراین، ردپای منطقهای ابتکارات توسعه جهانی موجود و کریدورهای فراملی بیشتر تحت تأثیر زیرساختهای اقتصادی و انرژی نوظهور شکل خواهد گرفت تا بالعکس.

زیرساختها به شرکای بینالمللی نیاز دارند
بدون شک، ساخت زیرساختهای اقتصادی منطقهای با چالشهای متعددی روبرو خواهد شد. پروژههای خط لوله و سایر پروژههای زیرساختی ممکن است سالها زمان ببرند و هزینههای بالایی داشته باشند. افزونگی – واژه جدید منطقهای – عمدتاً برای کشورهایی که از نظر مالی توانمند هستند یک لوکس به شمار میآید و احتمالاً منجر به پیامدهای منفی اقتصادی برای برخی زیرساختهای موجود خواهد شد. کریدورهای فراملی نیز نیازمند سطحی از همکاری و اعتماد پایدار هستند که در سطح وسیع در منطقه وجود ندارد. حتی اگر کمبودهای اعتماد قابل غلبه باشند، زیرساختهای حاصل ممکن است به طور کامل از خطرات ژئوپلیتیکی و سایر خطرات در حال تغییر در امان نمانند.
با این حال، این چالشها فرصتهایی را برای شرکای بینالمللی فراهم میکنند. دولتهای خارجی و شرکتهای بخش خصوصی میتوانند به ایجاد مسیرهای جدید برای زیرساختهای اقتصادی کمک کنند و مسیرهای موجود را کارآمدتر و مقرون به صرفهتر نمایند. این امر به کشورهای خلیج فارس کمک خواهد کرد تا گزینههای قابل اجرایی که به شدت مورد نیاز است، ایجاد کنند. اقدامات تقویت تابآوری نیز برای اطمینان از کاهش خطرات فعلی و آینده و نه فقط جابجایی جغرافیایی آنها، حیاتی است.
شاخصهای روشنی از مشارکت جهانی در کسب و کار وجود دارد: شرکت شِورون به عنوان شریک سرمایهگذاری در پروژه خط لوله عراق-سوریه فعالیت میکند و شرکت توتال انرژیها نیز برنامههایی برای همکاری در پروژههای خط لوله عراق-سوریه و جدید امارات متحده عربی اعلام کرده است. گروه CMA CGM فرانسه نیز برنامههایی برای توسعه پایانههای بندری و لجستیکی در جده و صحار دارد.
مسیر توسعه زیرساختهای اقتصادی نه تنها برای کشورهای خلیج فارس بلکه برای اقتصاد جهانی نیز اهمیت دارد. این فرآیند و پیامدهای آن برای اقتصاد سیاسی منطقه ممکن است به مرور زمان به اندازه پیامدهای مرتبط با برنامههای فناوری خلیج فارس و رفتار سرمایهگذاری صندوقهای ثروت ملی مهم باشد. پس از شش ماه جنگ، تمرکز جهانی فراتر از محدودیتهای خود درگیری تغییر کرده و به این سمت رفته است که کشورهای خلیج فارس و شرکای بینالمللی آنها چگونه قصد دارند به جلو حرکت کنند.

