تشدید فعالیتهای حوثیها از یک تهدید حاشیهای به یک حمله مستقیم به مهمترین کریدورهای اقتصادی عربستان سعودی تبدیل شده است. با هدف قرار دادن نفتکشها، پالایشگاهها و ترافیک دریایی در باب المندب، این جنبش یک گلوگاه مهم دیگر برای جریانهای نفتی جهانی را باز کرده است، در حالی که بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، صادرات خلیج فارس را محدود کرده است.
ریاض اکنون با یک رقیب مواجه است که فرضیهی یک نیروی وابسته را رد کرده و بر اساس منطق انقلابی خود عمل میکند، که این امر هرگونه آتشبس گستردهتری بین ایالات متحده و ایران را ناکافی میسازد. این حملات عربستان سعودی را وادار کرده است تا امنیت مسیر دریای سرخ خود و فرضیاتش دربارهی حمایت آمریکایی را مورد بازنگری قرار دهد، بهویژه پس از آنکه واشنگتن از پیوستن به ائتلاف دریایی جدید خودداری کرد. بنابراین، تشدید فعالیتهای حوثیها پادشاهی را مجبور میکند تا بین تلافی نظامی، دفاع از زیرساختهای حیاتی و ایجاد ائتلافهای دیپلماتیک تعادل برقرار کند، در شرایطی که ظرفیت محدود و احتیاط نامشخص ایالات متحده وجود دارد. نتیجه این وضعیت یک معضل استراتژیک است که میتواند شراکت ایالات متحده و عربستان را تحت فشار قرار دهد و مسیر جنگ را تغییر دهد.
چرا تشدید فعالیتهای حوثیها ریاض را تهدید میکند
به طور پیشبینیپذیر و تقریباً اجتنابناپذیر، حوثیها، یکی از مقاومترین و باهوشترین نیروهای وابسته به ایران، وارد جنگ ایران شدهاند. گزارشهای مربوط به حملات جدید حوثیها در یمن و عربستان اکنون روزانه منتشر میشود. در حملات هفتهی ۹ اوت، که پس از یک ماه تشدید مداوم انجام شد، شورشیان حوثی به گزارشها شش نفر را در یک کشتی باری در باب المندب در روز سهشنبه به قتل رساندند، که این اولین تلفات از زمان ورود جدی حوثیها به جنگ ایران بود.
چند روز پیشتر، حوثیها به یک پالایشگاه نفت در شهر جازان عربستان حمله کردند؛ نیروهای مورد حمایت عربستان را در شهر بندری ال-Mokha یمن هدف قرار دادند و تا هفت نفر را کشتند؛ و به یک کشتی با پرچم تانزانیا در باب المندب حمله کردند که شش نفر از خدمه و نجاتدهندگان را کشتند. حوثیها بیشتر از ایالات متحده یا سایر کشورهای منطقه، به طور مستقیم عربستان سعودی را تهدید میکنند و اکنون پادشاهی را وادار به پاسخگویی کردهاند.

پل هوایی و خطوط قرمز سعودی
محاسبات دقیق که هوثیها را به طور کاملتر به این جنگ کشاند، مبهم باقی مانده است. اما آنچه میدانیم این است که رژیم ایران—پس از تحمل بیش از چهار ماه حملات شدید ایالات متحده و اسرائیل—پرواز یک هواپیمای ماهان ایر به صنعا را در تاریخ ۳ ژوئیه ارسال کرد، که اولین پرواز مستقیم بین تهران و صنعا در یک دهه گذشته بود. دلیل ظاهری این پرواز، انتقال یک هیئت هوثی و بازگرداندن آن به تهران برای مراسم تشییع آیتالله خامنهای، رهبر عالی ایران، بود.
اما به گفته دولت جمهوری یمن که از عربستان سعودی حمایت میشود، این پرواز همچنین پرسنل و تجهیزات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به یمن تحت کنترل هوثیها منتقل کرده است که این امر نقض تحریمهای تسلیحاتی طولانیمدت سازمان ملل علیه هوثیها به شمار میرود. زمانی که تلاشهای میانجیگری منطقهای برای جلوگیری از یک پرواز مستقیم دیگر از تهران به صنعا—که ظاهراً برای بازگرداندن هیئت تشییع هوثیها بود—ناموفق ماند، عربستان سعودی تصمیم گرفت که نمیتواند یک پل هوایی مستقیم بین تهران و صنعا را تحمل کند.
در تاریخ ۱۳ ژوئیه، عربستان سعودی reportedly باندهای فرودگاههای صنعا و الحدیده را در حالی بمباران کرد که یک پرواز دیگر تهران-صنعا در هوا بود. هوثیها به هر حال موفق به فرود آمدند و بلافاصله پس از آن با هدف قرار دادن فرودگاه ابها در جنوب عربستان سعودی در تاریخ ۱۳ ژوئیه، به این اقدام پاسخ دادند.
یک هفته بعد، هوثیها یک محاصره را هدف قرار دادند که کشتیهای سعودی در دریای سرخ را شامل میشد و گفتند که محاصره سعودی بر سرزمین هوثیها باید پایان یابد. هوثیها دو روز بعد تهدیدهای خود را با حمله به دو نفتکش حامل نفت خام سعودی عملی کردند. در تاریخ ۲۷ ژوئیه، عربستان سعودی ادعا کرد که یک شبهنظامی تحت حمایت ایران در عراق—شاید در هماهنگی با هوثیها—زیرساختهای انرژی در استان شرقی عربستان سعودی را هدف قرار داده است که منجر به واکنش مشترک جنگندههای سعودی و آمریکایی شد.
این تشدید دقیقاً به همین دلیل است که عربستان سعودی همیشه امیدوار بود از کشیده شدن به جنگ ایران اجتناب کند. رهبری عربستان میدانست که ایران و نمایندگان آن ظرفیت و تمایل دارند تا به حساسترین اهداف در پادشاهی، از جمله زیرساختهای انرژی، تأسیسات آب شیرینکن و حتی مراکز جمعیتی غیرنظامی حمله کنند. برای کشوری که آیندهاش را بر اساس اقتصادی متحول که گردشگران و سرمایهگذاران را جذب میکند، بنا کرده است—و هنوز هم به درآمد نفتی برای تأمین مالی آن تحول وابسته است—اینگونه حملات میتواند فاجعهبار باشد.
قبل از جنگ کنونی ایران، هم تنگه هرمز و هم باب المندب بهطور کامل برای همه باز بودند. حتی پس از آغاز جنگ و بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، عربستان سعودی توانسته بود حدود 80 درصد از نفت خود را از طریق دریای سرخ صادر کند. این مسیر صادراتی جایگزین، همراه با قیمتهای بالای نفت، به این معنا بود که جنگ تأثیر محدودی بر درآمدهای انرژی عربستان سعودی داشت. اما همه چیز در ماه ژوئیه تغییر کرد، زمانی که حوثیها لفاظیهای جنگطلبانه خود را به عمل تبدیل کردند و برای اولین بار از سال 2022 بهطور مستقیم عربستان سعودی را هدف قرار دادند، باب المندب را به روی کشتیها و ناوگان سعودی حامل نفت عربستان بستند و مزیت مسیر دریای سرخ عربستان سعودی را تضعیف کردند.
با محدود کردن حوثیها بر ناوبری از طریق باب المندب، ایالات متحده، عربستان سعودی و جامعه جهانی حمل و نقل دریایی ممکن است با وضعیتی مواجه شوند که نه یک، بلکه دو نقطه تنگه دریایی عمده که برای صادرات بیشتر محصولات نفتی خلیج استفاده میشود، تحت تأثیر ایران و شرکای آن قرار گیرد.
حوثیها برچسب نمایندگی را رد میکنند
اگر حوثیها صرفاً نمایندهای از ایران بودند، رفتار آنها بهطور نظری میتوانست در یک توافق آتشبس که جنگ گستردهتری بین ایالات متحده و ایران را مدیریت میکند، گنجانده شود. اما حوثیها خود را فراتر از ابزار یک کشور دیگر میدانند؛ آنها جنبش خود را بهعنوان یک قدرت اسلامی مستقل مینگرند که هیچگونه کمتر از مشروعیت مذهبی و ایدئولوژی انقلابی جمهوری اسلامی ایران نیست. این موضوع حوثیها را در وضعیت کنونی بهویژه خطرناک میسازد زیرا هر توافق مذاکرهشده برای پایان دادن به جنگ ایران—که بهطور ضروری از ابتدا ناقص خواهد بود—بهطور قطع توسط حوثیها بهعنوان الزامآور برای آنها تفسیر نخواهد شد.
این امر عربستان سعودی را ملزم میکند تا حوثیها را متقاعد کند—چه از طریق دیپلماسی و چه از طریق نیروی نظامی—تا عقبنشینی کنند و در عین حال دفاعیات خود را در جنوب تقویت کند. اما با منابع نظامی محدود، باید این تلاشها را با حفاظت از زیرساختهای حیاتی خود، بهویژه در استان شرقی که صنعت انرژی کشور در آن متمرکز است و در بندر ینبع در دریای سرخ، متوازن کند.
عربستان سعودی یک ائتلاف دریایی تشکیل میدهد
یکی از پاسخهای عربستان سعودی گسترش مجموعهای از شراکتها فراتر از اتحاد اصلی خود با ایالات متحده بوده است. در تاریخ 30 ژوئیه، این کشور از تشکیل یک ائتلاف دریایی برای دفاع از آزادی ناوبری در دریای سرخ خبر داد. در ابتدا 43 کشور دعوت شدند که از این تعداد، 14 کشور، از جمله عربستان سعودی، تاکنون به این ائتلاف پیوستهاند. بهویژه، ایالات متحده به این ائتلاف نپیوسته است. از 14 کشور حاضر در ائتلاف—بحرین، بنگلادش، کومور، جیبوتی، مصر، اردن، کویت، قطر، پاکستان، عربستان سعودی، سومالی، سودان، ترکیه و یمن—تنها مصر، پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه نیروی دریایی قابل توجهی دارند.
سایر کشورها یا نیروی گشت ساحلی کوچکی دارند یا اصلاً نیروی دریایی واقعی ندارند. هنوز مشخص نیست که آیا هیچیک از آنها آمادهاند تا ظرفیت دریایی—یا اراده سیاسی—برای پاسخ نظامی به حملات حوثیها را فراهم کنند.
اگر عربستان سعودی احساس کند که مجبور است به حملات مکرر حوثیها علیه کشتیهای خود در دریای سرخ و زیرساختهای انرژی با یک تشدید نظامی قابل توجه پاسخ دهد، ممکن است منافع عربستان و ایالات متحده در تضاد قرار گیرد. تا کنون، آتشبس میان ایالات متحده و حوثیها در مه 2025 حتی در میان جنگ ایران برقرار بوده است.
رئیسجمهور ترامپ تقریباً مطمئناً نمیخواهد جبهه دیگری در جنگ باز شود—بهویژه جبههای که میتواند باعث افزایش بیشتر قیمت نفت قبل از انتخابات میاندورهای شود—در حالی که درگیری اصلی هنوز حل نشده است. و با این حال، برای موفقیت تلاش نظامی عربستان علیه حوثیها، حمایت ایالات متحده ضروری خواهد بود. این امر برای عربستان سعودی یک معضل واقعی ایجاد میکند، که از یک سو با حملات و تحریکات حوثیها مواجه است و از سوی دیگر با یک دولت ایالات متحده که reluctant به گسترش درگیری موجود است.
تردید واشنگتن معضلی ایجاد میکند
هر چه که پیش بیاید، رهبری عربستان سعودی احتمالاً رویکرد ترامپ را از منظر حوادث قبلی که در آن احساس ناامیدی از واشنگتن در درگیری با ایران و نمایندگان آن داشته است، ارزیابی خواهد کرد. در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶، دولت اوباما عربستان سعودی را تحت فشار قرار داد تا از حملات هوایی خود عقبنشینی کند و ارزیابی کرد که این حملات تلفات غیرنظامی بسیار زیادی به همراه دارد و تأثیر کمی بر حوثیها دارد.
در سال ۲۰۱۹، حملات پهپادی که به احتمال زیاد از سوی ایران یا نمایندگان آن در عراق انجام شده بود، زیرساختهای حیاتی انرژی عربستان سعودی در ابقیق و میدان نفتی خریص را هدف قرار داد؛ رئیسجمهور ترامپ، پس از اینکه بهطور اولیه گفت که ایالات متحده “آماده و مسلح است”، تصمیم به پاسخ نظامی نگرفت. و در سال ۲۰۲۵، دولت ترامپ کمپین هوایی ایالات متحده علیه حوثیها را که در دوران دولت بایدن آغاز شده بود، بدون اطلاع قبلی به عربستان سعودی متوقف کرد.
عربستان سعودی از همان ابتدا نسبت به جنگ ایران بیعلاقه بوده است. رهبری عربستان سعودی، که بهطور اصولی از پایان رژیم ایرانی خوشحال است، با این حال نگران بود که جنگ نه با یک ایران جدید، بلکه با وضعیت بدتری برای کل منطقه به پایان برسد. همچنین میدانست که انتقامجوییهای اجتنابناپذیر ایران بهطور مستقیم بر عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس تأثیر خواهد گذاشت و با این حال عربستان سعودی اعتماد چندانی نداشت که ایالات متحده آسیبپذیریهای زیرساختهای حیاتی این پادشاهی را در برنامههای جنگی خود مد نظر قرار دهد. این نگرانیها بهخوبی تأیید شد و بعد جدید حوثیها اوضاع را بدتر میکند.

تشدید حوثیها و بازدارندگی عربستان سعودی
میزان اقدام عربستان سعودی برای سرکوب حملات حوثیها تا حدی به تشدید حوثیها و تا حدی به این بستگی دارد که آیا این کشور مایل است به یک کمپین ضد حوثی جدید آغاز کند، با وجود یک دولت ایالات متحده که reluctant است. اما درگیری جدید در یمن آخرین چیزی است که عربستان سعودی به آن نیاز دارد و آخرین میوه تلخ این جنگ نادرست است که مردم سعودی هرگز واقعاً آن را نمیخواستند.

